من راه اگر به حق نبرم جلق میزنم
صابون خوب اگر نخرم جلق میزنم
با دستهای کمهنرم کار میکنم
با دستهای پرهنرم جلق میزنم×
شبیه رخش اگر دیر میرسم گاهی
مرا ببخش اگر دیر میرسم گاهی
ملاک زندگیام پیک برتر است بگو
به بخش پخش اگر دیر میرسم گاهی×
هر وقت که پشت میز شطرنجی پارک
سرباز نگاه تو اسیرم شده است،
لبهای من و دست تو و گردن تو
لبهای تو و گفتن دیرم شده است×
هوا هوای لواط است زودتر برگرد
چقدر صبر کنم تا ببینمت نامرد؟
کلکسیون زدهام با قصیدههای فراق
که بیت بیت مرا دولتت مصادره کرد×
اِنَّالحُسَین... ورد زبان شد نیامدی
حتی یزید نافلهخوان شد نیامدی
دیگر برای آمدنت چند تا دروغ؟
صحرای کربلا اُبُدان شد نیامدی×
دل هر چه کهنه باز به دل ختم میشود
گیسوی گیر کرده به تل ختم میشود
ما هر دو کشته مردهی سکسیم پس چرا
هر بار حرفمان به هگل ختم میشود×
برای اینکه بدانی چقدر غمگینم
نگاه کن که چه مدت تو را نمیبینم
(تمام شاعریام بیت قبل بود ای دوست
ببین چطور به آن بیت خوب میرینم!)×
ردّ گه مانده روی ایرانم
کیر خر رفته توی ایرانم
دیگر ایرانتان* به تخمم نیست
*این هووی ببوی ایرانم×
دوباره عشق دوباره کمی حقیر شدن
دوباره ساعت سه باز ترس دیر شدن
دوباره حدس دوباره گمان دوباره خیال
دوباره آخر سر عاشقانه کیر شدن×
سنگ سیاه کعبهی من سنگ فندک است
اصلا سرود ملیام آهنگ فندک است
فندک که هست زندگیام رنگ زندگیست
بنزین که هست خودکشیام لنگ فندک است×
چه وقتها که هدر کردهام به نام زمان
چه روزها که رساندم به شب به کام زمان
و اشتیاق من انگار بیشتر شده است
برای دیدنت از دیدن امام زمان×
مسیر کندهی بیلام؛ زمخت و زبر و یغور
حصیر بر تن فیلام؛ زمخت و زبر و یغور
به شخصه عاشق همجنسخواههای زنام
ولی کلفتسبیلام؛ زمخت و زبر و یغور×
از این ایران آش و لاش سیرم
از این دنیای بی پاداش سیرم
زبان فارسی را موش خورده
من از اما اگر ای کاش سیرم×
برای تنهاییها نماز را دارم
برای مزّهی دیزی پیاز را دارم
برای اینکه برای کسی پدر بشوم
قوای جنسی پانصد گراز را دارم×
اگر که زلزله آمد به بم به تخم چپم
اگر نشد خبری باز هم به تخم چپم
نه اینکه فرقی باشد میان چپ با راست
اسیر وزن شدم لاجرم به تخم چپم×
از مزّه و رنگ سس بدم میآید
از بردن اسمِ کس بدم میآید
کس کس کس کس کس کس کس کس کس کس
درضمن از آندلس بدم میآید×
موزونیات زبانزد دکتر مظاهریست
شوریدگیت اسوهی شهرام ناظریست
شبها به خانهتان که میآییم نیستی
این کارهات سوژهی عباس قادریست×
ذغال و سیخ و سس و باد هست؛ بال کم است
شمال بی تو به اندازهی شمال کم است
تو مثلِ... مثلِ... تو مثلِ... چقدر خوبی تو
تو را شبیه چه چیزی کنم؟ مثال کم است×
دوباره قیچیِ مرگ ارّه شد رفیق بیا
دوباره گرگ شرف برّه شد رفیق بیا
نه اینکه قافیه تنگ است؛ راست میگویم
دلم برای تو یک ذرّه شد رفیق بیا×
صبور میشوم از شوق این که میآیی
جسور میشوم از شوق این که میآیی
بیا ببین که چه برقی زدهست منطقهتان
سپور میشوم از شوق این که میآیی×
چهار ماه که با اضطراب خوابم برد
سه ماه هم که به لطف شراب خوابم برد
دو ماه هم که به عشق تو زندگی کردم
و با مساعدت قرص خواب خوابم برد×
مریخ میخِ تیر و زمین محو ماه بود
حال خدای عزّ و جل افتضاح بود
زل زد به جبرئیل... و با احترام گفت
حق با تو بود... خلقتشان اشتباه بود×
شناسنامهی من برگ ازدواج ندارد
درخت کاج به پروانه احتیاج ندارد
(غزل نمیکنم این بیت خوب را که بدانی
اگر بمیرم عجز غزل علاج ندارد)×