
Sign up to save your podcasts
Or


دود اثر لوئيچي پيراندلو - راوي استاد بهروز رضوي
لویجی پیراندلو ( ۱۸۶۷– ۱۹۳۶)، نمایشنامهنویس و رماننویس ایتالیایی بود که در سال ۱۹۳۴ برندهٔ جایزه نوبل ادبیات شد. داستانهای کوتاه او نیز شهرت زیادی دارد. وی از نویسندگان معروف قرن بیستم ایتالیا است زندگینامه لویجی پیراندلو در سیسیل متولد شد. پدر او بازرگان گوگرد بود و انتظار داشت که پسرش هم همان شغل را انتخاب کند. اما لوییجی در تحصیلاتش موفق بود و توانست در رشتهٔ ادبیات ادامهٔ تحصیل دهد. او در سال ۱۸۸۷ وارد دانشگاه رم شد و بعد از آن برای تحصیل به بن رفت و آنجا تز دکترای خود را دربارهٔ گویش بومی سیسیلی تکمیل کرد. پیراندلو در نخستین کوشش خلاقش مراثی رم گوته را ترجمه کرد و بعد از ملاقاتش با کاپوانا، نویسندهٔ سیسیلی، همهٔ توجهش را بر ادبیات داستانی ناتورالیستی متمرکز کرد. او در سال ۱۸۹۳، نخستین رمان خود، مطرود را نوشت. وی مدتها استاد سبکشناسی دانشگاه رم بود. وی تا بعد از جنگ جهانی اول در کارش ناشناخته بود. تا اینکه نمایشنامهای از او با نام «شش کاراکتر در جستجوی یک نویسنده» شهرتی ناگهانی برایش آورد. پیراندلو از خانوادهای ثروتمند بود که در یک منطقه رشد نیافته و خشن زندگی میکردند. جایی که هر کسی مجبور بود خودش از حقوقش دفاع کند؛ بنابراین، او خیلی زود تحت تأثیر بی عدالتی و ستم موجود بین مردم قرار گرفت. پیراندلو زندگی آسانی نداشت. علاوه بر سختیهایی که از ورشکستگی پدرش در تجارت برایشان ایجاد شد، موضوع دیگر اختلال روانی زنش بود که پیراندلو در خانه از او مراقبت میکرد. پیراندلو با توجه به علاقهای که نسبت به درونیات افراد داشت، شخصیت نقشهای داستانی اش را بیشتر با قرار دادن آنها در موقعیتهای خیالی کاوش میکرد تا شرایط واقعی. امروزه پیراندلو به عنوان یکی از تأثیر گذارترین نمایشنامه نویسان قرن بیستم شناخته میشود. آثار مهم وی عبارتند از: درد مطبوع، عشق بدون دلبستگی، سفیدیها و سیاهیها، مسخرهٔ مرگ و زندگی، نوبت، زمان، زن مطرود، هانری چهارم، بیست داستان
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
خنده جاويدان - اثر پار لاگرکویست - راوي استاد بهروز رضوي
پَر فابیان لاگِرکْویست ، شاعر و نویسندهٔ سوئدی بود که در سال ۱۹۵۱ برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد. لاگرکویست در آثارش بیشتر با مسائل سیاسی و اجتماعی و عقیدتی مانند مسئله خوب و شر در وجود انسان درگیر بود .او کوچکترین پسر از هفت پسر یک خدمتکار راه آهن بود که به تحصیل مذهبی – سنتی پرداخت و در خانه ای بزرگ شد که تنها کتاب های انجیل و مناجات در آن بود.در نوجوانی در پیرامون خانواده ای مذهبی، از باورهای دینی سختگیرانه ی آن دوران جدا شد، اما برخلاف بسیاری از نویسندگان و متفکران زمان خود،باورهای دینی را به صلابه ی نقد نکشید و تصمیم داشت که نویسنده شود. از این رو، از زمان دانش آموزی در تاریخ، آغاز به نوشتن در مطبوعات محلی کرد. پار لاگرکویست از ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ به تحصیل تاریخ هنر و ادبیات در دانشگاه اوپسالا پرداخت و در ۱۹۱۲ میلادی، نخستین مجموعه داستان های خود را نوشت سپس در ۱۹۱۳ به پاریس رفت و برای یک سال در رشته هنر تحصیل کرد. زمانی دراز در آن جا زندگی و به جنبشی که در باره هنر ایجاد می شد، علاقه پیدا کرد. بنا بر این مکتب های خود را کوبیسم و اکسپرسیونیسم انتخاب نمود. در طی زمان جنگ جهانی اول، او در کپنهاگ زندگی کرد و در آن جا به نوشتن نمایشنامه مشغول بود که با کارن زورنسن آشنا شد و در ۱۹۱۸ با او ازدواج کرد.