
Sign up to save your podcasts
Or


شبح مداخلۀ نظامی آمریکا در ایران رهبران جمهوری اسلامی را به هراس افکنده است. در گرماگرم جنبش انقلابی جوانان، ترامپ با لحنی تند جمهوری اسلامی را تهدید کرد و گفت: همۀ گزینهها روی میز است.
او بامداد روز سهشنبه ۱۳ ژانویه در شبکۀ اجتماعی «تروث سوشال» خطاب به «میهندوستان ایرانی» نوشت: «به تظاهرات ادامه دهید و کنترل نهادهای خود را در دست بگیرید. نام قاتلان و عاملان سرکوب را یادداشت کنید؛ آنان بهای سنگینی خواهند پرداخت» و افزود: «کمک در راه است». اما سپس «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» و مدعی شد که کشتار پایان یافته است. گفته میشود گفت و گوهای او با دولتهای گوناگون منطقه او را به این نتیجه رساند که بهتر است حملۀ نظامی نکند یا آن را به عقب بیندازد.
در ۱۶ ژانویه، فیلیپ بوُسه، روزنامهنگار فرانسوی زبان کانادایی، در مقالهای «خیزش جوانان ایران را سلاح ژئوپلیتیکی جدید» خواند و بر «ریاکاری» و ملاحظات ژئوپلیتیکی ایالات متحد و اسرائیل در ارتباط با این خیزش اشاره کرد. در پاسخ او، کارشناس دیگری به نام «لویی فیلیپ نوئل»، نوشت: حمایت غرب از ایرانیان ریاکارانه نیست، بلکه یک واکنش استراتژیک طبیعی است. اسرائیل و ایالات متحد آمریکا ایران را ناگهان کشف نکرده اند. آنها میبینند و میشنوند که ایرانیان در خیابانها فریاد میزنند: این رژیم اصلاحپذیر نیست و تا زمانی که هست، چیزی تغییر نخواهد کرد.
این همان پیامی است که وال استریت ژورنال از قول تحلیلگران خود نوشت: هر رژیمی که شهروندانش را بکشد، همۀ مشروعیت بینالمللی اش را از دست میدهد. بنابراین، هرگونه مماشات با چنین رژیمی از نظر اخلاقی و استراتژیک خطرناک است. حمایت از مردمی که برای سرنگونی یک حکومت دینی تا دندان مسلح به پا خاسته اند، «ابزارسازی» نیست، بلکه انسجام منطقی است.
اما جمهوری اسلامی کشتار جوانان به جان آمده را در پشت درهای بسته به انجام رساند و آمریکا و اسرائیل به رغم تهدیدهای ترامپ مداخلهای نکردند. از همین رو، بعضی از کارشناسان، استقرار ناوگان آبراهام لینکلن در مرزهای آبی ایران و احتمال حمله به ایران را حتی اگر انجام شود، نوشدارو پس از مرگ سهراب میدانند. گفته میشود رهبران آمریکا و اسرائیل بیمیل نیستند ضربهای به جمهوری اسلامی بزنند تا به مردم سوگوار ایران اندکی دلگرمی داده باشند. گویا اختلاف دو دولت تاکنون بیشتر در زمینۀ هماهنگیهای لجستیکی و تاکتیکی بود و نه اصل موضوع که عبارت باشد از حملۀ به زیرساختهای نظامی و فرماندهان سپاه پاسداران. اما در این باره نیز کارشناسان تردید دارند.
به گفتۀ الکساندر دِل وال، کارشناس سرشناس ژئوپلیتیک در فرانسه، در پس تهدیدهای ترامپ نخست منافع شخصی او و سپس مصلحت کشورش آمریکا نهفته است که گاه در تصمیمگیریهایش پیوستگی این دو را با هم میتوان دید. تهدیدهای او معمولاً جنبۀ تاکتیکی دارد. هدف او این است که با تهدیدهای حیرتانگیزش حریف یا هماوردش را بُهتزده و دستپاچه کند تا بتواند هنگام مذاکره امتیاز هرچه بیشتری از او بگیرد.
