
Sign up to save your podcasts
Or


گرد آفرید اثر ابوالقاسم فردوسی طوسی
گردآفرید دختر گَژدَهَم و خواهر گُستَهَم، پهلوان بانویی است جذاب و دلفریب که در موقعیت شناسی، هوش سیاسی و قدرتِ رزم کم از مردان ندارد و در عین حال، سرشار از سرشتی زنانه است. پیشنهاد می کنیم این داستان را که به این زن جنگجو شاهنامه پرداخته است بشنوید و لذت ببرید. داستان نبرد گرد آفرید و سهراب یکی از زیباترین داستان های شاهنامه است. اما این تنها داستان گرد آفرید نیست بلکه در خلال آن داستانی های دیگر از زنان مشهور شاهنامه نیز نقل می شود . سهراب جوانی دلاور است که از توران به ایران ، با تحریک افراسیاب حمله می کند ،تا به دربار کیخسرو برود و پادشاهی را از او بگیرد.او به سپید دژ می رسد و در آنجا با رزم آوران ایرانی می جنگد و پسران کژدهم (که صاحب قلعه سپد دژ است) را اسیر می کند. در این میان گرد آفرید دختر کژدهم به جنگ سهراب می رود و با دلاوری می جنگد .سهراب وقتی در می یابد که طرف مقابلش یک زن است با او از در مصالحه در می آید و به دعوت پدر گرد آفرید به عنوان مهمان به قصر می رود در آنجا پدر گرد آفرید از او می خواهد که سهراب را سرگرم کند تا پیکی که برای کسب تکلیف در باره ی وی به دربار کیخسرو فرستاده باز گردد و تکلیف سهراب مشخص شود . گردآفرید شروع به داستان گویی می کند و داستان پوراندخت و فرود و داستان شهناز دختر جمشید و ضحاک را از ایران باستان برای او تعریف می کند تا جایی که سهراب مجذوب گرد آفرید می شود و تصمیم می گیرد با او ازدواج نماید اما گرد آفرید نمی پذیرد از دربار کیخسرو فرمان می رسد که پدر گرد آفرید سهراب را بکشد اما سهراب از این تو طئه جان سالم به در می برد و تصمیم می گیرد .
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
مرگ و پنگوئن اثر آندری کورکف - راوی استاد بهروز رضوی
آندری کورکف، زاده ی 23 آپریل 1961، نویسنده ای اوکراینی است. کورکف از مؤسسه ی زبان های خارجی در شهر کی یف فارغ التحصیل شد و مترجمی زبان ژاپنی را نیز آموخت. اولین رمان او دو هفته قبل از سقوط اتحاد جماهیر شوروی به چاپ رسید. او یک رمان نویس و متفکر مستقلی است که به روسی می نویسد. وی نویسنده 19 رمان از جمله پرفروش ترین آنها به نام مرگ و پنگوئن ، 9 کتاب برای کودکان و حدود 20 فیلمنامه مستند ، داستانی و فیلم تلویزیونی است. کار وی در حال حاضر به 37 زبان ، از جمله انگلیسی ، ژاپنی ، فرانسوی ، آلمانی ، ایتالیایی ، چینی ، سوئدی ، فارسی و عبری ترجمه شده است و در 65 کشور منتشر شده است. کورکوف مدت هاست به عنوان مفسر مورد احترامی در مورد کشور اوکرین در سطح بین المللی ، به ویژه در اروپا و ایالات متحده شناخته می شود. او مقاله های متنوعی را برای انتشارات مختلف در سراسر جهان نوشت. کتابهای او پر از طنز سیاه ، واقعیت پس از شوروی و عناصر سورئالیسم است..
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
ماجراي وينستون - اثر هاوارد فاست - راوي استاد بهروز رضوي
