
Sign up to save your podcasts
Or


کنسرت خانه کارگر – محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و اوج آذر اوغلی
این کار را قبلا با کیفیت خیلی بد گذاشته بودم.اگرکیفیت بهتر این اجرا را در اختیار دارید لطفا برای ما هم ارسال بفرمایید.
روایت جالب و جذاب استاد محمدرضا لطفی از این کنسرت:
گروه شیدا در سال اول و دوم انقلاب چند کنسرت هم در محیط های کارگری به اجرا در آورد. یک روز هنگامی که در هنرستان چاووش نشسته بودم، جناب «اوج آذراوقلی» خوانندهی توانمند موسیقی آذربایجان، با آن قد و قواره ی بلند و تنومند وارد شد. پس از حال و احوال نزد من نشست و گفت:
آقای لطفی، اگر شما کمک نکنید، من نمیتوانم فعالیت موسیقایی کنم. چرا که تمامی نوازندگان داخل لاله زار غیرفعالند و جرات اجرا ندارند و در تبریز نیز افرادی مانند «سلیمی» از ترس کناره گرفتهاند. شرایط برای موسیقی آذربایجان بسیار سخت شده است.
گفتم: من چکار میتوانم بکنم؟ ایشان گفتند: اگر شما با من تمرین کنید تا من چند برنامه در اتحادیه کارگری بدهم، شاید این راهی باشد که فضا برای اجرای موسیقی آذربایجانی بهتر شود.
گفتم: من که موسیقی آذربایجانی را نمی دانم. ایشان فرمودند: شما پدرتان آذربایجانی بوده و میدانم که در روح شما اجرای این موسیقی امکان پذیر است. من دلم برایش سوخت و قبول کردم.
قرار تمرین را برای عصر گذاشتیم و شروع کردیم. حسین علیزاده با شنیدن موسیقی آذری و سبب این که آن هم پدر و مادرشان آذربایجانی بودند، وارد اتاق من شد و دید فردی با صدای خوب در حال خواندن است.
مثل همیشه کمی خندید و گفت چه می کنید؟ گفتم داستان از این قرار است. تو هم میتوانی، بیا و به آقای اوج کمک کن. ایشان ابتدا قبول نکردند اما بالاخره با منطق من و آقای اوج پذیرفتند.
قرار دیگری گذاشتیم و سه نفره «بیات شیراز» را که برای ما ساده تر بود، انتخاب کردیم.
هفته بعد برای کنسرت به اتحادیه کارگران رفتیم، کارگران بسیار خوشحال بودند. اگرچه برنامه بسیار پرشور به پایان رسید اما بیرون در شلوغ بود. کسانی هم سازماندهی شده بودند که برنامه را بههم بریزند اما جرات نکردند. خوشبختانه نوار این کنسرت ضبط شد و ما هم آن را گوش کردیم.
سرگذشت چاووش، قسمت۴، نامه شیدا شماره ۱۰، پاییز ۸۹
گلهای تازه ۱۰۲(نسخهی کاملتر)
آواز دشتی
خواننده: محمدرضا #شجریان
سنتور: فرامرز #پایور
ویولن: #رحمتالله_بدیعی
تار: هوشنگ #ظریف
عود: حسن منوچهری
تنبک: محمد #اسماعیلی
غزل آواز: سعدی
❗️بعضی از اجراهای گلهای تازه نسخهی متفاوت و گاه طولانیتری دارند که فقط در آرشیو صدا و سیما موجود است. نسخهی پیشرو در برنامهی دلانگیزان پخش شده است، تصنیف چشم نرگس را ندارد ولی یک آواز بیشتر دارد.
تو را نادیدن ما غم نباشد
که در خیلت به از ما کم نباشد
من از دست تو در عالم نهم روی
ولیکن چون تو در عالم نباشد
****************
این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمدهست
یا ملک در صورت مردم به گفتار آمدهست
ساربانا یک نظر در روی آن زیبا نگار
گر به جانی میدهد اینک خریدار آمدهست
سعدیا گر همتی داری منال از جور یار
تا جهان بودهست جور یار بر یار آمدهست
بیان شوق
اجرای #خصوصی بیات اصفهان
تار و سهتار: محمدرضا #لطفی
تنبک: ؟
ای مه من ، ای بت چین ، ای صنم
لاله رخ و ، زهره جبین ، ای صنم
من ز تو دوری نتوانم دیگر
جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
بیا حبیبم بیا طبیبم
هرکه تو را ، دیده زخود ، دل برید
رفته زخود ، تا که رخت ، را بدید
تیرغمت ، چون به دل ، من رسید
من ز تو دوری نتوانم دیگر
جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
ای نفس ، قدس تو ، احیای من
چون تویی امروز مسیحای من
تا به تو دادم دل و دین ای صنم
بر همهکس گشته یقین ای صنم
من ز تو دوری نتوانم دیگر
جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
بیا حبیبم بیا طبیبم
آواز خوانیها - مجموعهای از آوازهای بدون ساز علیرضا قربانی در رادیو
ای توبهام شکسته از تو کجا گریزم
ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم
ای نور هر دو دیده بیتو چگونه بینم
وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم
ای شش جهت ز نورت چون آینهست شش رو
وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم
دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم
گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را
از دل نهای گسسته از تو کجا گریزم
*************
دلی یا دلبری، یا جان و یا جانان، نمیدانم
همه هستی تویی، فیالجمله، این و آن نمیدانم
بجز تو در همه عالم دگر دلبر نمیبینم
بجز تو در همه گیتی دگر جانان نمیدانم
بجز غوغای عشق تو درون دل نمییابم
بجز سودای وصل تو میان جان نمیدانم
اگر مقصود تو جان است، رخ بنما و جان بستان
و گر قصد دگر داری، من این و آن نمیدانم
دلم سرگشته میدارد سر زلف پریشانت
چه میخواهد ازین مسکین سرگردان؟ نمیدانم
