شعر | با صدای شاعر

شعر | با صدای شاعر

Download on the App Store

شعر | با صدای شاعر episodes

  • دکتر مهدی حمیدی شیرازی | پادشاه بی‌تخت

    ▨ نام شعر: پادشاه بی‌تخت

    ▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی

    ▨ با صدای: مهدی حمیدی شیرازی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــ

    بر مرگ دکتر لطفعلی صورتگر

    ــــــــــــــــــ

    این وصفِ او نشد که سخن دلپذیر داشت

    یا طبعِ رودکیّ‌و زبانِ جریر داشت


    هرگز نداشت خاک بدین‌سان سخنوری

    با آن که قیس داشت که ابن‌اثیر داشت


    خلّاق تیره‌بختان در حلق او نشست

    چون بیهقی هزار سخندانِ چیر داشت


    در این فضائلی که به چنگ آرد آدمی

    هرکس که بی‌نظیر‌تر آمد، نظیر داشت


    گیتی پس از دقیقی و قطران و بوسعید

    چون سعدی و نظامی و حافظ دبیر داشت 


    گر وصف او بخواهی از من شنو، که او

    در جسمِ آدمی جگرِ نره‌شیر داشت


    هرگز به هیچ بارِ غمی پشت خم نکرد

    چون گل به چهره خرّمیِ ناگزیر داشت


    مانند صبحِ عید به هر جا که می‌دمید

    بوی بهار داشت روان بشیر داشت


    تاریکی‌اش ز گونه نمی‌کاست روشنی

    در خون سرشته تابش مهرِ منیر داشت


    معنای زنده‌ی دو زبان بود و در دو لفظ

    کلک و بیان معاینه عود و عبیر داشت


    از گوش داشت آنچه جهانی ز دیده داشت

    یعنی نبرده رنج، دلِ یادگیر داشت


    آن روشنی که مردم از خط تیره یافت

    از بخت تابناک ز نورِ ضمیر داشت


    گر فی‌المثل ز هستی یک بوریا نداشت

    پنداشتی که مملکت اردشیر داشت


    تا بود پادشاهی بی تاج و تخت بود

    در مُلک بی‌نیازی صدها امیر داشت


    بر دوش بارِ هیچ تعلق نمی‌کشید

    ز آغاز عمر، بینش سقراط پیر داشت


    امروز این کسی که به چیزی نشد اسیر

    مرگش به خانه آمد و خاکش اسیر داشت


    با آنکه روزگار بسی زاید و بداشت

    گه‌گه چو او بزاید و بس دیردیر داشت

    ▨

    دکتر مهدی حمیدی شیرازی

    6 min
  • نیما یوشیج | در شب سرد

    ▨ نام شعر: در شب سرد

    ▨ شاعر: نیما یوشیج

    ▨ با صدای: احمد کیایی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــ

    در شب سرد زمستانی

    کوره‌ی خورشید هم، چون کوره‌ی گرم چراغ من نمی‌سوزد

    و به مانند چراغ من

    نه می‌افروزد چراغی هیچ،

    نه فروبسته به یخ ماهی که از بالا می‌افروزد.


    من چراغم را در آمد رفتن همسایه‌ام افروختم در یک شب تاریک

    و شب سرد زمستان بود،

    باد می‌پیچید با کاج،

    در میان کومه ها خاموش

    گم شد او از من جدا زین جاده‌ی باریک

    و هنوزم قصه بر یاد است

    وین سخن آویزه‌ی لب:

    «که می‌افروزد؟ که می‌سوزد؟

    چه کسی این قصه را در دل می اندوزد؟»

    در شب سرد زمستانی

    کوره‌ی خورشید هم، چون کوره‌ی گرم چراغ من نمی‌سوزد.

    ▨ 

    نیما یوشیج

    دی ماه ۱۳۲۹

    4 min
  • شهریار | ای وای مادرم | دکلمه ساعد باقری

    ▨ نام شعر: ای وای مادرم

    ▨ شاعر: شهریار

    ▨ با صدای: ساعد باقری

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــ

    تذکر: نسخه‌های دیگری از شعر موجود است که طولانی‌تر است، اما متن شعر ارایه شده در اینجا منطبق بر نسخه‌ی خوانش شده توسط استاد ساعد باقری است.

