
Sign up to save your podcasts
Or


▨ نام شعر: ای سرزمین من
▨ شاعر: خسرو گلسرخی
▨ با صدای: خسرو گلسرخی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ــــــــــــــــــــــــ
این استعمار؛
این جامهی سیاه معلق را
چگونه پیوندی است
با سرزمین من؟
▨
آن کس که سوگوار کرد خاک مرا
آیا شکست
در رفتوآمد ِ حمل ِ این همه تاراج؟
▨
این سرزمین من چه بیدریغ بود
که سایهی مطبوع خویش را
بر شانههای «ذوالکتاف» پهن کرد
و باغها میان عطش سوخت
و از شانهها طناب گذر کرد
▨
این سرزمین من چه بی دریغ بود
ثقل زمین کجاست؟
من در کجای جهان ایستادهام؟
با باری ز فریادهای خفته و خونین
ای سرزمین من
من در کجای جهان ایستادهام؟
▨
خسرو گلسرخی، این شعر را در آخرین دفاعیهی خود در دادگاه نظامی خوانده که عینا اینجا آمده است. گلسری توسط همین دادگاه محاکمه و بلافاصله اعدام شد
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
▨ نام شعر: کتاب پریشان (اشک پدر)
▨ شاعر: نادر نادرپور
▨ با صدای: نادر نادرپور
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
این شعر را شاعر برای دخترش، پوپک نادرپور نوشته است
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
امید زیستنم، دیدن دوبارهی توست
قراربخش دلم، تاب گاهوارهی توست
تو ای شکوفهی ایام آرزومندی
بمان که دیدهی من روشن از نظارهی توست
نگاه پاک توام صبح آفتابی بود
کنون چراغ شبم چشم پرستارهی توست
به یک اشاره مرا رخصت پریدن بخش
که مرغ وحشی دل رامِ یک اشارهی توست
به پارهکردن اوراق هر کتاب مکوش
دلم کتاب پریشان پارهپارهی توست
شبی نماند که بیگریهام به سر نرسید
زلال اشک پدر، برق گوشوارهی توست
دلم چو موج، به سر میدود ز بیم زوال
کرانهای که پناهش دهد، کنارهی توست
خجسته پوپک من، -ای یگانه کودک من-!
امید زیستنم، دیدن دوبارهی توست
▨
نادر نادرپور
از کتاب: گیاه و سنگ، نه آتش
به تاریخ دهم اردیبهشت ۱۳۴۱
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت یک: این شعر توسط استاد محمدرضا شجریان اجرا شده است
پی نوشت دو: ازوبسایت مستطاب پرند (راوی حکایت باقی) برای به اشتراکگذاری این شعر و جزییات آن، سپاسگزاریم
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
▨ نام شعر: ای وطن من (بخشی از این قصیده)
▨ شاعر: ملک الشعرا بهار
▨ با صدای: فریدون فرحاندوز
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــ
ای خطّهٔ ایران مِهین، ای وطن من
ای گشته به مهرِ تو عجین جان و تن من
{ای عاصمهٔ دنیی آباد که شد باز
آشفته کنارت چو دلِ پُر حَزَن من}
دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغِ گل و لاله و سرو و سمن من
{بس خار مصیبت که خلد دل را بر پای
بی روی تو، ای تازه شکفته چمن من
ای بارخدای من گر بیتو زیم باز
افرشتهٔ من گردد چون اهرمن من
تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی از دل محن من
از رنج تو لاغر شدهام چونان کز من
تا بر نشود ناله نبینی بدن من
دردا و دریغا که چنان گشتی بیبرگ
کز بافتهٔ خویش نداری کفن من}
بسیار سخن گفتم در تعزیت تو
آوخ که نگریاند کسی (نگریانَد کس) را سخن من
وآنگاه نیوشند سخنهای مرا خلق
کز خون من آغشته شود پیرهن من
و امروز همیگویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من، وطن من
▨
ملکالشعرا بهار
ـــــــــ
پینوشت: این دکلمه فقط شامل بخشهایی از این قصیده است. بخشهای دکلمه نشده در داخل آکولاد آمده است.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
▨ نام شعر: ترانه ای بر لب
▨ شاعر: ساعد باقری
▨ با صدای: ساعد باقری
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ــــــــــــــــــ
بزن که هر نیش زخمت، ستارهای در شبم شد
بگو، که هر حرف تلخت ترانهای بر لبم شد
از آن شبِ گرمِ وحشی که شعله در خونِ من ریخت
کدام برفِ زمینگیر حریف تاب و تبم شد
