مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • گماشتهٔ خامنه‌ای در زاهدان به‌دنبال سراب
    روز جمعهٔ گذشته (۴آذر) سیل جمعیت هموطنان آگاه و دلیر بلوچ در خیابانهای زاهدان و دیگر شهرها به‌حرکت درآمد و خروشید «امسال سال خونه سیدعلی سرنگونه» و «کرد و بلوچ برادرند تشنه به‌خون رهبرند». این یک تودهنی بزرگ به‌خامنه‌ای و اعلام شکست قطعی مأموریت توطئه‌گرانهٔ فرستاده‌اش (آخوند حاج علی‌اکبری) به بلوچستان بود. پس از آن بود که خلیفهٔ درمانده ارتجاع، روز یکشنبه (۶آذر) سرآسیمه این بار گماشتهٔ پاگون‌دارش، پاسدار سلامی را، جایگزین گماشتهٔ عمامه‌دارش کرد و او را به‌آن خطه فرستاد تا شاید آب رفته را، با این «غلام» به‌جوی باز آرد.

    سرکردهٔ سپاه جهل و جنایت خامنه‌ای به‌محض ورود، در ورزشگاه زاهدان سخنرانی کرد و طبق معمول انبوهی جملات و کلمات تو خالی را پشت سر هم قطار کرد؛ شاید با واکاوی و بازیافت این اباطیل بتوان دریافت که مأموریت او در این سفر چیست و او حامل چه پیامی بوده است.



    پاسدار سلامی در بارهٔ پیام سفر خود گفت: «همه نظام این استان را متمایز می‌دانند و برای رفاه، آرامش و امنیت این منطقه همیشه تلاش می‌کنند چرا که این فرمان (خامنه‌ای) است؛ من برای انتقال این پیام آمده‌ام».

    این اولین بار نیست و آخرین بار هم نخواهد بود که ایادی دیکتاتوری ولایت فقیه از «رفاه، آرامش و امنیت» و امثالهم دم می‌زنند اما اکنون دیگر همهٔ مردم ایران به‌روشنی می‌دانند که ترجمان واقعی این کلمات در فرهنگ دجالیت و ارتجاع حاکم، چیزی جز فقر و محرومیت و ستم و سرکوب و غارت نیست. در این مورد نیز نتیجهٔ سفر سلامی جز این نمی‌تواند باشد؛ وگرنه چرا خلیفهٔ ارتجاع از میان انواع وحوش خود، سرکردهٔ سپاه جنایت و سرکوب خود را برای رساندن پیام «مهر و محبت» روانهٔ زاهدان کرده است؟

    اگر چه بیان این کلمات به‌جای الدرم بلدرمهای معمول، از زبان این سرپاسدار، خود علامت واضح ضعف و درماندگی خلیفهٔ ارتجاع در مقابله با قیام است. از یاد نبرده‌ایم که همین سلامی که پس از جنایت بزرگ شاهچراغ به‌دستور خامنه‌ای به‌شیراز رفته بود، با عتاب و خطاب به قیام‌کنندگان گفت: «شرارت را کنار بگذارید امروز روز پایان اغتشاشات است! دیگر به‌خیابان نیایید» (سخنرانی سلامی در شاهچراغ ـ ۶آبان).



    حالا پس از یک ماه، این تغییر لحن نشان می‌دهد که پوزهٔ خلیفهٔ ارتجاع در مقابله با قیام چگونه به‌خاک ذلت مالیده شده که سرکردهٔ سپاهش نیز به‌جای آن الدرم بلدرمها، از قیام سراسری مردم ایران، با عباراتی نظیر «فتنهٔ عظیم» و «جنگ جهانی عظیم» نام می‌برد.

