Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
FAQs about سرودهها:How many episodes does سرودهها have?The podcast currently has 162 episodes available.
April 07, 2020سروده زندگی چیستزندگی چیست؟زندگي عشق و شور و ديگر هيچنفسی در عبور و ديگر هيچ جان تاريك را چو قلعهي سردفتح كردن به نور و.... ديگر هيچنور، عشق نثار و رستنهاستپر شدن از سرور و ... ديگر هيچاهل پرداخت باش و صبر و وفاهمچو سنگ صبور و ديگر هيچاز چه چون سايهيي، نشسته به خويش؟در حصاري قطور و ديگر هيچچيست كورانه، چرخشي چون موش؟در دروني نمور و ديگر هيچعشق را دشتهاست پر بگشابر بلند غرور و ديگر هيچغايبي، حاضرم بگو و بيانعره زن در حضور و ديگر هيچ...more2minPlay
April 07, 2020سروده صبح روزفتح مردمصبح روز فتح مردمشعری است درتجلیل از ایثار وفدا وجانبازی شهیدان راه آزادی . تقدیم به همه شهیدان وزندگانی که راه آنها را ادامه میدهند .صبح روز فتح مردم من میشم تو کوچه هات گماگه زنده، اگه مردهمیهنم ای خاک خونیروز خوب سرنگونیمث موجی توو تلاطممث بوی گل گندممی پیچم تو شهر و روستامیهنم ای خاک خونیروز خوب سرنگونیمی دوم خونه به خونهمث یه باد دیوونهمی زنم درای شهروبا بهونه، بی بهونههی میگم آهای شهیداهی میگم آهای اسیراهی میگم آهای رفیقاخوناتون کجا چکیده؟گم شدن دیگه پلیداگل آزادی دمیده صبح روز فتح فردا...more3minPlay
April 06, 2020سروده هفتاد و پنج درصد قلب منهفتاد وپنج درصد قلب من هموطنان عزیز شعری که تقدیم تان میشود درباره محتوای کار شاعری است که به مردم متعهد است وشاعری که بدون تعهد به مردم کار می کند. هفتاد و پنج درصد قلبم من است و خود (2)آن بیست و پنج درصد دیگر هزار چیزاز صبح تا به شب به خودم می رسد دلم (2)صد تا گزینه مانده به روی و به زیر میزآیینه هم که نقش مرا کج نشان دهدبا مشت می زنم که شود خرد و ریز ریزمن شاعرم؟ من شاعرم؟ به عشق که؟ اندیشه می کنم!پس کی؟ برای مردم خود می کنم ستیزای عشقهای فردی محدود! گم شوید! (2)این دل به سوی عشق بزرگی ست در گریزدر قبر خفته هموطن بی پناه منای شعر! اشک شرمی، در واژه ها بریزشعری که رو به شیخ ستمگر سکوت کردمن می دهم به او کلماتی چو کارد، تیزتصویرهای شهر پر از خون و فقر شد (2)خشمی بریز در غزل ات شاعر عزیز (2)...more4minPlay
April 06, 2020سروده عمریست که کارمی کنمعمریست که کار می کنم شعر وصف حال کسانی است که از دیدن رنج های مردم میهنشون دلشون به درد می یاد و در راه آزادی میهن شون تلاش می کنند این شعر رو به همه اونها تقدیم می کنیم. عمری ست که کار می کنم با... دردی که هوار می کنم با...یک سینه که جار می کنم با شعری که شعار می کنم با این حنجره ی به دارآویز....عمریست که جیغ می کشم با حالی که دریغ می کشم باجانی که به تیغ می کشم با جامی ز حریق می کشم با خونی که ز دل نموده سر ریز.....عمریست فرار می کنم از لیلی که نهار می شود ازخونی که نثار می شود از جانی که به دار می شود از یک عشق شگفت شادی انگیز (2)...more3minPlay
April 05, 2020سروده چیزهای خوبچیزهای خوب بیا کمی به چیزهای خوب فکر کن (2) به آفتاب گرم و بیغروب فکر کنو به شمال شهر از جنوب فکر کنو گربهای که ناگهان پلنگ میشود!قیام تو که کردهای و میکنی هنوزواین صداقتی که از تو میکند بروزو دست برندارمت چنین شبانه روز...یقین که بیتو روزگار لنگ میشود در اینکه لذتی نخواستیم لذتی ست (2)نگو که شعر این وسط کمی خجالتی ستمزخرفاتِ این قبیله پاک صنعتی ستوگرنه حرف این همه جفنگ میشود؟ اگر چه یک نفر ولیِ امر دهر شدو کوچه ویترین دختران شهر شدوشهر هم ز ساکنان خویش قهر شدولی نهایتاً جهان، قشنگ میشودنهایتا: یعنی آن که رفت می رسدکه یک به دو به سه.... به شش و هفت میرسدکه دست هر کسی به پول نفت میرسدو بین خیر و شر همیشه جنگ میشودو ما به چیزهای خوب فکر میکنیم (2)و رو به سوی واژههای بکر میکنیمو آخر هـمین ترانه ذکر می کنیمکه عن قریب لحظهی تفنگ میشود...more4minPlay
