
Sign up to save your podcasts
Or


حمیرا قادری، نویسنده، پژوهشگر و کنشگر حقوق زنان، از تجربههای زیستهی خود و نسلاش روایت میکند؛ از قصهها و غصههایی که در دل تاریخ افغانستان جا ماندهاند. او از نخستین دورهی سلطهی طالبان، بازگشت دوبارهی این گروه و نقش و اهمیت ادبیات در زمانهی خفقان و امکانهای رهایی در چنین شرایطی سخن میگوید.
این گفتوگو در اکتوبر 2024 ضبط شده است.
پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان و اعمال محدودیتهای دست و پاگیر بر تمام جنبههای زندهگی زنان مشکلات صحت روان در میان زنان و دختران افغانستان افزایش یافته است. در مدت نزدیک چهار سال تسلط طالبان، زنان از همه حقوق خود محروم شده و روزهای دشواری را در چهار دیواری خانهها سپری میکنند. گزارشهای متعدد و به خصوص گزارش اخیر بخش زنان سازمان ملل نشان میدهد که شصت و نه درصد زنان در حاکمیت طالبان احساس اضطراب، انزوا و افسردهگی میکنند. همچنان، در تازهترین مورد، یافتههای گزارش تحقیقی روزنامه ۸صبح از هفت ولایت کشور نشان میدهد که پس از اعمال ممنوعیتهای آموزشی، تحصیلی و کاری زنان توسط طالبان زنان و دختران به انواع داروهای اعتیادآور و دخانیات رو آوردهاند.
این زنان بهدلیل بازماندن از تحصیل، عدم دسترسی به فرصتهای شغلی، محدودیتهای روزافزون، مهاجرت، تجربه زندان طالبان، فشارهای خانوادهگی و ازدواجهای اجباری از دخانیات و داروهای آرامبخش، خوابآور و ضد اضطراب استفاده میکنند. شماری از روانشناسان، پزشکان و مالکان داروخانهها با تایید این موضوع گفتهاند که در یک سال گذشته شمار زیادی از مراجعان جوان و نوجوان دختر داشتهاند که به دلیل افسردهگی حاد به استفاده از سیگار، تابلیت کی و تابلیت زیکپ روی آوردهاند.
یافتههای روزنامه ۸صبح در شش ماه نشان میدهد که شماری از زنان و دختران در ولایتهای کابل، هرات، بلخ، تخار، جوزجان، غزنی و سرپل، از دخانیات مانند سیگار، تابلیت کی، تابلیت زیکپ و قلیان برقی برای رهایی از رنج و فشار روحی و روانی استفاده میکنند. بسیاری از آنان، بهدلیل عدم پذیرش استفاده از دخانیات در میان زنان در جامعه افغانستان، از انواع داروهای آرامبخش، خوابآور و ضد اضطراب استفاده میکنند و استفاده از این داروها نسبت به دخانیات در میان دختران بازمانده از تحصیل به طور گسترده مشاهده میشود.
در این پادکست روزنامه ۸صبح، به بررسی پیامدهای استفاده از داروها و دخانیات، تاثیرات استفاده از آن، گسست زنان از اجتماع، چگونگی پوشش رسانهیی این پدیده، و به ارائه راه حلها و استراتیژیهایی برای بهبود سلامت روان دختران، خواهیم پرداخت. در این بحث، علاوه بر چشمدیدها و تجربیات مهمانان، خواهیم پرسید که پیامدهای روانی و اجتماعی استفاده از دخانیات و داروهای اعتیادآور چیست؟ چه راهکارهای عملی برای کاهش و حل این بحران باید گرفته گرفته شود؟ نگاه جامعه نسبت به زنانی که دچار افسردهگی یا اعتیاد هستند چگونه است؟ و نقش رسانهها در بازتاب وپوشش این پدیده در این شرایط چیست؟
برای دریافت پاسخ به این پرسشها، ۸صبح شما را به شنیدن این پادکست دعوت میکند.
گریه کودکی مکانمان را لو داد. دستگیر شدیم. از نیمهشب تا سه صبح، زیر برف و سرما ایستادیم. صدای گریه کودک گمشده، دل شب را میدرید. مادرها دنبال فرزندانشان میگشتند. پولیس بالای سرمان اسلحه گرفته بود؛ چشمها پر اشک، لبها بسته، پاها بیجان. یکی از ماموران مردی را زیر برف با مشت و لگد میزد. زار زدم، فریاد کشیدم: «بس است، لطفاً!» اما گوش کسی بدهکار نبود. بکسهایمان را آتش زدند تا برای کودکان یخزده گرما بسازند. تمام داراییمان خاکستر شد. ما را پیاده تا پاسگاه بردند. سرما چنان به پاهایمان چنگ انداخته بود که گام برداشتن ناممکن بود. یک کودک ششماهه، یخزده، در آغوشم بود. نفس نمیکشید. مادرش از حال رفته بود. باورم نمیشد… تا اینکه زن هراتی آمد، کودک را در بغل گرفت و با دستهایش سینهاش را فشرد. ناگهان کودک نفس کشید. بلند گفتم: «خدایا شکرت!» اما رهایی در کار نبود. ما را به گاوخانه کوچکی با سقف کوتاه بردند. زمین پر از ریگ و دیوارها پوشیده از سیم خاردار بود. حدود هشتاد نفر در یک اتاق تنگ و تاریک فشرده شده بودیم؛ جایی که نفس کشیدن هم دشوار بود. درها بسته شد. هیچ نوری نبود. تا ساعت ۱۲ ظهر زندانی بودیم. سپس ما را به اردوگاه چالدران در شهر منتقل کردند. آنجا مجبور شدیم کفشها، کمربندها و هرچه داشتیم را تحویل دهیم. حتا بوتهای مردان را گرفتند. بعد، مقصد اردوگاه ارومیه بود. آنجا بدترین روزهای زندهگیام را دیدم.
