مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • «اغما»! یا بن‌بست و استیصال در برابر قیام
    روزنامهٔ حکومتی شرق (۱۴آذر) نوشت: «دیگر خبری از ماشینهای گشت ارشاد که ذیل عنوان «پلیس امنیت اخلاقی» فعالیت می‌کردند (نیست)؛ مسأله‌ای که به‌نظر می‌رسد معنایش اغمای گشت ارشاد باشد».

    هیاهو بر سر گشت ارشاد با اظهارات آخوند منتظری دادستان کل رژیم شروع شد. وی در نشست خبری خود «در پاسخ به‌سؤال یکی از حاضران مبنی بر این‌که چرا گشت ارشاد تعطیل شد؟ اظهار داشت: گشت ارشاد ربطی به‌قوه قضاییه ندارد و از همان جایی که در گذشته تأسیس شد، از همان‌جا نیز تعطیل گردید» (سایت حکومتی انتخاب ـ ۱۲آذر).

    این هیاهو که عمداً توسط باندهای حکومتی دامن زده شد و برخی رسانه‌های بین‌المللی هم در جوال آن رفتند، هیاهو بر سر هیچ است و در حالی صورت می‌گیرد که گشتی‌ها و گزمه‌های جنایت و سرکوب ولایت فقیه در اینجا و آنجا به‌روی قیام‌آفرینان آتش می‌گشایند و آدم‌ربایی می‌کنند و می‌کشند و آن را در نوع دیگری از فریبکاری «خودکشی» قلمداد می‌کنند. هدف از جنجالهای شیادانه هم منحرف کردن اذهان از قیام سراسری مردم و تنها هدف و خواست آن، سرنگونی تام و تمام رژیم است.

    فاشیسم دینی حاکم چه به‌دلیل ماهیتش و چه به‌دلیل لرزهٔ سرنگونی که طوفان قیام سراسری بر سراپایش افکنده، نه می‌خواهد و نه می‌تواند کمترین انعطافی در سازوکار استبداد قرون‌ وسطاییش بدهد؛ زیرا کمترین شکاف در اختناق مطلق، همان‌گونه که خامنه‌ای، خود بارها اذعان کرده، نفی و سقوط این نظام پوسیده را به‌دنبال دارد.

    همین آخوند منتظری پیش از این گفته بود: «مجلس و شورای عالی انقلاب اسلامی در حال کار و مطالعه بر روی مسأله حجاب هستند که نتایج آن تا ۱۵روز آینده مشخص خواهد شد؛ این تصمیم سازیها باید بر اساس تدبیر صورت بگیرد» (سایت حکومتی انتخاب ۱۰آذر).

    «تدبیر»‌ی که دادستان کل رژیم از آن سخن می‌گوید، جز ترکیبی از سرکوب و فریب معنای دیگری ندارد. شیوهٔ شناخته شدهٔ رژیم است تا در هر مخمصه‌یی به‌زعم خود موجی را از سر خود بگذراند. کما‌ اینکه در حالی که آخوند منتظری از «کار و مطالعه بر روی مسأله حجاب» حرف می‌زند، یک آخوند حکومتی دیگر (حسین جلالی عضو کمیسیون مجلس ارتجاع) «در جمع بانوان متحصن قم» هر گونه شکافی در این مورد را بسته و می‌گوید: «به‌حول و قوه الهی هزینهٔ بدحجابی و بی‌حجابی را در کشـور بالا خواهیم برد» (سایت حکومتی تابناک ـ ۱۴آذر). وی در ادامهٔ منطق فاشیسم دینی در این مورد را هم خیلی صریح و روشن چنین بیان می‌کند: «عقب‌نشینی از طرح عفاف و حجاب، عقب‌نشینی از جمهوری اسلامی است... اگر پوشش اسلامی حذف بشود یعنی جمهوری اسلامی حذف شده».

    دربارهٔ دجالیت و سرکوب آخوندی در زیر پردهٔ دین و تحت عنوان حجاب، ۳۶سال پیش، رهبر مقاومت خطاب به خمینی و رژیمش تأکید کرد «به تو چه که یکی باحجاب است و یکی بی‌حجاب. برو تو هر طور که علاقه و عقیده‌ات هست عمل کن. بگذریم که هیچ عقیده‌ای ندارد، جز سفاکیت. مسأله این است که هرجا که آزادی باشد، خمینی نیست. آخر، رابطه‌ٔ خمینی با آزادی رابطهٔ جن است و بسم‌الله و آنرا نمی‌تواند تحمل کند».

