Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
FAQs about کتابخانه:How many episodes does کتابخانه have?The podcast currently has 428 episodes available.
March 02, 2020انقلاب، طلوع یا غروب- مهدی خدایی صفت- قسمت ۸انقلاب، طلوع یا غروباز فرداي ٣٠ خرداد كينه توزي دژخيمان خميني، نسبت به زنان مجاهد خلق، تمامي مرزهاي قساوت ودرندگي را درنورديد.روز ٣١ خرداد، اولين گروه تيرباران شدگان، دختران جوان مجاهد خلق بودن د كه حتي نام خود را بهدژخيم نگفتند و بدون احراز هويت اعدام شدند . زجركش كردن زنان مجاهد با شليك گلوله به رحمآنها، تجاوز به دختران باكره قبل از اعدام، شكنجه و حتي قتل كودك در برابر چشمان مادرش، قطعاعضاي بدن، محبوس كردن طولاني مدت در سلولهايي به نام قفس و اعدام دختران نوباوه، زنان باردار ومادران سالخورده، اينها تنها گوش ههايي از ز ن ستيزي جنون آميز آخوندهاست.به گزارش شاهدان عيني، در سال ٦٧ كه خميني دست به قتل عام باقيماند ة زندانيان مجاهد در زندانها زد،در پيشاپيش آنها زنان مجاهد خلق را گروه گروه حلق آويز كرد.در زمين ة اجتماعي نيز لبه تيز سركوب عمومي او هم چنان زنان را هدف قرار داده و مي دهد. روزانه بيشاز ٢٠ ارگان سركوبگر رژيم، صرفنظر از سركوب سياسي، سركوب زنان را نيز به عهده دارند . روشناست كه اگر روزي دخالت در اين مسأله از كارت كار آنها حذف شود، ارگانهاي مز بور، فلسفه وجودي خود را از دست داده و فرومیريزند......مرگ بر جبارِز!راستش من هم وقتي بار اول اين شعار را شنيدم اصلا سر درنياوردم . اما دوستم دكتر م . ق كه خودششاهد صحنه بود اینطوري تعريف كرد كه:در يكي از روزهاي پاييز ٥٨ وقتي پياده از دانشگاه به طرف ستاد (مجاهدين) مي رفتم، نزديكيهاي تختجمشيد ديدم يك گروه تظاهرات كننده به سرعت وارد تخت جمشيد شدند . باعجله خودم را به آ نهارساندم. هنوز داشتم گيج گيجي مي خوردم كه ناگهان يك صداي نتراشيده نخراشيده بيخ گوشم :«… داداش صداي بدمصبتو درآر ديگه. مگه نون نخوردي! ديالله ديگه بلند دادبزن ا »دبش دبش، دست هر كدامشان هم آلت قتاله يي مثل چاقو، زنجير، قمه، درفش، پنجه بوكس و … ديده مي شد . هرچه پيش خودم فكر كردمعقلم به جايي قد نداد . آيا اسم كشوراست؟ اسم يك آدم است؟ اينها راستي « جبارِز »راستي چه مي گويند. خوب گوشهايم را تيز كردم ….....more21minPlay
March 02, 2020راه حسین - قسمت دوازدهمآغاز تصفیهبر سر دو راهی......فرستاده زیاد گفت: «یا اباعبدالله نامه امیر را چه جواب میدهی؟»،امام حسین فرمود: «نامه او در نزد من جوابی ندارد، چه او مستحق عذاب است».چون این خبر به ابنزیاد رسید، از خشم آتش گرفت. زیرا او بیتردید در این هنگام از امام حسین انتظار عجز و لابه داشت. اما عکسالعمل امام حسین چنان مطمئن و آرام بود که گویی از این پس هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. حال اینکه او را جز تسلیم یا مرگ چارهیی نبود.ازاینرو ابنزیاد «عمر بن سعد ابیوقاص»، فرزند فاتح ایران را، که تنها دو روز پیش حکومت «ری» را بهاو داده بود، طلب کرد و گفت: 2«حسین در کربلا فرود آمده، باید باعجله بهجانب او بشتابی، با او پیکار کرده و دفعش نمایی».برای عمر بن سعد پیشنهاد عجیبی بود. پیکار با حسینبن علی (ع) ؟ کشتن فرزند رسول خدا؟ آن هم توسط فرزند سعد بن ابیوقاص، یعنی اولین کسی که در راه خدا تیر انداخت و صاحب چنان مقام والایی در صدر اسلام بود؟ و تازه عمر بن سعد بهخوبی میدانست که حسین بن علی (ع) نه مرد تسلیم است و نه مرد سازش و قطعاً یکی از «احدی الحسنیین» را برخواهد گزید. از اینرو پیکار طبعاً بهقتل حسین (ع) منجر خواهد شد.