
Sign up to save your podcasts
Or


Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
تصویر تلخ یک نقاش اثر آگاتا کریستی
من هیچگاه از رمانهای پلیسی خوشم نمی آمده است اما این داستان نظرم را عوض کرد! ... کارآگاه جورج هیل بنا به درخواست دختر کارولین برای کشف واقعیت دست به یک رشته فعالیت دامنه دار میزند ولی مشکلات زیادی پیش میآید. در واقع اگر کارولین شوهرش را نکشته باشد، پس هیل باید جای دیگری به دنبال حقیقت باشد، اما دامنهٔ فعالیت محدود است. روزی که آمیاس کریل شوهر خانم کارولین به قتل رسید ۵ نفر حضور داشتند:الزا گریر، دختر جوان و زیبایی که با آمیاس کریل سروسری داشته و داشته و آمیاس مشغول ترسیم تصویری وی بودهاست. برادران فیلیپ و مردیت بلیک که هم همسایه و هم از دوستان قدیمی کارولین و آمیاس میباشند، آنجلا وارن خواهر ناتنی خانم کارولین که در آن زمان نوجوانی بیش نبوده و خانم سیسیلیا ویلیام پرستار و سرپرست آنجلا..... تصویر تلخ یک نقاش داستانی است که به شیوهٔ غیر معمول، ولی بسیار جالب، پیش میرود و خواننده را در بر میگیرد. کاراگاه نخست به دیدن ۵ نفری میرود که در روز حادثه در خانه صحنه حضور داشتهاند، وی از هریک از از آنها جداگانه با روش خود حرف بیرون میکشد و سعی میکند داستان را از زبان خودشان بشنود تا بلکه به جریان قتل آمیاس پی ببرد. ضمناً نام این پنج نفر را پنج خوک کوچک مینهد که هریک سمبل یکی از شاهدان حاضر در قضایا هستند. فیلیپ بلک:خوک کوچکی که به بازار رفت چون مشاور مالی بود. مردیت بلک:خوک کوچکی بود که در خانه ماند چون وی مایملک خانواده را به ارث برد و به اصطلاح بست نشست! الزاگریر:سومین خوک کوچک بود که خوراک گوساله خورد چون به این غذا بسیار علاقه داشت. خانم سیسیلیا ویلیام :چهارمین خوک کوچکی بود که کاری از دستش بر نمیآمد، چون از کار تدریس بازنشسته بود و درآمد بسیار اندکی بود و به قول معروف با آب باریکه گذران زندگی میگذراند. آنجلا وارن:وی نقش خود را به عنوان پنجمین خوک کوچک خیلی خوب ایفا میکرد چون همیشه در راه خانه جیغ میزد. *این کتاب ویژگی هرکول پوآرو است. پنج خوک کوچک به طرز غیر معمولی است که همان حوادث را از دیدگاه پنج نفر که در روز قتل شانزده سال پیش در آن حضور داشتند، بازگو می کنند. داستان مرموزی که به گواه منتقدان و نویسندگان یک شاهکار است. *کتاب: Five Little Pigs(۱۹۴۲) سریال: Five Little Pigs(۲۰۰۳-۲۰۰۹) داستان این رمان در سریالهای مذکور با تغییراتی همراه بوده است.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
پرده آهنین، وینستون چرچیل
وينستون چرچيل (۱۸۷۴ - ۱۹۶۵) نخست وزیر بریتانیا در سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۵ و عهدهدار سمتهای مهم دیگری از جمله فرماندهی نخست نیروی دریایی در جنگ جهانی اول بود. او به همان اندازه که قهرمان دموکراسی بود قربانی آن نيز بود. در طول بيشتر سالهای دهه ۱۹۳۰ چرچيل به دلیل هشدارهای مصرانه و فاقد محبوبيتش درباره خطر آلمان نازی از مناصب عمومی برکنار بود. او در سال ۱۹۴۵ پس از اينکه هممیهنانش را در جنگ برابر هيتلر به پیروزی رساند، در انتخابات سراسری به طور ناگهانی و نامحترمانه