*************
ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست
گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست
خلق را بیدار باید بود از آب چشم من
وین عجب کان وقت میگریم که کس بیدار نیست
ای نسیم صبح اگر باز اتفاقی افتدت
آفرین گویی بر آن حضرت که ما را بار نیست
بارها روی از پریشانی به دیوار آورم
ور غم دل با کسی گویم به از دیوار نیست
بیدلان را عیب کردم لاجرم بیدل شدم
آن گنه را این عقوبت همچنان بسیار نیست
گر دلم در عشق تو دیوانه شد عیبش مکن
بدر بی نقصان و زر بی عیب و گل بی خار نیست
دوستان گویند سعدی خیمه بر گلزار زن
من گلی را دوست میدارم که در گلزار نیست
*************
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم
دلِ بیمارْ شد از دست؛ رفیقان مددی!
تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم
آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت
بازش آرید؛ خدا را! که صفایی بکنیم
مدد از خاطر رندان طلب ای دل! ور نه
کار صعب است، مبادا که خطایی بکنیم
دلم از پرده بشد، حافظ خوشگوی کجاست؟
تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم
*************
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم
باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور
با خاک کوی دوست برابر نمیکنم
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است
گفتم کنایتی و مکرر نمیکنم
ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن
محتاج جنگ نیست برادر نمیکنم
حافظ جناب پیر مغان جای دولت است
من ترک خاک بوسی این در نمیکنم
عاشقانه - اجرای خصوصی داریوش طلایی و محمدعلی کیانینژاد
سپاس از حمیدرضا عزیز بابت ارسال این اجرا
بخش اول دونوازی تار و نی - افشاری
بخش دوم تکنوازی سهتار - ماهور و چهارگاه
تکنوازی تار
ابراهیم سرخوش
سپاس فراوان از بهنود عزیز بابت ارسال این اجراهای نایاب
اجراهایی در شور، چهارگاه، دشتی و همایون
گناه او بود
اجرای خصوصی در همایون
آواز: محمدرضا #شجریان،
تار: سعید مزدک
تنبک: شاهین شیخبهایی
۸فروردین ۱۳۷۵، اصفهان
منزل شاهزیدی
تا پیش از این، از این اجرا نسخهی کامل و یکپارچهای در دسترس نبود و فقط دو فیلم با دو دوربین متفاوت در فضای نت پخش شده بود.
دو فیلم موجود در نت را به هم متصل کردیم و این نسخهی کامل را به دست آوردیم.
با ذکر این تذکر که ۶ دقیقهی انتهایی کیفیت صدای بهتری دارد.
جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال
دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل
پیام ما که رساند مگر نسیم شمال
تو بر کنار فراتی ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال
جماعتی که نظر را حرام میگویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال
به ناله کار میسر نمیشود سعدی
ولیک ناله بیچارگان خوش است بنال
******************
آن که هلاک من همیخواهد و من سلامتش
هر چه کند به شاهدی کس نکند ملامتش
باغ تفرج است و بس میوه نمیدهد به کس
جز به نظر نمیرسد سیب درخت قامتش
کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی
کانچه گناه او بود من بکشم غرامتش
پیمانه می
کنسرت بداههنوازی در آواز بیات ترک
محمدرضا #لطفی
آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند
اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی
وان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کند
گفتم گره نگشودهام زان طره تا من بودهام
گفتا منش فرمودهام تا با تو طراری کند
همه شب من اختر شمرم کی گردد صبح
مه من چه دانی تو غم تنهایی را
نکنم اگر چاره دل، هر جایی را
نتوانم و تن ندهم رسوایی را
ملت ار بدانند ثمر آزادی را
برکنند ز خود ریشهی استبدادی را
هر شب ستارهای به زمین میکشند و باز
این آسمان غمزده غرق ستارههاست
رحم ای خدای دادگر کردی نکردی
ابقا به فرزند بشر کردی نکردی
بر ما در خشم و غضب بستی نبستی
جز قهر اگر کار دگر کردی نکردی
آتش گرفت عالم ز گور بوالبشر بود
صرف نظر گر زین پدر کردی نکردی
یک دفعه عالم بی خبر زیر و زبر کن
جنبنده ای را گر خبر کردی نکردی
گیتی و هرچه اندر، ز خشک و تر بسوزان
شفقت اگر با خشک و تر کردی نکردی
خرقهپوشان
کنسرت آمریکا
بداههنوازی و بداههخوانی در سهگاه
تار: محمدرضا #لطفی
دف: مجد کریمی
دو زلفونت بود تار ربابم
چه می خواهی از این حال خرابم
تو که با مو یر یاری نداری
چرا هر نیمه شو آیی به خوابم
بی تو گلشن چو زندونه به چشمم
گلستون آذرستونه به چشمم
بی تو آرام و عمر زندگانی
همه خواب پریشونه به چشمم
مو که افسرده حالم چون ننالم
شکسته پر و بالم چون ننالم
همه گویند فلانی ناله کم کن
تو آیی در خیالم چون ننالم
خدا را کم نشین با خرقهپوشان
رخ از رندان بیسامان مپوشان
در این خرقه بسی آلودگی هست
خوشا وقت قبای می فروشان
From the publisher's feed

850 Listeners

7,896 Listeners

27 Listeners

4,225 Listeners

55 Listeners