    ــــــــــــــــــ

    ۱

    آهسته باز از بغل پلّه‌ها گذشت

    در فکرِ آش و سبزی بیمار خویش بود

    امّا گرفته دور و برش هاله‌ای سیاه

    او مرده است و باز پرستارِ حال ماست

    در زندگیّ ما همه جا وول می خورد

    هر کنجِ خانه صحنه‌ای از داستان اوست

    در ختم خویش هم به سرِ کارِ خویش بود

    بیچاره مادرم


    ۲

    هر روز می‌گذشت از این زیرپلّه‌ها

    آهسته تا به هم نزند خوابِ نازِ من

    امروز هم گذشت

    در باز و بسته شد

    با پشت خم از این بغلِ کوچه می‌رود

    چادرنماز فلفلی انداخته به سر

    کفشِ چروک‌خورده و جورابِ وصله‌دار

    او فکر بچّه‌هاست

    هر جا شده هویج هم امروز می‌خرد

    بیچاره پیرزن، همه برف است کوچه‌ها


    ۵

    انصاف می‌دهم که پدر رادمرد بود

    با آن همه درآمد سرشارش از حلال

    روزی که مُرد روزی یک سال خود نداشت

    امّا قطارهای پُر از زاد آخرت

    وز پی هنوز قافله های دعای خیر

    این مادر از چنان پدری یادگار بود

    تنها نه مادر من و درماندگان خیل

    او یک چراغ روشن ایل و قبیله بود

    خاموش شد دریغ


    ۶

    نه، او نمرده، می‌شنوم من صدای او

    با بچّه‌ها هنوز سر و کلّه می‌زند؛

    ناهید، لال شو

    بیژن، برو کنار

    کفگیر بی‌صدا

    دارد برای ناخوشِ خود آش می‌پزد


    ۷

    او مُرد و در کنار پدر زیر خاک رفت

    اقوامش آمدند پیِ سرسلامتی

    یک ختم هم گرفته شد و پُر بدک نبود

    بسیار تسلیت که به عرضه داشتند؛

    لطف شما زیاد

    امّا ندای قلب، به گوشم همیشه گفت:

    این حرف‌ها برای تو مادر نمی‌شود.


    ۸

    پس این که بود؟

    دیشب لحافِ رد شده بر روی من کشید

    لیوان آب از بغل من کنار زد،

    در نصفه‌های شب.

    یک خواب سهمناک و پریدم به حال تب

    نزدیک‌های صبح

    او باز زیر پای من اینجا نشسته بود

    آهسته با خدا،

    راز و نیاز داشت

    نه، او نمرده است.


    ۱۱

    او پنج سال کرد پرستاری مریض

    در اشک و خون نشست و پسر را نجات داد

    امّا پسر چه کرد برای تو؟ هیچ، هیچ

    تنها مریضخانه، به اُمّیدِ دیگران

    یک روز هم خبر: که بیا او تمام کرد.



    ۱۲

    در راه قُم به هرچه گذشتم عبوس بود

    پیچید کوه و فحش به من داد و دور شد

    صحرا همه خطوط کج و کوله و سیاه

    طومار سرنوشت و خبرهای سهمگین

    دریاچه هم به حال من از دور می گریست

    تنها طواف دور ضریح و یکی نماز

    یک اشک هم به سوره‌ی یاسین من چکید

    مادر به خاک رفت.


    ۱۴

    آینده بود و قصّه ی بی مادریّ من

    ناگاه ضجّه‌ای که به هم زد سکوت مرگ

    من می‌دویدم از وسط قبرها برون

    او بود و سر به ناله برآورده از مغاک

    خود را به ضعف از پی من باز می‌کشید

    دیوانه و رمیده، دویدم به ایستگاه

    خود را به هم فشرده خزیدم میان جمع

    ترسان ز پشت شیشه‌ی در آخرین نگاه

    باز آن سفیدپوش و همان کوشش و تلاش

    چشمان نیمه‌باز:

    از من مشو جدا.


    ۱۵

    می‌آمدم و کلّه‌ی من گیج و منگ بود

    انگار جیوه در دل من آب می‌کنند

    پیچیده صحنه‌های زمین و زمان به هم

    خاموش و خوفناک همه می‌گریختند

    می‌گشت آسمان که بکوبد به مغز من

    دنیا به پیش چشم گنه‌کارِ من سیاه

    وز هر شکاف و رخنه‌ی ماشین غریو باد

    یک ناله‌ی ضعیف هم از پی دوان دوان

    می‌آمد و به مغر من آهسته می‌خلید:

    تنها شدی پسر.


