
Sign up to save your podcasts
Or


جنگل - اثر آپتون سینکلر - راوي استاد بهروز رضوي
«یورگیس» جوان و قوی هیکل، همراه نامزدش «آنا» به شهر میآید. محل کار او «کشتارگاه صنعتی شیکاگو» است. کشتارگاهی که هر روز هزاران دام زنده از گاو گرفته تا خوک را به آنجا میآورند و طی فرایندی دهشتناک تبدیل به فرآورده های متنوع گوشتی میکنند. «یورگیس» وقتی با جریان تولید و فرآوری گوشت در کشتارگاه عظیم شیکاگو آشنا شد، پیش خود فکر کرد تنها کاری که امثال او میتوانند بکنند، این است که همه شرایط آن کار را بپذیرند و هر کاری را که به ایشان محول میکنند، به خوبی انجام دهند و سپاس گزار باشند؛ چراکه آن شرکت بزرگ، آنها را حمایت کرده و آسایششان را فراهم کرده است؛ پس باید برایشان خوب کار کنند. در همین زمان خانواده دوازده نفری یورگیس به این فکر افتادند خانهای بخرند، حتی اگر این تصمیم برابر با پرداخت قسطهای زیاد و طولانی مدت باشد؛ چون می خواستند از شر اجارهنشینی آسوده شوند. در جست و جوی خانه جدید، دلالی خانهای به آنها نشان میدهد و یورگیس، زنان خانه را برای تنظیم سند نزد او میفرستد، چون خودش نمیتواند مرخصی بگیرد. زنها میروند، اما به سند شک میکنند و قرار میشود وکیلی پیدا کنند تا به آنها درباره سند اطمینان خاطر بدهد ... *درباره ی نویسنده: «آپتون سینکلر» در سال ۱۸۷۸م در «بالتیمور ایالت مریلند» آمریکا به دنیا آمد و در سال ۱۹۶۸م درگذشت. پس از پایان تحصیلاتش در «سیتی کالج» نیویورک با نوشتن داستانهای بازاری برای مجلات زرد کار ادبیاش را شروع کرد. سپس به نوشتن داستانهای تاریخی روی آورد. در این دوران داستاننویسی را به خوبی یاد گرفت تا این که از این مهارت در نوشتن آثار بزرگی چون «جنگل» سود برد، به طوری که در سال ۱۹۴۳م موفق به دریافت جایزه ادبی «پولیتزر» شد. طی دوران شکوفایی در حدود ۱۰۰ اثر منتشر کرد که هرکدام بعد از مرگ او جنجالی در وادی ادبیات به راه انداختند. به عنوان مثال از روی یکی از رمانهای او به نام «نفت» فیلم مشهور «خون به پا خواهد شد»، ساخته شد که در سال ۲۰۰۷م نامزد ۷ جایزه اسکار شد. با این حال هیچ کدام از آثار او به شهرت رمان بزرگ او «جنگل» نرسیدند. سینکلر این رمان را برای نشان دادن شرایط خشن و زندگی مهاجران در ایالات متحده در شیکاگو و شهرهای صنعتی مشابه نوشت. هدف اصلی او در توصیف صنعت گوشت و شرایط کاری پیشرفت سوسیالیسم در ایالات متحده بود. با این حال، بیشتر خوانندگان ازتمام نقص های بهداشتی و اقدامات غیر بهداشتی (در صنایع بسته بندی گوشت آمریکایی در اوایل قرن بیستم )مطلع شدند، که به شدت به تظاهرات عمومی منجر شد و به اصلاحات از جمله قانون بازرسی گوشت منجر شد. این کتاب فقر طبقه کارگر، فقدان حمایت اجتماعی، زندگی سخت و ناخوشایند و شرایط کاری و ناامیدی در میان بسیاری از کارگران را نشان می دهد. این عناصر با فساد عمیق ریشه دار مردم با قدرت مقایسه می شوند.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
بیلی باد ملوان - اثر هرمان ملویل
