
Sign up to save your podcasts
Or


#گلهای_شجریان (۷۳)
گلهای تازه ۱۲۸ - آواز بیات اصفهان
خوانندگان: محمدرضا #شجریان و #عهدیه
سنتور: فرامرز #پایور
ویولن: همایون خرم و رحمتالله #بدیعی
تنبک: محمد #اسماعیلی
گوینده: رضا معینی
شعر آواز و تصنیف: ابوسعید ابوالخیر
دوشینه پی گلاب میگردیدم ر طَرف چمن
افسرده گلی میان گلها دیدم میسوخت چو من
گفتم که چه کردهای چنین میسوزی پروانه صفت
گفتا که در این چمن دمی خندیدم پس وای به من
وا فریادا ز عشق وا فریادا
کارم به یکی طُرفه نگار افتادا
گر داد من شکسته دادا داد
ورنه من و عشق هر چه بادا بادا
وا فریادا ز عشق وا فریادا
جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست
در عشق تو بیجسم همی باید زیست
از من اثری نماند این عشق ز چیست
چون من همه معشوق شدم عاشق کیست
وا فریادا ز عشق وا فریادا
کارم به یکی طُرفه نگار افتادا
گر داد من شکسته دادا دادا
ورنه من و عشق هر چه بادا بادا
وا فریادا ز عشق وا فریادا
جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست
در عشق تو بیجسم همی باید زیست
از من اثری نماند این عشق ز چیست
چون من همه معشوق شدم عاشق کیست
وا فریادا زعشق وا فریادا
کارم به یکی طُرفه نگار افتادا
گر داد من شکسته دادا دادا
ورنه من و عشق هر چه بادا بادا
************
عشق تو بلای دل درویش من است
بیگانه نمیشود مگر خویش من است
گفتم سفری کنم زغم بگریزیم
منزل، منزل غم تو در پیش من است
در دیده به جای خواب آب است مرا
زیرا که به دیدنت شتاب است مرا
گویند بخواب تا به خوابش بینی
ای بیخبران چه جای خواب است مرا
در چنگ غم تو دل سرودی نکند
پیش تو فغان و ناله سودی نکند
نالیم به نالهای که آگه نشوی
سوزیم به آتشی که دودی نکند
دل جز به ره عشق نپوید هرگز
جان جز سخن عشق نگوید هرگز
صحرای دلم عشق تو شورستان کرد
تا مهر دگر کسی نروید هرگز
#گلهای_شجریان (۷۲)
گلهای تازه ۱۲۵ - دستگاه همایون
خواننده: محمدرضا #شجریان
سنتور: فرامرز #پایور
تار: جلیل #شهناز
نی: حسن #ناهید
کمانچه: علیاصغر #بهاری
تنبک: محمد #اسماعیلی
گوینده: رضا معینی
غزل آواز و تصنیف : سعدی
من خود ای ساقی ازین شوق که دارم مستم
تو به یک جرعۀ دیگر ببری از دستم
هر چه کوتهنظرانند بر ایشان پیمای
که حریفان ز مُل و من ز تأمُّل مستم
به حق مِهر و وفایی که میان من و توست
که نه مِهر از تو بُریدم نه به کس پیوستم
پیش از آب و گِل من در دل من مِهر تو بود
با خود آوردم از آنجا نه به خود بربستم
تو ملولی و مرا طاقت تنهایی نیست
تو جفا کردی و من عهد وفا نشکستم
سعدیا با تو نگفتم که مرو در پی دل
نروم باز گر این بار که رفتم جَستم
**********
آنکه هلاک من همی خواهد و من سلامتش
هر چه کند به شاهدی کس نکند ملامتش
باغ تفرّج است و بس میوه نمیدهد به کس
جز به نظر نمیرسد خت قامتش
کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی
کانچه گناه او بود من بِکشم غرامتش
گلهای تازه ۱۲۳ – دستگاه همایون
گلهای شجریان (۷۱)
خوانندگان: محمدرضا شجریان و عهدیه
سنتور: فرامرز پایور
تار: هوشنگ ظریف
نی: حسن ناهید
ویولن: همایون خرم
تنبک: محمد اسماعیلی
گوینده: فخری نیکزاد
غزل آواز و تصنیف : حافظ
ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود
وین راز سربهمهر به عالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یارب مباد آنکه گدا معتبر شود
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی
مقبول طبع مردم صاحبنظر شود
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
از هر کرانه تیر دعا کردهام روان
باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
ای دل حدیث ما بر دلدار باز گوی
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من
آری به یمن لطف شما خاک زر شود
روزی اگر غمی رسدت تنگدل مباش
رو شکر کن مباد که از بد بتر شود
ای دل صبور باش و مخور غم که عاقبت
این شام صبح گردد و این شب سحر شود
گلهای تازه ۱۲۱ – دستگاه ماهور
گلهای شجریان (۷۰)
خواننده: محمدرضا شجریان
تار: جلیل شهناز
نی: حسن کسایی
تنبک: امیرناصر افتتاح
گوینده: فخری نیکزاد
غزل آواز: حافظ
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبش دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد
هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
حالی درون پرده بسی فتنه میرود
نا آنزمان که پرده بر افتد چه ها کنند
پیراهنی که آید از او بوی یوسفم
ترسم برادران غیورش قبا کنند
بگذر به کوی میکده تا زمره حضور
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان
خیر نهان برای رضای خدا کنند
گلهای تازه ۱۰۷ – دستگاه سهگاه
گلهای شجریان (۶۹)
خواننده: محمدرضا شجریان
سنتور: فرامرز پایور
تار: هوشنگ ظریف
نی: حسن ناهید
تنبک: محمد اسماعیلی
گوینده: رضا معینی
مثنوی آواز: سایه
شعر تصنیف: عارف قزوینی
من همان نایم که گر خوش بشنوی
شرح دردم با تو گوید مثنوی
من همان جامم که گفت آن غمگسار
با دل خونین لب خندان بیار
من همان عشقم که در فرهاد بود
او نمیدانست و خود را میستود
در رُخ لیلی نمودم خویش را
سوختم مجنون خاماندیش را
میگرستم در دلش با دردِ دوست
او گمان میکرد اشکِ چشم اوست
افتخار همه آفاقی و منظور منی، تو منظور منی
شمع جمع همه عشّاق و به هر انجمنی
به سر زلف پریشان تو دلهای پریش
همه خو کرده چو عارف به پریشان سخنی
ز چه رو شیشۀ دل میشکنی
تیشه بر ریشۀ جان از چه زنی
سیم اندام و ولی سنگدلی
سست پیمانی و پیمانشکنی، تو پیمانشکنی
اگر درد من به درمان رسد چه میشه
شب هجر اگر به پایان رسد چه میشه
گر بار غم به منزل رسد چه گردد
سر من اگر به سامان رسد چه میشه
ز غمت خون میگریم
بنگر چون میگریم
ز مژه دل میریزد
ز جگر خون میآید
افتخار دل و جان میآید
یار بیپرده عیان میآید
اگر مایل به ادامه فعالیت ما هستید، خوشحال میشیم در کنار ما از خصوصی حمایت کنید.
https://hamibash.com/khosousi
نسخهی اندروید اپلیکیشن خصوصی را از اینجا دریافت نمایید
https://play.google.com/store/apps/details?id=com.khosousi.android
نسخهی ios اپلیکیشن خصوصی را از اینجا دریافت نمایید
https://apps.apple.com/se/app/khosousi/id1607762437?l=en
برای دانلود این اجرا و اجراهای دیگر به سایت یا کانال تلگرام خصوصی مراجعه نمایید
https://khosousi.com
https://instagram.com/Khosousii
http://telegram.me/Khosousi
https://facebook.com/Khosousi
گلهای تازه ۱۰۶ - دستگاه ماهور
خواننده: محمدرضا #شجریان
تار: فرهنگ #شریف
ویولن: پرویز #یاحقی