    ایشان در همان جا به «مانورهای پوچ» رژیم و ضعف و استیصال بنیادین رژیم قرون‌وسطایی ولایت فقیه هم پرداخت و خاطرنشان کرد که «رژیم آن‌قدر ضعیف است که اگر یک حفره و یک خلأ در یکجا باقی بگذارد، از همانجا از هم دریده خواهد شد، از همانجا سرِ کلاف باز خواهد شد. به این خاطر است که ضروری و محتوم است و کسی نخواهد توانست مانع آن بشود... راه‌حل مردمی و شرافتمندانه و البته خونین. انقلاب نوینی را مد نظر دارد که هم به شاه می‌گوید نه و هم به خمینی و ضامن تحقق صلح و آزادی و حاکمیت مردمی است» (مسعود رجوی ۲۷فروردین۱۳۶۵).
    6 min
  • نمود دیگری از شکست «پروژهٔ رئیسی»
    جلسهٔ غیرعلنی یکشنبه ۱۳آبان مجلس ارتجاع به‌آیینه‌یی از بحران و شقه‌یی که قیام سراسری مردم ایران بر رژیم مستولی کرده، تبدیل شد. اگر چه از این جلسه، اطلاعات اندکی به‌بیرون درز کرده، اما از همین اندک، به‌مثابهٔ نوک کوه یخ، می‌توان ابعاد این بحران را ارزیابی کرد. از جمله با آنچه تحت عنوان «حواشی» این جلسه در برخی رسانه‌های حکومتی منعکس شده، می‌توان دریافت که این جلسه برای حل و فصل مسائل ناشی از تنش و جدال بالا گرفته بر سر قیام و مهار آن فیمابین دولت و مجلس ترتیب یافته بود.

    در این جلسه، رئیسی جلاد از مجلس انقباضی «گلایه» کرده و نسبت «به‌اتخاذ تصمیمات غلط در مجلس و کمیسیون‌ها» «هشدار» داد. وی هم‌چنین «خواستار انصاف نمایندگان در قضاوتها، نسبت به‌عملکرد وزرا و مدیران استان» شد» و از آنها خواست «بعد از معرفی گزینه‌ها و مدیران، اصرار بر انتصاب نداشته باشند و اتخاذ تصمیم نهایی را برعهده مسئول مربوطه بگذارند» (خبرگزاری ایرنا ـ ۱۳آذر).



    ادامهٔ گزارش خبرگزاری رسمی دولت، حاکی از بروز تشنج در این جلسه است: «برخی نمایندگان در حال گفتگو و رایزنی با وزرا [بخوانید دعوا با وزرا] بودند که موجب شد فضای مجلس شلوغ شود و آرامش لازم برای شنیدن اظهارات وزرا وجود نداشت؛ لذا رئیس مجلس دقایقی پشت تریبون حاضر شدند و از نمایندگان تقاضا کردند که آرامش جلسه را حفظ کنند».

    خامنه‌ای در سخنان نوروزی۱۴۰۱، برگماری جلاد۶۷ را شیرینی سال۱۴۰۰ نامید. اکنون پس از گذشت چند ماه به‌وضوح می‌توان دید که این شیرینی به‌کام خلیفهٔ ارتجاع، زهر شده و تمام اهدافی را که او طی یک شعبده‌بازی بی‌رمق انتخاباتی و با یک جراحی بی‌سابقه در هرم قدرت، مهندسی کرده بود، به‌شکست انجامیده است.



    البته اختلاف و دعوا بین دولت رئیسی و مجلس یکدست ولایی، خیلی زود و در همان چند ماه اول بروز کرد، اما این اختلافات زیر ضرب قیام و طی دو ماه و نیم اخیر، وضعیتی غیرقابل کنترل و انفجاری پیدا کرد و هیچ جلسهٔ مجلس نبود که در آن اعضای مجلس، رئیسی و دولت «ناکارآمد» او و وزارتخانه‌های «تعطیل» را که «امور را به‌امان خدا رها کرده‌اند» شلاق‌کش نکنند. هم‌چنین به‌رغم سفارشهای ولی‌فقیه مفلوک که چند بار از مجلسی‌ها خواسته بود، این قدر وزیران را برای سؤال و جواب و استیضاح به‌مجلس نکشانند و تحت فشار قرار ندهند، اما زیر این فشارهای مجلس، ۳تن از اعضای دولت رئیسی (وزیران کار، آموزش و پرورش و راه و شهرسازی) برکنار شدند. با این همه باند مخالف رئیسی در مجلس با سردستگی قالیباف (که هم‌چنان سودای ریاست‌جمهوری را در سر دارد) به‌این اندازه قانع نیست و خواستار برکناری تعداد بیشتری از وزیران بی‌کفایت است. در همین رابطه رحیمی جهان‌آبادی، عضو کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع به‌رئیسی گوشزد کرد: «قبل از این‌که کابینه را از اکثریت بیاندازیم، آن را ترمیم کند» (سایت حکومتی اعتماد آنلاین ـ ۱۲آذر).