تولدی دیگراز «دو راهی» فرزند سعد و انتخاب وی صحبت کردیم. در مقابل از «حر» باید یاد نمود که تا روز عاشورا در زمره کسان ابنزیاد و لشکریانی بود که علیه امام حسین موضع گرفته بودند و دیدیم که در آغاز حداکثر فشار و سختی را بر امام حسین وارد آورد و از حرکتش به هر جانب جلوگیری نمود. لیکن چون عمر بن سعد در روز عاشورا امام حسین را محاصره کرد و جنگ میرفت که آغاز شود، در ضمیر «حر» توفانی برپا شد. آشکارا میدید که لختی دیگر پیکار جدی، که او از ابتدا چندان گمانی بدان نداشت، شروع خواهد شد و او به ناچار باید در صف قاتلان امام و یارانش بجنگد.از اینرو بهنزد ابنسعد رفت و کوشید تا قضایا را بهمسالمت برگرداند، اما موفق نشد. بهویژه که فرمان عبیداللهبن زیاد بر لزوم درگیری صریح بود. «حر» بهجای خود بازگشت. برای او نیز اکنون ساعت بزرگ امتحان فرا رسیده بود و میرفت تا آزمایش تعیینکننده مشی زندگیش را بگذراند.بهراستی تلاش انسان بر دو راهی تصمیم و بر سر دو فرازی که صرفاً تنها باید بپیماید چه پر رنج است. لحظه انتخاب فرا رسیده بود. فکرش یکلحظه آرام نداشت. غوغای عظیمی در درونش برخاسته و در مرز اعتلا و سقوط، حیران مانده بود. اندکاندک از اردوی ابنزیاد فاصله گرفت و بهسنگینی هر چه تمامتر جانب حرم امام حسین را پیش گرفت........more28minPlay
March 02, 2020راه حسین - قسمت یازدهمآغاز تصفیهمحرم ماه خوناز اینجا بود که برخی، دست از همراهی امام حسین برداشتند. همانها که در پی بهروزی دنیایشان، تا این زمان باد را بهجانب امام حسین دیده بودند و از این پس، با سخت شدن کار، یارای آمدنشان نبود.بار دیگر ابتلای تاریخی بزرگی در پیش بود که ضمن آن تنها نوع «اصلح» انتخاب میشد. بدینسان تصفیه در صفوف امام حسین آغاز گشت. در منزل «ذیحسم» امام حسین سخنان کوتاهی ایراد نمود و صریحتر از آنچه که تا کنون گفته، انگیزه قیام خود را بیان کرد و آمادگی خود را برای شهادت اعلام داشت:«اما بعد، انه قد نزل من الامر ماقد ترون و ان الدنیا قد تغیرت و تنکرت و ادبر معروفها و استمرت خداعها فلم یبق منها الا صبابة کصبابة الاناء و خسیس عیش کالمرعی الوبیل، الا ترون ان الحق لایعمل به و ان الباطل لایتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاءالله محقاً فانی لااری الموت الاسعاده و لاالحیاة مع الظالمین الا برما»،«کار ما بدینجا کشیده است که میبینید. چهره دنیا دگرگون شده و بیمهری آغاز کرده و نیکی آن رو بهزوال است و نیرنگهایش امتداد دارد. با شتاب میگذرد و جز اندکی از آن باقی نمانده است؛ مانند تهماندهیی در ظرف خوراک و نوشیدنی. دنیای امروز مانند چراگاهی است که جز گیاه زیانبخش و بیمارکننده در آن چیزی نمیروید. مگر نمیبینید که بهحق عمل نمیشود و از باطل نهی نمیگردد (در چنین وضعی) باید که مرد با ایمان حقیقتاً آرزومند مرگ و ملاقات خدا باشد. پس همانا که من مرگ را جز سعادت نمیبینم و زندگی با ظالمین را جز خواری و ذلت نمیدانم».ارض کربلاپس از حرکت از «بطنعقبه» کاروان امام حسین به منزل «شراف» رسید. در آنجاخیمه برپا داشتند و تا صبح آسودند. بامدادان امام حسین دستور داد تا هر چه ممکن است آب بردارند و سپس مجدداً راه کوفه را در پیش گرفتند. پس از مدتی سایه سیاهی از دور آشکار شد. اینان بر یکهزار تن بالغ میشدند و بهفرماندهی «حر بن یزید ریاحی» پیشوای قبیله «بنیتمیم»، مأمور سد کردن راه و دستگیری امام حسین بودند......چون سخنان امام حسین بهپایان رسید، عدهیی از همراهان امام، او را ترک کردند. این تصفیه بیشک با آگاهی صورت گ رفت. زیرا عظمت کاری که حسین (ع) در پی آن بود، مردانی بزرگ و راسخ در ایمان طلب میکرد. مردانی چون مسلم، که آنچنان ایستادگی در مقابل زیاد کردند. مـردانی که بتوانند مقام شامخ تغییردهندگان جهان «کهنه» به «نو» را بهعهده گیرند. مردانی با خلقیات ویژه، از باورآورندگان راستین.