    ۱۶

    باز آمدم به خانه چه حالی! نگفتنی

    دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض

    پیراهن پلید مرا باز شسته بود

    انگار خنده کرد ولی دل‌شکسته بود:

    بردی مرا به خاک سپردیّ و آمدی؟

    تنها نمی‌گذارمت ای بینوا پسر!

    می‌خواستم به خنده درآیم ز اشتباه

    امّا خیال بود

    ای وای مادرم

    ▨

    سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار

    12 min
  • دکتر مهدی حمیدی شیرازی | طبع خاموش

    ▨ نام شعر: طبع خاموش

    ▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی

    ▨ با صدای: مهدی حمیدی شیرازی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــ

    کِلکِ شیرین‌زبانِ من، صد حیف

    سال‌ها می‌رود که گویا نیست


    طبع گوهرفزای من افسوس

    دیگر آن بحرِ گوهر افزا نیست


    نغمه‌سازنده مرغِ جانِ مرا

    نغز، آن نعمه‌های شیوا نیست


    رفته در خواب بی‌کران خاموش

    آن که چون او بلندآوا نیست


    ای گران‌مایه طبعِ خسته‌ی من

    که‌ت گهر‌ها به هیچ دریا نیست


    خوب کردی که خاموشی، گر چند

    بی‌تو‌ام زندگی مهنّا نیست


    رفتی از دستِ من؛ که دانستی

    که تو را جایِ ماندن این‌جا نیست


    هیچکس قدرِ تو چو من نشِناخت

    گفتی این یک تن آن‌قَدَرها نیست


    عمرِ من گرچه در هوای تو شد

    پایبندِ تو، عمرِ تنها نیست


    تو به نازیدن احتیاجت بود

    که به جز ناز، کارِ رعنا نیست


    ناز کردیّ‌و ناز تو نخرید

    چشم کورِ زمان که بینا نیست


    من که دانستم احتیاج تو را

    مکر گفتم تو را و حاشا نیست


    خلق، فرق تو را ز من نشناخت

    گفت: مدّاحِ خویش دانا نیست


    مردمانِ زمانه کوردل‌اند

    مردگانند، چشمشان وا نیست!


    ور نه روزی یکی همی پرسید

    که: فلان هست در جهان یا نیست؟


    کارِ دنیایِ او بیاراییم

    گرچه او پایبندِ دنیا نیست


    این نگفتند و این نمی‌گویند

    که کسی جز به فکرِ یغما نیست


    کارها را به کاردان ندهند

    کاردان نیست، کارفرما نیست!


    دورم از خلق و گوشه‌ای تنها

    وین‌چنین گوشه‌گیر عنقا نیست


    دردری آید به دیدنم هر شام

    که امیدی مرا به فردا نیست


    چون پدیدار نیست بودنِ من

    چه غم از آن که طبعِ غرّا نیست!؟

    ▨

    دکتر مهدی حمیدی شیرازی

    از کتاب کالبدهای پولادین شعر - صفحه ۱۲۷

    دهم آذرماه ۱۳۲۸ - تهران

    6 min
  • فخرالدین مزارعی | رهایی

    ▨ نام شعر: رهایی

    ▨ شاعر: فخرالدین مزارعی

    ▨ با صدای: شهروز کبیری

    ▨ موسیقی: قطعه‌ی «خودکشی دکتر رودلف» از کیهان کلهر

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــ

    :ماهی اندیشید در ژرفای آب

    "می‌توان آیا رها زین قید شد؟"


     تور ماهیگیر از امواج خاست

    ماهی از دریا رها شد، صید شد. 

    ▨ 

    فخرالدین مزارعی

    متخلص به آرزو

    2 min
  • اسماعیل خویی | چه چشم‌هایی دارد

    ▨ نام شعر: چه چشم‌هایی دارد

    ▨ شاعر: اسماعیل خویی

    ▨ با صدای: اسماعیل خویی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    چه چشم‌هایی دارد