هاوارد ملویل فاست (به انگلیسی: Howard Fast) (زاده ۱۱ نوامبر ۱۹۱۴ – درگذشته ۱۲ مارس ۲۰۰۳) رماننویس و نویسنده تلویزیونی کمونیست آمریکایی بود. او با نامهای مستعار ای. وی. کانینگهام و والتر اریکسون نیز قلم زده است. هاوارد فاست در شهر نیویورک زاده شد. مادرش یک مهاجر بریتانیایی و پدرش یک مهاجر اوکراینی و هر دو یهودی بودند. با مرگ مادرش در ۱۹۲۳ و بیکار شدن پدرش، جوانترین برادرش یولیوس برای ادامه زندگی نزد خویشاوندان شان رفت لیکن هاوارد و برادر بزرگش ژروم به کار فروختن روزنامه مشغول شدند. هاوارد جوان نوشتن را در سنین پایین آغاز کرد. در حالی که به سیاحت در اکناف آمریکا و انجام شغلهای گوناگونی مشغول بود، نخستین داستانش به نام دو دره را در سال ۱۹۳۳ منتشر کرد. اما اولین کار مشهورش، شهروند تام پین برداشتی داستانی از زندگی توماس پین بود. فاست که همواره به تاریخ آمریکا علاقهمند بود، داستان آخرین مرز را در مورد تلاش شاینها برای بازگشت به سرزمین مادری شان و داستان راه آزادی را دربارهٔ زندگی بردگان سابق در دوره بازسازی به رشته تحریر در آورد فاست در زمان جنگ جهانی دوم در خدمت دفتر اطلاعات ایلات متحده بود و برای صدای آمریکا مینوشت. او در ۱۹۴۳ به حزب کمونیست آمریکا پیوست و در ۱۹۵۰ به کمیته اقدامات غیر آمریکایی احضار شد. در آنجا او از افشا کردن نام همکارانش در تأسیس بنیادی برای حمایت از یتیمان سربازهای آمریکایی حاضر در جنگ داخلی اسپانیا امتناع کرد (یکی از همکارانش النور روزولت بود) و به یک دوره زندان سهماهه به دلیل اخلال در کار کنگره محکوم شد. در زندان، نوشتن اثر مشهورش اسپارتاکوس که رمانی در مورد یک شورش در بین بردگان رمی بود، را آغاز کرد. اما بعد از آزادی از زندان، در فهرست سیاه اکثر بنگاههای انتشاراتی قرار گرفت و مجبور شد خودش این رمان را به چاپ برساند. بر طبق معیارهای موجود برای کتابهای چاپ شده به وسیله نویسنده اثر، این رمان به موفقیتی بزرگ دست یافت و در چهار ماه نخست، هفت بار تجدید چاپ شد (بر اساس خاطرات فاست، از ۵۰۰۰۰ نسخه چاپ شده، ۴۸۰۰۰ نسخه فروش رفت). پس از این جریان، فاست انتشارات بلو هرون را تأسیس کرد و به این طریق توانست تا زمانی که هنوز در فهرست سیاه قرار داشت، آثار خودش را به چاپ برساند. دقیقاً همانطور که تولید فیلم مبتنی بر اسپارتاکوس (پخش فیلم در ۱۹۶۰) را به عنوان مرحله مهمی در از هم پاشیدن فهرست سیاه هالیوود به حساب آوردند، چاپ مجدد رمان فاست به وسیله نشر کراون (Crown) در ۱۹۵۸ نیز به نحو بارزی باعث خروج فاست از لیست سیاه انتشاراتیها گردید. فاست در سال ۱۹۵۲ به عنوان نامزد حزب کارگر در انتخابات کنگره حضور داشت. در خلال دهه ۱۹۵۰ برای نشریه دیلی ورکر که روزنامه ارگان حزب کمونیست آمریکا بود، قلم زد. فاست مشهورترین نویسنده آمریکایی در اتحاد شوروی بهشمار میرفت و در ۱۹۵۳ به جایزه صلح لنین دست یافت. اما در ۱۹۵۶ به دلیل مسائلی از قبیل شرایط موجود در اتحاد شوروی و اروپای شرقی از حزب جدا شد. فاست مدتی در فرهنگستان ملی طراحی به مقدمات نقاشی مشغول شد. در سال ۱۹۴۵ خبرنگار مجلههای «اسکوایر» و «کورونت» در اروپا و خاور دور بود. در ۱۹۴۷ در دانشگاه ایندیانا تدریس میکرد.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
مرواریدهای پشیمانی اثر فیلیپ کلودل
