Iran 1400 Podcast

Iran 1400 Podcast

By Iran 1400 ProjectSociety & Culture
Download on the App Store

Iran 1400 Podcast episodes

  • Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۱۶ |

    اپیزود ۱۶ | سواد رسانه‌ای | روایت و سیاست

    روایت چگونه ساخته می‌شود؟

    در اپیزودهای قبلی سواد رسانه‌ای گفتیم مکث کنیم، پشت خبر را ببینیم، و نقش خودمان را در چرخه اطلاعات جدی بگیریم.

    حالا یک قدم دیگر برداریم.

    این بار نه درباره «صحت یا درستی خبر»، یا راستی‌ازمایی بلکه درباره «ساخت روایت» حرف بزنیم.

    آنچه ما به عنوان «خبر» می‌بینیم خود واقعیت نیست؛ انتخابی از واقعیت است.

    هر روایت سه کار می‌کند: انتخاب می‌کند. بعضی چیزها را برجسته می‌کند. و بعضی چیزها را حذف می‌کند.

    آنچه حذف می‌شود

    لزوما سانسور نشده است؛

    گاهی در چارچوب زاویهٔ نگاه نمی‌گنجد،

    گاهی در اولویت قرار نمی‌گیرد،

    و گاهی با منافع و موقعیت روایت‌گر سازگار نیست.

    پس روایت فقط انتقال اطلاعات نیست؛ ساختن معناست.

    روایت یعنی چارچوبی که به ما می‌گوید چه چیزی مهم است، چه کسی مسئول است، و آینده چگونه تصور می‌شود.

    و فراتر از روایت‌های روزمره، هر جامعه‌ای روایت‌های کلانی دارد که در طول زمان شکل می‌گیرند و جهت حرکت جمعی را تعیین می‌کنند.

    در نوشتاری که در سایت ایران ۱۴۰۰ به زبان انگیسی درج شده

     درباره تحول روایت‌های کلان در صد سال اخیر ایران توضیح داده شده که چگونه هر دوره تاریخی با یک روایت مسلط تعریف شده؛ روایتی که به جامعه گفته چه چیزی «مشکل» است و چه چیزی «راه‌حل».

    رسانه‌های امروز در خلأ شکل نمی‌گیرند؛ در دل همین روایت‌های بزرگ‌تر حرکت می‌کنند.

    در جوامعی که رابطهٔ دولت و ملت تعریف‌شده، نهادهای رسمی فعال، و رقابت سیاسی، ساختارمند است،

    رسانه در چنین جوامعی معمولاً نقش میانجی داره:

    قدرت را نقد می‌کند، مسائل عمومی را مطرح می‌کند، و اختلاف‌ها را در چارچوب نهادها بازتاب می‌دهد.

    در چنین فضایی، رسانه جای سیاست را نمی‌گیرد؛ سیاست در نهادهای خودش جریان دارد.

    اگر رابطهٔ دولت و مردم تعریف‌نشده یا متزلزل باشد، اگر احزاب و نهادهای رسمیِ رقابت‌های سیاسی غایب باشند، اگر امکان گفت‌وگوی ساختاری محدود باشد،

    آن‌وقت یک خلأ شکل می‌گیرد.

    و رسانه‌ها—به‌ویژه رسانه‌های خارج از کشور— ناخواسته وارد آن خلأ می‌شوند.

    در این شرایط، رسانه فقط روایت نمی‌سازد؛ جای سیاست می‌نشیند.

    وقتی نهاد سیاسی غایب است، رسانه تبدیل می‌شود به:

    میدان رقابت‌های جناحی، محل طرح دعواهای درون‌گروهی، و گاهی جایگزین سازمان سیاسی.

    در چنین فضایی:

    تحلیل به موضع‌گیری نزدیک می‌شود. سناریو به پیش‌بینی‌های قطعی تبدیل می‌شود. و اختلاف‌های درون‌گروهی به مسئله عمومی بدل می‌شود.

    اینجاست که تحلیل از تکیه بر بررسی واقعیت فاصله می‌گیرد و به بیان آرزوها، ترس‌ها، تعلقات گروهی یا مواضع هویتی نزدیک می‌شود.

    و همان‌طور که در اپیزودهای قبلی گفتیم،گاهی در میان فستفودخبری  فال‌بینی‌ها جای تحلیل رو میگیره.

    این الزاماً به معنای سوءنیت نیست.

    مسئله، بستر اجتماعی است.

    وقتی رابطهٔ دولت–ملت و ساختار رقابت سیاسی روشن نباشد، رسانه هم نمی‌تواند نقش موثر و کلاسیک خود را ایفا کند.

    در این شرایط، روایت‌ها بیشتر نمایندهٔ «گروه یا گروه‌ّا» می‌شوند تا نمایندهٔ «جامعه».

    در بیداری مدنی گفتیم شهروندی جایی معنا پیدا می‌کند که فرد با یک نهاد طرف است.

    اگر نهادهای سیاسی کارکرد شفاف نداشته باشند، گفت‌وگو در فضای عمومی دشوار می‌شود.

    و رسانه به‌جای اینکه میانجی گفت‌وگو باشد، خودش بخشی از نزاع و دعوا می‌شود.

    این همان نقطه‌ای است که باید مکث کنیم.

    شهروند آگاه وقتی یک روایت می‌بیند، فقط محتوا را نمی‌سنجد؛ بستر را هم می‌بیند.

    می‌پرسد:

    این روایت نمایندهٔ کدام منافع است؟ کدام خلأ را پر می‌کند؟ و در فضای چه رقابتی شکل گرفته؟

    فرق میان روایت عمومی و روایت درون‌گروهی را تشخیص می‌دهد.

    و می‌داند که هر اختلافی الزاماً مسئلهٔ ملی نیست؛ گاهی مسئلهٔ یک گروه است که از طریق رسانه عمومی می‌شود.

