صداستان

صداستان

By SedaSetanArtsBooks
Download on the App Store

صداستان episodes

  • نمونه‌های دوتابیتی
    از کتاب لای پای پاندا آخرین مجموعه شعر سبحان گنجی (برای دانلود به رایگان در کتابخانه‌های اپل و گوگل موجود است. برای تهیه‌ی نسخه‌ی چاپی یا حمایت از نویسنده می‌توانید به آمازون یا لولو مراجعه کنید)
    8 min
  • چند غزل از سبحان گنجی
    ‫برای من که سرم کارگاه مس‌کوبی‌ست‬
    ‫صدای تو سند سردخانه‌ای چوبی‌ست‬
    ‫ولی فقیه تن تازه‌ات نمی‌داند‬
    ‫سپور پیر تنم عضو حزب خون‌روبی‌ست‬
    ‫چه هیچ تو چه همه‌ چیز هر که غیر از تو‬
    ‫بدی تمامِ به جز تو، تمام تو خوبی‌ست‬
    ‫صلابت کف کفشت ضمانت صلح است‬
    ‫و شال‌گردنت آویز حکم مکتوبی‌ست‬
    ‫که قانعم کرده جز تو هیچ چیز جهان‬
    ‫نمی‌تواند ثابت کند چه آشوبی‌ست‬
    ‫کجای شب‌کده‌ی ما هواش مطلوب است‬
    ‫که روزنامه نوشته هوای مطلوبی‌ست؟‬
    ‫دلم گرفته نپرس از کجا نپرس از کی‬
    ‫دلم گرفته. همین‬
    ‫×××‬
    ‫ناف لبت را کنده‌اند از بیخ با نه‬
    ‫تاریخ همراه است با این ماجرا؛ نه؟‬
    ‫می‌بینمت، می‌خواهمت، می‌بوسمت، می‬
    ‫پرسم که آیا دوست داری باز... یا... نه؟‬
    ‫با هم دوباره...؟ -نه! چرا؟ انگار... شاید‬
    ‫شاید... شبیهِ... مثلِ... اصلا... خب... چرا نه؟‬
    ‫حتی خدا را می‌شود راضی به من کرد‬
    ‫حتی خدا را می‌شود اما تو را نه‬
    ‫باید نوارِ قلب من را دیده باشی‬
    ‫باید نوارِ قلب من را دید تا... نه‬
    ‫با قلب من بازی بکن ای خوب... این قلب‬
    ‫خیلی لری‌اش می‌شود مال شمانه‬
    ‫دهلیز در دهلیز می‌خواهم لبت را‬
    ‫رگ تا رگش را... قرمزی‌اش را... بیا نه‬
    ‫را بین دست و سینه‌ات تقسیم کن؛ من‬
    ‫من دوستت دارم. تو دشمن باش با نه‬
    ‫×××‬
    ‫ببر ببر ببرم. تا خودت ببر. مرسی‬
    ‫فرو کن‌ام به خودت کلّه تا کمر. مرسی‬
    ‫و قلّه‌های تنت را به فتح راضی کن‬
    ‫و راضی‌ام کن از این فتح پر خطر. مرسی‬
    ‫از این که بی تو به جایی نمی‌رسم ممنون‬
    ‫از این که با تو به تو می‌کنم سفر مرسی‬
    ‫تمام کودکی‌ات را شروع کن با من‬
    ‫دوباره بچّه شو و بی هوا بپر. مرسی‬
    ‫شبیه‌تر به خودم می‌شوم تو که باشی‬
    ‫مرا شبیه خودت کن. شبیه‌تر. مرسی‬
    ‫نخواب این همه حیف است چشم وحشی تو‬
    ‫که رام پلک تو باشد مژه‌دمر! مرسی‬
    ‫و وقت آینه‌ات را تلف نکن لطفا‬
    ‫تلف نکن یعنی که نده هدر. مرسی‬
    ‫×××‬
    ‫چشم تو شاهکار اساطیر رومی است؟‬
    ‫یا کار دست آینه‌سازان بومی است؟‬
    ‫امکان ندارد این که فقط یک خدا تو را...‬
    ‫تعداد خالقان تن تو نجومی است‬
    ‫چون عقل شرح محشری‌ات را نمی‌دهد‬
    ‫هر عاقلی که عاشق تو شد هیومی است‬
    ‫هر شب تن برهنه‌ات از قبل بهتر است‬
    ‫جنس تن برهنه‌ات انگار مومی است‬
    ‫انگشت‌های ما که حریفت نمی‌شوند‬
    ‫بازیِّ تیم دست ظریفت هجومی است‬
    ‫این روزها همه به تو وصل‌اند؛ تو چطور؟‬
    ‫ابریشمی‌ست شمع لبت یا...‬
    ‫[هی غر نزن که لیلی و شیرین نمی‌شوم‬
    ‫عشق است؛ عشق؛ من چه کنم خب؟ عمومی است]‬
    ‫×××‬
    ‫با لطف به پای ثابت غم، خرما‬
    ‫بگذار کنار میم ِماتم خرما‬
    ‫این‌طور نخواه هر چه را با هر چه‬
    ‫این‌طور نشو که هم خدا هم خرما‬
    ‫سوغاتی چشم تو: عسل. قم: سوهان‬