    پاسدار سلامی سپس برای متوازن کردن این حرفها که به‌وضوح درماندگی رژیم در مقابله با قیام را به‌نمایش می‌گذارد و برای روحیه دادن به‌پاسداران وارفته و ارعاب عمومی، با بلوفهای تهدیدآمیز و رجزهای خنده‌دار؛ از یک‌سو «قدرتهای بزرگ» را به‌مصاف می‌طلبد و وعدهٔ «فروپاشی» و «شکست» آنها را می‌دهد و از سوی دیگر به‌مردم دلاور بلوچ چنگ و دندان نشان می‌دهد که: «امروز نمی‌شود وسط ایستاد یا این طرف یا آن طرف! افراد فریب‌خورده به‌دامان ملت بازگردند و جزیی از مردمان خود شوند». اما از آنجا که این قبیل قدرت‌نمایی‌ها، هیچ سنخیتی با واقعیت ندارد، بلافاصله و ناگزیر در جملهٔ بعد با آه و اسف به‌شکافهای درونی نظام اشاره کرده و می‌افزاید: «متأسفانه در جریانهای اخیر، بعضی‌ها در داخل با توهمات دشمنان همراه شدند، آنها هم خواب می‌بینند، سراب می‌بینند و هر چه می‌روند به‌آب نمی‌رسند». از قضا این عبارات توصیف وضعیت خود او و ولی‌فقیهش در قبال قیام سراسری و مشخصاً قیام هموطنان سرفراز و دلاور بلوچ است. چرا که در میان انبوه لفاظی‌ها و جمله‌پردازیهای میان‌تهی پاسدار سلامی، حتی یک کلمه یا یک اشاره هم به کشتار پاسداران جنایتکار و جمعه‌های خونین زاهدان و خاش و بر زمین ریختن خون۱۳۰شهیدی که در میان آنها چند کودک نیز بودند، یافت نمی‌شد.

    البته زبان بستگی سرپاسدار خامنه‌ای در این مورد بی‌دلیل نیست، چرا که همهٔ دنیا می‌دانند که پیام خون این شهیدان و خواست هموطنان بلوچ، هم‌چون همهٔ مردم ایران، یک چیز بیشتر نیست که آن را هم همواره و در هر تظاهرات و تجمعی از عمق وجود فریاد می‌زنند: «مرگ بر خامنه‌ای!» فریادی که با فریاد مردم سراسر ایران گره خورده و پژواک می‌یابد: «از زاهدان تا تهران، جانم فدای ایران!».
    6 min
  • وحشت خامنه‌ای از یک قدم عقب‌نشینی منتشر
    خامنه‌ای روز شنبه ۵آذر بار دیگر به صحنه آمد و در سخنرانی مفصل خود حرفهایش درباره قیام را برای هفتمین بار تکرار کرد. او بیهوده کوشید با دعاوی مضحک و بی‌پایه اوضاع نظام را رو به راه قلمداد کند و به بسیجیان سیلی خورده از قیام، روحیه بدهد. تلاش کرد قیام سراسری را اغتشاشاتی وابسته به آمریکا و بخشی از نقشهٔ شکست‌خوردهٔ استکبار جهانی و بی‌اهمیت جلوه بدهد؛ حرفهایی که هر بار خلیفه درمانده آن را ـ بدون ارائه هیچ راه‌حلی در قبال اوضاع بحرانی نظام و استمرار قیام ـ تکرار کرده، ناظران اوضاع از آن «بن‌بست و استیصال» او را نتیجه‌گیری کرده‌اند.

    با این‌همه، خامنه‌ای در میان حرفهای تکراری‌اش در ۵آذر یک موضوع را برای خواص ریزشی و اصلاح‌طلبان قلابی و همه دلسوزان رانده شده از ولایت منقبض شده‌اش در این شرایط مشخص تعیین‌تکلیف کرد. همانها که در نقش «نجات غریق» نظام از «میانهٔ گرداب هولناک» قیام، سرآسیمه به‌میدان آمده و پشت سر هم بیانیه داده‌اند، عریضه و عرض‌حال نوشته‌اند، درخواست ملاقات و گفتگو با کار به‌دستان حاکم را کرده‌اند و برای نجات نظام محتضر نسخه پیچیده‌اند تا به‌قول خودشان، «نقشی میانجیگرانه میان شهروندان و قدرت مستقر ایفا کنند» (روزنامهٔ حکومتی اعتماد ـ ۲۵آبان ۱۴۰۱))؛ تا این‌که سرانجام امروز خامنه‌ای جواب آنها را کف دستشان گذاشت.

