می‌خوانیم

می‌خوانیم

By Ali GanjeiArtsBooks
Download on the App Store

می‌خوانیم episodes

  • تاریخ جهانگشا - ۴۲ - شرف‌الدین ملعون
    در جلسه‌های قبل، در داستان کورکوز و ارغون اشاره به شخصی به نام شرف‌الدین خوارزمی شد که مشخص بود عطاملک جوینی نظر مثبتی به او ندارد.
    حسن ختام جلد دوم تاریخ جوینی فصلی در ذم همین شخص است. نفرت عطاملک از واژه واژهٔ این فراز متن می‌چکد!
    1 hr 13 min
  • تاریخ جهانگشا - ۴۱ - امیر ارغون
    امیر ارغون برعکس کورکوز خانواده‌ای داشت و پدرش امیر هزار بود و تحت حمایت خانواده آموزش درستی دید و بعدها هم که مقبول نظر اوکتای خان شد به سرعت در دستگاهش پیشرفت کرد و در جوانی در اولین ماموریت مهمش برای بازرسی خراسان و بررسی دعوای کورکوز و تیمور به آن دیار اعزام شد.
    بعد از مرگ قاآن هم ارغون محبوب توراکینا خاتون بود و کورکوز که دستگیر شد او را به عنوان جانشینش به خراسان فرستادند
    1 hr 7 min
  • تاریخ جهانگشا - ۴۰ - کورکوز
    بعد از مرگ جلال‌الدین و ذکر مختصر احوال چند فرد شاخص خوارزمشاهیان، عطاملک جوینی اواخر جلد دوم را به شرح کسل‌کنندهٔ احوال چند امیر مغول اختصاص داده است.
    کورکوز در زمان اوکتای قاآن فرمانروای خراسان و عراق بوده است و بخش ابتدایی سرگذشتش را در جلسه پیش خواندیم. در این جلسه کشمکش‌های او با رقبا و در نهایت حذف شدنش به دست توراکینا خاتون را می‌خوانیم.
    53 min
  • تاریخ جهانگشا - ۳۹ - سرگذشت چند مغول
    باز جهانگشا وارد قصه‌های مغولی شد و اسم‌های نامانوس. در این جلسه سرگذشت جنتمور و جورماغون و نوسال و کرکوز خوانده شد.
    داستان کرکوز مفصل‌تر است و بخشی از آن ماند برای جلسه بعد
    1 hr 9 min
  • تاریخ جهانگشا - ۳۷ - سرنوشت ترکان خاتون و دیگران
    بعد از داستان غم‌انگیز پایان کار جلال‌الدین، عطاملک جوینی خلاصه‌ای از احوال و سرنوشت چندتن دیگر از نامداران دولت خوارزم هم ذکر می‌کند.
    اول از همه شرح می‌دهد که لشکری که قبل از جنگ با چنگیزخان جلال‌الدین را تنها گذاشتند و به خاطر اختلاف بر سر یک اسب، غزنین را ترک کردند چه به سرشان آمد و چطور ظرف چند ماه بیشترشان قربانی جنگ‌های داخلی شدند و آنها هم که جان به در بردند به تیغ مغول گرفتار شدند.
    بعد از آن در فصلی کوتاه از سرنوشت ترکان خاتون می‌گوید و مرگش در اسارت در قراقورم.
    سرنوشت‌های غم‌انگیز دو برادر دیگر جلال‌الدین هم در ادامه آمده است. اول غیاث‌الدین که در جوانشیر کرمان در کمال ناجوانمردی خفه شد.
    سپس به سرنوشت رکن‌الدین می‌پردازد که از سوی پدر حاکم عراق بود و در ری مستقر. او بعد از آوارگی در کرمان و اصفهان در نهایت به ری برگشت و از دست مغولان به قلعه فیروزکوه پناه برد و بعد از پنج ماه در نهایت تسلیم و کشته شد.
    1 hr 3 min
  • تاریخ جهانگشا - ۳۶ - پایان غم‌انگیز سلطان جلال الدین خوارزمشاه
    این فراز از تاریخ جهانگشا، یکی از درخشان‌ترین و در عین حال غم‌انگیزترین است. سلطان جلال‌الدین بعد از این که با همهٔ جلادت و رشادتش نتوانست جای پای محکمی برای خود در عراق و آذربایجان بسازد و توانش در زد و خوردهای بی‌حاصل با حاکمان گرجستان و شام تحلیل رفت دوباره گرفتار مغول‌ها شد و آخر سر در یک شبیخون با عده‌ای اندک از دام گریخت ولی پس از آن کسی از سرنوشتش خبر ندارد. برخی می‌گویند که دسته‌ای از کردان به طمع لباس و سلاحش او را در خواب کشتند و برخی می‌گویند که به خرقه تصوف درآمد و تا سال‌های سال پس از آن هم هر از گاهی کسی ادعا می‌کرد که من جلال‌الدین ام یا جلال‌الدین را فلان جا دیده‌ام.
    عطاملک جوینی در این بخش هر چه هنر سجع و تکلف داشته رو کرده و متن بسیار زیبا و درخشان و البته دشوارخوان است
    1 hr 14 min
  • تاریخ جهانگشا - ۳۵ - ادامه کشمکش در شام و قفقاز
    سلطان جلال‌الدین مشغول کشمکش با امیران محلی در شام و قفقاز است و بیشتر جنگ‌ها را با تکیه بر دلاوری و جنگاوری شخص خودش پیروز می‌شود بجز آخری که در جنگ با ائتلاف چند امیر به خاطر مریضی شدید شکست می‌خورد و فرار می‌کند. از آنور مغول‌ها به زودی حمله جدیدی خواهند کرد
    1 hr 3 min
  • تاریخ جهانگشا - ۳۴ - حمله به گرجستان
    ضبط این جلسه به خاطر یک مشکل فنی کمی ایراد دارد. چند دقیقه در میان جلسه صدا قطع می‌شود.
    در این بخش سلطان جلال‌الدین با مسیحیان گرجی درگیر شد و در چند جبهه با آنان جنگید تا در نهایت به تفلیس رسید.
    58 min
  • تاریخ جهانگشا - ۳۳ - از هند تا تبریز
    جلال‌الدین که از دست مغول تنها گریخت اندک اندک لشکری جمع کرد و با امرای محلی جنگ و صلح کرد و پنج شش بار هم ازدواج کرد! به حسب ضرورت از هند به مکران و از آنجا به کرمان و فارس و اصفهان و ری رفت.
    تلاشی هم در به دست آوردن دل خلیفهٔ بغداد کرد که نتیجه نداد و خلیفه که با پدرش کینه داشت لشکر بغداد و موصل را برای دفعش فرستاد که البته شکست خوردند.
    آخر سر جلال‌الدین سر از تبریز در آورد و شهر را از اتابک اوزبک گرفت و با زنش قرار ازدواج گذاشت
    1 hr 5 min

About می‌خوانیم

From the publisher's feed

چند سالی است که ما دو شب در هفته دور هم جمع می‌شویم و متونی که از ادبیات فارسی دوست داریم را می‌خوانیم و معنی می‌کنیم و به بحث می‌گذاریم.

More shows like می‌خوانیم

Chai With Banafsheh/ چای با بنفشه by Banafsheh Taherian

Chai With Banafsheh/ چای با بنفشه

395 Listeners

پادکست فارسی اكوكست/Echocast by Faranak AmirEbrahimi

پادکست فارسی اكوكست/Echocast

3 Listeners