راوی بعد از شانزده سال که مادرش را ترک کرده است، برای دیدن جنازهی او روانهی زادگاهش میشود. با ورود به شهر محل تولدش، پسرک ولگردی را میبیند که همچون شبحی کنار هتل محل اقامت او پرسه میزند. راوی به یاد کودکی خودش میافتد که کنار همین هتل از درختی بالا میرفت و دخترک گارسونی را میدید که هر شب خسته به طرف اتاقش بازمیگشت. در هتل صدای خندهی زنی دیوانه شنیده میشود که پیاپی نام پسرش را که مرده است، صدا میزند. صاحب هتل تعریف میکند که او گارسون قدیمی اینجاست. راوی درمییابد که او همان زنی گارسونی است که در سالهای کودکیاش در این هتل بوده است. راوی به یاد کودکی و تنها گذاشتن مادرش میافتد و با کولهباری از پشیمانی از ترک مادر، برای مراسم تدفین او رهسپار میشود. * «فیلیپ کلودل» کتاب «مرواریدهای پشیمانی» را در سال ۲۰۰۹ نوشت. نام اصلی کتاب «چندتایی از صدها پشیمانی» است. آثار کلودل برندۀ جوایز متعددی ازجمله «برگ طلایی شهر نانسی»، «مارسل پانیول»، «بورس گنکور داستان کوتاه»، جایزۀ اروپایی «اورِژیو» و «سزار» بهترین فیلم در سال ۲۰۰۹ شدهاند. از یازده ژانویه ۲۰۱۲ فیلیپ کلودل به عضویت «آکادمی گنکور» که یکی از برجستهترین آکادمیهای ادبی فرانسه است، درآمده است. فیلیپ کلودل از سرشناسترین نویسندگان معاصر فرانسه است. او در خانوادهای کارگری زاده شده و ساکن شهر «لورن» در فرانسه است. وی بعد از به پایان رسیدن تحصیلاتش به مدت ۱۱ سال، به عنوان معلم، در زندانها فعالیت کرد و ارتباط وی در این فضا با شاگردانش، که قشر خاصی از جامعه بودند، بر داستانهای کوتاه، رمانها و بعدها بر فیلمنامههایش تاثیر فراوان گذاشت. همچنین او به جوانان معلول نیز آموزش میداد و همین تجربیات نگاه او را به مسائل اجتماعی معطوف کرد. تجربه زیستی و کاری «فیلیپ کلودل» در حوزه آسیبهای اجتماعی باعث شده تا در اغلب آثارش توجه خاصی به کمبودهای روانی شخصیتهایش داشته باشد و تأثیر آنها را بررسی کند. کلودل بارها در مصاحبههایش بر تأثیر این تجربه تاکید کرده و گفته است که چنین مراوداتی سبب شده دیدگاههای قبلی او درباره انسانها، جرم و قضاوت کردن افراد تغییر کند و اگر وی تدریس در زندان را آغاز نمیکرد، هرگز نمیتوانست برخی از رمانها و فیلمهایش را خلق کند. از او تاکنون ده رمان و شش مجموعه داستان کوتاه منتشر شده است. کتاب مرجع Quelques-uns des cent regrets - ۲۰۰۰ راوی: بهروز رضوی
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
موژيک ها - اثر انتوان چخوف - راوی استاد بهروز رضوی
نیکولا» پیش خدمت هتلی در مسکو است که به خاطر بیماری اش به ناچار شغلش را رها می کند و با خانواده اش به روستای زادگاهش و نزد پدر و مادرش بازمی گردد. او و خانواده اش شرایط سختی در روستا دارند و تلاش می کنند تا به رفاه حداقلی برسند، اما .... نیکولا مجبور می شود همراه خانواده اش در کنار مادر خسیس و غرغرو اش و همسران دو برادرش و هشت بچه ی دیگر زندگی کند. یک زندگی جانکاه و توان فرسا؛ تنش های زیاد میان همسر برادرانش با همسرش و برخوردهای زننده ی مادرش، باعث می شود بیماری او بهبود نیابد، تا اینکه..
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
مقام رسمی اثر ویلیام سامرست موام