از مقامش کنار گذاشته شد. با این حال او همچنان پوپوليست و دموکراتی تمامعیار باقی ماند و هرگز دست از این قاعده مشهورش نکشید که: «دموکراسی بدترين نظام سياسی است، جز اينکه در ميان بقيه از همه بهتر است.» چرچیل در سخنرانی «پرده آهنین»، که سال ۱۹۴۶ در شهر فولتون ایالت میسوری آمریکا در دومین دوره تبعید سیاسیاش ایراد کرد، تمامیتطلبی شوروی و نازی را از یک سرشت میداند و میگوید که دموکراسیهای غربی مبارزهای طولانی و دشوار در برابر تبلیغات بیامان و قدرت مسلح آن در پیش دارند. میتوان گفت اين سخنرانی - که در ايالات متحده آمریکا با همدلی بسيار بيشتری شنیده شد تا در بریتانيای کبیر - جنگ سرد را کلید زده است. باور چرچيل به پیروزی نهايی انديشهها و جامعههای دموکراتيک بر تماميتخواهی، پیشآگاهی او را نشان میدهد. وقايع سالهای ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ با فروپاشی ديوار برلین و جايگزينی دولت کمونيست با دولتهای دموکراتيک در اروپای مرکزی و شرقی گويی اثباتی بر حقانيت او بود. سخنرانی «پرده آهنین» وینستون چرچیل را با ترجمه آموزشکده توانا به فارسی، به رایگان دانلود کنید و بخوانید.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
کابوس مرگ اثر آگاتا کریستی
کابوس مرگ اثر آگاتا کریستی اگر به داستانهای جنایی و کارآگاهی علاقه دارید و دلواپسی و هراس این ماجراها برای شما جذاب است، پیشنهاد میکنم داستان «کابوس مرگ» را بشنوید. «ملاقات با مرگ» نوشته آگاتا کریستی، روایتی دهشتناک از مرگ است که با ورود خانم مارپل به ماجرا، پرده از معما برداشته میشود. «کاترین ساندرز» که به تازگی با «جیسون» ازدواج کرده است، به تنهایی از نیوزلند به انگلستان میرود تا در منطقه ی «پیریموس» خانه ای بخرد. او در آنجا خانهای ویلایی میخرد که احتیاج به تعمیر دارد. اما جالب اینجاست که در این خانه وسایل و مکانهایی هست که کاترین قبلاً آنها را دیده است. این موضوع او را وحشتزده میکند و درنهایت تصمیم میگیرد برای مدتی پیش جین و جوآنا، پسرخالهی جیسون و همسرش، برود. آنها برای تنوع و سرگرمی، کاترین را به تئاتر دعوت می کنند، اما موضوع تئاتر درباره قتل مشکوکی است که کاترین را به وحشت میاندازد و این نشانههای عجیب و کنار هم، اتفاقی را در ذهن کاترین بیدار می کند.... جین پیشنهاد میدهد برای بهبود حال کاترین، موضوع را با عمه ی خود، یعنی «خانم مارپل» مطرح کنند که همین موضوع سبب میشود اتفاقی هجده ساله فاش شود.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
آخرین انار دنیا نوشته ی بختیار علی
رمان «آخرین انار دنیا» نوشته «بختیار علی محمد» (زاده ۱۹۶۰- سلیمانیه)، نویسندهی کردتبار است که برای نخستینبار در سال ۱۹۹۶ در کشور سوئد چاپ شد. این رمان تاکنون به زبانهای بسیاری ترجمه شده است. «مظفر صبحدم» در هنگام جنگهای داخلی با فرماندهی خود در خانهی کوچکی محاصره میشوند و امکان فرار هردو نفر وجود ندارد؛ بنابراین مظفر تصمیم میگیرد بماند و در برابر نیروهای دشمن مقاومت کند تا یعقوب صنوبر بتواند فرار کند. بعد از این اتفاق، مظفر اسیر و به مدت ۲۱ سال در صحرا زندانی میشود. مظفر صبحدم در ۲۲ سالگی اسیر شد