این ازدواج در ۱۹۲۵ به پایان رسید . او پس از مدتی با بیوه گوستا زاندلس – نقاش – به نام الاینه لوئلا ازدواج کرد و 5 سال بعد با خانواده اش به سوئد بازگشت و در جزیره ای به نام لیدیگو زندگی کرد. پس از بازگشت به سوئد، به رواج نظریه های تازه در زیباشناسی پرداخت و در نوشتاری به نام هنر سخن که نوشت، کوشید تا نشان دهد که در ادبیات نیز باید جنبشی به وجود آید، در پی این نظریه پردازی ها ، پار لاگرکویست در سال ۱۹۴۰ به عضویت آکادمی سوئد برگزیده شد. اما در ۱۹۴۴ میلادی بود که با نوشتن داستان بلند خود، برای نخستین بار به جهانیان شناخته شد. وی با نوشتن باراباس، مشهورترین اثرش در ۱۹۵۰ میلادی، برنده جایزه نوبل در ادبیات در۱۹۵۱شد. او مقاله، نمایشنامه، داستان های کوتاه و بلند بسیار نوشته است که در آنها – به عنوان یک اخلاق گرا – انگیزه های مسیحیت سنتی بدون پیروی از نظریه پردازی کلیسا را به کار برده است و با وجود اینکه، از دیدگاه سوسیالیسی در سیاست برخوردار بود، اما هیچگاه دین را افیون مردم نمی دانست. بیشتر نوشته او در باره علاقمندی های آدمی، نمادهایش و خدایان، و در جایگاه بشر – به عنوان فرد و نوع آدمی – در دنیایی که شیطان جا و حرفی ندارد، می باشد. نکته مهم در نوشته های او جدال بین خوبی و بدی است. پار فابیان لاگرکویست در ۱۱ جولای ۱۹۷۴ در سن ۸۳ سالگی و در استکهلم – سوئد –درگذشت.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
درسواوزالا - اثر ولادیمیر کلادیویچ آرسنییف - راوی استاد بهروز رضوی
«درسو اوزالا» داستان انس و دوستی یک افسر مهندس روس با پیرمردی جنگلی است که با طبیعت چنان پیوند روحی و جسمی دارد که ناگسستنی است. در سال ۱۹۰۲ دولت روسیه تزاری کاپیتان «ولادیمیر آرسنیف» را برای نقشهبرداری از مناطق شمالی سیبری به این منطقه می فرستد و گروهی از سربازان نیز او را همراهی میکنند. درطول انجام این مأموریت آنها با یک شکارچی محلی به نام «درسو اوزالا» آشنا میشوند که راهنمایی آنان را بر عهده میگیرد. درسو به آنها چگونگی برخورد با طبیعت و احترام به آن را میآموزد و باعث تغییر نوع نگرش آنها به زندگی میشود و بدین ترتیب دوستی عمیقی بین او و کاپیتان آرسنیف شکل میگیرد. افسر مهندس روس از دانش ذاتی و غریزی «درسو اوزالا» در ارتباط با طبیعت، کوه و جنگل، چنان حیرتزده میشود که دلش نمیآید پیرمرد را به حال خود در آن مناطق پرخطر، رها کند. اما خود پیرمرد میگوید که اگر به شهر بیاید و بخواهد برای هیزم و آب، پول بدهد، مرگش حتمی است. سرانجام، افسر مهندس، او را با خود به شهر میبرد، اما ... * «آکیرا کوروساوا»، کارگردان مشهور جهان با اقتباس از این رمان در سال ۱۹۷۵ فیلم زیبایی به همین نام ساخته است. این فیلم محصول مشترک اتحاد جماهیر شوروی و ژاپن است که ابتدا در جشنواره بینالمللی فیلم مسکو در سال ۱۹۷۵ به نمایش درآمد و مورد توجه قرار گرفت و پس از آن در کشورهای دیگری از جمله ژاپن، دانمارک، فنلاند، مجارستان، آمریکا، کانادا، آلمان شرقی، آلمان غربی، فرانسه، ترکیه و ایران نیز به نمایش درآمد. همچنین این فیلم در سال ۱۹۷۶ برندهٔ جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شد. رمان به یادماندنی و زیبای «درسو اوزالا» تنها یک بار به سال ۱۳۶۲ در ایران منتشر شد و از آن پس به یکی از کتابهای کمیاب و نایاب تبدیل شد.