عشق و زندگی

عشق و زندگی

Download on the App Store

عشق و زندگی episodes

  • کتاب هنر زندگی کردن فصل دوم گزیده 2

    کتاب هنر زندگی کردن 

    نوشته : تیک نات هان 
    ترجمه: حسین ارا 
    خوانش: دکتر سارا نظامی 
    فصل دوم گزیده 2
    اگر از مرگ هراس داریم یا از آن ناراحت و خشمگین می شویم ، به این دلیل است که همچنان درگیر تصورات نادرستمان از تولد و مرگ هستیم .به باور ما مرگ یعنی تبدیل شدن از وجود به عدم. اما باید دید که ما فراتر از بدن نیز به اشکال مختلف حضور داریم ، اشکالی که مدام در حال تغییرند . با پی بردن به این اصل متوجه می شویم که هیچ چیز از بین نمی رود ، پس دلیلی برای ترس و خشم نیز وجود ندارد.

    @dr.sara.official 

    اینستاگرام

    1 min
  • کتاب هنر زندگی کردن فصل دوم گزیده اول

    کتاب هنر زندگی کردن 

    نوشته: تیک نات هان 
    ترجمه: حسین ارا 
    خوانش: دکتر سارا نظامی 
    فصل دوم ، گزیده اول 

    شکل ظاهری، احساسات، ادراک

    و آگاهی شما کاملاً تغییر کرده است.شما بی تغییر و پایدار نیستید. شما
    همان کودکِ درون عکس نیستید؛ در عین حال فردی کاملاً متفاوت هم
    نیستید. وقتی در بند تصاویر یا نشانه های خاص نباشید ، همه چیز را به وضوح خواهید دید. می‌بینید که آن کودک هنوز هم در تمام سلول های بدنتان زنده است. می‌توانید هر لحظه به دنیای کودک درون‌تان گوش
    بدهید و از او مراقبت کنید و بخواهید با شما نفس بکشد ، گام بردارد و از
    مشاهده طبیعت با شما لذت ببرد.

    @dr.sara.official 

    اینستاگرام

    2 min
  • کتاب هنر زندگی کردن فصل دوم بخش اول

    کتاب هنر زندگی کردن فصل دوم بخش اول : بی‌نشانگی

    نوشته: تیک نات هان 
    ترجمه:حسین ارا
    خوانش: دکتر سارا نظامی 

    ⭐ ۱) بی‌نشانگی (Signlessness / Animitta) چیست؟

    تیک نات هان فصل را با این حقیقت آغاز می‌کند که:

    هر چیزی که می‌بینیم، ظاهری دارد—

    but its appearance is not its full reality.
    ظاهر (= نشانه) فقط سطح است.
    عمقِ واقعیِ ما، از هر نشانه‌ای فراتر می‌رود.

    او می‌گوید:

    ما معمولاً فقط «نشانه» را می‌بینیم — مثلاً بدن، چهره، سن، نام، تاریخ تولد.
    اما این‌ها هویت واقعی ما نیستند.

    بی‌نشانگی یعنی:

    دیدن چیزی فراتر از شکل ظاهری.
    تماس گرفتن با حقیقت بی‌مرز و نامحدود وجود.

    ⭐ ۲) تاریخ تولدت واقعیت مطلق نیست

    تیک نات هان توضیح می‌دهد:

    تاریخ تولدِ شناسنامه‌ای ما فقط روز ظهور ظاهری ماست،

    نه روز آغازِ وجود ما.

    او مثال می‌زند:

    چطور می‌توانی بگویی قبل از آن روز هرگز وجود نداشته‌ای؟

    در تو حضور دارد:

    پدر و مادر

    نیاکان

    تمام عناصر طبیعت

    ذرات ستارگان

    پس «تولد» تنها لحظهٔ ظاهر شدن یک شکل جدید است،

    نه لحظهٔ آغاز واقعی.


    ⭐ ۳) دورهٔ عمرت نامحدود است

    او ادامه می‌دهد:

    ما فقط دورهٔ زندگی فیزیکی—مثلاً ۷۰ یا ۸۰ سال—نیستیم.

    ما ادامهٔ بی‌پایان عوامل و شرایطی هستیم که پیش از ما بوده‌اند و پس از ما نیز ادامه پیدا می‌کنند.

    او می‌گوید:

    “You have never been born and you will never die.”

    (تو هرگز به‌طور مطلق متولد نشده‌ای و هرگز به‌طور مطلق نمی‌میری.)

    چرا؟

    چون فقط شکل‌ها تغییر می‌کنند،
    اما انرژی، آگاهی، اثرات، عشق، گفتار، عمل و حضور ما ادامه پیدا می‌کند.