    ‫زنجان: چاقو. نجف: کفن. بم: خرما‬
    ‫آبانِ لبت جعبه‌ی پُر خرمالو‬
    ‫مردادِ لبم کارتنِ کم‌ خرما‬
    ‫تصویرِ درختِ لُخت، دستی عریان‬
    ‫سردرگمیِ حضرت مریم، خرما‬
    ‫بر خاتم انبیا محمّد صلوات‬
    ‫بر محور چسبناک عالم... -خرما!؟‬
    ‫مرسی. من از این میوه بدم می‌آید‬
    ‫میوه نه... همین... چیز... بگو... خَـ..م؟! خرما‬
    ‫مرحوم همیشه پایه‌ی شادی بود‬
    ‫هرچند به پای ثابت غم، خرما…‬
    ‫×××‬
    ‫بغل گرفته زمین را گلوله، سگ، یانگوم‬
    ‫احاطه کرده زمان را اصولِ سگ-یانگوم‬
    ‫تبر نزن که بیفتد ستاره‌ام بدبخت!‬
    ‫تشر نزن که بخندم به دولِ سگ یانگوم!‬
    ‫هزار متری قانون به عرض سگ باروت‬
    ‫هزار ضلعی انسان به طول سگ یانگوم‬
    ‫[- می‌شه منو ببرین کافی‌شاپ خان‌دایی؟‬
    ‫- به شرط عمه‌کوچیکه‌ت قبوله] سگ، یانگوم:‬
    ‫یکی به قدرتِ شمشیرِ بچه‌یانگوم، سگ‬
    ‫یکی به قدمتِ زنجیرِ توله‌سگ، یانگوم‬
    ‫موجهید به جرمِ قبول زن به زنا‬
    ‫موظفید به حکم قبول سگ... یانگوم!؟‬
    ‫چرا؟ همه‌ش دو سه ساعت نشد که ول کردم‬
    ‫تو را و چسبیدی به چوچول سگ؟! یانگوم،‬
    ‫گلوله، سگ، اینترنت، موبایل، ناخن‌گیر‬
    ‫و غیره‬
    ‫×××‬
    10 min
  • برای ناجیه غلامی
    شعر و صدای سبحان گنجی
    ‎برای ناجیه غلامی
    ‎نمی‌شود اخبار تمام شبکه‌ها را بدهند تو بگویی
    ‎با همین گونه‌های نیمه سرخ شده
    ‎که ضبط شده‌ات را زنده‌تر می‌کند
    ‎از تمام برنامه‌های زنده‌ی دیگر
    ‎؟
    ‎از رنگ‌ها بنفش زیباترت می‌کند
    ‎و از حرف‌ها
    ‎شین
    ‎؛
    ‎نمی‌شود یک بار
    ‎بنفش و شیک و خمار
    ‎به دوربین نگاه کنی
    ‎و بخوانی
    ‎شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی
    ‎؟
    ‎ها؟
    ‎نمی‌شود؟
    ‎نه؟
    ‎نه سیل
    ‎نه اعدام
    ‎نه هیچ خبر دیگری
    ‎هیچ‌کدام اگر تو بگویی‌شان دردآور نیست
    1 min
  • مقدمه‌ای بر دوتابیتی
    ‎‫من راه اگر به حق نبرم جلق می‌زنم‬
    ‫صابون خوب اگر نخرم جلق می‌زنم‬
    ‫با دست‌های کم‌هنرم کار می‌کنم‬
    ‫با دست‌های پرهنرم جلق می‌زنم×‬
    ‎‫شبیه رخش اگر دیر می‌رسم گاهی‬
    ‎‫مرا ببخش اگر دیر می‌رسم گاهی‬
    ‎‫ملاک زندگی‌ام پیک برتر است بگو‬
    ‎‫به بخش پخش اگر دیر می‌رسم گاهی×‬
    ‎‫هر وقت که پشت میز شطرنجی پارک‬
    ‎‫سرباز نگاه تو اسیرم شده است،‬
    ‎‫لب‌های من و دست تو و گردن تو‬
    ‎‫لب‌های تو و گفتن دیرم شده است×‬
    ‎‫هوا هوای لواط است زودتر برگرد‬
    ‎‫چقدر صبر کنم تا ببینمت نامرد؟‬
    ‎‫کلکسیون زده‌ام با قصیده‌های فراق‬
    ‎‫که بیت بیت مرا دولتت مصادره کرد×‬
    ‎‫اِنَّ‌الحُسَین... ورد زبان شد نیامدی‬
    ‎‫حتی یزید نافله‌خوان شد نیامدی‬
    ‎‫دیگر برای آمدنت چند تا دروغ؟‬
    ‎‫صحرای کربلا اُبُدان شد نیامدی×‬
    ‎‫دل هر چه کهنه باز به دل ختم می‌شود‬
    ‎‫گیسوی گیر کرده به تل ختم می‌شود‬
    ‎‫ما هر دو کشته مرده‌ی سکسیم پس چرا‬
    ‎‫هر بار حرف‌مان به هگل ختم می‌شود×‬
    ‎‫برای اینکه بدانی چقدر غمگینم‬
    ‎‫نگاه کن که چه مدت تو را نمی‌بینم‬
    ‎‫(تمام شاعری‌ام بیت قبل بود ای دوست‬
    ‎‫ببین چطور به آن بیت خوب می‌رینم!)×‬
    ‎‫ردّ گه مانده روی ایرانم‬
    ‎‫کیر خر رفته توی ایرانم‬
    ‎‫دیگر ایران‌تان* به تخمم نیست‬