April 05, 2020سروده در استقبال چهارشنبه سوریدر استقبال چهارشنبه سوریشام وطنم تیره و مهجور مبادگرما و حرارت ز قلوب مردمش دور مبادتا شیخ بسوزد و به خود در پیچدیک کوچه بدون آتش و نور مباد********شالوده و پایۀ وطن فرهنگ استبا علم و ادب رسوم ما همرنگ استبیهوده گلو پاره کند شیخ مشنگچون دُن کیشوتی که با خودش در جنگ است*******این شیخ که بر بمب و اتم می نازداز وحشت چارشنبه جان می بازدتو شعله بکش به خرمن بوتۀ خشکتاریخ خودش حماسه را می سازد*******چون اخترکان شعلۀ شب سوز شویددر کوی و به برزن آتش افروز شویداین شعلۀ گرم دلنشین می گویدمانده ست قدمی دگر که پیروز شوید*******این شیخ ز فرهنگ غنی بیزار استبی ریشه وبی اصالت و مقدار استاز وحشت چارشنبه سوری الحق!تب کرده و لرزیده، کنون بیمار است*******بر شب زده آتشِ سحر بر پا کناین شیخکِ بی عاطفه را رسوا کنآتش تو بزن به ریش و هم ریشه اوبا گرمی و نور، عشق را معنا کن (2)...more3minPlay
April 05, 2020سروده رانندگان دلیررانندگان دلیر!به رانندگان و دلیران درود به این رهنوردان ایران درودهمه متحد اندر این اعتصاب بمانند محکم به میدان درودبه مردان زحمتکش کامیونبه هر شهر و هر جای ایران درودبه سرما و گرما در روز و شببرانند چون شیر غران درود به آنان که در این میان بیگناه فتادند، ناحق به زندان درود همه پایدارند بر حق خویش به این غیرت و عزم آنان درودحمایت نمائیم از این اتحاد به هر کس که آید به میدان درود...more2minPlay
April 05, 2020سروده- سایه خورشیدسروده سایه خورشیدیک کمی سایه، یک کمی خورشید (2 بار)یک کمی غصه، یک کمی امیدصبح و عصرم پر از همین حس بودشعر من هم به حالتم خندیدطول شب فکر مردم بیشامهموطن صبح زود شد اعدامدستفروش از پلیس کتک خوردهکارتن خواب زیر پل مردهباز یک شوق میرسد به دلمحال من خوب میشود کم کمکه خیابان لبالب از غضب استتیغهٔ صبح بر گلوی شب استامتزاجی ست قلبم از غم و یأساختلاطی ست از ترانه و ترسمیخزم زیر چتر یک آیهمثل یک جوی زیر یک سایهآیه گوید نجات دست شماستدل نبندی که کار دست خداستهر غمی حلقهای شکستنی استهر چه رنج است و غصه، رفتنی استمی روم باز با همین امیدبا کمی سایه با کمی خورشید...more3minPlay
April 04, 2020سروده- پاسخ آتش به اختیارهاپاسخ آتش بهاختیارهااین روزها که سوگ و عزا دینِ لازم استهر روز خنده ی تو در آیینه لازم استوقتی که عشق زیر لگدهای خوک هاست شاید کمی پلنگ و... کمی کینه لازم استدر خشت ها چه تار شده عکس قلب هاتأیید میکنی؟ کمی آیینه لازم است؟!این هفت روز هفته که تکرار شنبه هاستبر هم زن اش! کمی آدینه لازم است!آتش- به - اختیار آمده شمشیر می کشدیاران سپر شویم، کمی سینه لازم است...more2minPlay
April 04, 2020سروده چهارشنبه سوری- موسم براندازچهارشنبه سوری- موسم براندازسرد است بیا که آتش افروز شویمدر زمرۀ اخترانِ شب سوز شویماین شام سیه کنون چهل ساله شدهوقت است که شعله زن پیِ روز شویم****خواهی که وطن شود گلستان، آتشدر کوی و به برزن و به بستان، آتشسوزاندنِ ارتجاعِ خشک است، واجبدر شهر و به هر بخش و به استان، آتش****برخیز جوان که جمله سرباز شویمدر راه وطن همدل و جانباز شویمآتش بفروز و بر شب تیره بتازشد موسمِ آنکه ما برانداز شویم****رقصان چو شعله های فروزنده سرکشیمسوزان به قلب شب زده از جنسِ آتشیمتسلیمِ ظلم اهرمن هرگز نمی شویمما از تبار بابک و از نسلِ آرشیم****این اهرمن از آتشِ ما می ترسداز خنده و شادی و صفای ما می ترسدزآنروز که بر ریشۀ او شعله کشیماین صاحبِ دستار و ردا می ترسد****چون شعله که بر هر خس و خاشاک زنَدتوفنده و تند و سرخ و بی باک زندبرخیز و ز خشم خویش آتش افروزباید که خروش تو بر افلاک زند****این آتش رقصنده که از جنس قیام استسوزندۀ پا تا به سرِ کل نظام استدر عزمِ جوانانِ وطن هیچ خلل نیستافتادنت ای شیخ کنون ختم کلام استما عاشق صبحیم و سحر همره ماستخورشید به همراه قمر همره ماستتا پردۀ این شام سیه را بدریمصد کینه سرخ و شعله ور همره ماست...more5minPlay
FAQs about سرودهها:How many episodes does سرودهها have?The podcast currently has 162 episodes available.