خصوصی - Khosousi

خصوصی - Khosousi

By KhosousiArtsMusic
Download on the App Store

خصوصی - Khosousi episodes

  • Sarye Bikasi - Mohammadreza Lotfi

    سرای بی‌کسی – محمدرضا لطفی | کنسرت بداهه‌نوازی سه‌تار در آواز ابوعطا



    در این سرای بی‌کسی، کسی به در نمی‌زند

    به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی‌‌زند

    یکی ز شب‌گرفتگان چراغ بر نمی‌کند

    کسی به کوچه‌سار شب در سحر نمی‌زند

    نشسته‌ام در انتظار این غبار بی‌سوار

    برو که هیچ‌کس ندا به گوش کر نمی‌زند

    **********

    از خون جوانان وطن لاله دمیده

    از ماتم سرو قدشان سرو خمیده

    چه کج رفتاری ای چرخ!

    چه بد کرداری ای چرخ

    سر کین داری ای چرخ

    نه دین داری نه آیین داری ای چرخ…


    30 min
  • Dorrab - Mohammad Reza Lotfi

    دُرّاب – اجرای خصوصی محمدرضا لطفی در همایون و بیات ترک


    ۲۲ آذر

    در حضور علی تجویدی و گلشن ابراهیمی

    55 min
  • Yousofe Gomgashte - Shajarian & Payvar Ensemble

    یوسف گم‌گشته – کنسرت محمدرضا شجریان و گروه پایور در آواز بیات ترک


    این کار در سال ۱۳۵۸ و به مناسبت افتتاح اولین دوره مجلس شورا اجرا شده است.


    یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان غم مخور

    کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

    این دل غمدیده حالش به شود دل بد مکن

    وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور

    گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

    چتر گل در سر کشی ای مرغ خوش خوان غم مخور

    دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

    دائما یک سان نباشد حال دوران غم مخور

    ***

    این دل غمدیده حالش به شود دل بد مکن

    وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور

    هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب

    باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور

    ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند

    چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

    ***

    ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند

    چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

    هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب

    باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور

    در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

    سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

    گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

    چتر گل در سر کشی ای مرغ خوش خوان غم مخور

    ***

    نمی‌بینم نشاط عیش در کس

    نه درمان دلی نه درد دینی

    درون‌ها تیره شد باشد که از غیب

    چراغی برکند خلوت نشینی

    گر انگشت سلیمانی نباشد

    چه خاصیت دهد نقش نگینی

    ***

    گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

    هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

    حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب

    جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور

    حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار

    تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

    ***

    باز شوق یوسفم دامن گرفت

    پیر ِ ما را بوی پیراهن گرفت

    ای دریغا نازک آرای تَنَش

    بوی خون می آید از پیراهنش

    ای برادرها ! خبر چون می برید :

    “این سفر ، آن گرگ یوسف را درید “؟

    ای شما آزردگان نازنین!

    عمرتان بادا صبوحی بیش از این

    یوسفی در چاه و این کنعانیان

    بر سر بازار سودند نازیان

    چون نمی دید آن جمال نورده

    چشم یعقوب و زلیخا کور به

    ***

    رحم ای خدای دادُگر کردی نکردی

    ابقا به فرزند بشر کردی نکردی

    از این سپس میدان شاهان جهان را

    گر از حلب تا کاشغر کردی نکردی

    پیش ملل شرمندگیمان گشت از این رو

    ما را از این شرمنده‌تر کردی نکردی

    گر کینه خواهی دل خرابی های ایران

    ما را به شه گر کینه‌ور کردی نکردی

    در سایه‌ی این شاخه هرگز گل نروید

    با تیشه قطع این شجر کردی نکردی

    از تارُک شاه قَدَرقُدرت اگر دور

    این تاجُ با دست قَدَر کردی نکردی

    با مجلس شورا ز “عارف” گو جز این کار

    فردا اگر کار دگر کردی نکردی


    1 hr 20 min
  • Saghare Mey - Shajarian,Yahaghi, Mousavi & Akbari

    «ساغر می»

    اجرای خصوصی در منزل پرویز یاحقی 

    مرکب‌خوانی در شور 


    آواز: محمدرضا #شجریان

    ویولن: پرویز #یاحقی

    نی: محمد #موسوی

    تنبک: سیاوش اکبری



    در بعضی از نسخه‌ها این اجرا «سه استاد» نام گرفته شده.