    ‎‫*این هووی ببوی ایرانم×‬
    ‎‫دوباره عشق دوباره کمی حقیر شدن‬
    ‎‫دوباره ساعت سه باز ترس دیر شدن‬
    ‎‫دوباره حدس دوباره گمان دوباره خیال‬
    ‎‫دوباره آخر سر عاشقانه کیر شدن×‬
    ‎‫سنگ سیاه کعبه‌ی من سنگ فندک است‬
    ‎‫اصلا سرود ملی‌ام آهنگ فندک است‬
    ‎‫فندک که هست زندگی‌ام رنگ زندگی‌ست‬
    ‎‫بنزین که هست خودکشی‌ام لنگ فندک است×‬
    ‎‫چه وقت‌ها که هدر کرده‌ام به نام زمان‬
    ‎‫چه روزها که رساندم به شب به کام زمان‬
    ‎‫و اشتیاق من انگار بیشتر شده است‬
    ‎‫برای دیدنت از دیدن امام زمان×‬
    ‎‫مسیر کنده‌ی بیل‌ام؛ زمخت و زبر و یغور‬
    ‎‫حصیر بر تن فیل‌ام؛ زمخت و زبر و یغور ‬
    ‎‫به شخصه عاشق هم‌جنس‌خواه‌های زن‌ام‬
    ‎‫ولی کلفت‌سبیل‌ام؛ زمخت و زبر و یغور×‬
    ‎‫از این ایران آش و لاش سیرم‬
    ‎‫از این دنیای بی پاداش سیرم‬
    ‎‫زبان فارسی را موش خورده‬
    ‎‫من از اما اگر ای کاش سیرم×‬
    ‎‫برای تنهایی‌ها نماز را دارم‬
    ‎‫برای مزّه‌ی دیزی پیاز را دارم‬
    ‎‫برای اینکه برای کسی پدر بشوم‬
    ‎‫قوای جنسی پانصد گراز را دارم×‬
    ‎‫اگر که زلزله آمد به بم به تخم چپم‬
    ‎‫اگر نشد خبری باز هم به تخم چپم‬
    ‎‫نه اینکه فرقی باشد میان چپ با راست‬
    ‎‫اسیر وزن شدم لاجرم به تخم چپم×‬
    ‎‫از مزّه و رنگ سس بدم می‌آید‬
    ‎‫از بردن اسمِ کس بدم می‌آید‬
    ‎‫کس کس کس کس کس کس کس کس کس کس‬
    ‎‫درضمن از آندلس بدم می‌آید×‬
    ‎‫موزونی‌ات زبانزد دکتر مظاهری‌ست‬
    ‎‫شوریدگی‌ت اسوه‌ی شهرام ناظری‌ست‬
    ‎‫شب‌ها به خانه‌تان که می‌آییم نیستی‬
    ‎‫این کارهات سوژه‌ی عباس قادری‌ست×‬
    ‎‫ذغال و سیخ و سس و باد هست؛ بال کم است‬
    ‎‫شمال بی تو به اندازه‌ی شمال کم است‬
    ‎‫تو مثلِ... مثلِ... تو مثلِ... چقدر خوبی تو ‬
    ‎‫تو را شبیه چه چیزی کنم؟ مثال کم است×‬
    ‎‫دوباره قیچیِ مرگ ارّه شد رفیق بیا‬
    ‎‫دوباره گرگ شرف برّه شد رفیق بیا‬
    ‎‫نه اینکه قافیه تنگ است؛ راست می‌گویم‬
    ‎‫دلم برای تو یک ذرّه شد رفیق بیا×‬
    ‎‫صبور می‌شوم از شوق این که می‌آیی‬
    ‎‫جسور می‌شوم از شوق این که می‌آیی‬
    ‎‫بیا ببین که چه برقی زده‌ست منطقه‌تان‬
    ‎‫سپور می‌شوم از شوق این که می‌آیی×‬
    ‎‫چهار ماه که با اضطراب خوابم برد‬
    ‎‫سه ماه هم که به لطف شراب خوابم برد‬
    ‎‫دو ماه هم که به عشق تو زندگی کردم‬
    ‎‫و با مساعدت قرص خواب خوابم برد×‬
    ‎‫مریخ میخِ تیر و زمین محو ماه بود‬
    ‎‫حال خدای عزّ و جل افتضاح بود‬
    ‎‫زل زد به جبرئیل... و با احترام گفت‬
    ‎‫حق با تو بود... خلقت‌شان اشتباه بود×‬
    ‎‫شناسنامه‌ی من برگ ازدواج ندارد‬
    ‎‫درخت کاج به پروانه احتیاج ندارد‬
    ‎‫(غزل نمی‌کنم این بیت خوب را که بدانی‬
    ‎‫اگر بمیرم عجز غزل علاج ندارد)×‬
    47 min
  • سیاوش قمیشی-گوگوش-سندی-داریوش-شهرام شب‌پره-ابی-فریدون فروغی حتی کویتی‌پور و دیگر خوانندگان خوانی
    متارنه یک جورهایی مدل‌ منطقی‌تر و امروزی‌تر مشاعره است که احتمالا برای طیف گسترده‌تری از مردم جذابیت دارد. صداستانی از یک سفر درون شهری با یه سری از بچه باحالای تهران
    23 min
  • از اسماعیل خوئی به عبدالکریم سروش
    ‫سروش ِ اهرمنا! که ت مغالطت کار است: 
هزار گونه دروغ ات نهان به گفتار است! 
  