اما آوازه این رمان و خاطرهاش هیچگاه از یاد آنها که این داستان را خواندند، نرفت و شخصیت «درسو» برای همیشه در ذهنشان جاودانه شد. به خصوص اقتباس سینمایی اثر بر شهرت جهانی رمان و شخصیت بیهمتایش اعتباری ویژه بخشید. از شما دعوت میکنیم تا با «درسو اوزالا» همنشین صدای طبیعت شوید.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
برج آسمان اثر مارگارت میلار
مضمون اصلی کتاب گویای «برج آسمان»، درهمپیچیدگی و فروریزی شخصیت افراد براثر فشارهای روانی متحمل شده در گذشته است. نویسنده از دیدگاهی فرویدی به روابط خانوادگی مینگرد و با خلق فضاها و موقعیتهای کاذب باورپذیر، این معنا را به خواننده منتقل میکند که درنهایت، پیچیدهترین معما همانا ذهن و روان بشری است. کارآگاه «کویین» در شهر «سن فلیس» بهطور اتفاقی به برجی میرسد که در آن ۲۷ قدیس ساکناند. کویین با ورود به این برج، با مراحل سلوک و زندگی مشقتبار این افراد آشنا میشود و ناخواسته در جریان حوادثی مرموز قرار میگیرد. کارآگاه ۳۶ ساله «جوزف رادیارد کویین» سوار بر ماشینی قدیمی و کهنه از «ریتو» به سوی «سن فلیس» میرود. اما راننده او را در ۵۵ مایلی این شهر و در بیابانی بیآب و علف پیاده میکند و با دادن نشانی برجی مرموز با ساکنانی عجیب و غریب در همان نزدیکیها، برای اقامت موقت، از آنجا دور میشود. گرسنگی و تشنگی بر کارآگاه چیره میشود و تصمیم میگیرد برخلاف میلش، به سوی برج برود و شب را در آنجا بگذراند. بنابراین با رسیدن به برج، درخواست کمک میکند. «خواهر مرحمت»، زنی ۵۰ ساله، با قدی بلند و تنومند، در را باز میکند و پس از کسب اطمینان از اینکه مرد غریبه خبرنگار نیست، با رویی گشاده از وی پذیرایی میکند. «برادر لسانالغیب»، مردی میانسال و لاغر نیز، در این مکان حضور دارد که بیمار است و خواهر مرحمت همانند پرستاری دل سوز مراقب سلامتی اوست. با ورود کویین به این برج، ماجراهایی پر رمز و راز رخ میدهد و کارآگاه، درگیر رازگشایی آنها میشود. درباره نویسنده: «مارگارت الیس میلار» (ملقب به استورم) (۵ فوریه ۱۹۱۵ - ۲۶ مارس ۱۹۹۴) نویسنده آمریکایی-کانادایی رمانهای پلیسی، جنایی، معمایی و رازآلود بود. وی در شهر برلین ایالت انتاریو کانادا متولد شد. (این شهر در سال ۱۹۱۶ به کیچنر تغییر نام داد) وی در مؤسسه دانشگاهی کیتچنر-واترلو و دانشگاه تورنتو تحصیل کرد و پس از ازدواج با «کنت میلار» (معروف به راس مکدونالد) برای دههها در شهر «سانتا باربارا» اقامت گزید. اغلب در رمانهای بعدی او از این شهر با نامهای مستعار «سان فیلیسا یا سانتا فیلیسیا» به عنوان مکان اصلی اتفاقات داستان استفاده شده است. *دربارهی کتابها و آثار نویسنده: آنچه کتابهای میلار را متمایز میکند، شخصیتپردازیهای عمیق اوست. اغلب اوقات کتابهای او پیچیدگیهای درون زندگی مردم را به ما نشان میدهد، مسائلی همچون: اختلاف طبقاتی، ناامنی، جاهطلبیهای شکستخورده، تنهایی، انزوای وجودی یا