    روایت فقط «چه اتفاقی افتاده» نیست؛ دربارهٔ این است که چه کسی آن را تعریف می‌کند و در چه بستری.

    اگر بستر اجتماعی گسسته باشد، روایت‌ها هم تندتر، قطبی‌تر و هویتی‌تر می‌شوند.

    و اینجاست که سواد رسانه‌ای یعنی دیدن پشت صحنهٔ روایت.

    نه برای بی‌اعتماد شدن، بلکه برای رسیدن به فهمی آگاهانه‌تر. تا بتوانیم میان نزاع‌های گروهی و مسائل عمومی فرق بگذاریم. فهمی که ما را از واکنش‌های شتاب‌زده دور کند و به کنش مسئولانه نزدیک‌تر.

    برای فردایی بهتر، بدون تعصب و توهم، بیندیشیم و آگاهانه قدمی برداریم.


    10 min
  • Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۱۵ |

    اپیزود | چشم‌انداز کنش جمعی

    چرا کنش جمعی بدون چشم‌انداز دوام نمی‌آورد؟

    همراهان ارجمند، به کانال وفا خوش آمدید.

    در اپیزود قبل گفتیم کنش جمعیاگر به تجربه‌ای روشن و قابل پیش‌بینی وصل نشه

    تجربه‌ای که فرد بتواند روی آن حساب کند

    به‌تدریج از معنا تهی می‌شود.

    فرد بداند با قاعده و قانونی روبه‌روست، نه با سلیقه‌ای لحظه‌ای.

    نه اینکه امروز تشویق شود و فردا مجازات.

    بداند چه کسی تصمیم می‌گیرد و پاسخ‌گوست.

    یعنی کنش، با واکنشی نامعقول و نامتناسب مواجه نشه.

    خوب، وقتی از معنا حرف می‌زنیم، 

    در واقع از چشم انداز یک کنش جمعی میگیم

    کنش جمعی برای دوام باید چشم‌انداز داشته باشد.

    یعنی بداند به کجا نگاه می‌کند.

    چشم‌انداز رؤیاپردازی نیست. شعار هم نیست. چشم‌انداز توان دیدن آینده‌ای ممکن است— افقی که کنش امروز به آن نگاه دوخته.

    تا این‌جا در بیداری مدنی چند قدم برداشتیم:

    گفتیم شهروندی یک عنوان حقوقی نیست؛ یک رابطه است.

    گفتیم عاملیت فردی از خانه شروع می‌شود، اما بدون بستر اجتماعی دوام نداره و فرسوده می‌شود.

    گفتیم فاصلهٔ «من» و «ما» با اعتماد پر می‌شود.

    و دیدیم کنش جمعی اگر به رابطه‌ای قابل اتکا با قدرت وصل نشود، به موجی کوتاه و ناپایدار تبدیل می‌شود.

    حالا یک گام جلوتر می‌رویم:

    حتی اگر اعتماد باشد، حتی اگر الگو شکل بگیرد، اگر افق روشن نباشد، کنش دوام نمی‌آورد.

    در نوشته‌ای دربارهٔ بیداری مدنی و عاملیتکه در سایت پروژه ایران ۱۴۰۰ منتشر شده

     اشاره کردیم که آگاهی و اعتراض اگر به روایت مشترکی برای آینده وصل نشوند، به‌تدریج بی تأثیر و فرسوده می‌شوند.

    و در مقاله‌ای دیگر دربارهٔ امید گفتیم: امید یک احساس ساده یا خوش‌بینی نیست؛ امید توان تخیلِ آینده‌ای متفاوت است.

    جامعه‌ای که نتواند آینده‌ای متفاوت را تصور کند، در اکنون خودش، در حال حاضر گیر می‌افتد.

    و  گاهی مسئله فقط اکنون نیست؛ بلکه برای خیلی از ما ماندن در نوستالژیِ گذشته است— گذشته‌ای که به‌جای الهام گرفتن از آن، به اون پناه میبریم و در آن توقف می‌کنیم.

    از طرف دیگه گاهی هم کنش ما فقط در تقابل تعریف می‌شود؛ در نفیِ وضع موجود، بدون اینکه تصویر روشنی از آن‌چه می‌خواهیم بسازیم داشته باشیم. هرکس و گروهی

    خودش رو در ضدیت با دیگری تعریف میکنه. 

    تقابل لازم است، اما کافی نیست. اگر فقط بدانیم چه نمی‌خواهیم، و ندانیم چه می‌خواهیم بسازیم، کنش ما اون افق و چشم نداز رو پیدا نمی کنه. 

    چشم‌انداز راه عبور از هر سه است: از اکنون‌زدگی، از نوستالژیِ ایستا، و از تقابلِ صرف.

    در زندگی روزمره هم همین است.

    اگر در یک پروژهٔ کاری ندانیم خروجی نهایی چیست، کار می‌کنیم، اما دل نمی‌دهیم.

    اما وقتی تصویر آینده روشن باشد، همکاری معنا پیدا می‌کند.

    در سیاست هم همین‌طور است.

    اگر جامعه‌ای فقط حول نارضایتی شکل بگیرد، اما تصویر روشنی از آینده نداشته باشد، حرکت‌ها یا پراکنده می‌شوند، یا خسته، یا مصادره می‌شوند.

    چشم‌انداز کنش را از واکنش به یک مسیر تبدیل می‌کند.

    نه چشم‌انداز ایدئولوژیکِ بسته، نه نسخهٔ از پیش نوشته‌شده؛ بلکه افقی مشترک که بتوان درباره‌اش گفت‌وگو کرد.

    بیداری مدنی فقط دیدن مسئله نیست؛ دیدن پیدا کردن اون افق هم هست.