و وقتی که در زندان بود فقط فرماندهاش، یعنی یعقوب صنوبر، به او نامه مینوشت؛ نامههای امیدبخشی که در آن به او وعدهی زندگی در زیباترین قصر جهان را میداد، اما تنها چیزی که مظفر به آن اهمیت میداد، پسرش «سریاس» بود. درواقع تنها دلیل زندهماندن او و تحمل زندان، دیدن دوبارهی پسرش بود. یعقوب صنوبر، مظفر را از زندان آزاد میکند، اما به هنگام آزادی به او میگوید که در بیرون از زندان همه تو را از یاد بردهاند و دنیای بیرون فاسد شده است و همه دچار بیماریاند و تو نباید روح پاک خودت را دوباره به دست دنیای خارج بدهی و آن را آلوده کنی. ولی مظفر صبحدم شوق دیدار پسرش را دارد؛ بنابراین از دست فرمانده خود فرار میکند و …. * بختیار علی نویسنده، شاعر، مقالهنویس معاصر کُرد، در سال ۱۹۶۰ در سلیمانیه عراق زاده شد و ۳۶ سال بعد، در سال ۱۹۹۶ به آلمان مهاجرت کرد. بختیار علی تاکنون آثاری چون «مرگ تک فرزند دوم»، «غروب پروانه» و «آخرین انار دنیا» را منتشر کرده است و بسیاری او را حرفهایترین نویسندهی کردزبان میدانند. رمانهای بختیار در اقلیم کردستان عراق طرفداران بسیار دارد و بیشترین میزان شمارگان کتاب را در این خطه به خود اختصاص داده است. نخستین رمان او به نام «مرگ تک فرزند دوم» (مهرگی تاقانهٔ دو وه م) در سال ۱۹۹۷ در سوئد منتشر شد. دومین رمانش غروب پروانه (ئێوارهٔ په روانه) در سال ۱۹۹۸ در استکهلم سوئد و سومین اثرش، رمان «آخرین انار دنیا» (دواههمین ههناری دونیا) در سال ۲۰۰۲ در سلیمانیه به چاپ رسید. بختیار علی با مدد از رئالیسم جادویی، تاریخ و گذشتهی روانی مردمان کرد را بازگو میکند که همچون انسانی مدرن در چنبرهای از احساسات و خواستهها به دام افتادهاند. آخرین انار دنیا، رمانی جهانی است؛ چراکه تاکنون به زبانهای آلمانی، روسی، انگلیسی، عربی، یونانی، ترکی، اسپانیایی و فارسی ترجمه شده است. این رمان در ایران دو بار با ترجمههایی از آرش سنجابی و مریوان حلبچهای به چاپ رسیده است. این کتاب در سال ۲۰۰۳ برندهی جایزهی بهترین رمان از جشنواره «گلاویژ» شد.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
شب خاموش اثر مری هیگینز کلارک
مری هیگینز کلارک، نویسندهی این رمان، به نوشتن آثاری در فضای تعلیقی شهرت دارد. رمان «شب خاموش» نیز، در چنین فضایی یک حادثهی کیفقاپی شبانه را روایت میکند. این رمان، در فضای تعلیقی روایت یک کیفقاپی ساده است که با آدمربایی همراه میشود. کاترین، در شب سال نو درحالی همراه دو پسرش در خیابان قدم میزند که نگران همسر بیمارش است. همسر کاترین، بهخاطر ابتلا به سرطان در بیمارستان بستریست. در این گشت و گذار شبانه، کیف کاترین توسط زنی کیفقاپ دزدیده میشود و در جریان این کیفقاپی، برایان (فرزند کوچک کاترین) نیز، ناپدید میشود ... . «مری هیگینز کلارک» نویسندهی آمریکایی ایرلندیتبار و فارغالتحصیل رشتهی فلسفه از دانشگاه فوردهام است. او در ابتدا تنها داستان کوتاه مینوشت، اما رفتهرفته به نوشتن رمان هم مشغول شد. او سبک نویسندگی خاصی دارد و تلفیقی از سبک نگارش «آگاتا کریستی» و «آرتور کانون دویل» است. *کتاب: (۱۹۹۵)Silent Night
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