پارانویا. جزئیات درونی زندگی افراد ناسازگار در اجتماع یا افرادی که جایگاهی در محیط اطراف خود ندارند؛ در آثار او به تصویر کشیده میشود. در بعضی از کتابها (مثلاً دروازههای آهنین) درمییابیم که از دست دادن ارتباط با واقعیت و رسیدن به جنون، چه حسی دارد. به طور کلی، او نویسندهای است با بیان توصیفی و اقتصادی، که اغلب در انتقال مفهوم جامعهشناسی داستانها بلندپروازانه عمل کرده است. میلار در آثارش اغلب «پایانهایی غافلگیرانه» ارائه میدهد، اما جزئیاتی هستند که امکان حل راز نهایی را فراهم میکنند. این جزئیات معمولاً به شیوهای ماهرانه در بهترین نقاط عطف روایت گنجانده شدهاند. میلار در طراحی داستان کتابهایش به ظرافتهای تعاملات انسانی و جزئیات غنی و عمیق روانشناختی شخصیتهایش توجه دارد. او در توصیف و روایت ابعاد روانشناختی زنان، پیشگام بود. کتابهای او یک دیدگاه بالغ و مهم از تمایز طبقاتی، آزادی جنسی و سرخوردگی و دوگانگی اخلاقی دربرابر شرایط اقتصادی شخصیتها دارند. آنها به ما یاد میدهند که زندگی در دهه ۴۰ و ۵۰ میلادی به همان اندازه که هالیوود تصویر میکرد، سیاه و سفید نیست. بسیاری از وبسایتها از او به عنوان نویسنده فیلمنامه برای برادران وارنر، بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم یاد میکنند، اما جزئیات بیشتری درباره اینکه وی چه کار کرده است، در دست نیست. در همان زمان کمپانی برادران وارنر امتیاز رمان «دروازههای آهنین» و «پرتره یک زن در حال جنون» را خریداری کرد؛ اما گفته می شود بت دیویس و دیگر بازیگران برجسته برادران وارنر در نهایت آن را رد کردند، زیرا قهرمان اصلی و به یاد ماندنی در بخش سوم داستان گم میشود. این فیلم هرگز تولید نشد. در اوایل دهه ۶۰ میلادی، از دو رمان دیگر او برای مجموعه تلویزیونی گلچین آلفرد هیچکاک، اقتباس تلویزیونی شد. در حالی که کارآگاهان داستانهای وی به هیچ عنوان شناخته شده نبودند، اما گاهی اوقات برای بیش از یک رمان، از یک شخصیت ثابت کارآگاهی استفاده میکرد.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
خانه اهريمنی - اثر آناتولی نپروف - راوی استاد بهروز رضوی
خانه اهریمنی روایت یک نویسنده ی فیزیکدان و تحصیل کرده ی فیزیک و ریاضیات است، با ذهنی سرشار از نبوغ؛ آناتولی نپروف کم کار بوده است اما همین تعداد کم از آثار او نشان می دهد ادبیات و قدرت روایت ادبی را به خوبی می شناسد. خانه ی اهریمنی فضاسازی های دراماتیک چشمگیری دارد و شخصیت پردازی پروفسور روخ خلاقانه و دور از کلیشه های مرسوم شخصیت های علمی است. این رمان پیش از آنکه یک اثر علمی درباره ی نقش ریاضیات در زندگی باشد، رمانی ادبی است و شرایطی را نقد می کند که در آن کسانی با سوءاستفاده از جذابیت ها و دستاوردهای تاریخ علم، آنها را به عنوان ابزاری برای تسخیر روح و روان انسان ها به کار می برند. این اثر صوتی شنیدنی و هیجان انگیز است. تجربه ی شنیداری اش را از دست ندهید.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
