زمزمه ادبی

زمزمه ادبی

By Farangis AryanpurFiction
Download on the App Store

زمزمه ادبی episodes

  • دفتر خاطرات ناتالیا-1

    اتفاق غیرمنتظره ای افتاد. شوهرم را در اتاق کارش کشته یافتم. قاتل با وزنه او را کشته بود. وزنه خونین همانجا روی زمین افتاده است. وقتی سراغ ویکتور رفتم بدنش هنوز گرم بود...


    نویسنده: والري ياكولويچ  بروسوف

    مترجم: فرنگیس آریان پور

    19 min
  • “مينوئت”

    دهساله بودم كه به خانه پدر بزرگ  كه در شهر ولاديمير زندگي مي كرد رفتم.  پاركي در آنجا بود كه يك قرن عمر داشت، بركه هاي زيباي زيادي در پارك بودند و خانه كاخ مانند قديمي كه 14 تا اتاق داشت اين منظره را تكميل مي كرد.

    نویسنده: والري ياكولويچ  بروسوف

    مترجم: فرنگیس آریان پور

    22 min
  • “تصميم او”

    ...مي ترسم حتي شاه سليمان با آن همه شهرت و آوازه اش، اعتبار  خودش را از دست مي داد اگر پيشاپيش  او را موظف مي كردند كه يك حرف خردمندانه بزند.

    تنها چيزي كه خيال مرا راحت مي كند اين است كه هر اتفاقي كه براي ما مي افتد، موضوع هميشه با زندگي عادي‌امان ارتباط دارد...


    نویسنده: والري ياكولويچ  بروسوف

    مترجم: فرنگیس آریان پور

    28 min
  • “اولين عشق”

    من براي او از اولين عشقم تعريف كردم. بعداً مدت طولاني ساكت بوديم. بالاخره او خيلي آرام به حرف آمد، طوري كه گويا داشت با خودش حرف مي زد:

    نخير، اولين عشق من طور ديگري بود. درست تر گفته باشم، عشقي در ميان نبود، نفرت بود... 


    نویسنده: والري ياكولويچ بروسوف

    مترجم: فرنگیس آریان پور

    24 min
  • قطعه‌ای از رمان دکتر ژیواگو

    ...لاريسا فدورونا، نه برادرم و نه من هرگز گمان نبرديم كه چيز غيرعادي اي ممكن است در اين اتاق اتفاق افتاده باشد. من گاهي او را مي ديدم ولي

    هرگز فكر نمي كردم كه نام او ممكن است روزي با مسائل خانوادگي آميخته شود. مرا عفو كنيد،  شايد من سخنان شما را درست نشنيده باشم، شما گفتيد فقط به دلیل يك حركت زبان بود كه به طرف او شليك كردند.

    شما مسلماٌ مي دانيد كه مي گويند او خودكشي كرده است؟

     

    نویسنده:  بوریس پاسترناک

    مترجم: فرنگیس آریان پور

    18 min
  • باد

    ... يوري آندريويچ و مارينا در يك روز گرم تابستان سري به دوستان قديمي يوري آندرويچ زدند. پس از چند دقيقه ماندن در اتاق كوچكي كه كم كم داشت با دود سيگار پر مي شد، مارينا بچه ها را برداشت و آنجا را ترك كرد تا مردها بتوانند در كمال آرامش و رخوت تابستاني با هم درددل كنند...

    نویسنده:  بوریس پاسترناک

    مترجم: فرنگیس آریان پور

    18 min
  • دیدار

    دكتر ژيواگو طي ده سال پايان زندگي اش فرسوده‌تر شده و بتدريج  معلومات پزشكي و ادبي  خودش را از دست مي داد. اين حالت ناشي از اندوهي بود كه خاطرات گذشته را در مغزش زنده می كرد.

    او خاطراتی را به ياد می آورد كه براي او و هر چيز ديگري در جهان بي تفاوت  محسوب مي شد. او وقتي وارد مسكو شد لباس كهنه اي به تن داشت و هميشه پسر بچه دهاتي و خوش قيافه اي در لباس قديمي ارتش سرخ او را همراهي مي كرد.

    نویسنده:  بوریس پاسترناک

    مترجم: فرنگیس آریان پور

    18 min
  • جدایی

    پاسترناك در سال 1890 در مسكو متولد شد. پدرش  لئونيد پاسترناك از نقاشان معروف و مادرش، روزا كافمن پاسترناك، موسيقي دان چيره دستي به شمار ميرفت.  بوريس در ابتداي جواني به  فرا گرفتن موسيقي  شوق فراوان نشان داد، اما بعداٌ از ادامه تحصيل در اين رشته خودداري ورزيد و به فلسفه روي آورد. پاسترناك را مي توان همچنين يكي از زبردست ترين مترجمين آثار شكسپير به زبان روسي دانست. پاسترناك در سال1958 بخاطرخلاقيت و توانايي در سرودن و شكوفايي شعرمعاصرشوروي و هنر داستانسرايي، جايزه نوبل را از آن خود کرد. دكتر ژيواگو اولين اثري

    است كه بعد از بيست و پنج سال سكوت پاسترناك انتشار يافت.

    14 min
  • موج-4

    امواج آب مرا کم کم آرام کردند. آفتاب  به خانه خود رفته بود و من در  میان آب  مانده بودم... «او»  حتماً مرا به ساحل برده بود.... توی دلم از او می خواستم به شکل آدمی در بیاید تا من بتوانم او را لمس کنم و در آغوشش  پناه بگیرم...

    نویسنده: فرنگیس آریان پور

    کارگردان موزیکال: آناستاسیا دمیتریونا

    15 min
  • موج-3

    چند روز بعد راهی تعطیلات شدم.  نیاز به فرصتی برای جمع و جور کردن  تکه تکه های دفتر  زندگی داشتم.  هر مسافرتی چه بخواهیم چه نخواهیم  فکر را به  آنچه عادی است جلب می کند-  بستن چمدان، رفتن به فرودگاه، راه آهن، ترمینال، رسیدن به مقصد و توجه نسبت به آنچه در پیرامون  آدمی در زمینی بیگانه می گذرد. 

    نویسنده: فرنگیس آریان پور

    کارگردان موزیکال: آناستاسیا دمیتریونا

    14 min

About زمزمه ادبی

From the publisher's feed

پادکست «زمزمه ادبی»، زمزمه ای است به دنیای فانتزی و تخیلی نویسنده ایرانی فرنگیس آریان پور که شاید بتواند به هر یک از شنوندگان امکان بدهد تا خود را در دنیایی ببیند که احساسات دست نیافتنی آنها دست یافتنی می شوند.