
Sign up to save your podcasts
Or


امرسون گوشسپردن به روان را تقوا یا تکریم میدانست که هدیۀ روح است که به ستایش عاشقانهای داده میشود که به علتالعلل طبیعت ابراز میشود.
وقتی کشمکشهای خود را با خود و با دیگران رها میکنیم، محتوای تفکر در مورد همۀ نمودهای زندگی ما اعتلاء مییابد.
نکته اول
غلامان تراز تناسلی نمود تناسلی خلا درونی یا شهوت منش قربانی شده سرشت خستگی پذیر
لقمان تراز معنوی نمود تناسلی تفوق طلبی معنوی منش روشن بینی
پس تو هر جفتی که میخواهی برو
محو و همشکل و صفات او بشو
نور خواهی مستعد نور شو
دور خواهی خویش بین و دور شو
نکته اول
چینیان گفتند ما نقاشتر
رومیان گفتند ما را کر و فر
چینیان تراز مادی نمود معنوی تعارض تفکر انسان قدرت یا طعنه سرشت کاوشگر منش هد
. آنچه را که ما با حواس خود تشخیص می دهیم، ممکن است حقیقت آن چیز نباشد! بنابراین دلایلی را که فیلسوفان در رد یا پذیرش واقعیت و حقیقت ارائه می دهند الزاما با واقعیت و حقیقت ممکن است مطابقت نداشته باشد. مولوی میگوید :مثل اینها همانند مثل شخص ناشنوایی است که با حدس های خود به عیادت بیماری رفته است.
«احساس خوب» بدون «خوببودن» نمیتواند معتبر و پایدار باشد، چرا که شادکامی بیان بیتقلای شهودهای منسجم از جهان است. شادکامی اصیل نیازمند شیوۀ منسجم زندگی مشتمل بر فرآیندهای انسانی است که نمودهای تناسلی، مادی، عاطفی، اندیشگی و معنوی تجربه را تنظیم میکنند. بسته به میزان آگاهی افراد از اهداف و ارزشهایشان، رابطۀ جنسی، دارایی، قدرت و دوستی هر کدام میتوانند خود-شکستده یا انطباقی باشند. اینکه چگونه افکار و روابط اجتماعیمان، منجر به هماهنگی و شادکامی در یک زندگی خوب میشوند، خود معیاری است جهت سنجش درجۀ انسجام افکار و روابط اجتماعی ما انسانها.
باور درستی که نتواند منطق خود را اثبات کند، دانایی نیست! اما چون شناخت به حقیقت است، نادانی هم نمی باشد و این فاصله میان دانایی و نادانی است.
عشق عبارت است از اشتیاق به دست آوردن خوبی برای همیشه.
هدف و غایت جوشش عشق، آفرینش و زایندگی در زیبایی است.
نکته اول دیدن نقص راهی به سوی کمال و دیدن کمال مسدود کردن مسیر کمال! مال و مقام و شهرت سرپوش زخم چرکین!
نکته دوم باید اصلاح از درون باشد اگرچه در بیرون همنشین پیامبر هم باشی ممکن است سودی نداشته باشد!
نکته سوم حفظ ظاهر موجب سرکوب درون می شود.
نکته چهارم عالم بی منتهای درون!
آینه هستی، نیستی ست. طریق نیستی برگزینیم، معنی حقیقی هستی نمایان میشود. باید که نقص خود را ببینیم و بشناسیم تا در کمال آن بیتقلا بکوشیم. با غره شده به کمال آن را از دست می دهیم. رفع نقص با پرتو همچون مرهم پیر با معرفت و صفا که عقل کلی ست و قابل دسترس برای همه، قابل ترمیم است نه با فکر عقل جزئی! نقص را با فکر شستن همچون خون به خون شستن است. گر از این فکر بگذریم با گذر از تعارض ها مرهم رو می نماید هر دم تازه تر و بی کران! ناسبب و نامکان!
آینه به دست گیریم و نقص ها را مشاهده کنیم. سرگین های ته نشین شده در آب زلال را مشاهده گر باشیم در روابطمان در رفتارمان در انتخاب هایمان. مشاهده گری راهی ست برای گذر از تعارض ها و رهایی از تضادها تا نقش های نو و بکر نمایان شوند. و گرنه با فکرهای عقل جزئی تضاد بر تضاد و تعارض بر تعارض افزوده می شود و ملال و تکرار و عادت ماحصل آن است. به جای تضاد و تعارض در افزایش مهارت حواسمان بکوشیم به خواس رایگانی که از زمان به دنیا آمدنمان مجانی در اختیارمان گذاشته شده اکتفا نکنیم بس دنیاهای بی تعارض و بکر و هر دم تاز تری در این حواسمان ناگشوده باقی مانده، پشت دریا شهری ست!
ازنظر استعلاگرایان، تفاوت ما از نظر ظرفیت عشق بیخویشتن، متناسب با میزان آگاهیمان است بر این حقیقت که تمام بشریت در وحدت جهانشمول هستی، مشترک هستند. خویشتن کوچک فردی ما که محصور در زمان-مکان است با خویشتن جهانی یکی میشود و بدین ترتیب از زمان و مکان فراتر میرود.
در خصوص سلوک رفتاری، فلسفۀ مثبتنگر معتقد است رشد خودآگاهی منجر به آزادی ارادۀ شخص از شرطیشدگیهای گذشته میشود. رشد خرد در ما منجر به رشد انعطافپذیری انطباقی و وقار میشود. در واقع ارادهمان کمتر و کمتر تحت تأثیر گذشته قرارگرفته و بهطور فزایندهای تحت تأثیر آنچه حقیقی و منطبق با زمان حال است، قرار میگیرد. با افزایش آگاهی، از نظم کیهانی، بهطور طبیعی آزادی در حالت طبیعی به صورت لذت منطقی از زندگی ابراز میشود که شامل افزایش آگاهی از همۀ حواس ما (جسمی و شهودی) و همچنین عشق بیخویشتن و در خدمت به دیگران است و نه انگیزههای خودمحورانه! در نتیجه فرد آزاد به نحوی بیخویشتنانه، منصف و راضی است.
در من و ما سخت کردستی دو دست
هست این جمله خرابی از دو هست
طبق نظر کارل یاسپرز، فیلسوف و روانپزشک برجستۀ اگزیستانسیالیست، با عقل، میتوان دریافت که ما موجوداتی متناهی هستیم و از آنچه نامتناهی است، مشتق شدهایم. با وجود این، برای خردمندبودن که تنها گزینۀ عقلانی است، نیاز به اعتلا داریم. طبق نظر یاسپرز، ما هنگامی اعتلا پیدا میکنیم که به خود اجازه دهیم که به صورتی خودانگیخته از وحدت جهان شمول و آزادی که در ذات هستی جهان است، آگاه شویم، در این صورت عشق و ایمان به آنچه وجود مادی گذرای ما را اعتلا میدهد، سر برمیآورد.
From the publisher's feed
x