تا انسان عاشق نشود، عشق را به نحو حضوری درک نمیکند؛ پس عشق یافتنی است، نه بافتنی و امر صرف و خالص و بسیط تحت اسم و رسم و لقب و وصف در نیاید؛ از این رو عشق قابل تعریف نیست. پیشنهاد می کنیم این داستن را که عشق را از زبان حافظ شیرازی تعریف می کند بشنوید و لذت ببرید. کمال الدین برای بردن حافظ به دربار دست به دسیسه می زند اما خود به دام می افتد و جهانی را که ساخته زیر و زبر میشود . شرط کار کمال الدین (به عنوان دیوان دار پیر حسین چوپان ) باز گردندان حافظ به درباری است که چوپان با حمله به شیراز و بر کناری جلال الدین مسعود ساخته .او سرگشته از عشق نافرجام دختری از ری گریخته تا به شیراز بیاید و در منصب و کسوتی در آیید تا مرهمی باشد بر زخم دلش(که علاوه بر او پسر حاکم ری هم خواستگار آن دختر بوده است) وحال میدان را به نفع رقیب خالی کرده است و به سبب خط خوشش قرار بر این است که در دیوان مشغول به کار شود . کمال الدین چون قصد ندارد به هیچ وجه شغلی را که به دست آورده از دست دهد ، با دسیسه به حافظ نزدیک می شود. او به درو غ خود را فردی در جستجوی حکمت به حافظ معرفی می کند تا با او طرح دوستی را بریزد و بر تصمیم او اثر بگذارد اما این اوست که در کنار حافظ در می یابد که هیچ چیز در جهان ارزش عشق را نداشته و ندارد و به دنبال سر نوشتی دیگر جز آن که خود برای خویش رقم زده بود می رود و در این میان...
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
فکرت یک تاریخ جهانشمول در غایتی جهانوطنی، اثر ایمانوئل کانت، ترجمه باقر پرهام
در این جستار تاثیرگذار، فیلسوف آلمانی ایمانوئل کانت (۱۷۲۴-۱۸۰۴) خطوط کلی تکوین تکامل تاریخ به سوی مقصود غایی آن را ترسیم میکند. از دیدگاه کانتی، سرانجام تاریخ چیزی نخواهد بود مگر روشنگری بشریت در چارچوب یک نظم متحدالشکل و واحد جهانی مبتنی بر جمهوریت. کانت با توصیف دوپارگی نوع بشر میان، از یک سو، تمایل وی به زندگی در قالب باهمآد اجتماعی و، از سوی دیگر، گرایش طبیعیاش به تضاد و برخورد، نهایتا به این نتیجه میرسد که این تنش بنیادین در غایت خویش به این منجر خواهد شد که بشر قابلیت خویش به عنوان یک موجود عقلایی و خردبنیاد را کاملا محقق سازد. در طی این فرآیند و تا دستیابی به غایتی از این دست، به باور کانت، جنگها نه تنها دولتها را بیش از پیش وادار به شناسایی اهمیت مذاکرات صلحآمیز خواهند کرد، که حاکمان و دولتمردان را بر آن خواهند داشت تا به قصد بالا بردن بهرهوری اقتصادی و تحکیم پایههای نظام سیاسی، دامنه آزادیهای شهروندان خویش را نیز افزایش دهند. در نهایت، کانت بر این باور است که جهان، در پایان تاریخی چنین فرآیندی، بر پایه یک نظم جهانی فدرال و متشکل از جمهوریهای متحدالشکل و یکپارچه، اداره خواهد شد. در سال ۱۷۸۴، یعنی در زمانی که این جستار کانت به رشته تحریر در میآمد، جمهوریها در سطح جهان انگشتشمار بودند. ولی با گذشت زمان و به ویژه با گسترش چشمگیر این نوع نظم سیاسی در چهارگوشه دنیا و بسط نظامهای دموکراتیک در قرن بیستم، بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که تاریخ معاصر و مدرنیته، شاهدی بر حقانیت مکتب کانتی بهشمار میروند.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
نمی گذارم کسی اعصابم را به هم بریزد اثر آلبرت آلیس و آرتور لانگ