    و شاید پرسش اصلی این باشد:

    ما به سوی کدام آینده می‌خواهیم حرکت کنیم؟

    و وقتی از چشم‌انداز حرف می‌زنیم، به پرسشی نزدیک می‌شویم که بدون آن هیچ افقی پایدار نمی‌شود:

    در این آینده چه کسانی جا دارند؟

    این ما را به موضوع اپیزود بعدی بیداری مدنی می‌رساند:

    تعلق.

    برای فردایی بهتر، مکث کنیم، به هم گوش بدهیم، و از خود بپرسیم:کنش ما چه چشم‌اندازی رو دنبال میکنه. 

    قواعد روشن باشند پاسخ قابل پیش‌بینی باشد مسئولیت‌ها مشخص باشندهزینه و نتیجه نامتناسب نباشد

    8 min
  • Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۱۴ |

    سواد رسانه‌ای | وقتی بوی جنگ می‌آیداین روزها فضای رسانه‌های فارسی‌زبان متشنج‌تر از قبل شده.تحلیل‌های پشت سر هم، پیش‌بینی‌های قطعی، سناریوهای فوری، و سؤالی که مدام تکرار می‌شود:آیا درگیری نظامی نزدیک است؟در اپیزود اول گفتیم سواد رسانه‌ای یعنی مکث؛ فکر کردن پیش از واکنش.در اپیزود دوم گفتیم پشت خبر کیست؟ کدام رسانه، کدام سیاست؟و در اپیزود سوم گفتیم شهروند آگاه فقط مصرف‌کننده نیست؛ در زنجیره عرضه و تقاضای اطلاعات نقش دارد.حالا، در فضایی که بوی جنگ می‌آید، این سه اصل - اگر بشه گفت، بیش از همیشه معنا پیدا می‌کند.جنگ فقط در میدان نیستوقتی احتمال درگیری نظامی مطرح می‌شود، رسانه‌ها هم وارد وضعیت اضطراری می‌شوند.سرعت بالا می‌رود. قطعیت‌ها بیشتر می‌شود. سناریوها جای تحلیل داده‌محور را می‌گیرند.رقابت برای «اول گفتن» از رقابت برای «دقیق گفتن» جلو می‌زند.و طبیعتا سیاست‌های اسپانسرها هم چه حزبی چه دولتی به سهم خودشون فضا رو مه‌الود تر می کنندر آغاز جنگ اوکراین، حجم پیش‌بینی‌ها از داده‌ها جلو زده بود.کی‌یف ظرف ۷۲ ساعت سقوط می‌کنه«رژیم اوکراین تمام است»«این یک عملیات ضربتی و کوتاهه اما بسیاری از آن قطعیت‌ها و قاطعیت‌ها چند هفته بعد اصلاح شد.این الزاماً نشانهٔ سوءنیت نبود؛ بلکه نتیجهٔ فشار سرعت در شرایط بحران بود.و همین به ما یادآوری می‌کند:در فضای پر تنش، حتی خبرنگاران و تحلیل‌گران هم زیر فشار هیجان و رقابت قرار می‌گیرند.در فضای بحران چه اتفاقی می‌افتد؟در شرایط تنش:احتمال به قطعیت تبدیل می‌شود.سناریو به جای تحلیل می‌نشیند.هیجان از دقت جلو می‌زند.و مخاطب، که نگران است، از همیشه برای واکنش آماده‌تر.اینجاست که شهروند مهم می‌شوداگر در روزهای آرام سواد رسانه‌ای یک مهارت محسوب میشه در روزهای تنش یک ضرورت مدنی است.وقتی بوی جنگ می‌آید، بازنشر هر جملهٔ قطعی می‌تواند اضطراب عمومی را تشدید کند.هر تیتر هیجانی می‌تواند فضای عمومی را ملتهب‌تر کند.و هر قطعیتِ بی‌پشتوانه می‌توانددرک و فهم ما رو از شرایط محدودتر کند.واکنش طبیعی است؛ عقلانیت انتخاب استترس طبیعی است. نگرانی طبیعی است.اما واکنش سریع به اطلاعات لزوما به ما کمک نمیکنه.شهروند آگاه در چنین فضایی: مکث می‌کند. منبعو منابع را بررسی می‌کند. و میان «احتمال» و «قطعیت» فرق می‌گذارد.می‌پرسد: این گزارش است؟ تحلیل است؟ یا فقط سناریوی هیجانی؟و مهم‌تر از همه: من با بازنشر این خبر به چه چیزی کمک میکنم؟ فهم؟ یا ترس؟رسانه بدون شهروند آگاهگفتیم رسانه ذاتاً به سمت واکنش می‌رود. بحران این میل را تشدید می‌کند.اما حضور شهروند آگاه می‌تواند ریتم را آرام‌تر کند.می‌تواند سرعت را از دقت جدا کند. می‌تواند فضای عمومی را کمی قابل‌تنفس‌تر کند.جمع‌بندیوقتی فضا جنگیه جامعه بیش از هر چیز به عقلانیت جمعی نیاز دارد.و عقلانیت جمعی از تصمیم‌های کوچک فردی شروع می‌شود:مکث کردن، پرسیدن، و انتخاب آگاهانه.اگر قرار است برای فردایی بهتر آماده باشیم، باید امروز بتونیم در برابر هیجانات با آرامش بیشتری بایستیم.برای فردایی بهتر، بیاندیشیم و هوای همدیگر و ذهن همدیگر رو داشته باشیم

    7 min
  • Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۱۳ |

    اپیزود | تداوم کنش جمعی

    چرا بعضی کنش‌ها دوام نمی‌آورند؟

    کنش جمعی چطور شکل می‌گیرد و چرا اغلب دوام نمی‌آورد؟

    در اپیزودهای قبلی بیداری مدنی گفتیم که عاملیت فردی بدون بستر اجتماعی فرسوده می‌شود.