    ستارگان کدامین شبِ شکفته‌ی شاد

    در آن دو برکه‌ی خاموش

    ته‌نشین شده‌اند؟


    کدام ساحل آغوش

    قرار بخشید شب‌ها

    به موج سینه‌ی او؟


    دلِ هوایی من

    در این سپیده‌ی لبخند

    چگونه خواهد دانست

    که بادِ شُرطه کجا می‌برد

    سفینه‌ی او؟

    ▨ 

    اسماعیل خویی

    3 min
  • بنشینم و صبر پیش گیرم | سعدی | دکلمه دکتر محمدجعفر محجوب

    ▨ نام شعر: بنشینم و صبر پیش گیرم، دنبالهٔ کار خویش گیرم

    ▨ شاعر: سعدی

    ▨ با صدای: دکتر محمدجعفر محجوب

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــ

    ای سرو بلندِ قامت دوست

    وه وه که شمایلت چه نیکوست


    در پای لطافت تو میراد

    هر سرو سهی که بر لب جوست


    نازک بدنی که می‌نگنجد

    در زیر قبا چو غنچه در پوست


    مه پاره به بام اگر برآید

    که فرق کند که ماه یا اوست؟


    آن خرمن گل نه گل که باغ است

    نه باغ ارم که باغ مینوست


    این {آن} گوی مُعَنْبَرست در جَیب؟

    یا بوی دهان عنبرین بوست؟


    خون دل عاشقان مشتاق

    در گردن دیدهٔ بلاجوست


    در حلقهٔ صَولَجان زلفش

    بیچاره دلم فتاده {دل اوفتاده} چون گوست


    می‌سوزد و همچنان هوادار

    می‌میرد و همچنان دعاگوست


    من بندهٔ لعبتان سیمین

    کاخر دل آدمی نه از روست


    بسیار ملامتم بکردند

    کاندر پی او مرو که بدخوست


    ای سخت‌دلان سست‌پیوند {سست‌پیمان}

    این شرط وفا بوَد که بی‌دوست


    بنشینم و صبر پیش گیرم؟

    دنبالهٔ کار خویش گیرم؟ 

    [بند ۱]



    بگذشت و نظر {نگه} نکرد با من

    در پای کشان، ز کبر دامن


    دو نرگسِ مستِ نیم‌خوابش

    در پیش و به حسرت از قفا من


    ای قبلهٔ عاشقان {دوستان} مشتاق

    گر با همه آن کنی که با من


    بسیار کسان که جان شیرین

    در پای تو ریزد اوّلا من


    گویندم ازو نظر بپرهیز

    پرهیز ندانم از قضا من


    گفتم که شکایتی بخوانم

    از دست تو نزد {پیش} پادشا من


    کاین سخت‌دلی و سست‌مهری

    جرم از طرف تو بود یا من؟


    دیدم که نه شرط مهربانی‌ست

    گر بانگ برآرم از جفا من


    گر سر برود فدای پایت

    دست از تو نمی‌کنم رها من


    جز وصل توام حرام بادا

    حاجت که بخواهم از خدا من


    هرگز نشنیده‌ام {نشنیده‌ای} که یاری

    بی‌یار صبور بود تا من


    بنشینم و صبر پیش گیرم

    دنبالهٔ کار خویش گیرم

    [بند ۸]



    ای روی تو آفتاب عالم

    انگشت نمای آل آدم


    احیای روان مردگان را

    بویت نفس مسیح مریم


    بر جان عزیزت آفرین باد

    بر جسم شریفت اسم اعظم


    محبوب منی چو دیدهٔ راست

    ای سرو روان به ابروی خم


    دستان که تو داری ای پری‌روی

    بس دل ببری به کَفّ و مِعْصَم


    تنها نه منم اسیر عشقت

    خلقی مُتَعَشِّقند و من هم


    شیرین جهان تویی به تحقیق

    بگذار حدیث ما تَقَدَّم


    خوبیت مُسَلَّمست و ما را

    صبر از تو نمی‌شود مُسَلَّم


    تو عهد وفای خود شکستی

    وز جانب ما هنوز محکم


    مگذار که خستگان بمیرند

    دور از تو در {به} انتظار مرهم


    بی‌ما تو به سر بری همه عمر

    من بی‌تو گمان مبر که یک‌دم


    بنشینم و صبر پیش گیرم

    دنبالهٔ کار خویش گیرم

    [بند ۹]

    ▨

    سعدی

    ــــــــــــــــ

    پی‌نوشت اول: آنچه می‌شنوید، خوانش دکتر محمدجعفر محجوب از بندهای ۱ و ۸ و ۹ از ترجیع‌بند مشهور سعدی است. این خوانش مربوط است به تدریس درس فارسی پیشرفته توسط دکتر محجوب، در دانشگاه برکلی آمریکا.

