
Sign up to save your podcasts
Or


در کنار میرزا صالح، میرزا جعفر مهندس هم با زنان انگلیسی برخورد داشته و از او نامهی مهمی باقی مانده است که در ابتدای این قسمت آنرا بررسی میکنیم. اما استاد محمدعلی پا را از همهی محصلان فراتر گذاشت و با دختری انگلیسی ازدواج کرد. در خصوص این ازدواج بحثهای فراوانی مطرح شده مانند اینکه آیا استاد محمدعلی برای انجام این ازدواج مسیحی شده است یا خیر، به همین دلیل در این قسمت بهطور مفصل به این ازدواج میپردازیم
میرزا صالح در سفرنامهاش به صورت ویژه به زنان پرداخته است. بهنظر میرسد میرزا در این سفرنامه با نگاهی انسانی، فراجنسیتی، فراجنسی و کاملاً مدرن با زنان انگلیسی مواجه شده و آنرا داوری کرده است. همچنین در این قسمت برخوردِ میرزا صالح را با موضوعاتی چون معاشرت و دوستی با زنان، تحصیلِ دختران، طریقهی ازدواجِ انگلیسی بررسی خواهیم کرد
در این قسمت ابتدا به سراغِ اعتقادات مذهبی محصلان می رویم زیرا باورهای مذهبی آنان در نوعِ برخوردشان با جامعهی انگلستان تاثیرگذار و سرنوشتساز بود. همچنین براساس نوشتههای موجود درخواهیم یافت، برداشت و قرائت آنان از اسلام در ۲۰۰ سال پیش چگونه بود. سپس نوع و سبک زندگی و چگونگی سازگاری آنان با آداب و رسوم انگلیسی را بررسی میکنیم و در نهایت موضوع فراماسون شدن میرزا صالح را توضیح خواهیم داد
فصل پنجم، فصل آخر از دفتر اول (حکایتِ آغازِ اعزامِ محصل به اروپا) است که اختصاص دارد به مشغولیاتِ ذهنی محصلان در برخورد با تمدن و تجدد غربی. موضوعاتی که در این فصل مطرح میشود جنبه داستان و حکایت ندارند بلکه به مسایل کلیتر و تحلیلیتر میپردازیم.
میرزا رضای مهندس پس از بازگشت به تبریز مورد توجه خاصِ عباس میرزا قرار گرفت و با سمتِ مهندس باشی، سر مهندس ارتش ایران شد. همچنین در لشگر کشیهای عباس میرزا شرکت کرد و بعدها همراه با محمدشاه به هرات در آنجا قلعههای جنگی پادگانهای نظامی را ساخت. در زمان ناصرالدین شاه اولین ساختمان دارالفنون را طراحی کرد. استاد محمد علی در بدو ورود رییس قورخانه سلطنتی تبریز شد و سپس به تهران احضار گردید و سرپرستی کارگاه ریخته گری سلطنتی در تهران را به عهده گرفت و در ارتقاء و بازسازی صنایع نظامی ایران نقش مهمی داشت
حاجی بابا به عنوان پزشک مخصوص عباس میرزا مشغول به کار و پس از او طبیب خاص محمد شاه شد. حاجی بابا در بدو ورورد به ایران لقب «حاجی» را از نام خویش حذف کرد و به «میرزا بابای حکیم باشی» شهرت یافت. تا آخر عمر تنها طبابت نمود و کمتر وارد سیاست شد. اما میرزا جعفر خان حسینی مشیرالدوله مهندس زندگی پر از فراز و نشیبی را تا آخر عمر را پشت سر گذاشت. هم بعنوان مهندس و هم بهعنوان دیپلمات و هم با ورود به حوزهی روشنفکری در تمام این حوزهها موفق بود
بجز میرزا جعفر طبیب همه محصلان از طریق عثمانی به تبریز رسیدند. اکنون وقتش فرا رسیده بود تا همهی تجربیات و تحصیلاتشان رو بکار گیرند تا تحت هدایت عباس میرزا و میرزا عیسی خان قائم مقام باعث پیشرفت ایران شوند. دراین قسمت کارنامهی سیاسی و فرهنگی میرزا صالح را بررسی میکنیم
پس از ۳ سال تحصیل و زندگی در ایران زمان بازگشت فرا رسید. در طولِ ۹ ماه پس از دستورِ بازگشت، هر شش محصل در صدد تهیهی ابزار لازم در جهت تخصصشان برآمدند. میرزا رضا و میرزا جعفر حسینی وسایل فنی و مهندسی، میرزا جعفر طبیب و حاجی بابا وسایل پزشکی جراحی و مقادیری دارو، میرزا صالح یک دستگاه چاپ و یک تللسکوپ و تعدادی کتاب و استاد محمد علی یک موتور بخار و چند قبضه تفنگ تهیه نمودند و به ایران بازگشتند
فصل چهارم از دفتر اول اختصاص به حکایتِ بازگشت این شش محصل به ایران دارد. همچنین سرنوشت و کارنامهی تک تک این افراد و برخورد نظام سیاسی ایران با آنان را دنبال میکنیم
میرزا صالح دوباره تصمیم گرفت به کمبریج سفر کند. در این سفر اتفاقات جالب و آموزندهای برایش افتاد. همچنین از ایران خبر رسید که وقت آنان رو به اتمام است و باید به ایران برگردند. میرزا تصمیم گرفت با صنعت چاپ که در ایران ناشناخته بود، آشنا شود و به همین دلیل به چاپخانهی بزرگ و معروفی در لندن رفت و آنجا مانند یک کارگر ساده مشغول به کار شد
From the publisher's feed