می‌خوانیم

می‌خوانیم

By Ali GanjeiArtsBooks
Download on the App Store

می‌خوانیم episodes

  • شاهنامه - ۱۹ - رسیدن زال به نزد منوچهر
    زال با نامه سام نزد منوچهرشاه رسید و منوچهر با نامه «دلپذیر» سام که با «دردِ دل» نوشته شده بود مخالفت نکرد و به زال قول داد که کام دل او را برآورده کند.
    از آن طرف موبدان و ستاره‌شناسان هم مژده دادند که از وصلت زال و رودابه پهلوانی زاده خواهد شد که همانند ندارد.
    اما جدای از همه این‌ها منوچهر خود هم خرد و دانش و هم جنگ‌آوری زال را آزمود و پس از این که زال معماهای موبدان را به خوبی حل کرد و در میدان اسبدوانی و جنگ خودی نشان داد، منوچهر او را با کام دل روانه کرد.
    بلافاصله پس از رسیدن زال به کابل عروسی سر گرفت و در متن اشاره‌ای هم به رسم رونما گرفتن خانواده عروس و نوشتن شرح جهاز شد.
    پس از این شرح زادن رستم را خواهیم خواند
    47 min
  • اسکندرنامه - ۱۹ - به شاهی نشستن اسکندر در ایران
    در نشست پیش بخشی از داستان خواستگاری اسکندر از روشنک، دختر دارا، را خواندیم.
    ادامه ماجرای خواستگاری و عروسی را در این نشست خواندیم. از جمله نصیحت‌های مادر عروس به او در شب عروسی.
    پس از عروسی اسکندر به تخت کیخسرو و کیقباد نشست و به رسم شاهان ایرانی در ابتدای سلطنتش اندرزی گفت و قول داد که عدل و داد را چنان برقرار کند که گور و شیر از یک آبشخور آب بخورند.
    یکی از بزرگان ایران که گستاخ‌تر از بقیه بود هم چند سوال چالشی از اسکندر پرسید که اسکندر همه را به خوبی پاسخ گفت و ایرانیان بر درستی رایش صحه گذاشتند و فراستش را پسندیدند.
    33 min
  • شاهنامه - ۱۸ - خشم گرفتن مهراب بر سیندخت و رفتن سیندخت نزد سام
    زال با نامه سام سوار در راه درگاه منوچهرشاه است.
    از آن طرف مهراب کابلی که فهمید منوچهر به سام دستور داده است که به کابل لشکرکشی کند و دمار از او و کشور و خاندانش در آورد، به صرافت می‌افتد که مگر با کشتن زن و دخترش دل پادشاه نرم شود و از ویران کردن کابل منصرف شود.
    سیندخت به دامان شوهر می‌آویزد و او را نرم می‌کند و راضی می‌کند که هدایایی از گنجش به او بسپارد تا نزد سام سوار برود و شفاعت کند.
    21 min
  • اسکندرنامه - ۱۸ - خراب کردن اسکندر آتشکده‌ها را و خواستگاری از روشنک
    ادامه داستان خراب کردن آتشکده‌ها را در این نشست خواندیم و ابیات نظامی چندان پر سوز و گذاز نبود!
    در یکی از آتشکده‌ها دختری جادوگر از نسل سام به نام آذرهمایون بود که خود را به شکل اژدهایی ترسناک در آورد و کسی جرات نزدیک شدن به آتشکده نداشت.
    اسکندر بلیناس را به چاره او فرستاد و بلیناس بعد از این که جادویش را خنثی کرد عاشق آذرهمایون شد و از اسکندر خواست تا او را به او ببخشد.
    فصل بعد چند بیتی از مدارا و رفتار احترام‌آمیز اسکندر با حرم دارا خواندیم و خواستگاری‌اش از روشنک دختر دارا که پذیرفته شد.
    در نشست بعد جریان عروسی را خواهیم خواند.
    40 min
  • شاهنامه - ۱۷ - آگاه شدن سیندخت از کار رودابه و دستان سام
    سیندخت، زنی را که پیام‌آور رودابه و زال بود در کاخ دید و به او مشکوک شد و بالاخره از راز دخترش آگاه شد و هر چند که زال را به عنوان داماد پسندید، به درستی نگران شد که نکند منوچهرشاه از این وصلت راضی نباشد و برای پیشگیری از آن به کابل لشکر بکشد و کاخ مهراب را با خاک یکسان کند.