    زیر این فشارها بهادری جهرمی سخنگوی دولت وعده داد «با تصمیم رئیس‌جمهور، تا پایان ماه جاری ۱۰تغییر مدیریتی در سطح ملی و استانی صورت می‌پذیرد» (تلویزیون رژیم ۱۳آذر). این فعل و انفعالات، زهوار دررفتگی دولت رئیسی را، برملا می‌کند.

    شکست رئیسی در اداره و مدیریت امور اجرایی، تنها یک وجه از شکست خامنه‌ای در مهندسی «پروژهٔ رئیسی» است. سایر وجوه این شکست، بسا مهمتر و مهلک‌تر است.

    خامنه‌ای می‌خواست با ترکیب یک جلاد شناخته شده (رئیسی) یک قاتل و آدمکش (اژه‌ای) و یک «چوب به‌دست کف خیابان (پاسدار قالیباف)، حاکمیت یکدست تشکیل دهد و سه قوه، مطیع محض و مجری اوامر او باشند تا با آن بتواند در برابر قیامی که خوب می‌دانست در راه است، سد ببندد؛ اما اکنون با این قیام همگان به‌چشم می‌بینند که او در این هدف اصلی به‌سختی شکست‌خورده است.



    شکست این پروژه را رهبر مقاومت به‌روشنی پیش‌بینی کرده و هنگام تنفیذ رئیسی گفته بود: «تنفیذ و منصوب کردن جلّاد به‌عنوان رئیس‌جمهور توسط خلیفهٔ ارتجاع، نقطهٔ عطف و تغییر ریل در قطار ولایت، سراشیب سقوط و سرنگونی سلطنت دینی است» (مسعود رجوی ـ ۱۲مرداد ۱۴۰۰).
    6 min
  • اعتراف به‌ شقهٔ نظام زیر ضرب قیام
    پاسدار قالیباف رئیس مجلس رژیم در «همایش» حکومتی قانون اساسی ولایت فقیه گفت: «بعضی از دسته‌های سیاسی که با قانون اساسی درافتادند، یا خواهان تجدیدنظر در قانون اساسی هستند یا از اجرای آن طفره می‌روند»(تلویزیون رژیم ۱۲آذر).

    پاسدار قالیباف در این اظهارات، حرف خود را هم سرانده و می‌گوید: «شاید هم بهانه آنها این باشد که بگویند این قانون اساسی کارآمد نیست». ضد و نقیض‌گویی او به‌ این یک جمله محدود نمی‌شود. رئیس مجلس دست‌ساز خامنه‌ای که همزمان با تداوم قیام، «خارج» می‌خواند و عباراتی از قبیل «حکمرانی نو» و «تغییر حکمرانی» و «اصلاح ساختار حکمرانی» را دم گرفته، در سخنرانی امروزش هم چند بار همین عبارات را به‌کار برد و «حکمرانی نو» را تکرار کرد. اگر این حرف جدی باشد، عملی شدن آن راهی جز تغییر و بازنگری قانون اساسی ندارد. به‌نظر می‌رسد او که خود متوجه این تناقض بوده، برای رفع و رجوع آن اضافه می‌کند که منظورش از «حکمرانی نو در سطح اول، اجرای قانون اساسی» است.

    این‌که هدف نامبرده تعدیل و ماله‌کشی حرف‌های قبلی‌اش هست یا درصدد جدا کردن خرج خود از کسانی است که «دل در گرو این نظام ندارند» اهمیتی ندارد؛ مهم این است که این اظهارات، بیانگر شکاف‌های عمیق و فزاینده‌یی است که بر اثر ضربات مستمر و مداوم قیام سراسری مردم ایران طی ۲ماه و نیم گذشته بر رژیم وارد آمده و آثار آن در بالاترین سطوح حاکمیت امروز به‌ این صورت در معرض دید همگان قرار گرفته است.

    کما‌ این‌که رئیسی جلاد هم طی سخنرانی خود در این همایش گفت: «هیچ‌کس در هیچ جایگاهی به‌ خود اجازه دورزدن قانون و نقض قانون را ندهد اما اگر نیاز شد، یک امر فوری اضطراری پیش آمد... خودش قانون دارد، بن‌بست نداریم».

    عباراتی که بیش‌ازپیش روشن می‌کند که بحث «بازنگری و اصلاح قانون اساسی» که باب آن مدتی است در روزنامه‌های حکومتی باز شده، دعوایی است که در بالاترین سطح حاکمیت جریان دارد و «بعضی دسته‌های سیاسی» برای به‌در بردن کشتی درهم‌شکستهٔ نظام از «گرداب هولناک» قیام، چاره را در «تغییر قانون اساسی و تجدیدنظر در آن» یافته‌اند.