اکنون با استشمام رایحة شهادتی که چندان دور نبود، ساعت ابتلای بزرگ یاران امام حسین فرا رسید؛ تا هرکس آشکار کند در پی چه چیز بهاردوی امام حسین پیوسته است. بیتردید، این تصفیهها که در طول سفر مکرر اتفاق افتاد، اگرچه از همراهان امام بسیار کم کرد، اما بر اعتبار و حیثیت جنبش، فراوان افزود و دامن آن را از هر ناخالصی و بقایا و آثار جاهلی پاک نمود.بدین ترتیب، تنها کسانی باقی ماندند که جز شور برهم زدن جهان «کهنه»، که خود ناشی از درک عمیق پیام سرنوشت و رسالت انسانی بود، عشقی بهدل نداشتند.ببینیم در این موقع که با ممانعت مکرر و شدت عمل «حر»، بوی مرگ بسیاری را ترسانده و گریزان نموده، این کسان و یاران در چه حالند؟........more21minPlay
March 02, 2020راه حسین - قسمت دهمگزیدة کتاب راه حسین شوق طلب حج ناتماماز آنسو یزید که نه تحبیب و نه تهدیدش بهثمر نرسیده بود، لشکری بهسرکردگی «عمربن سعدبن عاص» تجهیز نمود و بهدستگیری امام حسین فرستاد.اکنون چون قصد و آهنگ امام حسین روشن شد، باز مصلحتخواهان بهنصیحتگری پرداختند. ابنعباس از او تقاضا کرد که از رفتن بهکوفه در گذرد. مکالمه امام حسین با ابنعباس و عبداللهبن عمر، بهخاطر ماهیت روشنگرانهاش و نیز نمایاندن حالات نفسی که حقیقت را دریافته و بهوظیفة خود آگاه شده اما قیام نمیکند و لذا بالضروره بهسراشیب «توجیه» میلغزد، بسیار جالب و شنیدنی است:.....اما از اینها گذشته، قاطعانهترین و شگفتترین پاسخ امام (ع) در هشتم ذیحجه بود که با خاندان خود و گروهی از مردم، در حالیکه حج ناتمام مانده بود، از مکه خارج شد. ترک مکه در ایامی که از هر سو بهخاطر ادای فریضه بهسمت آن میآیند و آنهم از جانب امامی که بهطواف کعبه، شایستهترین کس است و بهخاطر احیای شعائر دین قیام کرده، محکمترین و در عینحال هوشیارانهترین ضربه بود بر تمام «اذهان خفتهیی که سنگینی تحریف سالیان، بینش قرآنیشان را کور کرده و بهتوجیهات سازشکارانه آلوده است».بدینسان امام حسین پوچی چنان «آخرتی» را که عبداللهبن عمر در قالب منجمد عبادات فردی، در حاشیه زمان و تاریخ میجست و در رضایت نفس خودپرستانه ناشی از آن، بیآزرم، امام حسین را نیز بدانگونه «انتخاب» میخواند، برملا ساخت. در این شک نیست که امام حسین و یاران راستینش بهواسطه خروج از مکه فرصت نیافتند تا چون دیگران، در روز معهود دیوار کعبه را مس کنند. اما چندی بعد سرنوشتی بس پرشور، برفراز دشتی گرم ثابت کرد که اینان از دیوار گذشته و به «قلب» راه جستهاند، گو عبدالله و همفکرانش ندیده باشند «قلب خانه» چیست! و راستی «قلب خانه» چیست؟ جز قربانی؟ که ابراهیم پیامبر، اول «تسلیم» شونده بدان بود؟ تا منادی اسلام گردد یا بنای آن خانه مسلمانی را پایه ریزد؟....شورشگرپس از طی مسافتی از راه، بین مکه و کوفه، در منزل «تنعیم» کاروانی که اشیای نفیسی را از جانب حاکم یمن برای یزید حمل مینمود، پدیدار شد. امام (ع) کاروان و مال آن را توقیف و شتربانان را مخیر نمود که یا بهجانب عراق بیایند یا کرایههای خود را گرفته برگردند و آنگاه مال را بهنفع مسلمین ضبط کرد.این عمل تهاجمی، بهنشانه جنگ کامل با حکومتی بود که امام حسین مخالفت با آن را بههر گونه که ممکن بود، ضرورت میشمرد و اکنون بههیچرو، از هیچ فرصت نباید گذشت. بهویژه در چنین موردی که امکان قدرتنمایی جنبش بهخوبی فراهم است تا همگان آیه ذلت را در زیر نقاب «صولتی» که آن حکومت خودکامه برصورت داشت، بهعیان مشاهده کنند....