خوشا به حال افتادگان- اثر ژرژ سیمنون - راوي استاد بهروز رضوي
ژرژ سیمنون سال 1903 در لیئژ بلژیک به دنیا آمد. او در کودکی با مادرش رابطهی بسیار خوبی داشت اما روابطش با پدرش بسیار خشک و معمولی بود. او در زمان جنگ جهانی اول در کالج سن لویی درس خواند. ژرژسیمنون پدرش را در نوزده سالگی بر اثر سکته قلبی از دست داد و پس از آن مجبور شد برای تامین مخارجش درس را رها کند و مشوغل کاری شود. او سرانجام به عنوان خبرنگار در یکی از روزنامههای بلژیک مشغول به کار شد. این کار باعث شد سیمنون مهاتهای زیادی را یاد بگیرد و با طبقات مختلفی از مردم در ارتباط باشد. یادگیری مهارتهای تند نویسی و و یرایش باعث شد بعدها سرعتش در نگارش و آماده کردن آثارش برای چاپ خیره کننده باشد. اولین رمان ژرژ سیمنون سال در گذشت پدرش، بانام مستعار منتشر شد این کتاب «بر پل دز ارش» نام دارد. ژرژسیمنون ابتدا با نام مستعار ژرژسیم شروع به نوشتن و چاپ داستانهای عامهپسند کرد، گزارشهایی وجود دارد که مدعیاند سیمنون از حدود بیستویک نام مستعار استفاده کرده است. او با این نامها رمانهای بازاری و عامهپسند مینوشت و البته توانست اوضاع مالی خود را سروسامان بدهد و پول خوبی به دست آورد. ژرژ سیمنون سال 1923 با زنی به نام رژین ازدواج کرد و به فرانسه رفت. از سال 1930 بود که ژرژ سیمنون فعالیتش را بهصورت حرفهای آغاز کرد. او مجموعه داستانی کارآگاهی برای انتشارات فایار نوشت که قهرمان همهی آنها کارآگاهی به نام ژول مگره بود. ردپای ژول مگره بهقدری در آثار سیمنون پررنگ است و شخصیتپردازی او بهقدری کامل شده است که بعضی گمان میکردند که شاید برداشتی از شخصیت خود او باشد؛ اما ژرژ سیمنون در مصاحبههای بسیاری بر این نکته تأکید کرده است که: «من کمیسر مگره نیستم»، افراد زیادی هم وجود دارند که معتقدان بسیاری از جنبههای شخصیتی کارآگاه مگره از دزیره سیمنون، پدر نویسنده وام گرفتهشده است. اولین داستان از مجموعه داستانهای ژول مگره که با نام «مسافری که با ستاره شمال آمد» در ایران شناخته میشود، سال 1931 منتشر شد. پسازآن و تنها در طی سه سال، سیمنون 19 رمان دیگر از مجموعهی کارآگاه مگره را نوشت. کارآگاه مگره و داستانهایش بهشدت با استقبال مواجه شد و حتی توانست نظر مثبت منتقدان را به دست آورد. سیمنون در جوانی و هنگامیکه بهعنوان خبرنگار کار میکرد، خبرنگار جنایی هم بود و بسیاری از شیوههای تحقیقات پلیسی را یاد گرفته بود، این آموختهها زمان خلق کارآگاه مگره به کارش آمد و باعث شد این مجموعه بسیار موفق باشد. پس از انتشار داستانهای مگره در همین زمان کوتاه، سیمنون تصمیم گرفت ماجراهای این شخصیت را ادامه ندهد. او برای اینکه به هدفش برسد، در نوزدهمین داستان کارآگاه مگره را بازنشسته کرد. سیمنون فعالیت حرفهایش را ادامه داد و شروع به کار با انتشارات بزرگ دیگری کرد. ثروتش هم بیشتر شده بود وزندگی مرفهی داشت. زمان جنگ جهانی دوم و هنگامیکه آلمانیها بلژیک را تصرف کردند او مسئول امور پناهندگان بود و همچنین داستان دیگری از مجموعهی مگره نوشت که در آن بازنشستگی مگره در رمان قبلی در نظر گرفته نشده بود. او در طی سالهای بعد بازهم داستانهایی از کارآگاه مگره