کتاب “نمیگذارم کسی اعصابم را به هم بریزد” به قلم مشترک آلبرت الیس و آرتور لانگ است و شمسالدین حسینی و الهام آرامنیا آن را ترجمه کرده است. این کتاب به شما مهارتهای کنترل فشار، استرس و نگرانیها را یاد می دهد و در نتیجه زندگی لذتبخشی میتوانید تجربه کنید. در ادامه با مجله توسعه دهندگان همراه باشید. در توضیح پشت جلد میخوانیم: «در این کتاب هدف این است که به شما نشان دهیم چطور میتوانید فعال و سازنده و با شور و نشاط و حتی متوقع زندگی کنید و قربانی تلاشهای خودتان نباشید. ما مجموعهی قدرتمندی از مهارتها را به شما میدهیم تا روسا، همکاران، ناظران، همسر، بچهها، والدین، همسایهها، دوستان، عزیزان دیگر کـسانی که هر روز با آنها سروکار دارید، نتوانند اعصابتان را به هم بریزند. بهندرت همهی این اشخاص همیشه باعث ناراحتی ما میشوند، اما بسیاری از ما گهگاهی اجازه دادهایم کـسی دکمهی اعصابمان را فشار دهد. زندگی کوتاه و ارزشمند است. ما میخواهیم به شما کمک کنیم در کاری که انجام میدهید، موفق باشید و از این سفر لذت ببرید. ما به شما نشان خواهیم داد که چطور واکنشهای افراطیتان را نسبت به اشخاص و موضوعاتی که دکمهی اعصابتان را فشار میدهند، مهار کنید.» کتاب حاضر در ده فصل تدوین شده که عنوان آنها از این قرار است: «چطور به اشخاص و موضوعات اجازه میدهیم دکمهی اعصاب ما را فشار دهند»، «باورهای نامعقولی که باعث میشود به دیگران اجازه دهیم اعصابمان را به هم بریزند»، «ترجیحات واقعبینانه: جایگزینی مناسب برای تفکر نامعقولی که باعث ناراحتی ما میشود»، «ده باور نامعقول که با استفاده از آنها به اشخاص و موضوعات اجازه میدهیم بیجهت اعصابمان را به هم بریزند»، «چگونه تفکر نامعقولتان را تغیر دهید: چهار گام به سوی موفقیت»، «چگونه در محل کار اجازه ندهید افراد و موضوعات اعصابتان را به هم بریزند»، «همسران: اصلیترین عامل به هم ریختن اعصاب»، «فرزندپروری: آزمون یکی به آخر»، «کثرت عواملی که اعصابتان را به هم میریزد» و «در مقابل آنها بایستید». کتاب حاضر از سوی انتشارات «نسل نواندیش» منتشر شده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته است. کتاب “نمیگذارم کسی اعصابم را بهم بریزد” به شما یاد میدهد که فعال، سرزنده و باشور و نشاط باشید. این کتاب را مطالعه کنید تا بیاموزید با تمرین کردن اعصابتان را بهم نریزد. بیاموزید که نگذارید کسی دکمهی اعصابتان را پیدا کند و آن را فشار دهد!
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
From the publisher's feed
https://castbox.fm/va/6282778
https://shenoto.com/channel/podcast/hazardastan
معرفی پادکست #هزارداستان این پادکست حاوی کتابهای صوتی،نمایشنامه های رادیویی،نمایش تک نفره،تله تاتر،داستان های کوتاه وبلند در ژانرهای متفاوت از بزرگان عرصه نویسندگی می باشد .محتوای موجود در این پادکست، صرفنظر از مواضع سیاسی و ایدئولوژیک آنها جمعآوری وانتشار داده میشود.این پادکست صرفا جهت دسترسی رایگان فارسی زبانان به منابع مطالعاتی در سرار دنیا شکل گرفته است .اگر مورد علاقتان بود لطفاً به دیگران هم معرفی کنید با تشکر فراوان مهران منتشی پادکست شما، پادکست #هزارداستان « تبلیغات پذیرفته نمیشود»
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

7,895 Listeners

424 Listeners

1,065 Listeners

246 Listeners

5,855 Listeners

473 Listeners

153 Listeners

421 Listeners

135 Listeners

491 Listeners

2,995 Listeners

45 Listeners

411 Listeners

517 Listeners

193 Listeners