پیام بهکوفهدر منزل «بطنرمه» امام (ع) که هنوز از ماجرای کوفه آگاهی نداشت، نامه مهر نمود و بهقیسبن مسهرالصیداوی داد تا بهاهل کوفه برساند. این نامه چنین بود:«… این نامهیی است از حسین بن علی بهسوی برادران مؤمن و مسلم. سلام فراوان برشما، مسلمبن عقیل نامهیی به من فرستاد و مرا آگهی داد که به حسن رأی و فکر و نظر، متفق شدهاید و بهیاری ما کمر بستهاید و در طلب حق با ما همداستان گشتهاید و من از خداوند خواستار شدهام که ما را در این امر و خواست خویش نیکو گرداند و پاداش بزرگ بهشما عنایت فرماید.من روز سهشنبه هشتم ذیحجه در ”یوم ترویه ”از مکه بیرون آمدم و بهجانب شما رهسپار شدم و هماکنون چون فرستاده من بهنزد شما فرارسد، شتاب کنید و کوشش نمایید در امر خود. من نیز در این ایام بهنزد شما حاضر خواهم شد. والسلام علیکم»....more31minPlay
February 29, 2020انقلاب، طلوع یا غروب- مهدی خدایی صفت- قسمت ۷از تساوي حقوق (زن و مرد) اظهار تنفر كنيد خمينياين كه چرا خميني تهاجم به آزاديها را با سركوب زنان در ٧اسفند ٥٧ ، يعني فقط دو هفته پس از انقلاب ۲۲ بهمن شروع كرد، سؤالي است كه خانم مريم رجوي رئيس جمهور برگزيد ة مقاومت در پيام خود به مناسبت روز جهاني زن ( ٨مارس ٩٦ )، به آن پاسخ داده است خانم رجوي، چه اين بار و چه در ديگر پيامها و مصاحبه هاي خود، به روشني نشان داده است .« كه تبعيض جنسي جانماية ايدئولوژيكي رژيم خميني است و نيروهاي حافظ نظام آخوندي از اين تبعيض و زن ستيزي انگيزه مي گيرند. رژيم خميني با توسل به رذيلانه ترين شكل سركوب زنان و مردان را نيز منكوب مي كند. اگر به خاطر داشته باشيد، پيش از اين پاسخ خميني به سؤالهاي خبرنگار كيهان يا اطلاعات ( ٣بهمن ٥٧ ) را دربارة اساسي ترين مسائل جامعه مرور كرديم . سؤالها دربارة برنامة اقتصادي اجتماعي خميني، دربار ة صنايع، دربار ة نقش زنان به سادگی گفت:« اينها بعداً روشن خواهد شد » ،« الان وقت اين حرفها نيست » : جواب مي دادمي خواهم نتيجه بگيرم كه خميني ازقضا به قول خودش وفا كرد و بعد از ٢٢ بهمن بدون كمترين تأخيري به تك تك اين مسائل پرداخت........more24minPlay
February 29, 2020انقلاب، طلوع یا غروب- مهدی خدایی صفت- قسمت ۶كنفرانس گوادلوپ١٥ دي: به پيشنهاد ژيسكاردستن، رئیس جمهور فرانسه، سران چهار كشور آمريكا، انگليس، آلمان و فرانسه در جزير ة گوادلوپ گرد آمدند تا دربار ة بحران ايران گفتگو كنند . پيش از برگزاري كنفرانس، خميني، ابراهيم يزدي، را به آمريكا فرستاد تا ذهن رهبران آن جا را نسبت به حكومت آينده روشن سازد .در فرانسه هم يك هفته قبل از كنفرانس، صادق قطب زاده، تحليلي دربار ة سياستها و نوع حكومت خميني در اختيار وزارت خارجه گذاشت . خميني قبل از كنفرانس، مطمئن شد كه ژيسكاردستن به كارتر توصيه خواهد كرد كه با دولت احتمالي جديد تهران وارد مذاكره شود.نتيجة كنفرانس، رضايت دادن كارتر به خروج شاه از ايران بود . پس از كنفرانس، سياست آمريكا در دولت كارتر هرگونه اميدي را براي حفظ قدرت كامل شاه از دست داده است و در عوض بر حمايت خود از يك دولت غيرنظامي تأكيد مي كندمذاكرات بين بازرگان و بهشتي و بختيار و قره باغي از يك سو و بين بهشتي، بازرگان با سوليوان و هايزر از سوي ديگر جريان داشت. سوليوان پس از توافقهايي كه در تهران صورت گرفته بود، به كارتر پيشنهاد کرد که برای مذاکره با خمینی یک مقام ارشد به پاریس بفرستد. و كارتر از طريق نمايندگان ژيسكاردستن براي خميني پيام فرستاد كه آمريكا پذيرفته است كه شاه كنار برود .آلترناتيو و برنامة خميني براي ايرانس: حضرت آيت الله، ممكن است خطوط اصلي حكومت اسلامي را در زمينه هاي اقتصادي اجتماعي و سياسي بفرماييد؟ج: اينها اموري نيست كه بتوانم آن را براي شما تشريح كنم . اسلام هم آزادي خواهد داد و هم به اقتصاد توجه خواهد كرد.