    اما کل این ماجرا، هیاهو برای هیچ است. زیرا اصولاً قانون و تن‌دادن به‌ آن در نظام قرون‌وسطایی ولایت فقیه، مطلقاً جایی ندارد و ولی‌فقیه طبق تعریف خود خمینی، به‌ هیچ‌یک از قراردادهای خود با مردم پایبند نیست و هر جا که منافعش اقتضا کند، به‌بهانه «حفظ نظام»، قوانین دست‌ساز خودش را هم به‌سادگی آب خوردن زیر پا می‌گذارد. واقعیتی که طی ۴۳سال حاکمیت این رژیم پیوسته و هزاران بار به‌اثبات رسیده است. کما‌ این‌که باندهای حکومتی نیز اذعان می‌کنند: «قانون اساسی تنها یک اصل دربارهٔ ولایت مطلقهٔ فقیه دارند و بقیهٔ اصول، اصلاً مبنای مستقلی ندارند»(از بیانیهٔ حزب مجمع ایثارگران ـ آبان ۱۴۰۱).

    از همین‌رو بود که مجاهدین از همان روز اول با قانون اساسی ولایت فقیه که ناقض حقوق اولیهٔ مردم است، به‌مخالفت برخاستند، آن را افشا کردند و در همه‌پرسی مسخره قانون اساسی خمینی شرکت نکردند، غضب هیولای جماران را به‌جان خریدند و بهای بس سنگین و خونین آن را هم با افتخار تمام پرداختند.

    هیاهو بر سر قانون اساسی یا بر سر رفراندوم، ضمن آن‌که شقه و شکاف واقعی و لاعلاج در رژیم و مشخصاً در باند غالب را علنی می‌کند، تلاشی مذبوحانه برای منحرف کردن مسیر قیام و انقلاب دمکراتیکی است که هدفش از بیخ و بن برکندن فاشیسم مذهبی حاکم است.

    قالیباف که خودش و دیگر سرکردگان نظام در زیر ضرب قیام دچار جنگ‌وجدال و شقه و شکاف شده‌اند، ادعا می‌کند: «در این دو سه ماه اخیر، دشمن(قیام‌کنندگان) قانون اساسی نظام را هدف گرفته»، اما او قادر نیست حتی یک مورد یا یک شعار را نشان بدهد که قیام‌کنندگان حتی به‌اشاره حرفی از قانون اساسی زده باشند یا خواستار اصلاح آن شده باشند. حرف مردم به‌پاخاسته، از روز اول، یکی بیش نبوده است: «مرگ بر خامنه‌ای» و «مرگ بر اصل ولایت‌ فقیه» به‌ چیزی کمتر از این هم قانع نیستند. بنابراین تلاش این کشتی‌شکستگان هراسان برای باد کردن بادکنک سوراخ قانون اساسی، عجز و درماندگی مطلق آنان برای مقابله با قیام و نجات از گرداب سرنگونی را هر چه نمایان‌تر می‌نماید.
    6 min
  • یک تودهنی سنگین دیگر به‌خامنه‌ای
    هموطنان آگاه و دلاور بلوچ، امروز بار دیگر از زاهدان تا چابهار و از خاش تا ایرانشهر و تفتان به‌پا خاستند و با خروش مرگ بر خامنه‌ای، سیلی سنگین دیگری بر بناگوش خامنه‌ای و سرکردهٔ سپاه او پاسدار سلامی نواختند.

    روز جمعهٔ هفتهٔ گذشته (۴آذر) پس از آن‌که سیل جمعیت مردم در زاهدان و دیگر شهرهای بلوچستان به‌حرکت در آمد و خروش «مرگ بر خامنه‌ای» و «امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه» را به‌آسمان رساند، خلیفهٔ ارتجاع که دریافت مأموریت گماشتهٔ عمامه‌دارش (آخوند حاج علی‌اکبری) برای آرام کردن بلوچستان نتیجهٔ معکوس داشته، سراسیمه گماشتهٔ پاگون‌دارش، پاسدار سلامی را، با پیامی دوگانه روانه کرد تا از یک‌سو با وعده «رفاه و آرامش و امنیت» و تملق‌گویی‌های کودک‌فریب و همزمان با چنگ و دندان نشان دادن بچه‌ترسان، به‌خیال خود، هموطنان بلوچ را ساکت و آرام کند؛ اما مردم آگاه و دلاور بلوچستان با یک تودهنی بزرگ، هم به‌خلیفهٔ ارتجاع و هم به‌سردار تهی‌مغزش آنها را بر جای خود میخکوب کردند و پیام دادند:

    «برو این دام بر مرغی دگر نه

    که عنقا را بلند است آشیانه».



    خروش و خیزش امروز هموطنان بلوچ، تأکید مکرری است بر هوشیاری و آگاهی عمیق و نیز استحکام و جنگندگی آنها در میدان مبارزه و انقلاب. خلقی که قدر بهای سنگین و خونینی را که با تقدیم بیش از ۱۳۰شهید در این قیام، پرداخته‌، خوب می‌داند و حرفش و پیامش با قاتلان حاکم هم‌چون همهٔ مردم ایران این است که «کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل رو ستایش کنیم».