«مقام رسمی» داستانی از ویلیام سامرست موام از معروفترین نویسندگان و نمایشنامهنویسان انگلیسی است. لوئیس ریمایر با شماره ۶۸۷۶۳ به اتهام قتل همسرش، دورهٔ دوازدهٔ ساله محکومیتش را در زندان سن لورن دو مارونی، ندامتگاه بزرگی در گینهٔ فرانسه میگذراند. او به دلیل این که قبلا پلیس بود و همچنین رفتار خوبش در زندان به عنوان جلاد رسمی انتخاب شده است. برای او کلبه ای در ۵۰۰ متری زندان ساخته اند تا از دست دیگر مجرمین در امان باشد. تا این که یک روز کاری پرکار در زندگی اش پیش میآید و او قرار است گردن شش مرد محکوم به اعدام را بزند. درباره کتاب صوتی مقام رسمی ویلیام سامرست زاده ۲۵ ژانویه ۱۸۷۴ - درگذشته ۱۶ دسامبر ۱۹۶۵، داستاننویس و نمایشنامهنویس انگلیسی بود. سامرست موآم را بیشتر به خاطر جملات قصارش میشناسند که نمونهاش در زیر آمدهاست: ما مینویسیم چون مجبوریم که بنویسیم. عشق واقعی عشق یک طرفه است بدون هیچ چشم داشت و پاداشی. فاجعه بزرگ انسانها در هلاک نوع بشر نیست، در دست شستن از عشق ورزیدن است. اگر پنجاه میلیون نفر چیز احمقانه ای بگویند، آن چیز کماکان احمقانه است.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
موسیقی یک زندگی اثر آندره مکین
آندره مکین نویسنده فرانسوی روسی تبار و برنده جایزه گنکور ۱۹۹۵ است آندره مکین در سال ۱۹۵۷ در کرانسویارسک سیبری زاده میشود اولین قصههای دوران کودکیش را از جد مادریاش به زبان فرانسه میشنود و همین امر بیگمان باعث دلبستگی و شیفتگی فراوان او به زندگی در فرانسه میگردد. در بدو ورود به فرانسه در سال ۱۹۸۷ کتابهای «دختر یک قهرمان اتحاد جماهیر شوروی» و «اعترافات یک پرچمدار شکست خورده» را برای مؤسسات انتشاراتی فرانسوی فرستاد و هر بار بدون اینکه خوانده شوند به او برگردانده شدند مکین در ابتدا تصمیم گرفت آثارش را با نامهای مستعار مختلف و به عنوان ادبیات ترجمه شده روسی به فرانسه برای ناشران بفرستد او حتی مجبور شد «اعترافات یک پرچمدار شکست خورده» را به زبان روسی شکسته بستهای نوشته و نسخه اصلی را با نام مترجمی که وجود خارجی نداشت و نام فامیل مادربزرگ مکین را یدک میکشید ارائه دهد و تنها بدین ترتیب بود که اولین کتابش به چاپ رسید. مکین با کتاب «به یاد رودخانه عشق» از گمنامی خارج شد و بالاخره کتاب «وصیتنامه فرانسوی» بود که برای این نویسنده روس که به خود لقب «نویسنده منحوس» دادهاست جایزه گنکور و جایزه مدیسی را به ارمغان آورد. .مؤلفههای عمده آثار مکین را بهطور کلی میتوان تجربه هولانگیز و شخصی او از دوران تلخ استالینیسم و تبعات وحشتناک آن در کلیت اجزای فرهنگی و سیاسی کشور روسیه دانست و این نکته بیشتر از آن جهت حائز اهمیت است که آندره مکین در غالب آثار خود توانسته این تجربه تلخ شخصی را با جادوی ادبیات و رمان، همهگیر و عمومیکند. آندره مکین زبان فرانسه را بسیار ماهرانه بکار میگیرد و همین توانایی آثار او را نسبت به سایر نویسندگان هم دورة خود ویژه و متمایز میکند. او در آخرین کتابش با عنوان «جرم الگا آربلینا» داستانی رسواکننده که میتواند سوژهای یک رمان پلیسی باشد را شرح میدهد و با استفاده از زبانی بهغایت شاعرانه خواننده را وادار میکند هنوز به رؤیا باور داشته باشد. در برخورد اول با آثار و نوشتههای مکین و با نگاهی اجمالی به رمانهایی که در طی دورة پانزده سال اقامت خود در فرانسه خلق کردهاست با نویسندهای مواجه میشویم که همانگونه که در بیان خود و در استفاده از زبان دوگانهاست، در اندیشه و درونمایه داستانهای خود