ملوان جوان و زیبایی به نام "بیلی باد" مجبور است در طول جنگ بین انگلستان و فرانسه در نیروی دریایی خدمت کند. او بسیار خوش چهره با قلبی مهربان است و با پشتکاری که از خود در کارش نشان میدهد، بسیار زود مورد توجه رؤسا و افسران مافوقش قرار میگیرد."بیلی باد" پسری است سرراهی که هیچ اطلاعی از پدر و مادر واقعی خود ندارد. نقص مادرزادی او لکنت زبانش است که در لحظات بحرانی به سراغش میآید. او در کشتی "حقوق بشر" در شغل ملوانی مشغول به کار است. کاپیتان "ور" و دیگر ملوانان او را دوست دارند، اما ناظم کشتی، یعنی آقای "کلا گارت" که ذاتا آدمی است خبیث و خشن، از دوستی دیگران با بیلی خوشش نمیآید و در پی آزار اوست. بیلی در برابر همهی کارهای سختی که کلاگارت به او واگذار میکند از خود مقاومت نشان میدهد تا زمانی که کلاگارت در حضور ناخدا "ور" به بیلی تهمت برانگیختن شورش در کشتی را میزند. "بیلی" که به دلیل لکنت زبان، قادر به دفاع از خود نیست با مشت به شقیقهی کلاگارت میزند و فاجعه آغاز میشود. درباره ی نویسنده: هرمان ملویل (Herman Melville) نویسنده بزرگ آمریکایی در اول اوت سال ۱۸۱۹ در خانواده ای روشنفکر و نسبتاً مرفه در شهر نیویورک به دنیا آمد و در ۲۸ سپتامبر ۱۸۹۱ در همانجا درگذشت. هرمان ده سال اول زندگی را تقریباً در رفاه و نیکبختی به سر برد و زندگی آرام و خوشی را با هفت خواهر و برادر دیگر خود گذراند و متوجه گذشت زمان نبود تا اینکه ناگهان تغییر بزرگی در زندگی آرام و آسوده آنها رخ داد. پدر هرمان، «آلان ملویل Allan» به سوی ورشکستگی رفت و دیگر نتوانست در مقابل این ورشکستگی که کلیه زندگیش را به باد داد، قد راست کند و از فرط ناراحتی و ناکامی فراوان دو سال بعد از این شکست، زمانی که هرمان دوازده سال داشت، رخت از جهان بربست و خانوادهاش را در تنهایی و تنگدستی گذاشت. رمان بیلی باد همچنین منبع خوبی برای الهام گیری کارگردانان سینما و تئاتر بوده است. «بیلی باد» یکی از آثار مشهور ادبی جهان است که به کسانی که علاقمند به داستان های ماجراجویانه دریایی هستند، پیشنهاد می شود.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
پناهگاه اثر آلیس مونرو
زن جوانی به نام «کارلا» که ظاهراً مشکل خاصی در زندگی با همسرش «کلارک» ندارد، اما در جایی از داستان احساس میکند کلارک او را درک نمیکند... آن ها به آموزش سوارکاری مشغولند و اما حالا شاگرد زیادی ندارند و بیشتر درآمدشان از تیمارداری اسب ها می گذرد، از این رو اوضاع مالی آن ها بهم ریخته است. کلارک آدم خوش برخوردی نیست و خیلی زود از کوره در می رود و سر چیزهای کوچک با مردم دعوا می کند و بیشتر امور مرتبط به اسب ها را کارلا انجام می دهد. آن ها همسایه ای به نام سیلویا جیمیسون دارند که برای تعطیلات به یونان رفته بود و به تازگی برگشته است. کلارک که همیشه فکرهای عجیب و غریب در سردارد از کارلا می خواهد که سراغ سیلویا برود و با تهمت زدن به شوهر مرحومش و تهدیدی به بدنام کردن او از وی اخاذی کند. اما کارلا در مواجه با سوغاتی که سیلویا برای او آورده چه عکس العملی نشان می دهد؟ «گریزپا» مجموعهداستانی است از «آلیس مونرو»،نویسنده شهیر و معاصر زن کانادایی که در جهان به قدر کفایت شناخته شده و اغلب نوشتههایش برنده یا دستکم نامزد جوایز معتبر و باارزشی بودهاند مجموعه داستان فرار یا گریزپا (به انگلیسی: Runaway) سال ۲۰۰۴ منتشر شد و در همان سال برنده جایزه گیلر شد. کتاب مشتمل بر ۸ داستان کوتاه است که ۳ داستان آن دارای شخصیت واحدی به نام جولیت هندرسون است. این کتاب را مژده دقیقی و شقایق قندهاری مستقلاً به فارسی ترجمه کردهاند. مونرو در داستانهایش معمولاً به مسائل زنان و دغدغههایشان میپردازد.گرچه در داستانهای او،مردان نیز دارای ارزش و احترام ویژهای هستند ولی اغلب قهرمانان یا شخصیتهای اصلی آثارش را زنان تشکیل میدهند.این نویسندة هشتاد سالة کانادایی علاقة وافری به بررسی و طرح مسائل روانشناختی زنان در قصههای خود دارد.در آثار او زنان یا انسانهایی فریبخورده و ناکامند،یا افرادی نگران و در جستوجوی آرامش برای خود و دیگران یا اشخاصی که به کشف و مکاشفه و مشاهده در جامعه میپردازند تا هرچه بیشتر از همنوعان خود بیاموزند و با گونههای دیگر زندگی و افکار انسانی آشنا شوند. از سوی دیگر داستانهای او بُرش یا بازتابی از زندگی حقیقی است و به شدت از فضاهای رئالیستی برخوردار است.طوری که وقتی داستانی از او را میخوانید،احساس میکنید هر چیز درست عین خودش است،همانگونه که هست. در دهم اکتبر ۲۰۱۳ آکادمی سوئد اعلام کرد که جایزه نوبل ادبیات به این نویسنده نامآور کانادایی تعلق میگیرد. او که در زمان اعلام این خبر ۸۲ ساله بود یکصد و دهمین برنده جایزه ادبی نوبل، اولین کانادایی برنده این جایزه و سیزدهمین زنی بود که از ۱۹۰۱ تا کنون موفق به گرفتن این جایزه معتبر ادبی شد. پیش تر از این در یک دهه اخیر زنانی چون هرتا مولر و دوریس لسینگ این عنوان را از آن خود کرده بودند. زندگی زنان در روستاها و شهرهای کانادا از درون مایههای آثار اوست. بسیاری از منتقدان ادبی آثار مونرو را با آنتوان چخوف مقایسه میکنند.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
درباره آزادی اثر جان استوارت میل
جان استوارت میل (زیسته در سالهای 1806 تا 1873) شاید یکی از ستوده ترین نظریه پردازان دموکراسی در عصر مدرن باشد. پدرش جیمز میل نظریه پرداز فایده گرایی (utilitarianism) بود و پسر معیشت خود را با کار در کمپانی هند شرقی به عنوان بازرس تامین می کرد. اما زندگی فکری او کارش را کوچک جلوه می دهد. میل دفاع خود از دموکراسی لیبرال را بر پایه اصالت فایده قرار می دهد و از جمله استدلال می کند که آزادی اندیشه و عمل موجب بهبود تدریجی سعادت آدمی می شود. ایده های خوب ایده های بد را از میدان به در می کنند و شیوه های برتر زندگی که تنها با آزمون در یک جامعه آزاد شناخته می شود شیوه های فروتر را کم اهمیت می سازد. از نظر او، دموکراسی مرجح است نه فقط به خاطر حقوق پیشینی افراد بلکه به خاطر اینکه دموکراسی کیفیت زندگی همگان را افزایش می دهد. در فرهنگ دوره ویکتوریا در انگلستان که به طور روزافزون مادی تر و غیرمذهبی تر می شد، این نحوه استدلال بنیادهای تازه ای برای نهادهای دموکراتیک فراهم می آورد. با اینهمه، فایده گرایی میل بدان معنا نبود که در بیان قاطع حقوق فردی جدی نباشد.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
پرونده محرمانه لس آنجلس اثر جیمز الروی