    گفتیم فرد می‌تواند آگاه باشد، مسئولیت‌پذیر باشد، حتی هزینه بدهد؛ اما اگر کنشش در یک فضای جمعیِ قابل اتکا تجربه نشود، به‌تدریج کم‌رمق می‌شود.

    حالا به این پرسش می‌رسیم: چه چیزی کنش فردی را به کنش جمعی وصل می‌کند؟

    جواب ساده‌ای ندارد. اما تجربهٔ ما یک چیز را نشان می‌دهد:

    کنش جمعی نه فقط با هم‌زمانی.

    هم‌زمانی یعنی کنار هم بودن در یک لحظهٔ مشترک؛ بی‌آن‌که هنوز اطمینان داشته باشیم این کنار هم بودن دوام دارد.

    کنش جمعی نه فقط با هم‌زمانی، بلکه با اطمینان و اعتماد شکل می‌گیرد.

    اطمینان به این‌که اگر من قدمی بردارم، تنها نمی‌مانم.

    اما این اطمینان خیلی وقت‌ها وجود ندارد.

    نه به این معنا که آدم‌ها بی‌تفاوت شده باشند، یا مسئله را نفهمند، یا نخواهند کاری بکنند؛ بلکه به این دلیل که نمی‌دانند این کنش قرار است به کجا برسد، و مهم‌تر از آن، با چه پاسخی روبه‌رو شود.

    اینجاست که کنش جمعی هم—درست مثل عاملیت فردی— می‌تواند آرام‌آرام فرسوده شود.

    نه فقط با سرکوب ناگهانی، بلکه با بی‌پاسخی، ابهام، و عدم پیش‌بینی‌پذیری.

    اینجا بد نیست یک مکث کوتاه کنیم و برگردیم به بحث شهروندی در اپیزودهای قبلی.

    قبلاً گفتیم که شهروندی فقط یک عنوان حقوقی نیست؛ یک رابطه است.

    رابطه‌ای میان فرد و نهادی که از او انتظار همراهی، اطاعت، یا مشارکت دارد.

    درست مثل شهروندی، کنش جمعی هم در خلأ شکل نمی‌گیرد.

    کنش جمعی همیشه در نسبت با یک ساختار، یک نهاد، یا یک میدان قدرت معنا پیدا می‌کند.

    و همان‌طور که شهروندی بدون پاسخ‌گویی، و بدون تجربه‌ای که فرد حس کند قواعد برای همه یکسان است و هزینه و نتیجه نامتوازن نیست، فرسوده می‌شود؛ کنش جمعی هم وقتی در فضایی مبهم و غیرقابل اتکا قرار بگیرد، دوام نمی‌آورد.

    پس شباهتی که میان شهروندی و عاملیت فردی دیدیم، اینجا هم تکرار می‌شود:

    کنش جمعی اگر به تجربه‌ای ملموس و قابل فهم، قابل پیش‌بینی، و قابل اتکا وصل نشود، به‌تدریج از معنا تهی می‌شود.

    وقتی می‌گوییم تجربه‌ای قابل پیش‌بینی و قابل اتکا، منظورمان این نیست که همه‌چیز آسان یا بی‌هزینه باشد؛ منظور این است که فرد بداند با چه قاعده‌ای روبه‌روست و بتواند روی آن قاعده حساب کند و بر اساس آن وارد کنش شود.

    وقتی کنش جمعی نه دیده می‌شود، نه پاسخی قابل فهم می‌گیرد، و فقط با زور روبه‌روست، تردیدی آرام در دل افراد جا خوش می‌کند:

    آیا این فضا اصلاً جای کنش جمعی هست؟

    اینجا—بی‌آن‌که اسمش را زیاد ببریم— پای یک عامل مهم وسط می‌آید: قدرت.

    قدرت در تجربهٔ روزمرهٔ ما فقط یک نهاد نیست.

    قدرت نسبتی است میان کنش ما و پاسخی که دریافت می‌کنیم.

    و وقتی این رابطه یا پاسخ قابل فهم، قابل پیش‌بینی، و قابل اتکا نباشد، کنش جمعی به‌جای تبدیل شدن به پروسه یا مسیر، مثل موجی می‌آید و می‌رود.

    خیلی وقت‌ها قدرت هست، اما مقبولیت ندارد— یا به اصطلاح مشروعیت.

    یعنی کنشگر حس نمی‌کند این رابطه منصفانه یا معنادار است.

    در چنین شرایطی، کنش‌هادوام نمیارن، امکان پیوند پیدا نمی کنن؛ یا زود تمام می‌شوند، یا پراکنده می‌مانند، و در نهایت به واکنش‌های مقطعی تقلیل پیدا می‌کنند.

    مثال ساده‌اش را همهٔ ما در زندگی روزمره دیده‌ایم.

    در یک محیط کار، اگر ندانیم تصمیم با کیست، اگر قواعد هر روز عوض شود، و اگر پاسخ‌گویی سلیقه‌ای باشد، انگیزه از بین می‌رود؛ آدم‌ها کار می‌کنند، اما دل نمی‌دهند. در سیاست هم همین منطق برقرار است. وقتی کنش مدنی نه دیده می‌شود، نه پاسخ روشن می‌گیرد، و نه می‌داند مسئول کیست و قاعده چیست، اعتراض‌ها به‌جای تبدیل شدن به مسیر، به موج‌هایی کوتاه، پرهزینه و ناپایدار تبدیل می‌شوند.

    وقتی می‌گوییم مردم نمی‌توانند روی این رابطه حساب کنند، منظورمان رابطهٔ آن‌ها با قدرت است؛ رابطه‌ای که معلوم نیست کنش دیده می‌شود یا نه، پاسخ می‌گیرد یا نه، و اگر پاسخ می‌گیرد، بر چه اساسی.