س: منظورم اين است كه در حكومت اسلامي ملی شدن صنايع قطعي خواهد بود؟ج: آن هم بايد مورد مطالعه قرار گيرد… .س: نقش زنان در حكومت اسلامي چگونه خواهد بود؟ج: الان وقت اين حرفها نيست.س: چون مرا به عنوان يك زن پذيرفته ايد، اين نشاندهندة اين است كه نهضت ما نهضتي مترقي است… .ج: بنده شما را نپذيرفتم . شما آمديد اين جا و من نمي دانستم شما مي خواهيد بياييد اين جا كه پذيرفتم …س: فكر مالكيت در حكومت اسلامي چگونه خواهد بود؟ج: اينها بعدها روشن خواهد شد.س: بعضي ها میگويند كه ما از زير چكمة استبداد به زير نعلين استبداد میرويم.ج: آنها عمال شاه هستند… ديكتاتوري در اسلام اصلاً وجود ندارد.اين نخستين مصاحبه خميني با خبرنگاران كيهان و اطلاعات بود كه در ٣بهمن ٥٧ در كيهان به چاپ رسيد…...more26minPlay
February 28, 2020راه حسین- قسمت نهمراه حسین شوق طلب برگزیدگان عاشورادر این هنگام اوضاع عراق بهشدت بحرانی بود و مردم از فشار حکام اموی بهتنگ آمده بودند. عراق در زمان عثمان و هم در زمان معاویه، مرکز عمده جنبش بود. در این زمان، وقتی در عراق شنیدند که حسین بن علی و عبدالله بن زبیر، از بیعت با یزید خودداری کرده و بهمکه رفتهاند، در شهر کوفه در خانه سلیمان بن صرد خزاعی گرد آمده و گفتند معاویة ستمکار مرد و یزید شرابخوار بهجای او نشست. حسین از بیعت او خودداری کرده و بهمکه رفته است، اکنون نظر چیست؟ سلیمانبن صرد از میان جمعیت بهپاخاست و گفت: «معاویه هلاک شد و حسینبن علی از بیعت با یزید امتناع ورزید و بهمکه رفت. شما که شیعیان او و پدرش هستید، اگر برای نصرت و فداکاری بهراستی آمادهاید، او را از تصمیم خود آگاه سازید و بهسوی خود دعوت نمایید و اگر از پیمانشکنی و سستی خود در این راه هراسانید، او را بیجهت فریب ندهید…».وقتی سخنان ابنصرد بهپایان رسید، تمام کسانی که در مجلس حضور داشتند، گفتند همگی برای جهاد و کشته شدن در راه او آمادهایم و آنگاه نامهیی بهحضرت نوشتند و خواستار ورود او بهکوفه شدند. این نامهها را بههمراه نامههای دیگری از این قبیل، بهوسیله دو تن از افراد برجسته و معتبر که از بزرگان بودند، بهجانب امام حسین فرستادند. بعد نیز سایر بزرگان کوفه نامههای دیگری، هر کدام شامل چندین امضا بهوسیله شهید قهرمان «قیسبن مسهرصیداوی» و 3نفر دیگر بهجانب حضرت ارسال شد. بعد از آن هم 9نفر از سران کوفه نامههای دیگری فرستادند، که همگی حاکی از شوق کوفیان بههمراهی و همگامی با حسین (ع) بود.نامههای بسیاری بهامام حسین رسید که از جمله یکی از آنها را «هانی بن هانی» و «سعید بن عبدالله»، 2تن از افراد سرشناس و مؤمن کوفه، امضا کرده بودند.پیشاهنگامام حسین بهکوفیان جواب نوشت و آنگاه «مسلم» را بهنمایندگی بهاتفاق «قیسبن مسهر الصیداوی» و «عمارةبن عبدالله سلولی» و «عبدالرحمنبن عبدالله ارحبی» بهسوی کوفه فرستاد. اینان روز15 ماه رمضان از مکه خارج شدند و روز پنجم شوال وارد کوفه گردیدند و بهخانه یکی از دوستداران امام حسین وارد شدند. مردم چون شنیدند که نماینده حسینبن علی وارد کوفه شده، دستهدسته بهحضور مسلم آمده و بهنام حسین (ع) وارد شدند و بیعت کردند. چندان که میگویند تعداد ایشان بههیجده هزار نفر میرسیده است.......more23minPlay