پیچیدگی عمیق داستانی که میشنوید، ریشه در انگارههای جامعهشناسی و رفتارشناختی موجود در کشور آمریکا دارد. جامعهای صنعتی و شلوغ که آنچه اصلا در آن به چشم نمیآید، شرافت و صداقت است. این داستان علاوهبر بیان رویدادهای تاریخی شهر لسآنجلس در طولِ سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰، وقایع پنهانی، اطلاعات سرّی و همچنین شبکههای تبهکاری این شهر را برملا میکند. داستان روایت سه پلیس شهر «لس آنجلس» است که درگیر ماجرای قتلی در کافه «نایت اوول» میشوند. ماجرا به جرایم سازمانیافته، فحشا، مواد مخدر و فساد سیاسی گسترش مییابد. عنوان داستان، «محرمانه»، به مجلهی رسوایی برمیگردد که بهصورت تخیلی با عنوان «هاش هاش» منتشر میشود. گروهبان «ادموند اکسلی» پسر بازرس افسانهای پلیس لسآنجلس است؛ افسری بسیار برجسته برمبنای تواناییهای شخصی. تحصیلات، هوش، عینکی بودن و برخورد سرد و جدّی او باعث دوری وی از همکارانش میشود. خشم همکارانش هنگامی اوج میگیرد که وی حاضر میشود علیه آنها شهادت دهد. «وندل باد وایت» افسری قویهیکل با قدی بلند و تندمزاج است. همکار بسیار نزدیک وی، «دیک استنسلند»، درپیِ شهادت دادنِ اکسلی در ماجرای شب خونین کریسمس، از خدمت در پلیس لسآنجلس کنار گذاشته میشود. به این ترتیب، روابط باد و اکسلی تیرهتر میشود. اما درپیِ قتل دیک در کافه نایت اوول، باد و وایت به نوعی درگیر ماجرایی میشوند که پس از کش و قوس فراوان، آن دو را به هم نزدیک میکند. * دربارهی کتاب: این رمان نخستین بار در سال ۱۹۹۰ منتشر شد و سومین قسمت از «چهارگانه لسآنجلس» الروی بود که زندگی در این شهر در دهههای ۴۰ و ۵۰ میلادی را به تصویر میکشید. دیگر کتابهای او «کوکب سیاه» (که فیلم شد)، «هیچکجای بزرگ» و «جاز سفید» هستند. کتاب حاضر مهمترین اثر نویسنده است. درامی پیچیده و انتقادی با درونمایهی پلیسی بسیار غنی با شخصیتهایی مستحکم و عمیق. در سال ۱۹۹۷ فیلمی در ژانر نئو نوآر و جنایی، به کارگردانی «کرتیس هنسن»، بر اساس این رمان ساخته شد. «محرمانه لس آنجلس» پس از اکران با توجه منتقدان همراه بود. در وبگاه «راتن تومیتوز»، محرمانه لس آنجلس ۹۹٪ امتیاز دارد، با ۷۳ نقد مثبت از مجموع ۷۴ نقد. همچنین در وب سایت «متاکریتیک» دارای امتیاز ۹۰ از ۱۰۰ بر اساس ۲۸ نقد است. در هفتادمین دورهی جوایز اسکار در سال ۱۹۹۷ این فیلم نامزد کسب ۹ جایزه از جمله جایزهی اسکار بهترین فیلم، جایزهی اسکار بهترین کارگردانی، جایزهی اسکار بهترین فیلمنامهی اقتباسی و جایزهی اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن بود که از این میان، اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل به «کیم باسینگر» تعلق گرفت و «برایان هلگلند» و «کرتیس هَنسن» بهطور مشترک جایزهی اسکار بهترین فیلمنامهی اقتباسی را بردند. * دربارهی نویسنده: «جیمز الروی» (زادهٔ ۴ مارس ۱۹۴۸) نویسنده، رماننویس و فیلمنامهنویس اهل ایالات متحده آمریکا است. وی از سال ۱۹۸۱ میلادی مشغول فعالیت بوده است. الروی را میتوان نویسندهای دانست که همیشه سینما با او مهربان بوده است. همچنین او از مهمترین و ارزشمندترین چهرههای ادبیات عامهپسند آمریکاست. او علاوه بر نوشتن، دستی در کار بازیگری نیز دارد. از جمله فیلمهایی که وی در آن نقش داشته است، میتوان به «پسران شگفتانگیز» اشاره کرد. وی همچنین برندهی جوایزی همچون جایزهی ادگار شده است. * کتاب: L.A. Confidential ,۱۹۹۰ *فیلم: L.A. Confidential ,۱۹۹۷