    برای این‌که کنش جمعی دوام بیاورد، باید از هیجانِ لحظه عبور کند و به الگوی پایدار برسد.

    الگوهایی ساده اما روشن: این‌که چه کسی مسئول است، چه چیزی قابل پیش‌بینی است، و کنش در چه چارچوبی ادامه پیدا می‌کند.

    این همان جایی است که کنش جمعی به‌تدریج به تجربه‌ای پایدار نزدیک می‌شود.

    نه با قهرمان‌سازی، نه با انتظار اجماع کامل، بلکه با تداوم، قابلیت اتکا، و تمرین مشترک. بیداری مدنی در این نقطه از فرد عبور می‌کند و اجتماعی می‌شود.

    نه یک‌باره، نه بی‌هزینه، اما قابل زیست. و شاید پرسش اصلی همین باشد:

    چطور می‌شود کنش جمعی را طوری ساخت که نه با اولین فشار بشکند، و نه با اولین سکوت فراموش شود؟

    9 min
  • Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۱۲|

    شهروند آگاه کجای چرخه اطلاعات ایستاده؟ مصرف کننده و تماشاگره؟ یا بخشی از داستان؟ در دو اپیزود پیشین سواد رسانه‌ای گفتیم مشکل امروز ما کمبود اطلاعات نیست؛ هجوم اطلاعات است.گفتیم سواد رسانه‌ای یعنی مکث و تأمل، فکر کردن پیش از واکنش.پرسیدیم پشت خبر کیست؟ کدام رسانه، و کدام سیاست؟گفتیم چه در رسانه‌های دولتی داخل ایران و چه در رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور، تحلیل‌ها خیلی وقت‌ها به‌جای ترویج فهم و آگاهی در حد نمایش و یا حتی فال‌بینی تقلیل پیدا کرده.دیدی فلان رییس جمهور توییت زد؟ آقا میزنه یا نمی‌زنه؟ ببینید من کی گفتم؟ و …به «رسانهٔ مستقل» هم پرداختیم و گفتیم رسانهٔ مستقل به‌ این معنا نیست که وابسته نباشه؛ به‌معنای پاسخ‌گو بودن به شهروندانه.یعنی اگر رسانه‌ای پاسخ‌گو و شهروندمحور باشه از وابستگیش چه مالی یا سیاستی مستقل میشه و بدون پذیرش کثرت صداها در جامعه، رسانه به رسانه‌ای هویتی و درون‌گروهی تبدیل شود.حالا می‌رسیم به سؤال مهم‌تر:منِ مخاطب، من شهروند، کجای این چرخه ایستاده‌ام؟ تماشاگرم؟ یا بخشی از ماجرا؟واکنش یا کنش؟بخش زیادی از محتوایی که می‌بینیم برای فهم ساخته نشده؛ برای واکنش ساخته شده.خشم، ترس، هیجان، تحقیر و تنفر.واکنش‌های سریع که فرصت مکث کردن و تآمل نمی‌دهند.الگوریتم‌ها که در اپیزود ۱ اشاره‌ای به اونها کردیم دقیقاً به همین واکنش‌ها پاداش می‌دهند، نه به سؤال کردن نه به تردید داشتن.اما شهروند آگاه قرار نیست فقط واکنش نشان بده.چرخهٔ عرضه و تقاضای اطلاعاتما معمولاً فکر می‌کنیم رسانه‌ها تولید می‌کنند و ما فقط مصرف می‌کنیم.اما واقعیت این است که ما هم بخشی از چرخهٔ عرضه و تقاضای اطلاعات هستیم.هر لایک، هر بازنشر، هر کامنت، و حتی هر سکوت، یک انتخاب است.خاطرم هست چندین سال پیشسازمان ملل کمپینی برای مبارزه با فساد داشتبا عنوان حلقه زنجیره فساد رو پاره کن یعنی اگر هر حلقه‌ای مسئولیت خودش را بپذیرد، می‌شود زنجیره را قطع کرد.در مورد اطلاعات غلط و میس‌اینفرمیشن هم شهروند آگاه میتونه همینطور عمل کنه شهروند آگاه لازم نیست رسانه بسازد؛ کافی است بداند کِی بازنشر نکند، کِی مکث کند، و کِی زنجیرهٔ اطلاعات غلط را پاره کند.چه چیزهایی دیده نمی‌شوند؟سواد رسانه‌ای فقط دیدن خبر نیست؛ دیدنِ آن چیزی‌ست که به خبر تبدیل نمیشن—حال یا یا به خاطر سیاست پشت اون رسانه - دولت ها و اسپانسرها رو در اپیزود قبلی یادتون هست؟ سواد رسانه‌آی دیدنِ آن چیزی‌ست که با برنامه یا ناآگاهانه حذف می‌شودخیلی روایت‌ها نه سانسور می‌شوند، نه ترند؛ اصلاً وارد میدان نمی‌شوند،‌ چون خبری نیستند - همون دیدگاه واکنش طلبولی شهروند آگاه فقط دنبال آنچه پر سر و صداست و ترنده نمی‌رود.کارشناس کیست؟هر کسی که زیاد حرف می‌زند تحلیل‌گر نیست.تحلیل فوری اغلب جای تحلیل عمیق را می‌گیرد.شهروند آگاهمی‌داندهر حرفی دانش نیست،هر تجربه‌ای تحلیل نیست،و هر نظر شخصیالزاماً قابل تعمیم نیست.رسانه بدون شهروند آگاهرسانه ذاتاً به سمت واکنش می‌رود؛ نبود آگاهی یا شهروند آگاه این مسیر را تندتر می‌کند.خاطرتون هست که گفتیم به شعور خودمون و شعور دیگران احترام بذاریم. این همون آگاهیهشهروند آگاه به سمت تأمل، و فهم میره، و این راه انتخاب را باز می‌کند.انتخاب شهروند آگاه تولید واکنش نیست، انتخاب شهروند آگاه کنش آگاهانه است. وقتی به‌جای بازنشر فوری، مکث می‌کنیم، منبعش را نگاه می‌کنیم، و از خودمان می‌پرسیمآیا این یک واکنشه هیجانیه یا کنش آگاهانه؟همین مکث ساده یک تصمیم شخصی است، اما اثرش جمعی است.و این‌جاست که سواد رسانه‌ای از یک مهارت فردی به یک مسئولیت مدنی تبدیل می‌شود.برای فردایی بهتر. بیشتر بپرسیم بیشتر بیاندیشیم و با امید و آگاهی قدمی برداریم