زن و رنج چند بعدی؛ «دوازده سال زیر انواع شکنجه و ظلم شوهرم مقاومت کردم»
مروه نیز جز همان زنان است؛ زنی که پس از دوازده سال ازدواج هنوز نمیداند برای جدایی از شوهرش به کجا مراجعه کند و چگونه خواهان حق خود شود؛ زیرا هر بار که حرفی از جدایی و طلاق برده نهتنها شوهرش، بلکه خانوادهاش نیز او را ترسانده و گفتهاند که طلاق کار سادهای نیست. اگر او خواستار جدایی شود شوهرش فرزندان را از او میگیرد و همه او را تنها میگذارند.
ناموسپنداری زنان؛ سنتی مقدس یا توجیهی برای زنکشی؟
دختران روستا و آرزوهای ممنوعه
او دیگر یازدهساله شده بود و مثل دیگر دختران حق رفتن به مکتب را نداشت و نمیتوانست درس بخواند و داکتر شود. باید آرزوها و رویاهایش را کنار میگذاشت؛ چون حق آرزو کردن را نداشت. میگفتند همین که خواندن و نوشتن را یاد گرفتید، کافی است. دیگر بزرگ شدهاید و باید حجاب کنید و از مردها رو بگیرید. پس از این حرفها، آنقدر ناامید شد که دیگر هیچوقت دلش نخواست شعر بخواند و آزاد باشد و مثل زنهایی که در تلویزیون میدید، داکتر شود. او آرزوهایش را به کسی نگفته بود. حتا کسی به آرزوهای او اهمیت نمیداد.
زندهگی برای ما تیره و تار شده بود. هر روز و شب آوازه میشد که قرار است جنگجویان طالبان به قریهها برسند و دختران جوان را با خود ببرند. مردان قریه ما از ترس ربوده شدن ناموسشان توسط افراد طالبان دختران را گروه گروه داخل موترهای «تیلری» میکردند و از یک قریه به قریه دیگر انتقال میدادند. این کار تا چندین هفته ادامه داشت و از این طریق، مردان موفق میشدند دخترانشان را از چشم طالبان پنهان کنند.
عقب ماندگی فرهنگی، چیست؟ آیا در مورد این ترکیب اسمیِ آشنا و پرتکرار،که یک نظریه جامعهشناختی نیز است، اندیشیدهایم؟ این نظریه از کجا میآید و چه دلالتهایی را مراد میکند؟ فرهنگ چیست، بستر پیدایش آن چیست، چه تعاریفی دارد و جلوههای آن چیست؟چه راهکارها و زمینهسازیهایی میتوانند به گذار از عقب ماندگی فرهنگی کمککننده باشند؟
در برنامه پنجم پادکست کتاب با میزبانی تمنا عارف، تلاش شده تا به این پرسشها پاسخ داده شود.
تفکر انتقادی چیست و چه تفاوتی با تفکر معمولی دارد؟
چگونه تفکر انتقادی میتواند به ما در تشخیص اطلاعات درست از نادرست کمک کند؟
مولفههای اصلی تفکر انتقادی کدامند و چگونه میتوانیم آنها را در زندگی روزمره به کار بگیریم؟- چه موانع و چالشهایی در مسیر تفکر انتقادی وجود دارد و چگونه میتوان بر آنها غلبه کرد؟
بد و بدتر در برابر مسوولیت، اخلاق و مقاومت
آیا شنیدهاید که میگویند در موقعیت میان انتخاب بد و بدتر، انتخاب کردن بد کمتر، درستتر است؟ آیا اتفاق افتیده است که در دو راهی انتخاب به گزینهای فکر کرده باشید که نتایج آن کمتر خطرناک و آسیبزا است؟ برای شما در چه شرایط و ساحتی این اتفاق افتاده است؟
اگر در یک چنین شرایطی، بد کمتر را انتخاب کردهایم، دنبال بدستآوردن چه نتیجهای بودهایم؟ و اینکه، اگر هیچیک از دو گزینه را انتخاب نکنیم در چه جایگاهی ایستادهایم؟
در این پادکست به این پرسشها پاسخ داده شده است.
From the publisher's feed