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
بینوایان از ویکتور هوگو
در سال ۱۸۱۵ در فرانسه مردی به نام «ژان والژان» بعد از سپری کردن محکومیت ۱۹ ساله ی خود به دلیل دزدیدن یک قرص نان، از زندان آزاد میشود. ژان والژان پس از آنکه شرایط اجباری آزادی مشروط خود را زیر پا میگذارد، تصمیم میگیرد زندگی شرافتمندانهای را آغاز کند. بینوایان تصویر راستین سیمای مردم فرانسه در قرن نوزدهم است که در آن چهرهٔ چند قهرمان برجستهتر ترسیم شده است؛ ازجمله ژان والژان. او مرد میانسال خستهروانی است، با نیمتنهٔ کهنه و شلواری وصلهدار که پس از گذراندن نوزده سال زندان با اعمال شاقه، جایی برای رفتن ندارد و کسی پناهش نمیدهد حتی در لحظهای حاضر میشود به زندان بازگردد ولی راهش نمیدهند و در اوج درماندگی و سیهروزی به خانهٔ اسقفی پناه میبرد. اسقف با خوشرویی و مهربانی از او پذیرایی میکند، ولی این مهمان ناخوانده نیمهشب ظروف نقرهٔ اسقف را به سرقت میبرد و ساعتی بعد به دست ژاندارم دستگیر میشود، اما بزرگواری اسقف مسیر زندگی او را تغییر میدهد. ژان والژان در بیست و پنج سالگی اسیر پنجههای ستمگری شده است. او که روستایی پاکدلی بوده به سبب سرقت یک قرص نان برای سیر کردن کودک گرسنهٔ خواهرش، این همه سال زندان را تحمل کرده است؛ در نتیجه مهربانی و عاطفه برایش امر فراموش شده ای است. سرانجام نیکمنشی یک مرد روحانی، درهای نیکبینی و خیراندیشی را به روی او باز میکند و یکی از بزرگان روزگارش میشود. نویسنده در این رمان اجتماعی که به بیعدالتیهای جامعه حملهور میشود، درواقع نبرد میان خیر و شر را بازگو میکند. ژان والژان، زندانی توبه کاری است که در مرحله بعدی در هیأت حامی و نیکوکار ظاهر میشود و در پایان به حد کمال میرسد و تا مقام و درجه رهاییبخش فرامیرود.
ویکتور هوگو شاعر و نویسنده بزرگ و سرشناس فرانسوی در پنجم می ۱۸۰۲ میلادی به دنیا آمد. هوگو برجستهترین نویسنده رمانتیک جهان به حساب میآید. از مهمترین آثار او میتوان به «بینوایان»، «گوژپشت نتردام» و چندین مجموعه شعر اشاره کرد. وی همچنین چندین نمایشنامه نوشتهاست. هرچند که هوگو بیشتر بهعنوان یک رماننویس شناخته میشود، خیلیها معتقدند که او بهعنوان یک شاعر، نقش بهمراتب مهمتری را ایفا کرده است. وی در روز جمعه ۲۲ ماه مه ۱۸۸۵ در خانه خویش در کوچه ایلو در پاریس درگذشت. پدرش کنت هوگو ژنرال ارتش ناپلئون بود. خانواده هوگو در سال ۱۸۱۱ به اسپانیا رفتند، ولی بعدها دوباره به پاریس بازگشتند و هوگو در این شهر تحصیلات مقدماتی را گذراند. او ابتدا شعر می سرود و همین اشعار در ابتدای کار شهرت فوقالعادهای برایش به ارمغان آورد. هوگو پیرو سبک تازه رمانتیسیسم بود و با آنکه پیش از او رمانتیسیسم در آثار دیگر نویسندگان نیز ظاهر شده بود، از آنجا که ویکتور هوگو در ترویج این سبک پیشقدم شده و در این راه سعی وافری داشت، او را به عنوان مبتکر رمانتیسیسم میشناسند. هوگو در سال ۱۸۴۱ میلادی باوجود مخالفت بدخواهان به عضویت آکادمی فرانسه در آمد و در سال ۱۸۴۸ نیز نماینده مجلس این کشور شد. پس از انقلاب، ناپلئون سوم در سال ۱۸۵۱ میلادی درپی کودتایی برخی از مخالفان را به تبعید فرستاد که ویکتور هوگو نیز در میان آنان بود.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