    مرگ یعنی تغییر نشانه، نه پایان وجود.


    ⭐ ۴) تو فراتر از این بدن هستی

    بدن فعلی ما فقط یکی از موقت‌ترین و کوچک‌ترین شکل‌های ظهور ماست.

    ما:

    جسم نیستیم

    سن نیستیم

    ظاهر نیستیم

    نام نیستیم

    شناسنامه نیستیم

    این‌ها تنها نشانه‌های سطحی هستند.

    حقیقت ما نامحدود، بی‌مرز و درهم‌تنیده با کل هستی است.

    ⭐ ۵) سه بُعد بدن انسان

    تیک نات هان سپس توضیح می‌دهد که وجود ما هشت نوع بدن دارد:

    ⭐ بدن نخست: بدن انسانی (Human Body)

    این همان بدنی است که:

    می‌بینیم

    لمس می‌کنیم

    پیر می‌شود

    درد می‌کشد

    متولد می‌شود و می‌میرد


    اما این بدن هویت نهایی ما نیست.
    این فقط یک فرم، یک نشانه، یک ظرف موقت برای آگاهی است.

    ⭐ بدن دوم: بدن بودا (Buddha Body)

    تیک نات هان بدن بودا را «بدن بیداری» می‌نامد:

    توانایی دیدن حقیقت

    توانایی توقف، آرامش و مشاهدهٔ عمیق

    توانایی عشق‌ورزی و مهربانی

    توانایی تبدیل رنج

    او می‌گوید هر انسانی این «بدن بودا» را دارد.

    بودا = بیداریِ درونِ ما، نه یک شخصیت تاریخی.

    وقتی نفس آگاه می‌کشیم، راه می‌رویم، گوش می‌دهیم، با مهربانی رفتار می‌کنیم—

    در واقع در بدن بودا زندگی می‌کنیم.


    ⭐ بدن سوم: بدن معنوی (Spiritual Body)

    بدن معنوی یعنی ادامهٔ ما پس از تغییر شکل فیزیکی:

    اثرات گفتار ما

    اعمال ما

    مهربانی ما

    انرژی حضور ما

    فهمی که منتقل کرده‌ایم

    عشقی که بخشیده‌ایم


    این‌ها در جهان می‌مانند، رشد می‌کنند، و بر دیگران اثر می‌گذارند.

    این بدن نمی‌میرد، چون از «نشانه» و «شکل» فراتر است. بدن معنوی، طول عمر نامحدود دارد.

    🌟 جمع‌بندی دقیق فصل (تا آخر بدن معنوی)

    این فصل می‌گوید:

    1. نشانه‌ها ما را فریب می‌دهند؛ حقیقت هر چیز فراتر از ظاهر است.

    2. تاریخ تولدت آغاز واقعی تو نیست—تنها زمان ظاهر شدن یک شکل جدید است.


    3. دورهٔ عمرت نامحدود است؛ انرژی‌ات قبل از این بدن بوده و پس از آن نیز ادامه می‌یابد.


    4. تو این بدن نیستی—تو گسترده‌تر، عمیق‌تر و بی‌مرزتری.


    5.  هشت بدن داری که سه بدن را در بخش اول توضیح می دهیم :

    بدن انسانی: شکل فیزیکی و موقت

    بدن بودا: توانایی آگاهی، عشق و بیداری

    بدن معنوی: ادامهٔ زندهٔ تو در جهان، فراتر از زمان و مرگ

    @dr.sara.official 

    اینستاگرام

    51 min
  • کتاب هنر زندگی کردن فصل اول گزیده 2

    کتاب هنر زندگی کردن 

    نوشته : تیک نات هان 
    ترجمه : حسین ارا 
    خوانش : دکتر سارا نظامی 
    فصل اول گزیده دوم 
    «انسان مجموعه‌ای است از اعمالش». ما مجموعه‌ای تمام از آنچه
    فکر می‌کنیم، می‌گوییم و انجام می‌دهیم هستیم. همان‌طور که درخت
    پرتقال شکوفه، برگ و میوه‌هایی زیبا خلق می‌کند، ما نیز پندار و گفتار و
    کردار خلق می‌کنیم. درست مانند درخت پرتقال، اعمال ما هم در طول
    زمان به پختگی می‌رسند. ما خودمان را تنها در پندار، گفتار و کردارمان
    می‌یابیم که از ما متصاعد شده و در زمان و فضا ادامه خواهند داشت.