کلیدِ قفلِ زبان تو، ترانههای جهان تو
تفاوت از چشمم افتاد که عاشقی مذهبم شد
ستایشِ هر چه زیبا سرودِ زیباییات بود
سرودنِ هرچه ای تو، ترانهٔ یا ربم شد
هزارها سال نوری مده فریبم به دوری
ببین که هر سنگِ راهی به سوی تو مرکبم شد
دمیده صبحِ نگاهت هنوز باور ندارم
چه لحظههای عزیزی که قسمت امشبم شد
▨
ساعد باقری
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
▨ شعر: دلتنگیها ۱۷
▨ شاعر: یدالله رویایی
▨ با صدای: یدالله رویایی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آنگاه كویر ِمشكل را
از فاصله ساختند
آغاز مرغ بود
آغاز بال پایدار
و مرغ اول جهان ناگاه
وقتی كه كویر مشكل را
از فاصله ساختند
فریادی سخت بركشید
و سمت شنها را آشفت
فریاد میان آب افتاد
و آب
با زمزمه تارهای صوتی را لرزاند
و حافظهی قنات را باد آزرد
وقتی كه تارهای صوتی
در گوشت آب
میلرزید
▨
شعر شماره ۱۷ از مجموعه دلتنگیها
شامل شعرهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶
چاپ اول: ۱۳۴۶
ــــــــــــــــــــــــــــ
تذکر: شماره شعرها ممکن است در چاپ های مختلف، متفاوت باشد. شمارهگذاری ما بر طبق چاپ اول کتاب است. اما در کتاب ِ «مجموعه آثار یدالله رویایی» انتشارات نگاه، چاپ اول، به دلیل سانسور، این شعر شماره ۱۶ است
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
▨ نام شعر: مست و هشیار
▨ شاعر: پروین اعتصامی
▨ با صدای: صدیقه کامور
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
_________
محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت: ای دوست! این پیراهن است، افسار نیست!
گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میروی
گفت: جرمِ راه رفتن نیست، ره هموار نیست
گفت: میباید تو را تا خانهٔ قاضی برم
گفت: رو صبح آی، قاضی نیمهشب بیدار نیست
گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم
گفت: والی از کجا در خانهٔ خمار نیست؟
گفت: تا داروغه را گوییم، در مسجد بخواب
گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست
گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان
گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست
گفت: از بهر غرامت، جامهات بیرون کنم
گفت: پوسیدهست، جز نقشی ز پود و تار نیست
گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت: در سر عقل باید، بیکلاهی عار نیست
گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بیخود شدی
گفت: ای بیهودهگو، حرفِ کم و بسیار نیست
گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را
گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست
▨
پروین اعتصامی
متخلص به پروین
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
▨ نام شعر: میخواستم که ولوله بر پاکنم ولی
▨ شاعر: قیصر امینپور
▨ با صدای: شاعر
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــ
می خواستم که ولوله بر پاکنم ولی
با شورِ شعر محشر کبرا کنم ولی
با نی به هفت بند غزل ناله سر دهم
با مثنوی رهی به نوا وا کنم ولی
تا باز روح قدسی حافظ مدد کند
دم می زدم که کار مسیحا کنم ولی
فریاد را بکوبم پا بر سر سکوت
یا دست کم به زمزمه نجوا کنم ولی
دل بر کنم از این دل مرداب وار تنگ
با رود رو به جانب دریا کنم ولی
این بی کرانه آبی آیینه ی تو را
با چشمِ تشنه، سیر تماشا کنم ولی
«باید» به جای «شاید» و «آیا» بیاورم
فکری به حال «گرچه» و «اما» کنم ولی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
▨ نام شعر: هامون (بخشی از شعر بلند «منظومۀ ایرانی»)
▨ شاعر: محمد مختاری
▨ با صدای: محمد مختاری
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
___________________
میانمان صدایی تبخیر شد
و مرگ جار زد
درون خالیاش را بیتحاشی.
گذشت عمر در گذر شن و بیقراری خون