 تو را شریف گمانیده بودم، آه، ار نه 
ز همسخن شدن ام با تو یاوه گو عار است. 
  
تو نیز از جنم ِ شیخی، ار چه ات هرگز 
به دوش بر نه عبا و به سر نه دستار است…الخ‬
    ‫و‬
    ‫"عمری ست بر کناره ی دریا نشسته ام: 
تا آبِ رفته باز رسانم به جوی خویش." 
عبدالکریم سروش: 
از رهبرانِ"انقلابِ فرهنگی"در فرمانفرمایی ی آخوندی


 ای رفته با گذشتِ زمان آبروی تو!
آن آبِ رفته باز نیاید به جوی تو‬
    ‫
دنبالِ دشمن این سوی وآن سو عبث مگرد:
ای خودستا! توبوده ای و بس عدوی تو...الخ‬
    16 min
  • خرما خوانی، منتقد پرانی
    نقل خاطره شعرخوانی با علی اسداللهی عزیز و غزل خرما. شعر و صدای سبحان گنجی.
    با لطف به پای ثابت غم، خرما
    بگذار کنار میم ِماتم خرما
    این‌طور نخواه هر چه را با هر چه
    این‌طور نشو که هم خدا هم خرما
    سوغاتی چشم تو: عسل. قم: سوهان
    زنجان: چاقو. نجف: کفن. بم: خرما
    آبانِ لبت جعبه‌ی پُر خرمالو
    مردادِ لبم کارتنِ کم‌ خرما
    تصویرِ درختِ لُخت، دستی عریان
    سردرگمیِ حضرت مریم، خرما
    بر خاتم انبیا محمّد صلوات
    بر محور چسبناک عالم... -خرما!؟
    مرسی. من از این میوه بدم می‌آید
    میوه نه... همین... چیز... بگو... خَـ..م؟! خرما
    مرحوم همیشه پایه‌ی شادی بود
    هرچند به پای ثابت غم، خرما...×
    7 min

About صداستان

From the publisher's feed

صداستان صدا را صد البته از داستان‌ها هم می‌ستاند ولی از صدای راننده تاکسی گرفته تا خواننده واکسی، هست در آرشیوش. نگاه کنید به تلگرام

More shows like صداستان

شعر by سبحان گنجی

شعر

7 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,065 Listeners