می‌خوانیم

می‌خوانیم

By Ali GanjeiArtsBooks
Download on the App Store

می‌خوانیم episodes

  • اسکندرنامه - ۵ - آغاز داستان
    نظامی گنجه‌ای در شرح نسب اسکندر ابتدا دو روایت را نقل می‌کند:
    ابتدا از قول «هوشیاران روم» داستانی می‌گوید به این صورت که مادر اسکندر زن بی‌نوایی بوده است و از فقر و بیماری پس از به دنیا آوردن فرزندش جان می‌سپارد و فیلقوس که از قضا با همراهان از آنجا رد می‌شده طفل را می‌بیند و به فرزندی می‌سپارد و بعدا ولیعهد خود می‌کند
    سپس در چند بیت خلاصه هم می‌گوید که «دهقان آزرپرست» نسل او را به دارا بازمی‌بندند، اشاره به همان روایت شاهنامه و آمدن ناهید به درگاه دارا.
    نظامی هر دو روایت را رد می‌کند و می‌گوید که اسکندر پسر خود فیلقوس مقدونی بوده است و در چند بیت اروتیک شرحی هم می‌دهد از مجلس بزمی که در آن نطفه اسکندر بسته شده است.
    در شرح جوانی و نوجوانی اسکندر روایت می‌کند که او شاگرد نقوماجس پدر ارسطو بود و خود ارسطو با او همشاگردی بود و نقوماجس از او عهد گرفت که هر وقت به شاهی رسید در همه کارها با ارسطو مشورت کند.
    37 min
  • تاریخ گردیزی - ۵ - دوران طاهریان و صفاریان و برآمدن سامانیان
    دوران امارت طاهریان بر خراسان شصت و پنج سال بود.
    در جلسه گذشته، در ذکر امارت غسان بن عباد خواندیم که وقتی فضل بن سهل را در گرمابه کشتند در وسایلش تکه حریری یافتند که فضل بر روی آن نوشته بود که بر اساس پیش‌بینی نجومی (حکم) خودم، عمر من چهل هشت سال است و در میان آب و آتش کشته .خواهم شد
    وقتی که حکم امارت خراسان به نام طاهر بن الحسین می‌نویسند همین فضل بن سهل ساعت سعد برای پوشیدن خلعت و بستن لوا را تعیین می‌کند و به طاهر می‌گوید «ای طاهر! ترا لوایی بستم که تا شصت و پنج سال هیچکس نگشاید»
    در این نشست شرح امارت فرزندان و نوه‌های طاهر را می‌خوانیم که یکی پس از دیگری به امارت خراسان رسیدند تا در نهایت یعقوب لیث در سیستان سر به شورش برداشت و محمد بن طاهر بن عبدالله بن طاهر را که فردی عیاش و خوشگذران بود را برکنار کرد و خود به حکومت خراسان رسید.
    در ادامه نشست شرح امارت صفاریان را می‌خوانیم تا شکست عمرو لیث از اسماعیل سامانی.
    1 hr 5 min
  • شاهنامه - ۴ - خوالیگری کردن ابلیس برای ضحاک
    پیش از این خواندیم که ابلیس در پیکر جوانی نیکو به نزد ضحاک/بیوراسپ می‌آید و او را اغوا می‌کند که پدرش مرداس را بکشد و خود به جای او بنشیند
    پس از کشته شدن مرداس و شاه شدن ضحاک، اینبار ابلیس در قامت یک آشپز به کاخ او می‌آید و پس از این که ضحاک به او اعتماد می‌کند و کلید آشپزخانه را به او می‌سپارد شروع می‌کند به گوشت و خون خوراندن به شاه.
    این نکته جالبی است که فردوسی می‌گوید تا پیش از آن مردم از کُشتنی‌ها خوراک نمی‌ساختند و بیشتر گیاهخوار بودند. ابلیس هم اول از زرده تخم مرغ به غذای ضحاک می‌افزاید و سپس گوشت‌های دیگر تا در نهایت غذا از پشت گاو جوان پخت و با زعفران و گلاب پرورد و با می و مشک ناب به ضحاک داد.