نیز با این دوگانگی دست و پنجه نرم میکند. در زبان دوگانهاست، زیرا فرانسهاش سرشار از تصاویر فرهنگ اسلاو میباشد، تصاویری که از دوران کودکی در ذهن انباشتهاست، اما از سوی دیگر ظرافتهای زبان فرانسه را نیز به زیبایی به کار میبرد و در بیانش روح این زبان جاری میباشد. چهار کتاب از آندره مکین نویسنده روسیتبار فرانسوی و برنده جوایز گنگور ومدیسی به فارسی ترجمه و به چاپ رسیدهاست. اعترافات یک پرچمدار شکست خورده (۱۳۷۸) موسیقی یک زندگی (۱۳۸۱)، وصیتنامه فرانسوی (۱۳۸۳)، رمان زنی که منتظر بود (۱۳۸۴) از این نویسنده ترجمه و به چاپ رسیده که ترجمه سه اثر آخر از ساسان تیسمی است.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
جهنم بهشت اثر جومپا لاهیری (بهترین کتاب در مورد مهاجرت)
جهنم- بهشت یکی از داستانهای کتاب «خاک غریب» است. این مجموعه داستان که سال 2008 منتشر شده است مانند بقیهی کتابهای لاهیری داستان مهاجران هند وبنگال است که در آمریکا زندگی میکنند. داستان جهنم- بهشت از این مجموعه که به صورت مستقل نیز منتشر شده است نیز داستانی از زبان دختری به نام یوشا است که در خانوادهای بنگالی در آمریکا زندگی میکند. داستان دربارهی آشنایی جوانی به نام پراناب چاکرابوتی با خانوادهی یوشا به خصوص مادرش آپارنا وتعاملات میان آنهاست است. نویسنده با هوشمندی از روایت دخترکی استفاده کرده است که تغییرات مادرش را با دقت زیر نظر دارد و تحولات روحی او را هرچند نمود عملی و بیرونی ندارند درک میکند،در بخشی از داستان او در این باره میگوید: «آنموقع نمیدانستم که سر زدنهای عمو پراناب چیزی بود که مادرم تمام طول روز منتظرش بود، چیزی که باعث میشد او ساری نو بپوشد و در انتظار آمدنش موهایش را شانه کند. و نمیدانستم که از قبل برنامهی تنقلات نامحدودی که میخواست با آنها از او پذیرایی کند را میچید. نمیدانستم که برای لحظهای زندگی میکرد که صدای «بودی!» گفتن او را از ایوان بشنود، و اینکه روزهایی که حواسش نبود مادر کاملاً قبراق و سرزنده بود.» داستان سالهای زیادی را در برمیگیرد و سرنوشت روابط شخصیتهای داستان در ان به زیبایی روایت میشود. خلاصه داستان جهنم، بهشت پراناب چاکرابورتی دانشجوی هندی دانشگاه ام آی تی است که درذهن دارد به کلکته برگردد. او دچار غم غربت شده است و از زندگی در امریکا عذاب میکشد. روزی او در یکی از خیابانهای بوستون دختری به نام یوشا و مادر بنگالیاش آپارنا را میبیند. او آنها را تعقیب میکند و سرانجام با این خانواده طرح دوستی میریزد. آپارنا خودش هم در غم غربت دست و پا میزند و احساس تنهایی میکند. او از پذیرایی از پراناب در خانهشان خوشحال است.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
تدي - اثر جی دی سالینجر - راوی استاد بهروز رضوی
