
Sign up to save your podcasts
Or


اتفاق غیرمنتظره ای افتاد. شوهرم را در اتاق کارش کشته یافتم. قاتل با وزنه او را کشته بود. وزنه خونین همانجا روی زمین افتاده است. وقتی سراغ ویکتور رفتم بدنش هنوز گرم بود...
نویسنده: والري ياكولويچ بروسوف
مترجم: فرنگیس آریان پور
دهساله بودم كه به خانه پدر بزرگ كه در شهر ولاديمير زندگي مي كرد رفتم. پاركي در آنجا بود كه يك قرن عمر داشت، بركه هاي زيباي زيادي در پارك بودند و خانه كاخ مانند قديمي كه 14 تا اتاق داشت اين منظره را تكميل مي كرد.
نویسنده: والري ياكولويچ بروسوف
مترجم: فرنگیس آریان پور
...مي ترسم حتي شاه سليمان با آن همه شهرت و آوازه اش، اعتبار خودش را از دست مي داد اگر پيشاپيش او را موظف مي كردند كه يك حرف خردمندانه بزند.
نویسنده: والري ياكولويچ بروسوف
مترجم: فرنگیس آریان پور
من براي او از اولين عشقم تعريف كردم. بعداً مدت طولاني ساكت بوديم. بالاخره او خيلي آرام به حرف آمد، طوري كه گويا داشت با خودش حرف مي زد:
نخير، اولين عشق من طور ديگري بود. درست تر گفته باشم، عشقي در ميان نبود، نفرت بود...
نویسنده: والري ياكولويچ بروسوف
مترجم: فرنگیس آریان پور
...لاريسا فدورونا، نه برادرم و نه من هرگز گمان نبرديم كه چيز غيرعادي اي ممكن است در اين اتاق اتفاق افتاده باشد. من گاهي او را مي ديدم ولي
شما مسلماٌ مي دانيد كه مي گويند او خودكشي كرده است؟
نویسنده: بوریس پاسترناک
مترجم: فرنگیس آریان پور
... يوري آندريويچ و مارينا در يك روز گرم تابستان سري به دوستان قديمي يوري آندرويچ زدند. پس از چند دقيقه ماندن در اتاق كوچكي كه كم كم داشت با دود سيگار پر مي شد، مارينا بچه ها را برداشت و آنجا را ترك كرد تا مردها بتوانند در كمال آرامش و رخوت تابستاني با هم درددل كنند...
نویسنده: بوریس پاسترناک
مترجم: فرنگیس آریان پور
دكتر ژيواگو طي ده سال پايان زندگي اش فرسودهتر شده و بتدريج معلومات پزشكي و ادبي خودش را از دست مي داد. اين حالت ناشي از اندوهي بود كه خاطرات گذشته را در مغزش زنده می كرد.
نویسنده: بوریس پاسترناک
مترجم: فرنگیس آریان پور
پاسترناك در سال 1890 در مسكو متولد شد. پدرش لئونيد پاسترناك از نقاشان معروف و مادرش، روزا كافمن پاسترناك، موسيقي دان چيره دستي به شمار ميرفت. بوريس در ابتداي جواني به فرا گرفتن موسيقي شوق فراوان نشان داد، اما بعداٌ از ادامه تحصيل در اين رشته خودداري ورزيد و به فلسفه روي آورد. پاسترناك را مي توان همچنين يكي از زبردست ترين مترجمين آثار شكسپير به زبان روسي دانست. پاسترناك در سال1958 بخاطرخلاقيت و توانايي در سرودن و شكوفايي شعرمعاصرشوروي و هنر داستانسرايي، جايزه نوبل را از آن خود کرد. دكتر ژيواگو اولين اثري
امواج آب مرا کم کم آرام کردند. آفتاب به خانه خود رفته بود و من در میان آب مانده بودم... «او» حتماً مرا به ساحل برده بود.... توی دلم از او می خواستم به شکل آدمی در بیاید تا من بتوانم او را لمس کنم و در آغوشش پناه بگیرم...
نویسنده: فرنگیس آریان پور
کارگردان موزیکال: آناستاسیا دمیتریونا
چند روز بعد راهی تعطیلات شدم. نیاز به فرصتی برای جمع و جور کردن تکه تکه های دفتر زندگی داشتم. هر مسافرتی چه بخواهیم چه نخواهیم فکر را به آنچه عادی است جلب می کند- بستن چمدان، رفتن به فرودگاه، راه آهن، ترمینال، رسیدن به مقصد و توجه نسبت به آنچه در پیرامون آدمی در زمینی بیگانه می گذرد.
نویسنده: فرنگیس آریان پور
کارگردان موزیکال: آناستاسیا دمیتریونا
From the publisher's feed