به گفتۀ او، این همان دکترین «شوک و حیرت» است که به آن دکترین «چیرگی سریع» نیز میگویند. «شوک و حیرت» یک دکترین نظامی است و هدف از کاربست آن، خُرد کردن روحیۀ دشمن از راه نمایش قدرت نظامی و، به عبارتی، به رخ کشیدن آن است. این کارشناس ژئوپلیتیک معتقد است که شیوۀ گفتار و رفتار ترامپ کم و بیش مانند ولادیمیر پوتین است که در جنگ با چچنها گفت: آنان را تا مستراح دنبال خواهیم کرد.
به عقیدۀ این کارشناس، مداخلۀ نظامی آمریکا در ایران با توجه به نیرویی که ترامپ با فرستادن ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به مرزهای آبی ایران بسیج کرده، به نظر ناممکن میرسد. ۲۵ یا ۳۰ هزار نظامی آمریکایی برای حمله به کشوری مانند ایران کافی نیست. روسها برای حمله به اوکراین ۱۴۰ هزار سرباز بسیج کرده بودند، اما سپس معلوم شد که برای تسخیر خاک آن کشور شمار سربازان روس باید به سه، چهار یا پنج برابر آن برسد. بنابراین، مداخلۀ نظامی آمریکا برای «تغییر رژیم» با این تعداد سرباز آمریکایی امکانپذیر نیست. از سوی دیگر، ترامپ قصد ندارد تجربۀ عراق و افغانستان را در ایران تکرار کند.
به گفتۀ او، ترامپ با لشکرکشی کنونیاش میخواهد فرماندهان سپاه پاسداران و سازمان شبهنظامی بسیج را به هراس بیفکند تا در مذاکرات احتمالی آینده با آنان، هرچه بیشتر امتیاز بگیرد. به نظر میرسد فرماندهان سپاه و بسیج سخت ترسیده اند. زیرا به این حقیقت پی برده اند که قصد ترامپ زدن زیرساختهای اقتصادی و انرژی کشور نیست بلکه میخواهد فرماندهان و مراکز حساس آنها را هدف قرار دهد. سپاه و بسیج دو رکن اساسی جمهوری اسلامی اند. بخشهای مهمی از اقتصاد کشور نیز در دست آنهاست. گفته میشود یک سوم اقتصاد کشور در دست سپاه پاسداران است.
جوانانی که در آن دو سازمانِ شبهنظامی خدمت میکنند، درواقع، گوشت دم توپ فرماندهان ریز و درشت آنها در جنگ با دشمنانشان هستند. دستگاه سرکوب رژیم را نیز آن دو سازمان میگردانند. فرماندهان سپاه و بسیج به ثروتی که اندوخته اند بسیار دلبسته اند. آنان بخش مهمی از ثروتشان را به امارات متحد عربی منتقل کرده اند. بیشتر اعضای خانوادههاشان در بیرون از ایران از جمله در اروپا و آمریکا و کانادا جایگیر شدهاند و زندگیهای مرفهی دارند.
بنابراین، به گفتۀ این کارشناس، هدف از این لشکرکشی نخست ترساندن فرماندهان سپاه و بسیج و سپس کشاندن آنان به میز مذاکره است تا به خواستههای ترامپ تن دردهند. نخستین خواست ترامپ این است که آنان همۀ اورانیوم غنیشده با خلوص ۶۰ درصد را که در اختیار دارند به کشور سومی واگذار کنند و برنامۀ هستهای نظامی را به کل برچینند. شکی نیست که برآوردن این خواسته برای فرماندهان سپاه بسیار دشوار خواهد بود.
بنابراین، باید منتظر رویدادهای نامنتظر باشیم.
By ار.اف.ای / RFI5
22 ratings