سرزمین پدری - اثری از هانس گئورگ نواک - راوی بهروز رضوی
چندتن از ساکنان روستای برلونه ایتالیا که از زندگی یکنواخت خود خسته شدهاند، با پیشنهاد یکی از افراد دهکده به آلمان مهاجرت میکنند تا بعد از کسب درآمد لازم، به روستای خود برگردند و هتلی بسازند و به روستای خود رونق بخشند، اما بعد از مهاجرت... روستای برلونه در ایتالیا بسیار زیباست. سروها، درختهای زیتون، چشمه و دریاچه، همه و همه منظرهای منحصربه فرد به وجود آوردهاند. شبها همهی مردم در کنار چشمه جمع میشوند؛ با هم حرف میزنند و بازی میکنند، اما دیگر از این زندگی تکراری خود خسته شدهاند و وضعیت اقتصادی خانوادهها نیز چندان مناسب نیست. یکی از اهالی به نام «روبرتو» طرح جدیدی برای ساخت یک هتل در برلونه اعلام میکند. او میگوید در این صورت جهانگردان زیادی برای دیدن روستای ما به کشور ایتالیا میآیند. دیگران از نقشهی او استقبال میکنند اما آنها برای عملی کردن این آرزو سرمایهای ندارند؛ از این رو تصمیم میگیرند برای کار به آلمان بروند. البته فقط مردها. ۱۶ نفر برای کار به شهر ولفسبورگ آلمان میروند. آنها میخواهند کار کنند تا پسانداز خود را روی هم بگذارند و بتوانند هتل را تأسیس کنند. فکر میکنند با دو سه سال اشتغال میتوانند به هدف خود برسند، اما مسأله به همین سادگی نیست. بهتدریج این گروه ۱۶ نفره از هم جدا میشوند. بعضی در حاشیهی شهر کار پیدا میکنند، افرادی ازدواج میکنند و روبرتو نیزخانوادهاش را به آلمان میبرد. با این شرایط، رفتهرفته آرزوی آنها به یک خیال مبدل میشود و ... ------------------------------------------------------- هانس-گئورگ نواک (زاده 12 فوریه 1926 در بورگ (در نزدیکی مگدبورگ) ، † 15 نوامبر 2005 در وورزبورگ) نویسنده، مترجم و ناشر کتاب، کتاب کودک و نوجوان آلمانی بود. هانس-گئورگ نواک در 12 فوریه سال 1926 در بورگ در نزدیکی مگدبورگ متولد شد. در دوره رایش سوم، او - تقریباً در تمام دوران نوجوانان پسر در آن زمان - در جوانان هیتلر حضور داشت. او یک سرباز بود و از سال 1944 تا 1947 به عنوان اسیر جنگ در معدن ذغال سنگ بلژیک کار می کرد. از سال 1948 تا 1953 دبیر YMCA در بروکسل بود و پس از آن در یک اردوگاه بین المللی جوانان در بلژیک برای تفاهم بین مردم کار کرد. سرانجام، او سازمان کنسرت و مهمان خود را تأسیس کرد. اولین کتاب او در سال 1955 منتشر شد. از سال 1960 او نویسنده و ناشر آزاد بود. نواک همچنین به عنوان مترجم ظاهر شد و بسیاری از نویسندگان آنگلو-آمریکایی و فرانسوی را در آلمان شناخت. وی در سال 1996 "بنیاد جوانان" هانس-جورج نواک "را برای کودکان و نوجوانان محروم تأسیس کرد.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
تمام آنچه پسرم باید درباره دنیا بداند اثر فردریک بکمن