    8 min
  • Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۱۱ |

    روایت ما | سعید دهقان۲ فوریه ۲۰۲۶بخشی از این «روایت ما» با سعید دهقان از گفت و شنودی که با او در «وفا و دوستان» داشتیم انتخاب شده و بخش دیگر اون اختصاصی روایت شنیدنی اوست.


    27 min
  • Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۱۰ |

    وفا و دوستان | سعید دهقان۲ فوریه ۲۰۲۶در «وفا و دوستان»کنار هم می‌نشینیمبرای شنیدن صدای همدیگه؛روایت‌هایی انسانیبرای بیداری مدنیو حفظ حافظه‌ جمعی.در این قسمت از «وفا و دوستان»، میزبان سعید دهقان، نویسنده و وکیل حقوق بشر، عضو کانون وکلای ایران و عضو اتحادیه بین‌المللی وکلا هستیم.سعید دهقان، حقوقدان و فعال حقوق بشر ساکن تورنتو کانادا، با وجود کوچ اجباری همچنان فعالیت‌های حقوقی و مدنی خود را ادامه می‌دهد. او با تأسیس مؤسسه حقوقی-بین‌المللی «پارسیلا» به نهادهای بین‌المللی برای حمایت از مردم ایران مشاوره می‌دهد و در کنار آن، به شهروندان ایرانی به‌ویژه دادخواهان خدمات حقوقی ارائه می‌کند.او مدیریت پروژه «تاریخ شفاهی حقوق بشر در ایران» و مجموعه «یک کلمه» را نیز بر عهده دارد و به‌عنوان نویسنده کتاب‌های «از دل جامعه» و «ما و ما» در حوزه حقوق شهروندی و حقوق برای همه است. در این قسمت از« وفا و دوستان» با فعالیت‌ها، دیدگاه‌ها و تجربه‌های شخصی و حرفه‌ای او درباره عدالت، مهاجرت، دوستی، رضایت و مسئولیت مدنی آشنا می‌شویم. بخش دیگر این مصاحبه را در روایت ما | سعید دهقان ببینید. Chapters00:00:00 – سعید دهقان | Saeid Dehghan00:06:40 – لحظه‌هایی از کودکی و نوجوانی00:17:00 – صفای شالیزار و دریا00:20:06 – روستا یا شهر تنهایی؟00:26:35 – از تهران تا تورنتو00:33:13 – تحولات فکری و فلسفی00:39:50 – احساس شادی یا رضایت؟00:47:09 – دوستی از نگاه سعید—📌 صفحات سعید دهقان:YouTube:   / @1kalameh  Instagram:  / said.dehghan.insta    / 1kalameh  سایت پارسیلا:https://www.parsilaw.com/—📌 راه‌های ارتباط با وفا مستقیم:X (Twitter):https://x.com/vafamostaghimInstagram:  / vafamostaghim  Facebook:  / vafamostaghim  —Credits:Produced by PersuMedia LLCIn Collaboration with Iran 1400 INC.Video and Graphics: Farivar Hamzeyi

    54 min
  • Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۹ |

     بیداری مدنی | از عاملیت فردی تا کنش جمعی

    (اعتماد و فاصلهٔ میان «من» و «ما»)

    چه چیزی عاملیت فردی را به کنش جمعی وصل می‌کند؟

    همراهان ارجمند، به کانال وفا خوش آمدید.

    در اپیزودهای قبلی بیداری مدنی گفتیم که عاملیت فردی بدون بستر اجتماعی دوام نمی‌آره.

    گفتیم فرد می‌تونه آگاه باشه، مسئولیت‌پذیر باشده، حتی هزینه بده؛ اما اگر کنشش در یک فضای جمعیِ قابل اتکا تجربه نشه، عاملیت به‌تدریج کمرنگ و فرسوده می‌شه.

    اینجا یه توضیح لازمه

    یادتون هست که در اپیزود ۳ که به تجربه شهروندی اشاره کردیم

    یادآور شدیم که

    شهروندی هر جایی معنا پیدا می‌کنه که فرد با یک نهاد طرفه حالا این نهاد می‌تونه دولت باشه، یا یک شرکت، یا یک نهاد غیرانتفاعی، یا حتی نهادهای مذهبی— یا هر ساختار جمعی دیگه‌ای که از فرد انتظار همراهی، اطاعت یا مشارکت داره. حتی خانواده. 

    از همین‌جا می‌شه فهمید که عاملیت فردی هم فقط یک مفهوم سیاسی نیست.

    عاملیت از خانه معنا پیدا می‌کنه، در محیط کار تمرین می‌شه، در جمع‌های کوچک شکل می‌گیره، و اگر بستر اجتماعی داشته باشه، می‌تونه به سطوح گسترده‌تر جامعه راه پیدا کنه.

    درست مثل شهروندی، عاملیت فردی و بستر اجتماعی مفاهیمی هستند که از زندگی روزمره شروع می‌شوند، نه از شعارهای بزرگ.