    @dr.sara.official 

    اینستاگرام

    2 min
  • کتاب هنر زندگی کردن فصل اول گزیده 1

    کتاب هنر زندگی کردن 

    نوشته : تیک نات هان 
    ترجمه : حسین ارا 
    خوانش : دکتر سارا نظامی 
    فصل اول گزیده ۱
     اگر حالا مادر در زندگی‌تان نیست یا دور از او زندگی می‌کنید،
    عمیق‌تر که نگاه کنید می‌بینید او هنوز و همیشه با شماست. مادر در
    هر سلول بدنتان وجود دارد و دست او هنوز در دستتان است. حتی
    اگر پدر و مادرتان فوت کرده‌اند، با  این نگاه عمیق  می‌توانید به آن‌ها
    نزدیک باشد، حتی نزدیک‌تر از بسیاری که والدینشان زنده‌اند، اما
    با هم نزدیک نیستند.

    حالا لحظه‌ای به دستان خود نگاه کنید. آیا می‌توانید دستان مادر را

    در دستان خود ببینید؟ دست‌های پدر را چطور؟ عمیق‌تر نگاه کنید.
    با عشق و محبت  مادر به فرزندش، دستتان را روی پیشانی خود بگذارید
    و لمس دستان مادر یا پدرتان را دوباره حس کنید. بگذارید مراقب‌تان
    باشند. آن‌ها همیشه با شما خواهند بود.

    @dr.sara.official 

    اینستاگرام

    2 min
  • کتاب هنر زندگی کردن فصل اول

    فصل اول کتاب هنر زندگی کردن 

    نوشته :تیک نات هان 
    ترجمه :حسین ارا 
    خوانش :دکتر سارا نظامی 

    Emptiness: The Wonder of Interbeing

    تهی‌بودن: شگفتی درهم‌بودن / در-هم-بودن

    ۱. تهی‌بودن یعنی چی؟ (خالی از «خودِ جدا»، نه پوچی)

    تیک نات هان اولِ فصل یک برداشت مهم را تصحیح می‌کند:

    وقتی بودیسم از Emptiness / تهی‌بودن حرف می‌زند، منظورش «هیچ بودن» یا پوچی نیست.

    او توضیح می‌دهد:

    تهی‌بودن یعنی: پر بودن از همه‌چیز، اما خالی بودن از یک ذاتِ مستقل و جدا. 

    مثل این است که بگویی یک لیوان «خالی» است؛ لیوان هست، اما از آب خالی است.

    وقتی می‌گوییم «ما تهی هستیم»، یعنی از یک «خودِ ثابت و جدا» تهی هستیم، نه این‌که اصلاً وجود نداریم. 


    پس «خالی بودن» در نگاه او یعنی:
    هیچ چیز به‌تنهایی و جداگانه وجود ندارد؛ همه‌چیز در پیوند با بقیه است.

    ۲. مثال گل: پر از همه‌چیز، خالی از خودِ جدا

    بعد، او یک تصویر خیلی زیبا می‌آورد: یک گل.

    می‌گوید به یک گل نگاه کن (مثلاً رز، ارکیده یا یک گل مینا کنار جاده): 

    اگر عمیق نگاه کنی، در گل می‌بینی:

    خاک

    باران

    آفتاب

    ابرها

    اقیانوس‌ها

    مواد معدنی

    فضا و زمان

    تمامِ «غیرِ گل» در گل حضور دارد.

    اگر فقط یکی از این‌ها را حذف کنی (مثلاً باران یا آفتاب)، دیگر گلی در کار نیست.

    نتیجه:

    گل پر از کل کیهان است،

    و در عین حال از یک «خودِ جدا و مستقل» تهی است. 

    این یعنی: هیچ چیز خودش‌به‌تنهایی نیست؛ همیشه درهم‌تنیده با بقیه است.

    ۳. انسان هم تهی است، یعنی «در-هم-بودن» است

    بعد همین نگاه را به خودمان برمی‌گرداند:

    ما هم مثل آن گل هستیم؛

    او می‌گوید در ما حضور دارد: 

    زمین، آب، هوا، آفتاب

    گرما، فضا، آگاهی

    پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ

    نسل‌ها و نیاکان‌مان

    غذایمان، فرهنگ‌مان، معلم‌هایمان، جامعه‌ای که در آن بزرگ شده‌ایم

    اگر این «غیرِ ما»ها را از ما برداری، دیگر چیزی نمی‌ماند که اسمش را «من» بگذاریم.

    پس:

    ما پر از همه‌چیزیم،

    و در عین حال از یک «خودِ جدا و مستقل» تهی هستیم.

    ۴. واژه‌ی Interbeing / در-هم-بودن

    تیک نات هان در این فصل توضیح می‌دهد که چرا واژه‌ی خاص Interbeing را ساخته است: 

    فعل «to be / بودن» اگر تنها دیده شود، گمراه‌کننده است؛ چون وانمود می‌کند می‌شود «تنها» بود.

