
Sign up to save your podcasts
Or


کریستینا اسمیت
سال نو شدهاست و شاید دیدن فیلمی با حال و هوای آن (هرچند با تــِـم کریسمس) بتواند لذتی بسیار داشته باشد. اثری از فرانک کاپرا. فیلمی متعلق به دوران حُکمرانی «نظام استودیویی» در هالیوود با بازی جیمز استوارت که به قول اندرو ساریس؛ منتقد فیلم، شاید «کاملترین شخصیت بازیگر در سینمای آمریکا باشد» . این فیلم همان نقطهی عطف او (استوارت) بهسوی کمال محسوب میشود و جنبهی تاریکی را آشکار میکند که تا پیش از جنگ دیدن آن دشوار است. استوارت رهبر خندان کمدیهای پیش از جنگ، حالا در این فیلم مردی تلخ است که تلوتلو میخورد و در فکر خودکشیست...
هـنری آخرین روز کاریاش را سپری میکند. دوستانش برای او ضیافتی ترتیب دادهاند که…
آگهی ترحیمی به اشتباه در روزنامهای چاپ میشود و مسئول ستون درگذشتگان را به دردسر میاندازد...
پرستون استرجس مانند جان هیوستن، یکی از نخستین فیلمنامهنویسان دوران ناطق بود که به کارگردانی روی آورد و فیلمهایی که بر مبنای فیلمنامههای خود ساخت، تجربههایی رواییای را که در دههی 1930 آغاز کرده بود، فراتر هم برد. او به ساخت کمدیهای اسکروبال ادامه داد و با آنکه در اصل برای پارامونت کار میکرد، ولی آنها را با عنصری ادغام میکرد که با درامهای اجتماعی سنت فیلمسازی برادران وارنر، بیشتر تناسب داشت.
سالی به دور از غم برای همهی شما آرزو میکنم.
سینما برای ژان پیر ملویل یعنی سبک؛ جایی که روایت شخصیت و گفتگو چنان تراش میخورند تا درسبک مورد علاقهي ملویل و همچون قطعات آن جا بگیرند. همه چیز در خدمت سبک است و سبک عصارهی جهانبینی ملویل. فولکر شلوندروف دستیار ملیول در فیلم «کلاه» میگوید:
فونگونتن تحت فشار بازجوها قرار گرفتهاست. او ترسیده و در آستانهی شکستن است. رئیس نظارهگر بازجوییست و ماتئی در روز آخر حضورش در زوریخ قصد ندارد دخالت کند چون پرونده دست او نیست...
هیچکس باور نمیکند که فونگونتنِ دورهگرد بیگناه است و همه به او مظنون هستند، به جز ماتئی و خود بازرس. سه دختر دیگر هم در همان ایالت کشتهشدهاند. بازرس و ماتئی بههمراه گروه تحقیق به محل قتل گریتلی موزر میروند...
ماتئی پلیس زبردست، نزد خانوادهي گریتلی موزر مقتول میرود که خبر مرگ دخترشان را به آنها بدهد. دِه مگندورف بههم ریخته و همه خواهان اجرای عدالتاند...
From the publisher's feed