    آنچه به‌خصوص در قیام امروز هموطنان بلوچ بسیار چشمگیر و غرور‌انگیز بود، جلوداری انبوه زنان دلاور بلوچ بود که در صف مقدم تظاهر کنندگان می‌خروشیدند: «چه با حجاب، چه بی‌حجاب، پیش به‌سوی انقلاب». این زنان آگاه با این شعار، ضمن آن‌که به‌گفته خانم مریم رجوی «بر پیشتازی زنان در نبرد با آخوندهای حاکم تأکید کردند» در عین‌حال نشان دادند چقدر خوب دست رژیم دجال آخوندی و متحدانش را خوانده‌اند که می‌خواهند از یک‌سو موضوع این انقلاب عظیم یعنی سرنگونی رژیم و آزادی و حاکمیت مردم را دعوای با حجاب و بی‌حجاب قلمداد کنند و از سوی دیگر، بین مردم تفرقه بیندازند. هم‌چنان که شعار دیگر هموطنان بلوچ، «کرد و بلوچ برادرند، تشنه به‌خون رهبرند» نیز همین مضمون را داشت.

    دیکتاتوری آخوندی، امروز هم کوشید با شلیک گلوله‌های جنگی و به‌پرواز درآوردن هلیکوپترها بر فراز تظاهر کنندگان در زاهدان و دیگر شهرهای به‌پاخاسته بلوچستان، آنها را مرعوب کند و از خیابان‌ها به‌خانه‌هایشان برگرداند، اما مردم دلیرانه و مصممانه به‌حرکت و خروش خود ادامه دادند و بار دیگر اثبات کردند مردم بلوچستان نیز هم‌چون مردم سراسر ایران از ترس عبور کرده‌اند و در برابر تهدیدها و چنگ و دندان نشان دادن خلیفهٔ مفلوک ارتجاع و پاسداران جنایتکارش ایستادگی می‌کنند و حاضرند بهای آن راهم بپردازند.



    همزمان با بلوچستان خون‌چکان، مردم در چند شهر کشور از جمله در اراک، بندر انزلی، جلفا، ایذه و شاهین‌شهر، در خاکسپاری یا مراسم یادبود شهیدان قیام، از جمله می‌خروشیدند: «می‌جنگیم، می‌میریم، ایرانو پس می‌گیریم».

    این پیام مشترک همهٔ مردم ایران از کرد و لر و بلوچ تا ترک و ترکمن و عرب و فارس با هر دین و مذهب و اعتقادی است. خلقی که عزم کرده است با پرداخت هر فدیه و فدایی میهنش را از آخوندهای پلید و پاسداران جنایتکار پس بگیرد.

    ‌خلیفهٔ درماندهٔ ارتجاع روز ۵آذر از خواص بی‌خاصیت رژیمش با بلاهت می‌پرسید آیا در ضدتظاهرات ورشکسته و فرمایشی ۱۳آبان «صدای ملت» را شنیدید؟! اکنون این خود اوست که باید بگوید در تودهنی سنگین هموطنان بلوچ و در خیزشها و خروش دیگر هموطنانمان در اراک، بندر انزلی، جلفا، ایذه و شاهین‌شهر، آیا صدای ملت ایران را شنید؟!
    6 min
  • بذر انقلاب در قلوب جوانان
    پس از ضربه سهمگینی که جشن و شادمانی عظیم ملی به‌خاطر باخت خامنه‌ای در بازیهای جام جهانی فوتبال بر رژیم وارد کرد، شاهد تلاطم و به‌هم ریختگی نمایانی در رژیم هستیم؛ اگر چه رژیم تلاش می‌کند آن را بروز ندهد، اما گوشه‌یی از آن‌که در اظهارات مهره‌ها و نوشته‌های رسانه‌های حکومتی نمایان شده، ابعاد و عمق این ضربه را تا حدودی برملا می‌کند.

    باند مغلوب که شریک این شکست بزرگ برای تمامیت نظام ولایت و تاریخچه فریب و جنایت آن هستند در این باره سکوت را ترجیح داده‌اند؛ اما باند ولی‌فقیه، ضمن آن‌که در رسانه‌های خود تلاش کرده‌اند وحشت و غیظ نظام را با انبوهی عقده‌گشایی و فحاشی به‌مردم و جوانانی که در سراسر کشور به‌خیابان‌ها سرازیر شده بودند، پنهان نمایند؛ هم‌چنین مذبوحانه تلاش کرده بودند که این واقعهٔ عظیم اجتماعی را یا به‌کلی انکار کنند یا آن را ناچیز جلوه دهند. تیترها تا حدودی گویا هستند:

    کیهان خامنه‌ای (۱۰آذر) تیتر مقالهٔ اصلی‌اش این است: «ایران باز هم نباخت!».