سنتور: منصور #صارمی
تنبک: #جهانگیر_ملک
گوینده: فخری نیکزاد
غزل آواز: حافظ
سحرم دولتِ بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
مژدگانی بده ای خلوتیِ نافه گشای
که ز صحرایِ خُتَن آهویِ مُشکین آمد
گریه آبی به رخِ سوختگان بازآورد
ناله فریادرَسِ عاشقِ مسکین آمد
گلهای تازه ۱۰۴ - آواز ابوعطا
خواننده: محمدرضا #شجریان
تار: فرهنگ #شریف
تنبک: امیرناصر #افتتاح
گوینده: فخری نیکزاد
غزل آواز: حافظ
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
بکوش خواجه و از عشق بینصیب مباش
که بنده را نخرد کس به عیب بیهنری
می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند
به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که در برابر چشمی و غایب از نظری
هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت
که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری
دعای گوشه نشینان بلا بگرداند
چرا به گوشه چشمی به ما نمینگری
بیا که وضع جهان را چنان که من دیدم
گر امتحان بکنی می خوری و غم نخوری
تکنوازی سهتار از کیوان ساکت
این اجرا پس از گفتوگوی سیاوش نیکپی با کیوان ساکت انجام شده است.
این مجموعه توسط سیاوش نیکپی تهیه و تنظیم شده و به لطف ایشان در اختیار ما قرار گرفته است.
تصویربردار : علیرضا دروکی
صدابردار : رامین پیر
کیوان ساکت در ۱۴ تیرماه ۱۳۴۰ در خانوادهای فرهنگی در مشهد چشم به جهان گشود. وی از کودکی با تشویق مادر و پدر خویش به موسیقی و نقاشی پرداخت، در نقاشی شاگرد اساتیدی همچون اُستاد صادقپور، در طرّاحی، استاد پیراسته، در رنگ و روغن و آبرنگ نیز شاگرد استاد دوّلّو بود. اوّلین درسهای موسیقی را از دایی خویش منوچهر زمانیان در کارگاه موسیقی کودکان و نوجوانان که در آن زمان از سوی صدا و سیمای وقت به مدیریت مرتضی دلشب در مشهد تأسیس شده بود، فرا گرفت. پس از مدت کوتاهی منوچهر زمانیان به دلیل ادامه تحصیل از مشهد مراجعت کرد. پس از مدتی همشهری و دوست دایی وی، حمید متبسم که در آن زمان در دانشسرای هُنر تهران موسیقی تحصیل میکرد به مشهد آمده و همزمان در کارگاه موسیقی به تدریس مشغول شد و حدود دو تابستان پیاپی مدرس آنجا باقی ماند.
کیوان ساکت در سال ۱۳۷۵ گروه وزیری را تأسیس کرد و آثار زیادی را با این گروه اجرا کردهاست. او در سال ۱۳۶۹ به دعوت پرویز مشکاتیان به عنوان تکنواز به گروه عارف دعوت شد و حاصل این همکاری آثاری است نظیر «افشاری مرکب»، «افق مهر»، «وطن من» با صدای ایرج بسطامی، و «مقام صبر» از ساختههای پرویز مشکاتیان با تکنوازی تار کیوان ساکت و آواز علیرضا افتخاری.
از دیگر فعّالیتهای کیوان ساکت میتوان به کُنسرتهای متعدد در داخل و خارج از ایران اشاره کرد. وی ارکستر بزرگ کیوان ساکت را تأسیس کرده با بیش از ۶۰ نوازنده و خواننده که کنسرتهای متعددی را در تهران و مشهد و… اجرا کردهاست.
آینه دار – اجرای خصوصی در شور از فرهنگ شریف
اجرای خصوصی در لس آنجلس (شور)
۱۳آپریل ۱۹۹۴
نغمهی دل – اجرای خصوصی پرویز یاحقی، جلیل شهناز و جهانگیر ملک
چهارگاه و زابل
از آرشیو آقایان امیرحشمتی و اشراقی
From the publisher's feed

850 Listeners

7,896 Listeners

27 Listeners

4,225 Listeners

55 Listeners