شبح مداخلۀ نظامی آمریکا در ایران رهبران جمهوری اسلامی را به هراس افکنده است. در گرماگرم جنبش انقلابی جوانان، ترامپ با لحنی تند جمهوری اسلامی را تهدید کرد و گفت: همۀ گزینهها روی میز است.
او بامداد روز سهشنبه ۱۳ ژانویه در شبکۀ اجتماعی «تروث سوشال» خطاب به «میهندوستان ایرانی» نوشت: «به تظاهرات ادامه دهید و کنترل نهادهای خود را در دست بگیرید. نام قاتلان و عاملان سرکوب را یادداشت کنید؛ آنان بهای سنگینی خواهند پرداخت» و افزود: «کمک در راه است». اما سپس «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» و مدعی شد که کشتار پایان یافته است. گفته میشود گفت و گوهای او با دولتهای گوناگون منطقه او را به این نتیجه رساند که بهتر است حملۀ نظامی نکند یا آن را به عقب بیندازد.
در ۱۶ ژانویه، فیلیپ بوُسه، روزنامهنگار فرانسوی زبان کانادایی، در مقالهای «خیزش جوانان ایران را سلاح ژئوپلیتیکی جدید» خواند و بر «ریاکاری» و ملاحظات ژئوپلیتیکی ایالات متحد و اسرائیل در ارتباط با این خیزش اشاره کرد. در پاسخ او، کارشناس دیگری به نام «لویی فیلیپ نوئل»، نوشت: حمایت غرب از ایرانیان ریاکارانه نیست، بلکه یک واکنش استراتژیک طبیعی است. اسرائیل و ایالات متحد آمریکا ایران را ناگهان کشف نکرده اند. آنها میبینند و میشنوند که ایرانیان در خیابانها فریاد میزنند: این رژیم اصلاحپذیر نیست و تا زمانی که هست، چیزی تغییر نخواهد کرد.
این همان پیامی است که وال استریت ژورنال از قول تحلیلگران خود نوشت: هر رژیمی که شهروندانش را بکشد، همۀ مشروعیت بینالمللی اش را از دست میدهد. بنابراین، هرگونه مماشات با چنین رژیمی از نظر اخلاقی و استراتژیک خطرناک است. حمایت از مردمی که برای سرنگونی یک حکومت دینی تا دندان مسلح به پا خاسته اند، «ابزارسازی» نیست، بلکه انسجام منطقی است.
اما جمهوری اسلامی کشتار جوانان به جان آمده را در پشت درهای بسته به انجام رساند و آمریکا و اسرائیل به رغم تهدیدهای ترامپ مداخلهای نکردند. از همین رو، بعضی از کارشناسان، استقرار ناوگان آبراهام لینکلن در مرزهای آبی ایران و احتمال حمله به ایران را حتی اگر انجام شود، نوشدارو پس از مرگ سهراب میدانند. گفته میشود رهبران آمریکا و اسرائیل بیمیل نیستند ضربهای به جمهوری اسلامی بزنند تا به مردم سوگوار ایران اندکی دلگرمی داده باشند. گویا اختلاف دو دولت تاکنون بیشتر در زمینۀ هماهنگیهای لجستیکی و تاکتیکی بود و نه اصل موضوع که عبارت باشد از حملۀ به زیرساختهای نظامی و فرماندهان سپاه پاسداران. اما در این باره نیز کارشناسان تردید دارند.
به گفتۀ الکساندر دِل وال، کارشناس سرشناس ژئوپلیتیک در فرانسه، در پس تهدیدهای ترامپ نخست منافع شخصی او و سپس مصلحت کشورش آمریکا نهفته است که گاه در تصمیمگیریهایش پیوستگی این دو را با هم میتوان دید. تهدیدهای او معمولاً جنبۀ تاکتیکی دارد. هدف او این است که با تهدیدهای حیرتانگیزش حریف یا هماوردش را بُهتزده و دستپاچه کند تا بتواند هنگام مذاکره امتیاز هرچه بیشتری از او بگیرد.