    “طفیل هستی عشق اند آدمی وپری

    ارادتی بنما تا سعادتی ببری

    بکوش خواجه و از عشق بی نصیب مباش

    که بنده را نخرد کس به عیب بی هنری

    می صبوح و شکر خواب صبحدم تا چند

    به عذر نیم شبی کوش و ناله سحری

    تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار

    که در برابر چشمی و غایب از نظری

    هزار جان گرامی بسوخت ز این غیرت

    که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری

    به بوی زلف و رخت میروند و می آیند

    صبا به غالیه سایی و گل به جلوه گری

    دعای گوشه نشینان بلا بگرداند

    چرا به گوشه چشمی به ما نمی نگری

    بیا که وضع جهان را چنان که من دیدم

    گر امتحان بکنی می خوری و غم نخوری”

    *****

    “به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

    بیا که از چشم بیمارت هزاران درد برچینم

    الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد

    مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم

    جهان پیر است و بی بنیاد از این فرهادکش فریاد

    که کرد افسون ونیرنگش ملول از جان شیرینم

    ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل

    بیار ای باد شبگیری نسیمی زآن عرقچینم

    جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی

    که سلطانی عالم را طفیل عشق می بینم

    اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست

    حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

    صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز

    که غوغا میکند در سر خیال خواب دوشینم”

    *****

    “بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

    فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

    اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

    من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم”

    *****

    “اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

    فراغت از تو میسر نمیشود ما را

    تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش

    بیان کند که چه بوده است ناشکیبا را

    بیا که وقت بهار است تا من و تو به هم

    به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را”

    *****

    “چندان که گفتم غم با طبیبان

    درمان نکردند مسکین غریبان

    آن گل که هر دم در دست بادی است

    گو شرم بادش از عندلیبان

    یا رب امان ده تا باز بینم

    چشم محبان روی حبیبان

    درج محبت برمهر خود نیست

    یا رب مبادا کام رقیبان

    ای منعم آخر بر خوان جودت

    تا چند باشیم از بی نصیبان”

    *****

    “ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی

    جهان و هرچه در او هست صورتند و تو جانی

    من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندارم

    تو میروی به سلامت سلام ما برسانی

    تو پرده پیش گرفتی و ز اشتیاق جمالت

    ز پرده ها به در افتاد رازهای نهانی

    سر از کمند تو سعدی به هیچ روی نتابد

    اسیر خویش گرفتی چنان بکش که توانی”

    *****

    “ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

    غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم

    دلِ بیمارْ شد از دست؛ رفیقان مددی!

    تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم

    آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت

    بازش آرید؛ خدا را! که صفایی بکنیم

    خشک شد بیخ طرب، راه خرابات کجاست؟

    تا در آن آب و هوا نَشو و نمایی بکنیم

    مدد از خاطر رندان طلب ای دل! ور نه

    کار صعب است، مبادا که خطایی بکنیم”

    *****

    “دل عاشق به پیغامی بسازد

    خمار آلوده با جامی بسازد

    مرا کیفیت چشم تو کافیست

    ریاضت کش ببادامی بسازد”

    *****

    “ثوابت باشد ای دارای خرمن

    اگر رحمی کنی بر خوشه چینی

    درون ها تیره شد باشد که از غیب

    چراغی برکند خلوت نشینی”

    *****

    “یا رب به خدایی خداییت

    وآنگه به کمال کبریاییت

    از عمر من آنچه هست بر جای

    بستان و به عمر لیلی افزای

    پرورده عشق شد سرشتم

    بی عشق مباد سرنوشتم”