    روزنامهٔ سپاه پاسداران (جوان ­ـ۱۰آذر) تیتر زده است: «خوشحالی از باخت ایران ریزتر از آن است که مسأله جامعه‌شناسان باشد».

    و روزنامهٔ ارگان دولت رئیسی (ایران ـ ۱۰آذر) تیتر زده است: «حمله به‌تیم ملی، مقدمه‌سازی روانی برای تجزیه‌طلبی».

    در اظهارات مهره‌ها و سردمداران رژیم، موج وحشتی را که این خیزش سراسری به‌درون رژیم ریخته، به‌طور روشن‌تری می‌توان مشاهده کرد.

    پاسدار سلامی سرکردهٔ کل سپاه پاسداران خامنه‌ای طی سخنانی در استان فارس ضمن قمپزهای معمول خود گفت: «آنها که نمی‌توانند پیشرفت ما را در دنیا ببینند، بذر فتنه (بخوانید بذر انقلاب) را در قلوب جوانان می‌افکنند و حتی امروز در شکست تیم فوتبال ایران به‌نیابت از دشمنان، در کشور جشن می‌گیرند، اگر چه برای ما اهمیتی ندارد!» (سایت حکومتی انتخاب ـ ۱۰آذر).

    - پاسدار زهرایی رئیس سازمان بسیج سازندگی رژیم گفت: «دشمنان... به‌خیال واهی خودشان می‌خواهند حکمرانی نوینی بر اذهان نسل جدید انقلاب اسلامی داشته باشند» (شبکه فارس تلویزیون رژیم ۱۰آذر)

    این اظهارات آشکار می‌سازد که مهره‌های رژیم از واقعهٔ سه‌شنبه شب، رویارویی جدی جوانان با رژیم را نتیجه گرفته‌اند، زیرا در تصور آنها عموم جوانان و نوجوانان ایرانی دوستدار فوتبال‌اند و بر این اساس، قاعدتاً بایستی از باخت تیم فوتبال اعزامی به‌قطر ناراحت و اندوهگین باشند، اما این‌که عمدهٔ کسانی که در آن شب فراموش نشدنی به‌خیابان آمدند و شکست این تیم را جشن گرفتند، جوانان بودند، آنها را با واقعیتی به‌غایت هولناک، مواجه می‌سازد. این واقعیت که بذر انقلاب و خشم و انزجار از رژیم آخوندها در قلوب جوانان ایران چنان شکوفا شده که فریب ملی‌گرایی‌های میان تهی این رژیم ضدایرانی در ورزش مورد علاقه جوانان را هم نمی‌خورند و هیچ نیرنگ و ترفند آخوندی نمی‌تواند آنها را از تمرکز بر قیام و انقلابی که برانداختن رژیم اشغالگر آخوندها را مد نظر دارد، به‌جانب دیگری منحرف کند.

    وحشت رژیم هم‌چنین ناشی از آن است که استمرار قیام و نبرد با این رژیم، پرده‌ها را از اذهان کنار زده و ترفندها و فریبکاریهای سالیان آخوندهای ضداسلام و ضدایران، چه تحت پوشش اسلام‌پناهی‌های ریایی و چه زیر عناوین ملی و ملی‌گرایی پوشالی بر نسل جوان ایران دیگر اثر ندارد و جریان دیگری «بر اذهان نسل جدید انقلاب حکمرانی» می‌کند.
    5 min
  • باخت خامنه‌ای و جشن و شادمانی عظیم ملی
    آنچه در شبانگاه سه‌شنبه ۸آذر در سراسر ایران و در دهها شهر بزرگ و کوچک کشور به‌وقوع پیوست و تا ساعاتی از بامداد چهارشنبه نیز ادامه پیدا کرد، یکی از درخشان‌ترین و پرافتخارترین فرازهای قیام سراسری و انقلاب دمکراتیک مردم ایران بود.

    پس از اعلام شکست رژیم در مسابقهٔ فوتبال در قطر، ناگهان مردم در شهرها و مناطق مختلف در سراسر کشور به‌خیابان‌ها سرازیر شدند، جشن گرفتند، شادمانی و آتش‌بازی کردند و به‌گفتهٔ خودشان «برد ایران و باخت نظام» را به‌مثابه یک پیروزی بزرگ ملی به‌یکدیگر تبریک گفتند.