تدی یکی از داستانهای مجموعه «نه داستان» نوشته جروم دیوید سلینجر است که در ایران به نام دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم منتشر شده است. این داستان درباره پسری به نام تدی است که در حال بازگشت از انگلستان است و ... پسر کوچکی به نام تدی با وجود سن کم، اندیشه هایی فلسفی و ماورایی دارد. او در روی یک کشتی، همراه با پدر و مادر و خواهر کوچکترش، در حال طی کردن یک سفر طولانی است. در این سفر او با اندیشمندان گوناگونی ملاقات می کند و آنها از او سئوالات فلسفی می کنند. در پاسخ به یکی از این سئوالات، تدی از زمان پایان زندگی آنها حرف می زند و این سخن او سبب می شود که آنها گمان کنند او در حال پیشگویی است. سپس در کشتی .. ------------------------------------ جروم دیوید سالینجر یا جروم دیوید سَلینجر (زادهٔ ۱ ژانویهٔ ۱۹۱۹ – درگذشتهٔ ۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰) نویسندهٔ معاصر آمریکایی بود. رمانهای پرطرفدار وی، مانند ناطور دشت در نقد جامعهٔ مدرن غرب و خصوصاً آمریکا نوشته شدهاند. سالینجر بیشتر با حروف ابتداییِ نام خود «جی.دی. سالینجر» معروف است .اطلاعات اندکی دربارهٔ زندگی سالینجر منتشر شدهاست، و او، با توجه به شخصیت گوشهگیر خود، همواره تلاش میکرد دیگران را به حریم زندگیاش راه ندهد. او در سال ۱۹۱۹ در منهتن نیویورک از پدری یهودی و مادری مسیحی (که پس از ازدواج با پدرش به یهودیت گروید) به دنیا آمد. در هجده ـ نوزده سالگی، چند ماهی را در اروپا گذرانده و در سال ۱۹۳۸، همزمان با بازگشتش به آمریکا، در یکی از دانشگاههای نیویورک به تحصیل پرداخته، اما آن را نیمهتمام رها کرد.[۱][۲] نخستین داستان سالینجر به نام جوانان در سال ۱۹۴۰ در مجلهٔ استوری به چاپ رسید. چند سال بعد (طی سالهای ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶)، داستان ناطور دشت به شکل دنبالهدار در آمریکا منتشر شد و سپس در سال ۱۹۵۱ روانهٔ بازار کتابِ این کشور و بریتانیا گردید. ناطور دشت، نخستین کتاب سالینجر، در مدت کمی شهرت و محبوبیت فراوانی برای او به همراه آورد و بنگاه انتشاراتی راندوم هاوس (Random House) در سال ۱۹۹۹ آن را بهعنوان شصتوچهارمین رمان برتر سده بیستم معرفی کرد. این کتاب در مناطقی از آمریکا بهعنوان کتاب «نامناسب» و «غیراخلاقی» شمرده شده و در فهرست کتابهای ممنوعهٔ دههٔ ۱۹۹۰ ــ منتشرشده از سوی «انجمن کتابخانههای آمریکا» ــ قرار گرفت. فرنی و زویی، نُه داستان (در ایران با عنوان دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم (یکی از داستانهای آن) ترجمه و منتشر شده) تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران و سیمور: پیشگفتار، جنگل واژگون، نغمهٔ غمگین، هفتهای یه بار آدمو نمیکشه و یادداشتهای شخصی یک سربازاز جمله آثار کمشمارِ سالینجر هستند. همچنین بعد از مرگ او، مجموعه داستانی به نام «داستانهای پس از مرگ» در ایران ترجمه و چاپ شد.[۳] سالینجر دارای شخصیتپردازی نیرومند در داستانهای خود است. او بهطور ویژهای خانوادهٔ گلَس را، که معروفترین شخصیتهای داستانهای او هستند، به عرصه کشاند و در داستانهای متفاوت از افراد این خانواده پردهبرداری کرد. خانوادهای که دارای هفت بچه هستند، نابغههایی که در یک برنامهٔ رادیویی بهطور پیاپی حضور دارند و در دورههای مختلف جزو شرکتکنندگان برنامهٔ «بچه باهوش» هستند؛ ولی در این خانواده بزرگترین برادر، مرشد دیگران است و او شخصیتی است با نام سیمور. سیمور ابتدا با اشارهٔ کوچکی در یکی از داستانهای کوتاه با نام یک روز خوش برای موز ماهی حضور مییابد و همانجا پس از گفتگو با دختری کوچک به اتاق خود میرود و خودکشی میکند. در فرنی و زویی نیز اشارههایی به او میشود، ولی