    ولی‌فقیه ارتجاع، حرفهای این جماعت را این طور جمعبندی و خلاصه کرد: «صریح می‌نویسند باید مشکلتان با آمریکا را حل کنید یا می‌گویند باید صدای ملت را بشنوید».

    وی سپس در جواب، حرف همیشگی خودش را تکرار کرد و گفت: «مشکل ما را با آمریکا یک چیز حل می‌کند، چی؟ به‌آمریکا باج بدهیم، با یک بار باج هم قانع نیستند... اول می‌گویند ۲۰درصد را تعطیل کنید، بعد می‌گویند ۵درصد را تعطیل کنید، بعد می‌گویند بساط هسته‌یی را برچینید، بعد می‌گویند قانون اساسی را عوض کنید، بعد می‌گویند شورای نگهبان را بردارید».

    خامنه‌ای در مورد «شنیدن صدای ملت» هم، به آنها گوشزد کرد که اگر دلشان برای نظام می‌سوزد باید به نمایشها و ضدتظاهرات حکومتی با عربده‌های «مرگ بر منافق» بپیوندند و با توپ و تشر به آنها گفت: «می‌گویند صدای ملت را بشنوید، صدای رعدآسای ملت در ۱۳آبان امسال بلند شد، شنیدید؟ شما بشنوید صدای ملت را! مگر از تشییع جنازه شهید سلیمانی چقدر گذشته؟».

    خامنه‌ای با لحنی گزنده به آنها نیش و کنایه زد که «ادعای فهم سیاسی هم می‌کنند لاکن تحلیل‌هایشان توی بعضی از روزنامه‌ها یا توی بعضی از بخش‌های فضای مجازی واقعاً انسان را متأسف می‌کند».

    به‌این ترتیب، خلیفهٔ ارتجاع با ریختن آب پاکی روی دست این قبیل دلسوزان و ریزشی‌های ولایت بحران‌زده‌اش، به همگان نشان داد که از «یک قدم عقب‌نشینی» هم (حتی از همان سنخ بی‌مایه‌یی که دلسوزان نظام پیشنهاد می‌کنند) وحشت دارد. این وحشت، از یک‌سو استیصال و بن‌بست نظام ولایت فقیه در برابر قیام را نشان می‌دهد و از سوی دیگر ضرورت قهر و قاطعیت و اصالت مشی کانون‌های شورشی برای به زیر کشیدن تمامیت این رژیم را به اثبات می‌رساند.

    هم‌چنان که مسعود رجوی در خرداد۱۴۰۰ گفت: «از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دو قطب بیشتر وجود ندارد: جبهه خلق و مقاومت و آزادی، در برابر ولایت فقیه و جبهه ارتجاع و دیکتاتوری و حفظ نظام و رژیم قتل‌عام... انتخابات و اصلاحات در این رژیم هیچ ارزش و معنا و مفهومی جز فریب خلق نداشته و پاسخ خمینی و خامنه‌ای یک چیز بیشتر نیست: کشتار و اعدام و قتل‌عام و جلّاد ۶۷... درست به‌همین دلیل باید دیکتاتوری منفور ولایت فقیه را از ریشه برانداخت و بند از بندش گسست. خوشا مقاومت ایران که از ۴۰سال پیش این حقیقت و این ضرورت را دریافت. باقی حرفها راجع به‌اصلاح این رژیم فریب و فسانه و خطوط ارتجاعی و استعماری است».
    6 min
  • تداوم قیام و محکومیت بین‌المللی رژیم
    پس از آن‌که قیام مردم ایران به‌هفتادمین روز خود رسید، سرانجام فریاد مردم بپا خاسته با قیمت سنگین و خونینی که طی این ۷۰روز با بیش از ۶۶۰شهید پرداخت کردند، به‌گوش دولتها رسید و شورای حقوق‌بشر ملل متحد در یک جلسهٔ اضطراری و استثنایی، قطعنامه‌یی را علیه نقض فاحش حقوق‌بشر و سرکوب قیام‌کنندگان در ایران به‌تصویب رساند.