منتشر کرد. همچنین مجموعه رمانهایی نوشت که خودش آنها را رمان تراژدی مینامید. داستانهای سیمنون پر از شخصیتپردازیهای کمنظیر و بسیار پیچیده است. او مانند جراحی هوشمند روان انسانها را کالبدشکافی میکند و از واقعیت آنها پرده برمیدارد. او ترسها، عقدهها، وابستگیها و رنجهای روحی را بهخوبی میشناسد و در آفرینش شخصیتهایش بهخوبی از آنها استفاده میکند. مهارتهای سیمنون در آفرینش خشونت و جنایت بهقدری خوب است که میتوان گفت هیچ نویسندهای نمیتواند در نگارش داستانهای پلیسی و کارآگاهی با او برابری کند.ژرژ سیمنون سال 1946 همراه خانوادهاش به کانادا مهاجرت کرد. آنجا او با زنی به نام دونیز آشنا شد و عاشق او شد. ژرژ سیمنون همسرش را طلاق داد و با این ز ازدواج کرد. سیمنون و همسر دومش پس از ازدواج به آمریکا مهاجرت کردند و 5 سال آنجا زندگی کردند. در این دوران فروش آثار سیمنون بسیار زیاد بود و او مقبولیت بسیاری پیداکرده بود. همچنین در همین دوران به عضویت آکادمی سلطنتی بلژیک درآمد. سال 1966 و همزمان با 45 سالگی کارآگاه مگره مراسم بزرگداشتی در هلند برگزار شد و مجسمهای از کارآگاه مگره ساخته شد. از میان 322 داستان و رمان بهجامانده از سیمنون 102 داستان به کارآگاه مگره اختصاص دارد.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
چراغی برای شبانگاه - اثر ارسکاين کالدول - راوي استاد بهروز رضوي
ارسکین کالدول (زاده ۱۷ دسامبر ۱۹۰۳ - درگذشته ۱۱ آوریل ۱۹۸۷) نویسنده معاصر آمریکایی است، در جوانی به شغلهای مختلفی دست زد ولی موفقیتی پیدا نکرد تا اینکه عاقبت الامر نویسنده شد. او از پیشروان پرداختن به درونمایههای اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی بهویژه در ایالتهای جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا بهشمار میرود. وی کتاب تعظیم به خورشید فروزان را با همین درونمایه نوشت.[۱] بسیاری از کتابهای وی از جمله قصههای بابام، غوغای ژوئیه و جادهٔ تنباکو و چراغی برای شبانگاه در سالهای دور به زبان فارسی چاپ و منتشر شدهاست
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
From the publisher's feed
https://castbox.fm/va/6282778
https://shenoto.com/channel/podcast/hazardastan
معرفی پادکست #هزارداستان این پادکست حاوی کتابهای صوتی،نمایشنامه های رادیویی،نمایش تک نفره،تله تاتر،داستان های کوتاه وبلند در ژانرهای متفاوت از بزرگان عرصه نویسندگی می باشد .محتوای موجود در این پادکست، صرفنظر از مواضع سیاسی و ایدئولوژیک آنها جمعآوری وانتشار داده میشود.این پادکست صرفا جهت دسترسی رایگان فارسی زبانان به منابع مطالعاتی در سرار دنیا شکل گرفته است .اگر مورد علاقتان بود لطفاً به دیگران هم معرفی کنید با تشکر فراوان مهران منتشی پادکست شما، پادکست #هزارداستان « تبلیغات پذیرفته نمیشود»
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

7,895 Listeners

424 Listeners

1,066 Listeners

246 Listeners

5,855 Listeners

472 Listeners

151 Listeners

421 Listeners

135 Listeners

489 Listeners

2,994 Listeners

46 Listeners

410 Listeners

517 Listeners

194 Listeners