February 28, 2020راه حسین- قسمت هشتمراه حسین سیمای حکومت معاویهنیمه رجب سال 60 هجری، زمین پلیدترین وجود انسانی را در دل خود جای داد. در این هنگام معاویه پس از 40سال دیکتاتوری، که 20سال آن در امارت بر شام و 20سال دیگر در حکومت بر تمامی جهان اسلام گذشته بود، به 80سالگی درگذشت.همچنین دستگاه اموی با انبوه تبلیغات پردامنهاش، مضافاً بر ناآگاهی توده تازه مسلمان شام، بهویژه نسبت بهماهیت «کاتب وحی» و با تکیه بر «خونخواهی عثمان» … بهتحریف مصادیق اصیل مذهبی که شخصیت علی (ع) سمبل آن بود پرداخت. این تبلیغات چنان گسترده بود که حتی بسیاری گمان نداشتند که علی مسلمان باشد و بههنگام شهادت او در مسجد در عجب بودند که «او را با مسجد چهکار بوده است؟!». تا آنجا که توده صادق ولی ناآگاه، سب و لعن علی را از جمله واجبات روزمره دانسته و اگر یک روز از آن غفلت میکردند از خدای خود آمرزش میخواستند.شکوفه نخستینعملیات معاویه و موضعگیری حسابشده و متقابل نهضت، موجب انزوای حکومت اموی از انبوه تودههایی شد که با اسلامفروشی و تظاهر بهخونخواهی خلیفة سوم، سالها آنها را فریفته و از رهبری اصیل اسلامی جداشان کرده بود. اختناق و حکومت پلیسی، شدیداً نمودار همین «انزوای» روزافزون است. در این میان مردان آگاه و روشنبین، کسانی که شعلههای باورهای اسلامیشان همچنان زبانه میکشید و نمیتوانستند شاهد دفن اسلام باشند، عقیدهیی که با فداکاری و قربانیهای بسیار از جمله خون شهدای «بدر» و «احد» … در دل کفر و طغیان ایجاد شده، رسالت پاسداری آن را تاریخ امروز بهعهده ایشان واگذار کرده بود. اینان در تصویر تمامرخی که از مسأله مخالفت معاویه و حزب اموی با خاندان علی داشتند، هرگز دچار سادهاندیشی نشده، نه آن را بهصورت منازعهیی شخصی بین حضرت علی و معاویه و نه جدالی بر سر حکومت، بلکه تضادی عمیق میان اسلام قرآنی و اسلام ملعبة دست معاویه میدیدند. تضاد بین دو جهانبینی که طبعاً معلول زندگی طبقاتی دو گروه متضاد میباشد. تضاد بین یک جهانبینی که هدفش تعالی و تکامل انسانی است و سر چشمه از بینش عمیق علی (ع) و اندیشه ژرف و سازنده او میگیرد و نگاه حزبی که زندگی را جز در چهارچوب غرائز حیوانی و تلذذ از نعمات دنیوی نمیداند.سلطنت یزیدهنگامی که معاویه مرد، یزید در دمشق نبود و ضحاکبنقیس، یکی از تعزیهگردانان رژیمش، بر او نمازگزارد و او را دفن کرد. نامهیی بهیزید نوشت و از او بهدمشق دعوت نمود. در حکومت یزید طبعاً مخالفتها آشکارتر گردید. چه، اگر معاویه توانسته بود با عنوان «کاتب وحی» عدهیی از مردم را بفریبد، هیچکس نبود که یزید پلید و شرابخوار و فاسق را نشناسد. یزید به «ولید بن عتبه»، حاکم مدینه، نوشت:«هنگامی که این نامه بهتو رسید، حسین بن علی (ع) و عبدالله بن زبیر را احضار کن و از آنها بیعت بگیر. پس اگر نپذیرفتند، آنها را گردن بزن و سرهایشان را نزد من بفرست. مردم را نیز بهبیعت فراخوان و هرکه سرباز زد همان حکم را که درباره حسین بن علی (ع) و عبدالله بن زبیر اجرا کردی، اجرا کن»....تصمیم و تدارک -تصمیم امام (ع) بهحرکت از مدینهحسین (ع) در پی تدارک کار خود بود و مصمم برای اوج دادن بهعمل انقلابی. لذا بعضی شبها بر سر قبر پیامبر (ص) میرفت و با خدای خود راز و نیاز میکرد و در این راز و نیاز است که خطوط کلی قیام او بهطور مشخص جلوه میکند: «یا رسولالله، من فرزند دختر تو فاطمه (ع) هستم؛ کسی که او را در میان امتت جانشین قراردادی، پس شاهد باش بر ایشان (احوال و نیازهایشان) ».و بار دیگر بر سر مزار رسول اکرم (ص) رفت و گفت:«خداوندا این آرامگاه پیامبر توست و من پسر دختر اویم و کاری پیش آمده که تو از آن آگاهی؛ پروردگارا، من نیکی را دوست میدارم و از پلیدیها بیزارم. ای صاحب بزرگی و بخشندگی، بهحق آن کس که در اینجا آرمیده، راهی را برایم برگزین که تو و رسولت را راضی کند».از نصیحتکاری تا امر بهمعروفدر این میان ملاقاتهایی با برادرش محمد بن حنفیه دست میدهد و او مدام از حضرت میخواهد که مسأله بیعت با یزید را بهنحو «مسالمتآمیز» حل کند و حضرت را با نصایح برادرانه و عافیتجویانه راهنمایی میکند و از او میخواهد که «جای امنی برود تا از گزند یزید در امان باشد». او بهحضرت میگوید:«بهجای امنی برو و از آنجافرستادگانی نزد مردم بفرست و از آنها بیعت بگیر. اگر پذیرفتند، خدای را سپاسگزار و اگر با دیگرکس بیعت کردند، خدا از عقل و دین تو نکاهد و به فضل و مروت تو کاهشی نرسد».