    این رویداد، در نوع خود در دنیا و در تاریخ معاصر بی‌سابقه است، چرا که ورزش به‌دلیل علایق عمومی همواره میدانی برای سوءاستفادهٔ سیاسی دیکتاتوریها برای تحکیم قدرت خود و منحرف کردن اذهان مردم از حقوق اساسی و آزادیهای دمکراتیک بوده است. دیکتاتوری آخوندی که به‌خصوص با دجالیت دینی گوی سبقت را در شیادی و فریبکاری از همهٔ دیکتاتوریها ربوده، با آن‌که بنا‌به‌ماهیت ارتجاعی و قرون‌وسطایی خود، هرگز و هیچ‌گاه سنخیتی با ورزش و ورزشکاران نداشته، تمهیدات گسترده‌یی به‌کار بسته بود و با صرف هزینه‌های هنگفت، تلاش کرده بود، تا از رهگذر این مسابقات، اذهان را از قیام منحرف کند و جنگ آشتی‌ناپذیر مردم با خود را تحت‌الشعاع قرار دهد، اما مردم با تودهنی محکمی خامنه‌ای دجال را سر جایش نشاندند و به‌او فهماندند که بسا آگاهتر از آن هستند که فریب ملی‌گراییهای میان‌تهی این رژیم ضدایرانی را بخورند. از نظر مردم ایران، دشمن، همین رژیم حاکم است و با هیچ فریب و ترفندی، تمرکز خود را از این رژیم که ۴۳سال است میهنشان را اشغال کرده برنمی‌دارند و از سرنگونی آن کوتاه نمی‌آیند.



    یکی از برجسته‌ترین نمودها و اوج آگاهی مردم ایران در این جشن و شادمانی ملی، آن است که دشمن اصلی همین رژیم است، بنابراین دوست از نظر مردم ایران، کسی است که با این رژیم می‌جنگد و در این جنگ جدی‌تر است. دشمن نیز هم‌چنان که خانم مریم رجوی در همین رابطه گفت: «هرکس در هر حرفه و پستی که باشد، اگر در کنار این رژیم بایستد، مردم او را ضدملی و ضدایران و ایرانی می‌دانند».

    قیام سراسری مردم ایران، طی دو ماه و نیمی که جریان داشته، تأثیر تعیین‌کننده و جهش‌واری در بالغ کردن و ظاهر کردن این آگاهی ملی داشته است. البته این آگاهی در بطن جامعهٔ ایران وجود داشت، اما زیر خاک و خاکستر اختناق و سرکوب، مجال بروز و ظهور نمی‌یافت؛ طوفان قیام این آوار را کنار زده و آگاهی موجود را بارز کرده است.

    ۴۳سال روشنگری مجاهدین برای افشای دجالگریهای دینی استبداد مذهبی و کشاندن خمینی از ماه عوام‌فریبی به چاه منفور‌ترین دیکتاتور عالم و افشای پیگیرانه جنایتها و خیانتهای ضدایرانی این رژیم، از جنگ ضدمیهنی و صدور ارتجاع و تروریسم تا برنامه بمب‌سازی اتمی و دجالبازیهای ضداستکباری، به‌بهای سنگین و خونین، در این تودهنی بزرگ اجتماعی به‌خامنه‌ای به‌بار نشست.

    مجاهدین از آغاز، زیر بار اسلام‌پناهی‌های ریایی خمینی نرفتند، به‌قانون اساسی او بر مبنای ولایت فقیه رأی ندادند و سپس جواب اجتماعی آن را با شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» و «اسلامو پله کردند، مردمو ذله کردند» گرفتند.

    ماهیت جنگ ویرانگر و ضدمیهنی خمینی را که می‌خواست آن را با شعار «فتح قدس از طریق کربلا» پیش ببرد، افشا کردند. ماشین جنگی‌اش را درهم شکستند و جام‌زهر آتش‌بس را به‌حلقومش ریختند و جواب اجتماعی آن را هم با شعار «... دشمن ما همین جاست» گرفتند.

    پروژهٔ مخفیانهٔ ساخت بمب اتمی را که رژیم سعی می‌کرد آن را به‌عنوان یک دستاورد علمی قالب کند، افشا کردند و جواب اجتماعی آنرا با شعار هجوآمیز «انرژی هسته‌یی، دویست تومن بسته‌یی» دریافت کردند.

    نقشهٔ شوم خمینی برای بسط ولایت سفیانی‌اش به‌کشورهای منطقه را افشا کردند و پاسخ اجتماعی آن را در قالب شعارهایی هم‌چون «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» دریافت کردند.

    بازی مبتذل و مسابقهٔ مسخره میان نرم‌تنان و سخت‌سران درون نظام تحت عنوان اصلاحات و اصلاح‌طلبی را افشا کردند و جواب آن را با شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا دیگه تمومه ماجرا» گرفتند و...

    اکنون باز این مردم ایران هستند که با هوشیاری بسیار تبلیغات خامنه‌ای را که می‌خواست از فوتبال و مسابقهٔ ورزشی با رنگ و لعاب ملی و ملی‌گرایی میان‌تهی، برای منحرف کردن قیام استفاده کند، بر سرش خراب کردند و باخت او را جشن گرفتند.