    او می‌گوید: «To be is to inter-be» – بودن یعنی در-هم-بودن.

    یعنی من فقط «من» نیستم؛ من در پیوند با:

    زمین

    آسمان

    درختان

    دیگر انسان‌ها

    نسل‌ها و آموزه‌ها و رابطه‌هایم هستم.


    این نگاه، همان معنای عملیِ Emptiness است:
    تهی‌بودن از خودِ جدا، و پر بودن از رابطه‌ها.

    ۵. بدن ما: یک جامعه، نه یک فرد

    او در فصل با استفاده از حرف‌های یک زیست‌شناس مثال می‌زند: بدن ما در واقع اجتماع میلیاردها موجود زنده است: 

    باکتری‌ها و میکروارگانیسم‌های ریز

    سلول‌های گوناگون

    بدون آنها حتی نمی‌توانیم یک عضله را حرکت دهیم، فکری کنیم یا احساسی داشته باشیم.

    نتیجه‌ای که می‌گیرد:

    ما «یک موجود کاملاً مستقل» نیستیم؛

    بلکه یک اجتماع / اجتماع‌بودن هستیم.

    همان‌طور که سیاره‌ی زمین هم یک موجود زنده‌ی عظیم است و ما سلول‌های اوییم.

    ۶. مثال کودک، پدر و مادر: ادامه داشتن، نه جدابودن

    بعد وارد رابطه‌ها می‌شود:

    اگر به یک کودک نگاه کنی، می‌توانی ببینی: 

    چهره‌ی پدر و مادرش

    حرکات و عادت‌های آن‌ها

    حتی استعدادها و مهارت‌های‌شان

    کودک «یک موجود کاملاً جدا» نیست؛

    ادامه‌ی والدین و نیاکانش است.

    او می‌گوید:

    وقتی کودک راه می‌رود و حرف می‌زند، اجدادش هم همراه او راه می‌روند و حرف می‌زنند.

    برعکس، اگر به والدین نگاه کنیم، می‌توانیم حضور کودک و نسل آینده را هم ببینیم.

    پس در سطح عمیق‌تر:

    «من» و «تو» و «او» مرزهای کاملاً جدا نیستند؛

    همه‌ی ما ادامه‌ی یکدیگریم.

    ۷. تمرین عملی: دیدن نیاکان، معلم‌ها و جهان در خود

    در بخش پایانی فصل، تیک نات هان این بینش را به یک تمرین روزمره تبدیل می‌کند: 

    وقتی به عود روشن کردن، راه رفتن، غذا خوردن، نوشتن یا خوش‌نویسی مشغول است،

    تمرین می‌کند که «این کار را منِ جدا انجام نمی‌دهم؛
    این یک “ما”ست که در حال عمل است.»

    او می‌گوید:

    پدرم را از دستم نمی‌توانم جدا کنم،

    مادر و اجدادم در سلول‌های من حضور دارند،

    معلم‌هایم در تمرکز و آرامش من حضور دارند.

    پس هر کاری که می‌کنم، کل یک تبار و یک جهان دارد در من مشارکت می‌کند.

    این، تجربه‌ی زنده‌ی ناخود / no-self است، نه یک مفهوم فلسفی خشک.

    ۸. پیام عملیِ فصل اول

    خلاصه‌ی پیام فصل اول این است:

    1. تهی‌بودن = درهم‌بودن

    ما از خودِ جدا تهی هستیم، چون هر لحظه در پیوند با بی‌شمار چیز و موجود دیگر هستیم. 

    2. Emptiness ≠ پوچی

    تهی‌بودن به معنای «نیستی» نیست، بلکه یعنی هیچ چیز جدا و ثابت نیست.

    3. فهم این بینش، رنج را کم می‌کند

    چون مرزهای خشک «من» و «دیگران» نرم می‌شوند؛
    خشم، احساس تنهایی، شرم، قضاوت و ترس عمیق از مرگ آرام‌تر می‌شود.

    4. رابطه با زمین و دیگران عوض می‌شود

    وقتی می‌بینی «من = زمین» و «زمین = من»،
    مراقبت از بدن و مراقبت از سیاره از هم جدا نیستند. 

    5. هر لحظه می‌تواند تمرین باشد

    هر کاری—از ظرف شستن تا نوشتن و راه رفتن—می‌تواند فرصتی باشد برای دیدن این حقیقت که:
    «من تنها نیستم، من با همه چیز درهم‌تنیده‌ام.»
    @dr.sara.official 
    اینستاگرام

    1 hr 15 min

About عشق و زندگی

From the publisher's feed