این کتاب نامهای است به پسرکی که تازه به دنیا آمده؛ اما درواقع نوشتهای است جذاب دربارهی انسان بودن، عاشقشدن، پدر و مادر بودن و بهطور کلی زندگی. این کتاب، پیامهای شخصیِ مردی در خط مقدمِ پدربودن است و بهزیبایی، شگفتی و بیم عمیق برآمده از تجربهی همهی «اولینهایی» را به تصویر میکشد که پدرها و مادرها را شگفتزده میکند. شرح صادقانه و بیپردهی «بکمن» از معنای پدر یا مادربودن، طیف گستردهای از احساسات را دربرمیگیرد: ترس از کوتاهی کردن که باعث میشود همهی اسباببازیهای پلاستیکی در یک مغازه را بخرید؛ احساس خجالت، زمانی که کودکتان را آمادهی رفتن به مکانی سردسیر میکنید، اما یادتان میرود که کفش پایش کنید و احساسی از بیثباتی که باعث میشود هر پدر و مادری همیشه تلاش کند تا بهترین کار را انجام دهد. در طول این مسیر، بکمن داستان چگونگی آشنایی با همسرش (زنی کاملاً متفاوت با خود) و ماجراهای جذابی را دربارهی فراز و فرودهای زندگی نیز روایت می کند. کتاب مرجع Things My Son Needs to Know about the راوی: محمدرضا قلمبر
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
خنده های بی صدا
کتاب «خندههای بیصدا»، نوشتهی محبوبه سلطانزاده، تاکنون به دو زبان ترجمه شده است. این مجموعه دربرگیرندهی ۹ داستان کوتاه طنز است. داستانهای این کتاب عبارتاند از: خواستگاری امتحان علوم مکتبخانهی عمه بلقیس پاپوش هدیهی پدربزرگ شکمو مهمان تازهوارد بچهها بیایید عروسی کادوی روز مادر **** در داستان «پاپوش» راوی از یکی از همکلاسهای خود با نام «جعفر» یاد میکند که بهعلت سادگی بیش از حد، همیشه با تمسخر دیگر دانشآموزان روبهرو میشود. تا آنجا که روزی یکی از دانشآموزان، کاریکاتور دبیر ریاضی را میکشد و نام جعفر را پای تصویر مینویسد و همین امر، موجب خشم دبیر ریاضی میشود. اما روزی راوی متوجه میشود که جعفر، صاحب چرخی است که شبها بهوسیلهی آن نانهای سوخته و خردشده را جمعآوری میکند و آن را برای خود و پدر بیمارش میبرد. راوی با مشاهدهی این صحنه، به یاد تحمل و صبر جعفر میافتد و از آن پس، دیگر به کسی از دوستانش اجازه نمیدهد تا برای جعفر، پاپوش درست کنند.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
From the publisher's feed
https://castbox.fm/va/6282778
https://shenoto.com/channel/podcast/hazardastan
معرفی پادکست #هزارداستان این پادکست حاوی کتابهای صوتی،نمایشنامه های رادیویی،نمایش تک نفره،تله تاتر،داستان های کوتاه وبلند در ژانرهای متفاوت از بزرگان عرصه نویسندگی می باشد .محتوای موجود در این پادکست، صرفنظر از مواضع سیاسی و ایدئولوژیک آنها جمعآوری وانتشار داده میشود.این پادکست صرفا جهت دسترسی رایگان فارسی زبانان به منابع مطالعاتی در سرار دنیا شکل گرفته است .اگر مورد علاقتان بود لطفاً به دیگران هم معرفی کنید با تشکر فراوان مهران منتشی پادکست شما، پادکست #هزارداستان « تبلیغات پذیرفته نمیشود»
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

7,895 Listeners

424 Listeners

1,066 Listeners

246 Listeners

5,855 Listeners

472 Listeners

151 Listeners

421 Listeners

135 Listeners

489 Listeners

2,994 Listeners

46 Listeners

410 Listeners

517 Listeners

194 Listeners