که پاشنه به خاک میکوبد
و خاک، خاک، لایه لایهی هزار ساله
و خاکروبههایی کز شیپوری بزرگ اکنون بر ما
میافشانند.
پناه بوتههای گز
بتلخی آبی از کنارههای عمر میرود
به سرنوشت شوره بر شیار برفگینهی نمک
نک میزنند
کلاغ پیر و کبک کاهل.
رباطهای یاوهی کپک زده
دهان گشودهاند به خمیازه
و در ردای باد تاب میخورد پوسیدگی
و روزنامههای زرد و آبدیده
گاه از پر قبایی بیرون میپرد.
-“زمان شکافته ست و نشت کرده است
غبار و سایههای نخ نما و سرداریهای بیدخورده.
خط غباری بر پوست آهو
و شلههای رنگ و رو رفته
و چهرههای فرسوده در قابهای کهنه
که از کنارشان بیتاب گذشته بودیم
و از درونمان اکنون سر بر میآورند
تا ما را در قابی میخکوب کنند.
-“کی اند و از کجا میآیند؟
که نیمی از من بودهاند
و مادرانم در حلقهی عذاشان گریستهاند.
از آروارهی افق بیرون میآید
صفی از اندامهایی
برهنه
بیسر
بیتاب
صفی دگر
که ابریشم
به زیر کرباس پوشیدهاند.
-“و پوستشان آمختهی پرستو و باران نیست،
وز چنبر عزایم و دندان مار نفس میکشند.”
گشوده میشود طومارها
و بوی نفتالین
مشام باد را میآزارد
کلاهی از کنارهی افق فرو میافتد
و پوزخند خاک موج برمیدارد:
…
-“نگاه میهنم پیرم کرده است
چراغ ماتم است گلایل.
کسی توازن انسان و خاک را میخواهد برهم زند
صدای زنجره میگیرد
و کرم لای خط و گندم و شناسنامه وول میخورد
شمایل کدر مرگ
و هالهای که گرداگردش بستهاند.
نگاه نیم بسته بر دوایر فرا رونده
گلوی آفتاب و شیشهای شکسته
که برق میزند.
و خون روز و رودخانه در غبار و پلکهای خسته
گم میشود
نمک دهان و زخم را فرو میبندد
و گاه گاه خش خش مدادی بر کاغذی
که مهرههای پشت را میلرزاند.
غبار جای گامهای تند
نشسته است.
و گامها که باد را مهار کرده بودند
مساحت کویری حیات را اندازه میگیرند
▨
محمد مختاری
بخشی از شعر بلند “منظومۀ ایرانی”
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
▨ نام شعر: آن بهاری باغها و این زمستانی بیابان
▨ شاعر: محمدعلی بهمنی
▨ با صدای: محمدعلی بهمنی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
___________
ناگهان دیدم كه دور افتادهام از همرهانم
مانده با چشمانِ من دودی به جای دودمانم
ناگهان آشفت كابوسی مرا از خواب كهفی
دیدم آوخ قرنها راه است از من تا زمانم
ناشناسی در عبور از سرزمین بی نشانی
گرچه ویران خاكش اما آشنا با خشت جانم
ها... شناسم! این همان شهر است شهر كودكیها
خود شكستم تکچراغِ روشنش را با كمانم
میشناسم این خیابانها و این پس كوچهها را
بارها این دوستان بستند ره بر دشمنانم
آن بهاری باغها و این زمستانی بیابان
ز آسمان میپرسم آخر من كجای این جهانم؟
سوز سردی میكشد شلاق و میچرخاند و من
درد را حس میكنم در بند بندِ استخوانم
مینشینم از زمینِ سرزمین بیگناهم
مشت خاكی روی زخم خونفشانم میفشانم
خیره بر خاكم كه میبینم ز كرت زخمهایم
میشکوفد سرخ گلهایی شبیه دوستانم
میزنم لبخند و بر میخیزم از خاک و بدینسان
میشود آغاز فصل دیگری از داستانم
▨
محمدعلی بهمنی
___________
به شما پیشنهاد میکنم آلبوم صوتی «گاهی دلم برای خودم تنگ میشود» را از بیپ تیونز تهیه کنید. این آلبوم شامل ۱۳ غزل ناب، با صدای شاعر است.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
▨ نام شعر: نامه ای به دخترم
▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی
▨ با صدای: مهدی حمیدی شیرازی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ــــــــــــــــــ