طبعاً برای امام حسین (ع) عبادتی که حنفیه بدان دلخوش داشته، جز در اوج نبردی انقلابی بهخاطر درهم شکستن نظاماتی که عمدهترین مانع راه تکامل امتاند و در دوران بهرهکشی انسان از انسان غالباً بهصورت فرمانروایان ستمکار و طبقات استثمارگر ظاهر میشوند، پوچ و بیمعنی است. چنانکه بعدها در آستانه ارض کربلا، سردار لشکر دشمن و افراد او را مخاطب ساخته و گفت: «جدم رسول خدا (ص) فرمود:”هریک از شما فرماندار ستمکار و قلدر و بدکاری را بنگرد که بهحقوق خداوند تجاوز میکند و پیمان او را میشکند و با فرامین الهی و سنت پیغمبر او مخالفت میورزد و در میان مردم بهتعدی و تجاوز حکومت میکند و با اینهمه او را از زشتکاری باز ندارد، بر خدا واجب است که چنین کسی را بهآتش غضبش بسوزاند… ”».بیراهه و راهپس از غلبه بر تمامی «آنها» و «آنچه» که مانع راه بودند، حسین (ع) آخرین دیدار را از قبر رسول اکرم (ص) بهعمل آورد و در آرامگاه جدش چنین گفت:باتمام اکراه و اندوه از جوار تو دور افتادهام. بهشدت بر من سخت گرفتهاند که با یزید شرابخوار و عصیانپیشه بیعت کنم. اگر بپذیرم راه کفر رفتهام و اگر سر برتابم با شمشیر کیفر یابم».صحه گذاردن بر سیستمی منحط و بیدادگر، اگرچه با سکوت در مقابل آن باشد، عملی جز عصیان و کفر نیست و مگر معنی بیعت جز قبول سلطه حکومتی است؟در این زمان امام حسین (ع) بار سفر بهسوی مکه بست و تمام خاندان بنیهاشم، بهجز محمد بن حنفیه، از مدینه خارج شدند. حسین بن علی (ع) چون فکر میکرد مانع حرکتش میشوند و او را تعقیب میکنند، به «قیس بن سعد بن عباده» گفت:16 «تو با 200 مرد از پشت من بیا، اگر کسی را برای دستگیری ما فرستادند من و تو از دو جهت ایشان را محاصره میکنیم».مکهامام حسین (ع) بههنگام ورود بهمکه این آیه را بهآهستگی میخواند:23 «وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ» سورة القصص{22}«… امیدوارم خداوند هدایتم کند».حسین (ع) امید بههدایت پروردگار دارد و با تمسک به این آیات نشان میدهد که خود را دنبالهدار رسالت پیامبرانی چون موسی در مقابل گردنکشان و طاغیانی همانند فرعون میداند.بههرحال، در مکه مردم بهاستقبالش شتافتند. عبداللهبن زبیر نیز، که قبل از امام حسین (ع) از مدینه بهمکه رسیده و کانون جنبشی برپا ساخته بود، دانست که با وجود حسین (ع) کسی دست بیعت بهاو نمیدهد. هر روز در مجالسی که حضرت برای روشن ساختن مردم ترتیب میداد حاضر میشد و در نماز بهاو اقتدا میکرد. حضرت حسین (ع) تا روزی که از مکه بهطرف عراق حرکت کرد، جمعاً 93روز در مکه اقامت داشت........more31minPlay
February 28, 2020مریم رجوی- اسلام، زنان و برابری- قسمت هفتممسأله مبرم روزهمة ما كه در اين جا گرد آمده ايم، هر عقيده يي كه داشته باشيم، در اين مورد اشتراك نظر داريم كه مبارزه براي برابري وقتي مؤثر است و در اين جهان پرتلاطم پژواك پيدا ميكند كه با مبارزة سياسي و مسألة مبرم روز پيوند بخورد. اگر جنبش برابري را فقط در چارچوب مسائل اخص زنان و محروميتها و تبعيضهاي جنسي محدود كنيم و از چنين پيوندي دور بمانيم، در عمل، جنبش برابري در درون مسائل خودش محصور ميشود واين اصلاً به سود جنبش برابري نيست. چرا كه وقتي از برابري صحبت مي كنيم، مفهوم حقيقي اين كلمه را در نظرداريم؛ يعني برابري در فعاليت سياسي و رهبري سياسي؛ نهفقط برابري در قانون.