    بر اساس این قطعنامه، یک هیأت حقیقت‌یاب بین‌المللی به‌منظور رسیدگی به‌سرکوب قیام مردم ایران تشکیل می‌شود. این قطعنامه هم‌چنین بر ضرورت حسابرسی از رژیم ایران به‌خاطر نقض حقوق‌بشر، به‌ویژه نقض حقوق زنان، بازداشتهای خودسرانه، قتل و ناپدیدسازی اجباری تأکید کرده است.

    تشکیل این جلسهٔ اضطراری با حضور چند وزیر خارجه که منحصراً به‌بررسی جنایت رژیم آخوندی اختصاص داشت، ضربه سنگینی برای حکومت بحران‌زدهٔ آخوندها محسوب می‌شود. به‌خصوص که تلاشهای رژیم و متحدانش برای تغییر متن این قطعنامه و حذف بند مربوط به‌تشکیل هیأت حقیقت‌یاب بین‌المللی با اکثریت قاطع آرا رد شد و یک شکست مضاعف را برای رژیم رقم زد. این ضربه، واکنش‌های غیظ‌آلود و زبونانهٔ سردمداران و ایادی فاشیسم دینی را به‌دنبال داشت. وزیر خارجهٔ رئیسی جلاد گفت: «این کشورها باید بدانند نظام اجازه دخالت در امور داخلی خود را نمی‌دهد».



    قطعنامهٔ اجلاس اضطراری شورای حقوق‌بشر ملل متحد و تشکیل هیأت حقیقت‌یاب برای بررسی جنایات رژیم در قیام سراسری جاری البته یک فتح باب محسوب می‌شود. چرا که فراخوانهای مقاومت ایران برای تشکیل هیأتهای حقیقت‌یاب در خصوص جنایات ضدبشری و شکنجه‌ها و اعدامها و قتل‌عام زندانیان سیاسی و کشتارهای خیابانی و سرکوب خیزشهای حق‌طلبانه در مناطق مختلف ایران، بیش از چهار دهه سابقه دارد و نمی‌تواند منحصر به‌جنایات رژیم در این قیام و محدود به‌این بازهٔ زمانی باشد؛ طوفان قیام جاری نیز در خروش و اعتراض به جنایتهای رژیم در ۴۳سال حاکمیتش برخاسته است؛ کما‌ این‌که رژیم آخوندها به‌همین خاطر ۶۹بار در مجمع عمومی ملل متحد و نهادهای حقوق‌بشری سازمان ملل محکوم شده است؛ محکومیت‌هایی که هر کدام به یمن روشنگریهای بی‌وقفه و ارائه اسناد و مدارک به ارگانهای ملل متحد رقم خورده و تلاشهای شهید بزرگ حقوق‌بشر دکتر کاظم رجوی در مقر اروپایی ملل متحد و صدور نخستین قطعنامه‌های کمیسیون حقوق‌بشر آن را پایه‌ریزی کرد و با سفر او به‌نیویورک در قطعنامهٔ مجمع عمومی، عالی‌ترین مرجع بین‌المللی، به بار نشست و به‌رغم مماشات شرق و غرب عالم با رژیم خمینی، داغ بدنام‌ترین دیکتاتوری ضدبشری را بر جبین دجال ضدبشر کوبید.



    بنابراین همان‌گونه که خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت خاطرنشان نموده، هیأت حقیقت‌یاب بین‌المللی باید بازدید از زندانهای علنی و مخفی فاشیسم دینی حاکم بر ایران، به‌ویژه زندانهای وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی را در دستور کار خود قرار دهد. هیأت حقیقت‌یاب هم‌چنین باید به‌قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی اهتمام بورزد. جنایتی که اکنون به‌عنوان یک واقعیت مسلم و خدشه‌ناپذیر به‌یمن صدها و هزاران شاهد زنده و انبوهی مدارک و اسناد غیرقابل انکار در معتبرترین محاکم بین‌المللی به‌ثبت رسیده و احالهٔ پرونده جنایات رژیم به شورای امنیت ملل متحد و محاکمهٔ آمران و عاملان جنایات، در دادگاه بین‌المللی خواست مبرم و مشروع مردم ایران و مقاومت آزادی‌ستانشان است.
    5 min