    *****

    “بشنو از نی چون حکایت میکند

    از جدایی ها شکایت میکند

    کز نیستان تا مرا ببریده اند

    از نفیرم مرد و زن نالیده اند

    سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

    تا بگویم شرح درد اشتیاق

    من به هر جمعیتی نالان شدم

    جفت بدحالان و خوش حالان شدم

    آتش است این بانگ نای و نیست باد

    هرکه این آتش ندارد نیست باد”


    1 hr 35 min
  • Shokr o Shekayat - Shajarian & Derakhshani - Bayate Tork - 68.5.31

    شکر و شکایت

    اجرای خصوصی در بیات ترک

    ۳۱ مرداد ۱۳۶۸ در لندن


    آواز: محمدرضا #شجریان

    تار: مجید #درخشانی


    طراحی هنری: سیما زنگی



    زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

    گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

    بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم

    یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

    رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس

    گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

    در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا

    سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

    چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی

    جانا روا نباشد خون ریز را حمایت

    از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

    زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت

    در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

    از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

    ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم

    از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

    *******

    چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود

    ور آشتی طلبم با سر عتاب رود

    شب شراب خرابم کند به بیداری

    وگر به روز شکایت کنم به خواب رود

    طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل

    بیفتد آن که در این راه با شتاب رود

    دلا چو پیر شدی حسن و نازکی مفروش

    که این معامله در عالم شباب رود

    *******

    راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد

    شعری بخوان که با آن رطل گران توان زد

    شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست

    گر راه زن تو باشی صد کاروان توان زد

    درویش را نباشد برگ سرای سلطان

    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد

    بر آستان جانان گر سر توان نهادن

    گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد


    34 min
  • Shure Dasht - Shahnaz, Yahaghi & Eftetah

    شوردشت

    اجرای خصوصی در شور

     تهران تابستان ۱۳۵۸


    تار: جلیل #شهناز

    ویولن: پرویز #یاحقی

    تنبک: امیرناصر #افتتاح


    سخنان پایانی این اجرا بسیار شنیدنی است

    46 min
  • Omide Morad - Shajarian, Meshkatian & Mousavi - 60.1.12

    امید مراد

    اجرای خصوصی در بیات ترک


    آواز: محمدرضا #شجریان

    سه‌تار: پرویز #مشکاتیان

    نی: محمد #موسوی


    ۱۲ فروردین ۱۳۶۰



    معاشران ز حریف شبانه یاد آرید

    حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید

    به وقت سرخوشی از آه و ناله عشاق

    به صوت و نغمه چنگ و چغانه یاد آرید

    چه لطف کند باده در رخ ساقی

    ز عاشقان به سرود و ترانه یاد آرید

    چو در میان مراد آورید دست امید

    ز عهد صحبت ما در میانه یاد آرید

    سمند دولت اگر چند سرکشیده رود

    ز همرهان به سر تازیانه یاد آرید

    نمیخورید زمانی غم وفاداران

    ز بی وفایی دور زمانه یاد آرید

    به وجه مرحمت ای ساکنان صدر جلال

    ز روی حافظ و این آستانه یاد آرید

    28 min

About خصوصی - Khosousi

From the publisher's feed

مرجع موسیقی سنتی و اصیل ایرانی

More shows like خصوصی - Khosousi

Koron | کُرُن by Bardia Doosti

Koron | کُرُن

850 Listeners

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,896 Listeners

جعبه‌سیاه | Jabesiah Podcast by Jabemag

جعبه‌سیاه | Jabesiah Podcast

27 Listeners

What Now? with Trevor Noah by Trevor Noah

What Now? with Trevor Noah

4,225 Listeners

رختکن بازنده‌ها by سیاوش صفاریان‌پور و بهزاد عمرانی

رختکن بازنده‌ها

55 Listeners