    پی‌نوشت دوم: متن شعر با خوانش دکتر محجوب تفاوتهایی دارد. بعضاً برخی ابیات خوانده نمی‌شود و یا در خوانش، توالی ابیات متفاوت است. برای تفاوتهای واژگان بین نسخۀ نوشتاری و خوانش؛ شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.

    6 min
  • ضیاءالدین خالقی | سیب‌های اتفاقی

    ▨ نام شعر: سیب های اتفاقی

    ▨ شاعر: ضیاءالدین خالقی

    ▨ با صدای: ضیاءالدین خالقی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــ

    سیب‌های اتفاقی من

    رویاها را نقش می‌زند

    و من

    می‌افتم

    در ثانیه‌هایی از شکوفه‌ها

    در لحظه‌هایی از فروردین

    به یادِ اولین‌روزهای عاشقی

    در خاکی‌ترین‌خاطره‌ها


    یادت به‌خیر

    که بهارِ امسال هم

    عطرِ خودت را در شاخه‌های درختان

    و دسته‌ای از گُل‌های سرخ

    پیچیده‌ای

    و یادهایت را به من

    یادگاری می‌دهی.

    ▨

    ضیاءالدین خالقی

    از کتاب پرنده‌ها به نام تو، نشر همسایه

    3 min
  • مهدی اخوان ثالث | ای درخت معرفت

    ▨ نام شعر: ای درخت معرفت

    ▨ شاعر: مهدی اخوان ثالث

    ▨ با صدای: مهدی اخوان ثالث

    ▨ موسیقی: قطعه طُرقه از کیهان کلهر

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــ

    ای درخت معرفت! جز شک و حيرت چيست بارت؟

    يا که من باری نديدم غير از اين بر شاخسارت؟


    بر زمينت کِشت و بردت سر به سوي آسمان‌ها

    باغبانِ شوخ چشمِ پير و پنهان آبيارت


    يا بر آی از ريشه و چون من به خاکِ مرگ در شو

    تا نبينم سبز زين سان هم زمستان هم بهارت


    يا از آن سر شاخه‌های دور و پنهان از نظرها

    ميوه‌ای ديگر فرو افکن برای خواستارت


    حاصلي جز حيرت و شک، ميوه‌اي جز شک و حيرت

    چيست جز اين؟ نيست جز اين؛ ای درختِ پير، بارت


    عمرها خوردی و بردی غير از این باری ندادی

    حيف، حيف از اين همه رنجِ بشر در رهگذارت


    چند و چونِ فيلسوفان چون بَرِ ديوارِ ندبه است

    پيرک چندی زنخزن* ريش‌جنبان در کنارت


    اي کلاغ صبح‌های روشن و خاموش برفی

    خوش‌تر از هر فيلسوفی دوست دارم قار قارت


    چیستی و از کجایی ای گیاه ریشه در گم

    و ای بنفشه‌ی اطلسی، ديگر شناسم من تبارت


    شهرِ افلاطونِ ابله ديده تا پس کوچه‌هايش

    گشته وز آن بازگشتم می‌کند شربش خمارت


    ما غلامانيم و شاعر در فنون جنگ ماهر

    سنگ چون اردنگ می‌سازيم، ای ابله! نثارت


    وعده‌های اين همه نقل است و عقلِ دیرباور

    شاخه‌ای از توست؛ چون بپذيرد اين شعر و شعارت؟


    پال پال* و کور مالان من چو عمری خرج کردم

    زير سردِ بی‌مروت‌سایه‌ات؛ يعنی حصارت


    چون گشودم چشمِ عبرت ناگهان ديدم که بی‌گه

    پرده‌ای برفينه پوشيده سرم؛ يعنی غبارت


    من غبارِ گردباد آسا بسی در دور و نزديک

    ديده‌ام اما نديدستم که آيد زان سوارت


    سوی شهرِ خويش آيم باز و ديوار از هوايش

    زان که ديوار آهنين مُلکی‌ست هيچستان ديارت


    گلبُن داوودیِ پاييز روشن خواهد اميد

    کآی درختِ معرفت جز شکّ و حيرت نيست بارت

    ▨

    مهدی اخوان ثالث

    متخلص به م. امید

    ــــــــــ

    پی‌نوشت: زنخ‌زن: بیهوده سخن‌گو

    پال پال: کورمال کورمال طی طریق کردن

    7 min
  • احمد شاملو | از عموهایت | نسخه‌ی کلاسیک

    ▨ نام شعر: از عموهایت (در رثای مرتضی کیوان)