    این آگاهی ژرف ملی و جنگ آشتی‌ناپذیر عموم مردم ایران با رژیم حاکم، خود یکی از بینات پیروزی قیام سراسری و انقلاب دمکراتیک و طلوع ایران آزاد فرداست.
    7 min
  • «تمام قد در وسط میدان»
    پاسدار دهقان معاون حقوقی رئیسی جلاد در نشست خبری خود، هنگامی که دربارهٔ قیام سراسری و راه‌کارهای مقابله با آن صحبت می‌کرد، گفت: «مجاهدین تمام قد وسط میدان بودند و برخی از مدافعان امنیت را شهید کردند و به‌دنبال کشته‌سازی بودند و از همه ظرفیت‌های رسانه‌یی خود استفاده کردند و متأسفانه برخی از افراد غافل را هم با خود همراه کردند که ضرباتی به‌امنیت نظام وارد شد» (خبرگزاری مهر آخوندی ـ ۷آذر).

    چندی پیش (روز ۲۰آبان) سازمان اطلاعات سپاه پاسداران هم طی یک «اطلاعیه مهم»، خطاب به «ملت ایران» همهٔ ملت را به‌جاسوسی و خبرچینی علیه مجاهدین فراخواند و اعلام کرد بدانند که هر گونه تماسی برای انهدام مظاهر حاکمیت یا اعتراض و قیام، از جانب مجاهدین است؛ لذا باید در اولین فرصت آن را خبر بدهند.



    نگاهی به‌اظهاراتی که حاکی از این رویکرد جدید است، موضوع را روشن‌تر می‌کند:

    رئیسی جلاد در دیدار با جنایتکاران یگان ویژه در تهران گفت: «امروز حفظ نظام از اوجب واجبات است و تلاش در این مسیر اولویتی دو چندان دارد» (سایت انتخاب ـ ۵آذر).

    پاسدار فدوی جانشین فرمانده سپاه پاسداران: «۷۰روز است در درون و بیرون به‌دنبال شکل جدیدی از دشمنی هستند... باید به‌دفاع از نظام اقدام کنیم. امروز روز فدا شدن برای نظام است» (همان منبع).

    پاسدار شکارچی سخنگوی ارشد نیروهای مسلح رژیم، فاعل مجهول در حرفهای پاسدار فدوی را معلوم کرده و می‌گوید: «در برابر مجاهدین کوتاه نمی‌آییم و مرصاد دیگری رقم خواهیم زد و تا پای جان خواهیم ایستاد» (همان منبع).

    به نظر می‌رسد با ادامهٔ قیام سراسری، شاهد تغییری در تبلیغات حکومت و در لحن ایادی و سردمداران رژیم هستیم؛ از یک‌سو کمتر وعدهٔ پیروزی، یا پایان قیام را می‌دهند و در عوض هشدار می‌دهند که این ماجرا ادامه دارد و ما هم باید خود را آماده کنیم، چون مجاهدین «تمام قد» پشت قیام هستند.

    هم‌چنین تأکید می‌کنند موجودیت رژیم در خطر است و برای حفظ آن باید از جان گذشت. برای آن‌که نیروهای خود را متوجه جدیت خطر سازند و آنها را به‌اصطلاح آب‌بندی کنند، ناچارند هر روز بیش از روز پیش علیه مجاهدین و تهدیدشان برای موجودیت نظام حرف بزنند. از پخش مستمر تولیدات و به‌اصطلاح مستندهایی در تلویزیون حکومتی با مضمون شیطان‌سازی از مجاهدین با هدف ترساندن از مجاهدین و این‌که اگر مجاهدین بیایند وضع بدتر از این خواهد شد و غیره... تا این سخن استاندار مازندران که در پاسخ به‌مدیرانی که «نشسته‌اند و تحلیل می‌کند که اگر اتفاقی برای نظام بیفتد چه می‌شود؟» گفت: «اگر اتفاقی برای نظام بیفتد، بدانید دشمن اول از همه شما را بالای دار می‌فرستد» (سایت حکومتی رویداد ۲۴ـ اول آبان).

    در این میان، جنایتکاران حاکم طبق معمول از همدستی و همداستانی مزدوران داخلی و خارجی و حامیان استعماری‌شان هم برخوردارند. یعنی همه آنها‌یی که با کد مشترک «البته خمینی»، با الفاظ و بیانهای رنگارنگ ضد مجاهدی، بقای همین نظام را بر سرنگونی و تغییر رژیم مرجح می‌دانند.

    اما این حرفها قبل از آن‌که نیروهای رژیم را که هیچ انگیزه‌یی جز پول، برای ارتکاب جنایت ندارند، برای «فدا شدن به‌خاطر نظام» آماده کند، جریان فزایندهٔ بریدگی و ریزش را تشدید می‌کند. این همان بن‌بست و تناقض مرگبار ولی‌فقیه رو به‌سقوط است که به‌گفتهٔ رهبر مقاومت «در تلهٔ سرنگونی افتاده و از هر سو که بچرخد، خلاصی ندارد» (مسعود رجوی ـ ۵آذر ۱۴۰۱).
    5 min