بیابان تاتارها | | دینو بوتزاتی | | ترجمه سروش حبیبی | | انتشارات روزنه
در فصل هفتم قاصدکشنو با معرفی دینو بوتزاتی نویسنده مشهور ایتالیایی و خوانش «بیابان تاتارها» و برخی از داستانهای کوتاه او میزبان شما هستم.
این داستان سرگذشت افسر جوانی است که برای خدمت در ارتش به یک پادگان مرزی (قلعۀ باستیانی) در کوهستانی دورافتاده و مشرف به بیابان شمالیِ بیآب و علف و سنگلاخی، اعزام میشود. جووانی دروگو، افسر تازه فارغالتحصیل میداند که نبایستی در قلعه باستیانی بماند. میداند که ماندن در اینجا بیهودگی و انزوا را به دنبال دارد. این شد که به محض اینکه به قلعه میرسد، تقاضای ترک قلعه را میکند. او میفهمد که در اینجا هیچ امیدی به انجام امور عادیِ انسانی و یا حتا شکوه سربازی هم نیست. اما از طرفی هم نمیخواهد که اعتبارش خراب شود. اینست که در همدستی غریبی با مافوقش قرار بر این میشود تا چهار ماه آینده که نوبت معاینات پزشکی قلعه است، صبر کند و در وضعیتی موجه قلعه را ترک گوید. و این آغاز رمان بیابان تاتارهاست...
منابع مورد استفاده در این قسمت:
مقدمه محسن ابراهیم مترجم کتاب « کولومبره و پنجاه داستان دیگر» از دینو بوتزاتی، انتشارات مرکز؛
مقاله اینترنتی «فرسایش پایانناپذیرِ روزها/ نقد و نگاهی بر «بیابان تاتارها» اثر دینوبوتزاتی » از سایت ماندگار؛ روزنامه صبح افغانستان به آدرس زیر:
https://mandegardaily.com/
موسیقیهای استفاده شده به ترتیب :
First Snow by Martin Czerny
I Can't See You in My Dreams Anymore by Martin Czerny
Valley Of Peace by David Arkenstone