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــ

    تقدیم نامه‌ی شاعر: برای سیاوش کوچک

    ــــــــــــــــ

    نه به‌خاطر آفتاب نه به‌خاطر حماسه

    به‌خاطر سایه‌ی بام کوچک‌اش

    به‌خاطر ترانه‌یی

    کوچک‌تر از دست‌های تو

    نه به‌خاطر جنگل‌ها نه به‌خاطر دریا

    به‌خاطر یک برگ

    به‌خاطر یک قطره

    روشن‌تر از چشم‌های تو

    نه به‌خاطر دیوارها ــ به‌خاطر یک چپر

    نه به‌خاطر همه انسان‌ها ــ به‌خاطر نوزاد دشمن‌اش شاید

    نه به‌خاطر دنیا ــ به‌خاطر خانه‌ی تو

    به‌خاطر یقین کوچک‌ات

    که انسان دنیایی است

    به‌خاطر آرزوی یک لحظه‌ی من که پیش تو باشم

    به‌خاطر دست‌های کوچک‌ات در دست‌های بزرگ من

    و لب‌های بزرگ من

    بر گونه‌های بی‌گناه تو

    به‌خاطر پرستویی در باد، هنگامی که تو هلهله‌می‌کنی

    به‌خاطر شبنمی بر برگ، هنگامی که تو خفته‌ای

    به‌خاطر یک لبخند

    هنگامی که مرا در کنار خود ببینی

    به‌خاطر یک سرود

    به‌خاطر یک قصه در سردترین شب‌ها تاریک‌ترین شب‌ها

    به‌خاطر عروسک‌های تو، نه به‌خاطر انسان‌های بزرگ

    به‌خاطر سنگ‌فرشی که مرا به تو می‌رساند، نه به خاطر شاه‌راه‌های دوردست

    به‌خاطر ناودان، هنگامی که می‌بارد

    به‌خاطر کندوها و زنبورهای کوچک

    به‌خاطر جار سپید ابر در آسمان بزرگ آرام

    به‌خاطر تو

    به‌خاطر هر چیز کوچک هر چیز پاک برخاک‌افتادند

    به‌یادآر

    عموهای‌ات را می‌گویم

    از مرتضا سخن‌می‌گویم.

    ▨ 

    احمد شاملو

    ۱۳۳۴

    ــــــــــــ

    مرتضی کیوان در پی پناه دادن به سه تن از نظامیان فراری حزب توده در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دستگیر و به جرم خیانت، در ۲۷ مهر ۱۳۳۳ تیرباران شد

    5 min

About شعر | با صدای شاعر

From the publisher's feed

شعرهای معاصر ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید

More shows like شعر | با صدای شاعر

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,896 Listeners

Radio Deev/پادکست رادیو دیو by RadioDeev

Radio Deev/پادکست رادیو دیو

2,065 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,067 Listeners

طنزپردازی | tanzpardazi by tanzpardazi | طنزپردازی

طنزپردازی | tanzpardazi

1,161 Listeners

Owrsi Podcast | پادکست اورسی by Owrsi

Owrsi Podcast | پادکست اورسی

178 Listeners

Radio Tragedy رادیو تراژدی by Radio Tragedy Team

Radio Tragedy رادیو تراژدی

433 Listeners

کتاب صوتی ناصر زراعتی  - Ketab soti by Ketab soti

کتاب صوتی ناصر زراعتی - Ketab soti

135 Listeners

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران by Mohammad Amin Chitgaran

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران

143 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,992 Listeners

MovarekhPodcast احمدهاشمی by احمد هاشمی

MovarekhPodcast احمدهاشمی

49 Listeners

پادکست راوکده by Ravkadeh Podcast

پادکست راوکده

408 Listeners

Wrapup | رپاپ by amir soodbakhsh

Wrapup | رپاپ

516 Listeners

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian) by Jabe podcast

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian)

139 Listeners

اکنون -  صفحه رسمی by Aknoontalks

اکنون - صفحه رسمی

194 Listeners

قاب تاریخ by Mohamad Nazemi

قاب تاریخ

65 Listeners