توضیح خانوادهی شاعر: نازنین، تنها دختر و ارشد در میان سه فرزند مهدی حمیدی پس از دریافت دیپلم ادبی از دبیرستان نوربخش (رضا شاه کبیر) اصرار دارد برای ادامه تحصیل به نیویورک برود. پدر موافق نیست و میگوید اَبَرشهری است جنگلگونه و درهمتنیده که مردم از صبح تا شام به دنبال روزی و ثروت هستند، به طوری که مجالی برای دوستی و عشق ورزیدن ندارند که این شرایط مناسب روح لطیف نیست و پیشنهاد میکند اگر هم مصر است به خارج برود کشوری مثل سویس را انتخاب کند. نهایت اینکه نصیحت موثر نمیافتد و به نیویورک میرود. آنجا در دانشکاه مشغول به تحصیل میشود اما پس از حدود دو سال دوست پزشکی که در آن شهر طبابت دارد اطلاع میدهد که نازنین به افسردگی شدید مبتلا شده است و بهتر است زودتر به وطن بازگردد. در این زمان دکتر حمیدی که بسیار متاثر و نگران است این شعر را میسراید و برای وی ارسال میکند.
ــــــــــــــــــ
از تهران به نیویورک
ــــــــــــــــــ
نازنین، ای سپیدیِ روزم
واپسین شادیِ شبافروزم
ای ز یک لحظه اشتباهِ پدر
چون پدر، غرق در گناهِ پدر
بیگنهتفته ز آتشِ هستی
داده کفارّهٔ دمی مستی
از که نالم، که دشمنِ تو منم
اهرمن کیست؟ من خود اهرمنم
ما همه کشتگانِ یک نفسیم
در قفسماندگانِ یک هوسیم
از بنِ خاک تا برِ افلاک
خاک بر فرق هرکه آمد، خاک
خرّما کشورا که آن عدم است
نه در آن شام، نه سپیدهدم است
چند در بندِ این ریا بودن
که نبودن به است یا بودن؟
گفت دانا که «بود» رنجکشیست
کاهشِ رنج، لذّت است و خوشی است
هر که را در بلایِ بود شکیست
خوبوبدناشناخته محکیست
گر کسی بنگرد به باریکی
هست کمبودِ نور، تاریکی
نور و ظلمت چو تار و پود نیَند
ناخوشی و خوشی، دو بود نیَند
ناخوشیها همه ز هستیهاست
دردِ هستی خمارِ مستیهاست
گر مرا پایِ این خمار نبود
دستِ تو در دهانِ مار نبود
ور گناهی مرا به عالم نیست
گر همین یک گنه بوَد کم نیست
چه گناهی بتر ز کاشتن است؟
زرد کردن ز تشنهداشتن است؟
گر نه دانستهای و نه دانی
اینْت گفتارهای یزدانی
خلقِ حوا و آدمِ شیدا
رمزِ پنهان و قصهٔ پیدا
معنیِ آن نکویِ زشتشده
چون شده خلق، از بهشت شده
معنیِ گولخورده و تفته
چون به خود آمده ز خود رفته
از بلندی خزیده زی پستی
یعنی؛ از نیستی سوی هستی
گندمی داده دردِ کاستنش
یعنی؛ آتش کشیده خواستنش
من تو را میلِ کاستن دادم
هستی و دردِ خواستن دادم
از حریم نهانیات کندم
در ضمیرِ جهانَت افکندم
عینِ شیطان شدم به راهبری
راندمت از بهشتِ بیخبری
▨
دکتر مهدی حمیدی شیرازی
بیستودوم اسفند ۱۳۴۴ - تهران
ــــــــــ
▨ شعر: نامه ای به دخترم
▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی
─────♬ ─────
نازنین، تنها دختر و ارشد در میان سه فرزند مهدی حمیدی پس از دریافت دیپلم ادبی از دبیرستان نوربخش (رضا شاه کبیر) اصرار دارد برای ادامه تحصیل به نیویورک برود. پدر موافق نیست و میگوید اَبَرشهری است جنگلگونه و درهمتنیده که مردم از صبح تا شام به دنبال روزی و ثروت هستند، به طوری که مجالی برای دوستی و عشق ورزیدن ندارند که این شرایط مناسب روح لطیف نیست و پیشنهاد میکند اگر هم مصر است به خارج برود کشوری مثل سویس را انتخاب کند. نهایت اینکه نصیحت موثر نمیافتد و به نیویورک میرود. آنجا در دانشکاه مشغول به تحصیل میشود اما پس از حدود دو سال دوست پزشکی که در آن شهر طبابت دارد اطلاع میدهد که نازنین به افسردگی شدید مبتلا شده است و بهتر است زودتر به وطن بازگردد. در این زمان دکتر حمیدی که بسیار متاثر و نگران است این شعر را میسراید و برای وی ارسال میکند.
ــــــــــــــــ
پینوشت
: این شعر بسیار طولانیتر است و شاعر تنها ابیاتی از آن را به انتخاب خود دکلمه کرده است.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
From the publisher's feed
شعر معاصر و ادبیات ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید. دانلود و شعرهای بیشتر در تلگرام ما.
ادبیات | شعر | غزل | ترانه | شعر نو | هنر…
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

7,893 Listeners

2,074 Listeners

1,068 Listeners

1,156 Listeners

424 Listeners

14 Listeners

56 Listeners

490 Listeners

2,997 Listeners

17 Listeners

25 Listeners

46 Listeners

46 Listeners

0 Listeners