    حالا پرسش اینه که: این بستر اجتماعی چطور ساخته می‌شه؟

    چه چیزی عاملیت فردی را به کنش جمعی وصل می‌کند؟

    یکی از ساده‌ترین و در عین حال دشوارترین پاسخ‌ها اینه:

    اعتماد.

    نه اعتماد شعاری. نه اعتماد دستوری. و نه اعتمادی که از بالا مطالبه یا تحمیل بشه.

    بلکه اعتمادی که در تجربه‌های کوچک، در همیاری‌های محدود، و در تداومِ کنش‌های صادقانه آهسته شکل می‌گیره و بروز میکنه.

    مشکل امروز ما این نیست که افراد نمی‌فهمند. یا نمی‌دانند. یا نمی‌خواهند.

    مشکل اینه که

    بسیاری نمی‌دانند، 

    آیا دیگری هم

    پای این کنش می‌ایسته

    یا در لحظهٔ عمل،

    تنها می‌مونه. آیا دیگری یا دیگرانی هم هستند که همین‌قدر جدی اند یا نه.

    اینجاست که بین «من» و «ما» یک شکاف شکل می‌گیره.

    فرد می‌پرسه: اگر من قدم بردارم، آیا تنها می‌مونم؟ آیا هزینه فقط بر دوش من می‌افته؟

    وقتی این تردید

    بارها تکرار می‌شه،

    کنش جمعی

    جاش را می‌ده

    به واکنش‌های هم‌زمان،

    اما جدا از هم و پراکنده

    همه ناراضی‌اند، همه معترض‌اند، اما هرکس به نوعی تنهاست.

    نه به‌خاطر بی‌تفاوتی، بلکه به‌خاطر فرسایش اعتماد.

    در یکی از نوشته‌هایی که دربارهٔ نسبتِ حقیقت و اعتماد در آیندهٔ مدنی ایران در سایت پروژه ایران ۱۴۰۰ به زبان انگلیسی منتشر شده به این نکته اشاره کردم که اعتماد نه با وعده ساخته می‌شه، نه با هم‌صدایی یا اتحادهای ظاهری یا تظاهری، بلکه با تداومِ کنشِ صادقانه و قابل پیش‌بینی.

    کنشی که دیگری بتونه روی اون حساب کنه.

    همیاری دقیقاً همین‌جا معنا پیدا می‌کنه.

    این همیاری، پروژه‌ای بزرگ، یا حرکت قهرمانانه نیست؛ بلکه تمرین روزمرهٔ شهروندی.

    تمرین دیدن دیگری، شنیدن دیگری، و پذیرفتن اینکه کنش من بر تجربهٔ جمعی اثر می‌ذاره.

    کنش جمعی از اعتماد کامل شروع نمی‌شه.

    از اعتمادساری و امتحان کردنِ اعتماد شروع می‌شه.

    از قدم‌های کوچک، قابل تکرار، و قابل فهم و محسوس.

    از جایی که فرد کم‌کم از «منِ تنها» به «مایی در حال شکل‌گیری» حرکت می‌کنه.

    بیداری مدنی در همین گذار معنا میشه.

    نه وقتی همه آماده‌اند، نه وقتی شرایط ایده‌آله بلکه وقتی افراد با وجود تردید، با وجود زخم‌ها، تصمیم می‌گیرن همیاری را دوباره تمرین کنن.

    قبلا هم گفتیم که شاید مسئلهٔ امروز ما کمبود آگاهی نباشه. کمبود نارضایتی هم نباشه.

    شاید مسئلهٔ اصلی این باشه: چگونه دوباره بین «من» و «ما» پل بسازیم. 

    در اپیزود بعدی بیداری مدنی به این می‌پردازیم که: کنش جمعی چطور می‌تونه دوام بیاره، نهاد بسازه، و به تجربه‌ای پایدار تبدیل بشه.

    برای فردایی بهتر مکث کنیم، به هم گوش بدهیم، و اعتماد و همیاری رو از همین‌جا تمرین کنیم.