امروز مبرمترين مسألة سياسي دنيا كه مردم جهان را مضطرب كرده، ارتجاع و بنيادگرايي اسلامي است. همان پديده يي كه با روي كار آمدن حكومت آخوندي در ايران سربلندكرده و حالا در سايركشورهاي مسلمان و منطقه و به خصوص در عراق دارد تاخت وتاز ميكند و صلح و دموكراسي و دستاوردهاي بشريت، از جمله دستاوردهاي جنبش برابري را مورد تهديد جدي قرار داده است….رابطة زن ستيزي با سركوبي عموميوقتي كه ملايان در ايران به حاكميت رسيدند، با يك انرژي عظيم آزاد شده از انقلاب بهمن مواجه بودند و در جامعه يك كشش قدرتمند براي تغيير مناسبات كهنه وجود داشت. آنها ازتبعيض جنسي و ز ن ستيزي براي سركوب و مهار اين انرژي و پتانسيل عظيم استفاده كردند.آنها تمايلات پليد عوامل خودشان را كه با مرزبندي جنسي و تملك زن پاسخ ميگيرد، رشد دادند و آن را به نيروي سركوب عمومی تبديل كردند.كساني كه در ايران زندگي كرد ه اند يا اخبار ايران را دنبال ميكنند، به خوبي اين حرف راحس ميكنند كه بنيادگرايان با ايران مثل كشور اشغال شده رفتار كرده اند. آنها به زنان مثل غنائم جنگي نگاه ميكنند. يعني آنها را اسير خودشان میدانند و ميخواهند كه براي هرتعدي و تجاوزي به آنها، دست باز داشته باشند….پالايش انديشهزنان و مردان مقاومت در پراتيك خلاق چندين ساله و در هزاران ساعت نشست و بحث جمعي اين ساليان، به اين نتيجه رسيدند كه مبارزه با بنيادگرايان حاكم از باور به انديشة برابري ميگذرد و بايد با هر نوع تبعيض جنسي مبارزه كرد. در غير اینصورت، نيرويي كه خودش به هر ميزان به زن ستيزي ملايان آغشته باشد، يعني به درجاتي با همان بنيادگرايي همجنسي داشته باشد، نميتواند با آن قاطعانه و بدون مماشات بجنگد. آيا اين مقاومت بدون زدودن انديشة مردسالار، می توانست از پس مبارزه با بنيادگرايي برآيد؟ در ايران ضرب المثلي هست كه ميگويند چاقو دستة خود را نميبرد….....more41minPlay
February 28, 2020مریم رجوی- اسلام، زنان و برابری- قسمت ششممسؤليتپذيري و هژموني زناناين مقاومت، از آنجا كه از آرمان برابري الهام گرفته مصدر خلق دستاوردهاي انساني وفرهنگي ارزشمندي، چه در روشهاي جديد كار و پيشرفت زنان و چه در حل تضادهايمحتوايي در پروسة رهايي زنان و مردان بوده است. ازجمله ما به اين نتيجه رسيديم كهروشهاي كلاسيك براي مسئول شدن زنان كهنه است. بنابراين روش جديدي در پيشگرفتيم، ما اين حقيقت را دريافتيم كه قبل از هر چيز، بايد از زنان خواست كه مسئوليتخودشان را به عهده بگيرند. همچنين بايد مواضع مسئول و رهبري كننده را، بدون هيچنگراني به ذيصلاحترين زنان سپرد، زيرا ميتوانند از عهدة آن برآيند. وگرنه، در يكروندكلاسيك، يعني در بطن يك نظام مردسالار،غيرممكن است كه زنان به طورعموميبتوانندصلاحيتهايشان را اثبات كنند....رهايي مرداناما مشكلات به اينجا ختم نميشد. بگذاريد به يك زمينه ديگر از تضادهايي كه مردانو زنان ما در كشاكش مبارزه با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي با آن درگير بودند اشارهكنم:يكي از مردان مجاهد میگفت: »بحث رشد خواهران و به عهده گرفتن مسئوليتها توسطآنها را در حد يكيا چند مورد پذيرفته بودم و خوشحال بودم كه از آن عبوركرده وجلو رفته ام…........در افتادن با آن برايم خيلي سخت بود. به خودم ميگفتم كاش ميشد با يكبار انقلابكردن همه ارزشهاي مردسالاري را در تماميت آن طلاق داد و ارزشهاي دنياي نوين راجايگزين كرد. ولي متأسفانه دنياي كهن با تمام قدمت تاريخي آن در درونم ريشه دواندهبود و با هر تهاجم انديشه نو عقب مي نشست ولي باز در سنگر ديگري سر بر می آوردو حمله خودش را شروع می کرد..........more47minPlay
FAQs about کتابخانه:How many episodes does کتابخانه have?The podcast currently has 428 episodes available.