به گفتۀ او، این همان دکترین «شوک و حیرت» است که به آن دکترین «چیرگی سریع» نیز میگویند. «شوک و حیرت» یک دکترین نظامی است و هدف از کاربست آن، خُرد کردن روحیۀ دشمن از راه نمایش قدرت نظامی و، به عبارتی، به رخ کشیدن آن است. این کارشناس ژئوپلیتیک معتقد است که شیوۀ گفتار و رفتار ترامپ کم و بیش مانند ولادیمیر پوتین است که در جنگ با چچنها گفت: آنان را تا مستراح دنبال خواهیم کرد.
به عقیدۀ این کارشناس، مداخلۀ نظامی آمریکا در ایران با توجه به نیرویی که ترامپ با فرستادن ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به مرزهای آبی ایران بسیج کرده، به نظر ناممکن میرسد. ۲۵ یا ۳۰ هزار نظامی آمریکایی برای حمله به کشوری مانند ایران کافی نیست. روسها برای حمله به اوکراین ۱۴۰ هزار سرباز بسیج کرده بودند، اما سپس معلوم شد که برای تسخیر خاک آن کشور شمار سربازان روس باید به سه، چهار یا پنج برابر آن برسد. بنابراین، مداخلۀ نظامی آمریکا برای «تغییر رژیم» با این تعداد سرباز آمریکایی امکانپذیر نیست. از سوی دیگر، ترامپ قصد ندارد تجربۀ عراق و افغانستان را در ایران تکرار کند.
به گفتۀ او، ترامپ با لشکرکشی کنونیاش میخواهد فرماندهان سپاه پاسداران و سازمان شبهنظامی بسیج را به هراس بیفکند تا در مذاکرات احتمالی آینده با آنان، هرچه بیشتر امتیاز بگیرد. به نظر میرسد فرماندهان سپاه و بسیج سخت ترسیده اند. زیرا به این حقیقت پی برده اند که قصد ترامپ زدن زیرساختهای اقتصادی و انرژی کشور نیست بلکه میخواهد فرماندهان و مراکز حساس آنها را هدف قرار دهد. سپاه و بسیج دو رکن اساسی جمهوری اسلامی اند. بخشهای مهمی از اقتصاد کشور نیز در دست آنهاست. گفته میشود یک سوم اقتصاد کشور در دست سپاه پاسداران است.
جوانانی که در آن دو سازمانِ شبهنظامی خدمت میکنند، درواقع، گوشت دم توپ فرماندهان ریز و درشت آنها در جنگ با دشمنانشان هستند. دستگاه سرکوب رژیم را نیز آن دو سازمان میگردانند. فرماندهان سپاه و بسیج به ثروتی که اندوخته اند بسیار دلبسته اند. آنان بخش مهمی از ثروتشان را به امارات متحد عربی منتقل کرده اند. بیشتر اعضای خانوادههاشان در بیرون از ایران از جمله در اروپا و آمریکا و کانادا جایگیر شدهاند و زندگیهای مرفهی دارند.
بنابراین، به گفتۀ این کارشناس، هدف از این لشکرکشی نخست ترساندن فرماندهان سپاه و بسیج و سپس کشاندن آنان به میز مذاکره است تا به خواستههای ترامپ تن دردهند. نخستین خواست ترامپ این است که آنان همۀ اورانیوم غنیشده با خلوص ۶۰ درصد را که در اختیار دارند به کشور سومی واگذار کنند و برنامۀ هستهای نظامی را به کل برچینند. شکی نیست که برآوردن این خواسته برای فرماندهان سپاه بسیار دشوار خواهد بود.
بنابراین، باید منتظر رویدادهای نامنتظر باشیم.

96 Listeners

482 Listeners

7,881 Listeners

58 Listeners

1,074 Listeners

6 Listeners

2,975 Listeners

3 Listeners

2 Listeners

15 Listeners

0 Listeners