در کتاب تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران و سیمور: پیشگفتار، سالینجر از زبان بادی، پسر دوم خانواده، شروع به گسترش و بیان سیمور میکند. این که شباهتهای زیادی بین سیمور و خود سالینجر و بادی وجود دارد کمابیش در قهرمانهای دیگرِ سالینجر با خود او مشخص است. بهعنوان نمونه، شخصیت هولدن در ناطورِ دشت نیز از این قاعده مستثنی نیست. جنبهٔ مهم زندگی سالینجر، مبهمبودن او برای منتقدان و هواداران اوست. به بیان بهتر، نوعی دور از دسترس بودن است. به همین دلیل، اطلاعات زیادی در مورد زندگی روزمره و عادی او موجود نیست. سالینجر در ۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰ و به مرگ طبیعی در محل زندگی خود در شهر کوچک کورنیش در نیوهمپشایر درگذشت.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
پستخانه
علاقمندان به هندوستان و سفرهای معنوی می توانند همراه با پسرک این کتاب شوند که با وجود بیماری اش که او را خانه نشین کرده ، در کنار پنجره خانه به رویاهای سفرهای دور و درازی فرو می رود. پسرک، اتاقی را انتخاب کرده که پنجره دارد؛ تا عابران را ببیند و با آنها حرف بزند. آمل، پسری بیمار است. او پدر و مادرش را از دست داده و حالا نزد پدرخوانده مهربانش زندگی میکند. آمل بهعلت بیماری نباید در معرض هوای آزاد باشد، اما دلش میخواهد جاهای نادیده را ببیند و از کوهها بالا برود؛ او دلش پرواز و سفر میخواهد. پدرخوانده که پیش از داشتن آمل مردی پولدوست بود، حالا به خاطر پسرک حاضر است هر کاری کند. او دلش میخواهد آمل دانشمند شود، اما پسرک میخواهد دنیا را ببیند. پزشک گفته است پسرک باید تا بهبودی کامل در فضای بسته زندگی کند. آمل اتاقی را که پنجره دارد، انتخاب کرده تا بتواند بیرون و رهگذران را ببیند. پیرمردی از آشنایان پدرخوانده، خود را «جهانگرد» معرفی کرده و به دیدار پسرک آمده است. او برای آمل از سرزمینهای دور حرف میزند و از اتفاقات عجیب؛ آمل او را دوست دارد. پسرک فکر می کند که سرانجام یک روز پادشاه برای او نامهای خواهد نوشت .... *نمایشنامه: The Post Office(۱۹۱۲) فیلم: Dak Ghar(۱۹۶۵)
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
From the publisher's feed
https://castbox.fm/va/6282778
https://shenoto.com/channel/podcast/hazardastan
معرفی پادکست #هزارداستان این پادکست حاوی کتابهای صوتی،نمایشنامه های رادیویی،نمایش تک نفره،تله تاتر،داستان های کوتاه وبلند در ژانرهای متفاوت از بزرگان عرصه نویسندگی می باشد .محتوای موجود در این پادکست، صرفنظر از مواضع سیاسی و ایدئولوژیک آنها جمعآوری وانتشار داده میشود.این پادکست صرفا جهت دسترسی رایگان فارسی زبانان به منابع مطالعاتی در سرار دنیا شکل گرفته است .اگر مورد علاقتان بود لطفاً به دیگران هم معرفی کنید با تشکر فراوان مهران منتشی پادکست شما، پادکست #هزارداستان « تبلیغات پذیرفته نمیشود»
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

7,895 Listeners

424 Listeners

1,066 Listeners

246 Listeners

5,855 Listeners

472 Listeners

151 Listeners

421 Listeners

135 Listeners

489 Listeners

2,994 Listeners

46 Listeners

410 Listeners

517 Listeners

194 Listeners