    وقتی که ضحاک غذا را پسندید و از خورشگر خواست که در عوض چیزی از او بخواهد، ابلیس گفت آرزویی ندارد جز این که کتف شاه را ببوسد و چشم بر آن بمالد. بوسیدن همان و رویید دو مار سیاه از شانه‌های ضحاک همان.
    وقتی که ضحاک از دست این دو مار عاصی شد و پزشکان هم چاره‌ای نشناختند، ابلیس برای بار سوم و اینبار به صورت یک پزشک بر ضحاک ظاهر شد و گفت که برای آرام شدن این دو مار باید از مغز مردم به آنها خوراک دهی. در همین حال کار ایران آشفته شده بود و در هر گوشه‌ای کسی دعوای شاهی می‌کرد و ایرانیان شاه‌جوی رو به دربار
    ضحاک نهادند و او را شاه ایران زمین خواندند جمشید پس از صد سال گریز بالاخره در چین به چنگ ضحاک افتاد و با اره به دو نیم شد و پس از هفتصد سال کارش به پایان رسید
    33 min
  • اسکندرنامه - ۴ - فهرست تاریخ اسکندر در یک ورق
    در این نشست نسبتا کوتاه حدود ۱۲۰ بیت باقیمانده از مقدمه شرفنامه اسکندری را خواندیم و از جلسه دیگر اصل داستان را شروع می‌کنیم.
    نظامی ابتدا خلاصه‌ای از شخصیت، دستاوردها و فتوحات اسکندر را در حدود شصت بیت بازگو می‌کند. طبق این روایت اسکندر در بیست‌سالگی شاه شد و در بیست و هفت سالگی به پیامبری مبعوث شد.
    پیش از این هم در ابتدای مقدمه گفته شده بود که اسکندر سه وجه دارد: شاه و پیامبر و حکیم؛ و نظامی قول داد به هر سه وجه او بپردازد.
    در دستاوردهای اسکندر بجز جهانگیری و بنا کردن شهرها و رسم‌های نو، به این هم اشاره می‌شود که او تمام ربع مسکون را مساحی کرد. اشاره جالبی هست به این که هر جا سر راه مساحان دریایی بود آن را هم با تکنیک جالبی مساحی می‌کردند:
    و گر راه بر روی دریاش بود / طریق مساحت مهیاش بود دو کشتی به هم بازپیوسته داشت / میان دو کشتی رسن بسته داشت یکی را به لنگرگه خویش ماند / یکی را به قدر رسن پیش راند دگرباره این بسته را پای داد / شتابنده را در سکون جای داد
    در انتهای این «ورق» نظامی اشاره‌ای هم می‌کند که بعضی افسانه‌ها درباره اسکندر با عقل جور در نمی‌آیند و او از روایت آنها صرفنظر کرده است.
    بعد از خلاصه سرگذشت اسکندر، نظامی در ابیات بسیار بسیار شیرین و دلنشینی از این می‌گوید که چطور شد دست به سرودن اسکندرنامه یازید.
    بخش «رغبت نظامی به نظم شرفنامه» با ابیات بی‌نظیری در وصف بهار آغاز می‌شود که شاعر خطاب به باغبان سروده است که اکنون که «نظامی به باغ آمد از شهربند» چگونه باید بستان را بیاراید که دلپذیرتر باشد. پس از این از چهار منظومه‌ای که پیش از این سروده است یاد می‌کند و در انتها می‌گوید آن آب حیاتی که اسکندر یافته بود شعر من است که او از از پس قرن‌ها زنده کرده است!
    پس از دورهایی که بگذشت پیش / کنم زنده‌ش از آب حیوان خویش
    23 min
  • تاریخ گردیزی - ۴ - خراسان در زمان برمکیان و خلفای اول عباسی
    در ابتدای جلسه سامان آزادی توضیحی داد که چرا ابومسلم خراسانی با آن همه تدبیر و هوشیاری به آن سادگی به دام منصور افتاد و کشته شد.
    این نشست از خلافت مهدی، خلیفه سوم عباسی، شروع می‌شود و کار خراسان آشفته است و انواع و اقسام قیام‌ها در جریان است از جمله سپیدجامگان به رهبری مقنع و چند سال بعد حمزه خارجی سر به شورش برداشته‌اند.