    واکنش خود مهراب هم خشم بود و پشیمانی از این که چرا دخترش را در بدو تولد نکشته است!
    در هر حال آتش غضب مهراب با دانستن این که سام یک‌زخم با این وصلت موافقت کرده است، فروکش کرد.
    منوچهر اما بی‌این که به سام اجازه دهد که حرف ازدواج پسرش را پیش بکشد به او دستور می‌دهد که به کابل لشکرکشی کند و از مهراب و خاندانش یک نفر را زنده نگذارد. زال به راهنمایی پدرش به دیدار منوچهر روانه شد تا مگر دل او را نرم کند.
    59 min
  • اسکندرنامه - ۱۷ - اندرز پیر دانا با اسکندر
    در چند بیت آخر نشست پیش خواندیم که اسکندر پیری دانا را از بزرگان ایران یافت و با او پرسش و پاسخ آغاز کرد. مشروح این پرسش و پاسخ و پندهای مطول و کمی هم ملال آور را در این جلسه خواندیم.
    در ابتدا ساقی‌نامه و اندرز و چند بیت آغازین بخش ویران کردن اسکندر آتشکده‌های ایران را هم خواندیم و اصلش ماند برای جلسه آینده
    42 min
  • شاهنامه - ۱۶ - دیدار زال با رودابه
    در این نشست داستان پنهانی رفتن زال به کاخ رودابه را خواندیم.
    در ادامه، آنجا که زال به پدرش نامه می‌نویسد و از او می‌خواهد که با ازدواج او و دختر مهراب کابلی موافقت کند، چند بیت از درخشان‌ترین ابیات شاهنامه را می‌خوانیم:
    ازو باد بر سام نیرم درود / خداوند کوپال و شمشیر و خود
    چماننده دیزه هنگام گرد / چراننده کرگس اندر نبرد
    فزاینده باد آوردگاه / فشاننده تیغ از ابر سیاه
    گراینده تاج و زرین‌کمر / نشاننده شاه بر تخت زر
    به مردی هنر در هنر ساخته / خرد از هنر سر برافراخته
    44 min
  • شاهنامه - ۱۵ - داستان زال با رودابه دختر مهراب کابلی
    در این نشست خواندیم که چطور زال و مهراب کابل‌خدای همدیگر را در ملاقات اول پسندیدند و تحسین کردند اما چون مهراب از نسل ضحاک بود زال دعوت او به سفره‌اش را نپذیرفت.
    وقتی مهراب به خانه رفت و با سیندخت از بر و بازو و یال و برز زال گفت، دخترش رودابه ندیده مهر او را به دل گرفت و عشق زال و رودابه از اینجا آغاز شد.
    45 min
  • اسکندرنامه - ۱۵ - کشته شدن دارا به دست سرهنگانش
    دارا با این که در جنگ دست برتر را داشت و اسکندر را به ستوه آورده بود، در روز آخر جنگ به دست همان دو سرهنگ خیانتکار، که خوانده بودیم نزد اسکندر پیام فرستادند که ما دارا را خواهیم کشت، کشته شد.
    اسکندر از شنیدن خبر مرگ دارا غمگین شد و پشیمان شد که با توطئه آن دو سرهنگ موافقت کرده است و به بالین دارا رفت و آخرین وصیت‌هایش را شنید.
    در انتهای جنگ هم اندرز طولانی‌ای می‌خوانیم درباره بی‌وفایی دنیا و مرگ که عاقبت همه چیز است.
    #اسکندرنامه #نظامی_گنجه‌ای #نظامی #نظامی_گنجوی #اسکندر #دارا
    30 min

About می‌خوانیم

From the publisher's feed

چند سالی است که ما دو شب در هفته دور هم جمع می‌شویم و متونی که از ادبیات فارسی دوست داریم را می‌خوانیم و معنی می‌کنیم و به بحث می‌گذاریم.

More shows like می‌خوانیم

Chai With Banafsheh/ چای با بنفشه by Banafsheh Taherian

Chai With Banafsheh/ چای با بنفشه

395 Listeners

پادکست فارسی اكوكست/Echocast by Faranak AmirEbrahimi

پادکست فارسی اكوكست/Echocast

3 Listeners