    7 min
  • Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۸ |

    سواد رسانه‌ای | سیاست، و مسئولیت شهروند



    #کانال_وفا #بیداری_مدنی #شهروندی #عاملیت #قدرت #ایران۱۴۰۰در اپیزود پیشین سواد رسانه‌ای گفتیم مشکل امروز ما کمبود اطلاعات نیست؛ هجوم اطلاعات است .سرعت و حجم اطلاعات که از سرعت فکر کردن ما بیشتره.گفتیم سواد رسانه‌ایمکث و تأمل است— فکر کردن پیش از واکنش.گفتیم احترام به شعور خودمان و مخاطب یعنی وقتی یک واقعه یا خبر به دست‌مان می‌رسد، به‌جای اینکه با قطعیت به‌جای مخاطب فکر کنیم، کمک کنیم سؤال بپرسد و خودش دربارهٔ آن خبر تحقیق کند.حالا یک قدم جلوتر می‌رویم. این بار به‌جای اینکه بپرسیم «این خبر درست است یا نه؟» می‌پرسیم:پشت این خبر کیه؟ کدام رسانه، کدام سیاست؟کدام رسانه، کدام سیاست؟وقتی می‌گوییم «رسانه»، فقط از یک نهاد، کانال یا شرکت حرف نمی‌زنیم؛ از یک جایگاه قدرت حرف می‌زنیم.رسانه‌های دولتی در ایراندر این رسانه‌ها سیاست از کجا می‌آید؟ از ساختاری که قدرت را متمرکز می‌بیند و خبر را ابزار مدیریت افکار عمومی می‌داند.در این فضا، خبر توضیح واقعیت نیست؛ تنظیم روایت است— یا آنچه در اصطلاح پروپاگاندا نامیده می‌شود.تحلیل‌ها هم اغلب تحلیل واقعی نیستند؛ بیشتر توضیح تصمیم‌هایی‌اند که از قبل گرفته شده‌اند.رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران (دیاسپورا)اینجا صورت سؤال عوض می‌شود، اما اصل سؤال حذف نمی‌شود.سیاست از کجا می‌آید؟ از دولت‌ها؟ از اسپانسرها؟ از رقابت برای دیده‌شدن؟ یا از بازار جلب توجه مخاطب؟خیلی وقت‌ها تحلیل‌ها جای خودشان را می‌دهند به پیش‌بینی‌های هیجانی، فال‌بینی سیاسی، و تیترهایی که بیشتر «امید یا ترس» می‌فروشند تا فکر کردن و فهم موضوع.چرا تحلیل به فال‌بینی تقلیل پیدا کرده؟چون تحلیل واقعی هزینه دارد: دقت، تردید، و پذیرش ندانستن.فال‌بینی اما سریع است، جذاب است، و مسئولیت نمی‌خواهد.وقتی رسانه— چه داخل، چه خارج— خودش را پاسخ‌گو به «شهروند» نمی‌داند، تحلیل تبدیل می‌شود به نوعی نمایش.و اینجاست که سواد رسانه‌ای دیگر فقط تشخیص خبر جعلی نیست؛ بلکه تشخیص نیت، جایگاه، و منطق روایت هم هست.تبِ «رسانهٔ مستقل»این سال‌ها خیلی‌ها از لزوم داشتن «رسانهٔ مستقل» حرف می‌زنند.به‌ویژه کسانی که نه در رسانه‌های داخل ایران صدا دارند، نه در رسانه‌های مطرح دیاسپورا، به این نتیجه رسیده‌اند که باید رسانهٔ مستقل خودشان را بسازند.این خواست قابل فهم است؛ از دل حذف‌شدگی می‌آید، نه لزوماً از قدرت‌طلبی یا جاه‌طلبی.اما اینجا یک مکث لازم است.می‌گوییم «ما رسانهٔ مستقل می‌خواهیم»؛ کدام «ما»؟ مستقل از چی؟رسانهٔ مستقل یعنی چه؟رسانهٔ مستقل به‌معنای «وابسته نبودن» نیست؛ با حذف وابستگی تعریف نمی‌شود؛ با پذیرش مسئولیت و پاسخ‌گویی معنا پیدا می‌کند.در عمل، رسانه‌ای مستقل محسوب می‌شود که در برابر شهروند پاسخگو باشد . در غیر این صورت، وابستگی همیشه به یک شخص، یک گروه، یا منافع و اهداف آن‌ها باقی می‌ماند.این گروه‌ها خودشان با هم تضاد منافع، تضاد روایت، و دست‌کم اختلاف چشم‌انداز دارند.پس رسانه‌ای که برای یک صدا ساخته می‌شود، ناخواسته صدای دیگری را حذف می‌کند؛ و چیزی به نام «رسانهٔ کاملاً مستقل» عملاً شکل نمی‌گیرد— مگر اینکه ماهیت رسانه به رسانه‌ای پاسخ‌پذیر و شهروند‌محور تبدیل شود.ربط این موضوع به عاملیت فردی و شهروند مسئولوقتی ما هر اختلاف را با ساختن یک رسانهٔ جدید حل می‌کنیم، در واقع مسئلهٔ گفت‌وگو را دور می‌زنیم.رسانهٔ مستقل بدون پذیرش کثرت، تبدیل می‌شود به رسانهٔ هویتی.و رسانهٔ هویتی— حتی اگر نیتش خوب باشد— نمی‌تواند بستر عاملیت جمعی شود؛ فقط عاملیت درون‌گروهی تولید می‌کند.شهروند مسئول .او می‌پرسد: این رسانه از کجا خط می‌گیرد؟ این تحلیل باعث فهم شده یا فقط هیجان ساخته؟ من با بازنشرش چه نقشی بازی می‌کنم؟وقتی بدون مکث بازنشر می‌کنیم، عاملیت‌مان را واگذار می‌کنیم.در یکی از مقاله‌ه یی که دربارهٔ تحول و آیندهٔ رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران نوشته‌ام، به همین بحران اشاره شده: بحران اعتماد، سیاست‌زدگی، و فاصله گرفتن رسانه از شهروند.جمع‌بندیمسئلهٔ امروز ما کمبود رسانه نیست؛ کمبود ظرفیت شنیدن صداهای متفاوت، و حتی متضاد است.مسئله، نبود گفت‌وگوست.و سواد رسانه‌ای به این معنا نیست که هیچ‌چیز را باور نکنیم؛ بلکه یعنی:مسئولیت فکر کردن و فهمیدن را به رسانه نسپاریم.#کانال_وفا #بیداری_مدنی #شهروندی #عاملیت #قدرت #ایران۱۴۰۰ #سواد_رسانه‌ای

    9 min
  • Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۷ |

    روایت ما | آرش راد

    روایت ما | آرش راد۲۲ ژانویه ۲۰۲۶این بخش از مصاحبه آرش راد از مصاحبه کامل او در «وفا و دوستان»‌ انتخاب شده تا روایت او را از زبان خودش بشنویم، صفحات آرش راد:YouTube: / @arashrod Instagram: / arashr0d راه‌های ارتباط با وفا مستقیم:X (Twitter):https://x.com/vafamostaghimInstagram: / vafamostaghim Facebook: / vafamostaghim

    32 min

About Iran 1400 Podcast

From the publisher's feed

Welcome to the Iran 1400 Project podcast, where we explore the past, present, and possible futures of Iran through informed dialogue, independent thought, and diverse voices. From historical insight to emerging narratives, we connect ideas to action to pursue a more just, inclusive, and forward-looking society. Join us as we rethink Iran’s trajectory — one conversation at a time.