    در امارت مسیب بن زهیر اشاره‌ای به «درم مسیبی» می‌شود. اینجا سامان تکه‌ای از تاریخ بخارا را برایمان خواند که شرح رواج درم غطریفی در بخارا و عواقب آن بود. اولین والی ایرانی خراسان، فضل بن سلیمان در سال‌های انتهایی مهدی به امارت رسید و در زمان هادی هم بود تا هارون الرشید برکنارش کرد.
    دوران فضل بن یحیی برمکی هم که از روزهای درخشان خراسان و عراق بود. علی بن عیسی ماهان که او هم ایرانی بود راه و رسم دیگری داشت و ظلم و ستم و بیدادش در خراسان صدای مردم را در آورد و حمزه خارجی در زمان او قیام کرد. عیسی که نتوانست حمزه را سرکوب کند در نهایت پس از ده سال برکنار شد..
    47 min
  • سیاستنامه - ۱۹ - باب چهل و ششم (ادامه)
    در ادامه روایت خروج باطنی‌ها در باب چهل و ششم، خواجه نظام الملک در حکایتی که از نظر تاریخی کاملا مغشوش است، جدا شدن الپتگین از دربار سامانی و درگیری‌های ابومنصور عبدالرزاق و ابوعلی سیمجور را هم به خروج قرمطیان ربط می‌دهد. دو حکایت خلاصه دیگر یکی درباره شورش زنگیان خوزستان و شورش ابوسعید و پسرش ابوطاهر در بحرین و لحسا پایان بخش این باب مفصل اند.
    39 min
  • مثنوی معنوی - ۳ - بقال و طوطی
    در این جلسه ادامه داستان پادشاه و کنیزک را خواندیم که در نهایت حکیم فهمید که کنیزک عاشق زرگر سمرقندی است و از شاه خواست که او را از کوی غاتفر احضار کند و به وصل کنیزک برساند و بعد از شش ماه شروع کرد به زهر دادن به جوان زرگر تا در نهایت مرد و کنیز هم که روزهای تلخش را دیده بود از عشق او دست شست.
    اینجا مولانا توضیحی می‌دهد که آن حکیم و مرد حق جوان زرگر را به خاطر هوس پادشاه نکشته است بلکه مانند داستان خضر و جوان حکمتی الهی پشت کشتن او بوده است و یادآوری می‌کند که کارها را بر ظاهرشان نباید تاویل کرد.
    در تشریح این معنی قصهٔ بقال و طوطی آغاز می‌شود و می‌بینیم که طوطی هم از ظاهربینی فکر کرد قلندر هم مثل خودش ظرف روغن را ریخته که کچل شده.
    30 min
  • شاهنامه - ۳ - پادشاهی جمشید
    داستان جمشید، آنگونه که در شاهنامه آمده است، شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با جمشید افسانه‌ای در متون اوستایی دارد.
    اوایل جلسه مهرزاد میرزایی و پس از او صادق و سامان و علی اصغر اشاره‌ای کلی به این تفاوت‌ها کردند و قرار شد در یک جلسه مستقل بخش‌های مربوط به اسطوره جم را از اوستا بخوانیم
    درباره نام ضحاک و مرداس هم دکتر ابراهیمی وینچه اشاره کردند که طبق نظر بعضی محققین مرداس نام خود ضحاک است نه پدرش
    صادق ملک‌حسینی هم اشاره کرد که هنوز در زبان کردی «بیور» به عنوان عدد کثرت به کار می‌رود.
    27 min

About می‌خوانیم

From the publisher's feed

چند سالی است که ما دو شب در هفته دور هم جمع می‌شویم و متونی که از ادبیات فارسی دوست داریم را می‌خوانیم و معنی می‌کنیم و به بحث می‌گذاریم.

More shows like می‌خوانیم

Chai With Banafsheh/ چای با بنفشه by Banafsheh Taherian

Chai With Banafsheh/ چای با بنفشه

395 Listeners

پادکست فارسی اكوكست/Echocast by Faranak AmirEbrahimi

پادکست فارسی اكوكست/Echocast

3 Listeners