چشم‌انداز روز

چشم‌انداز روز

By ار.اف.ای / RFI
Download on the App Store

چشم‌انداز روز episodes

  • حسین علیزاده : سرکوب‌های جاری نشانۀ ترس حکومت ایران از اعتراض‌های پیش‌رو است

    به گفتۀ حسین علیزاده "رژیم اسلامی ایران برای جبران خفت شکستی که در جنگ با اسرائیل متحمل شده قصد انتقام‌گیری از مردم را دارد.به گفتۀ او با دستگیری‌ها و اعدام‌های جاری، جمهوری اسلامی ایران با زبان بی زبانی وقوع اعتراض‌های جدید خیابانی را بسیار محتمل می دادند و برای پیشگیری از وقوع آنها از حالا به سرکوب و ارعاب و اعدام روی آورده است به ویژه اینکه با از هم پاشیده شدن پایه‌ها و ساختارهای قدرت در نتیجۀ جنگ با اسرائیل ای بسا میزان و شدت اعتراض‌های خیابانی آینده بمراتب گسترده‌تر از دفعات قبل باشند."

    در پی پذیرش آتش-بس با اسرائیل، حکومت ایران موج تازه‌ای از دستگیری‌ها و اعدام‌ها را در این کشور به بهانۀ جاسوسی برای اسرائیل یا همکاری با موساد از سرگرفته است.

    آیا هدف حکومت ایران همچون موارد مشابه گذشته احیاء اقتدار از دست رفتۀ خود با ایجاد فضای رعب و وحشت است؟ حسین علیزاده، کارشناس مسائل بین‌الملل، در پاسخ به این پرسش و پرسش‌های دیگر از جمله گفته است :

    "دستگیری‌های گستردۀ جاری در ایران و اعدام برخی از دستگیرشدگان به اتهام جاسوسی برای اسرائیل یا همکاری با موساد نوعی بازگشت به تنظیمات کارخانۀ [سرکوب] جمهوری اسلامی است. به گفتۀ او مشابه همین اقدام‌ها در پایان جنگ ایران و عراق و عمدتاً با اعدام هزاران زندانی سیاسی رُخ داد که در اصل نوعی انتقام از جانب جمهوری اسلامی به خاطر شکستی بود که در جنگ با عراق متحمل شده بود.

    به گفتۀ حسین علیزاده الان هم رژیم اسلامی برای جبران خفت شکستی که در جنگ با اسرائیل متحمل شده قصد انتقام‌گیری از مردم را دارد. علیزاده یادآوری می‌کند که پیش از وقوع جنگ اخیر میان اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران، علی خامنه‌ای وقوع جنگ را – هر گونه جنگی – کاملاً منتفی دانسته بود و در عوض با ادبیات خاص خود وقوع اعتراض‌های اجتماعی را بسیاری محتمل خوانده و تصریح کرده بود که البته پاسخ اعتراض‌های مردمی همچون گذشته سرکوب خواهد بود."

    حسین علیزاده در ادامه گفته است : "با دستگیری‌ها و اعدام‌های جاری جمهوری اسلامی ایران با زبان بی زبانی وقوع اعتراض‌های جدید خیابانی را بسیار محتمل می دادند و برای پیشگیری از وقوع آنها از حالا به سرکوب و ارعاب و اعدام روی آورده است، به ویژه اینکه با از هم پاشیده شدن پایه‌ها و ساختارهای قدرت در نتیجۀ جنگ با اسرائیل ای بسا میزان و شدت اعتراض‌های خیابانی آینده بمراتب گسترده‌تر از دفعات قبل باشند." حسین علیزاده در پایان گفته است : "در هر حال، تا جمهوری اسلامی هست متاسفانه در بر همین پاشنه می‌چرخد و از گرگ نمی‌توان انتظاری جز این  داشت."

    11 min
  • مجید محمدی : خطر بی‌ثباتی در صورت سقوط جمهوری اسلامی ایران جدّی نیست

    مجید محمدی : "من خطر بی ثباتی در پی سقوط رژیم اسلامی ایران را جدّی نمی دانم. جمهوری اسلامی از این موضوع سوءاستفاده می کند تا از نو وقت بخرد و به مذاکرات ادامه بدهد و با ترساندن اروپایی‌ها از چنین خطری آنها را به همکاری با جمهوری اسلامی ایران ترغیب سازد. خود من مسیر کنونی جنگ را به سمت سقوط جمهوری اسلامی می بینم. با این حال، ساقط کردن جمهوری اسلامی به کمک حملات هوایی قدری دور از ذهن به نظر می رسد. برای تحقق این منظور دخالت یک عامل داخلی ضروری است : همراهی بخشی از حکومت یا آمدن مردم معترض به خیابان‌ها."

    بخش قابل توجه‌ای از افکار عمومی و رهبران اروپایی از وقوع خلاء قدرت در ایران و پی‌آمدهای آن در منطقه و جهان بیمناک هستند. خود مقامات ایران نیز در گفتگوهای خود با مقامات اروپایی به این نگرانی کم دامن نمی زنند و به همین مناسبت به کشورهای اروپایی هشدار می دهند که بی ثباتی و سقوط رژیم ایران موج بی سابقه‌ای از پناهجویان را به سمت اروپا گسیل خواهند داشت و ابعاد تازه‌ای به قاچاق مواد مخدر در خاک اروپا خواهند داد.

    اما، تا کجا این نگرانی جدّی یا واقعی است؟ مجید محمدی، پژوهشگر و کارشناس مسائل ایران، در پاسخ به این پرسش گفته است :

    "من خطر بی ثباتی در پی سقوط رژیم اسلامی ایران را جدّی نمی دانم. در خود بیت رهبری مرتضی رضایی از قاچاقچیان مواد مخدر است. بنابراین، چه در داخل حکومت، چه در درون جامعه و باندهایی که سپاه پاسداران با آنها همکاری دارد، قاچاق مواد مخدر دست‌کم به اروپا ادامه خواهد داشت.

    اگر بی ثباتی وجود داشته باشد این بیشتر ایران و مردم این کشور را تهدید می‌کند تا اروپا را. در ثانی اگر اروپایی‌ها حقیقتاً نگران بی ثباتی در ایران می‌بودند ٤‬٧ سال با نظام بی‌ثبات‌کنندۀ جمهوری اسلامی ایران مماشات نمی‌کردند. نمی گویم که این مماشات عامل بقاء رژیم ایران بوده است، اما، به بقاء آن کمک کرده است.

    باید تصریح کرد که از اهداف اولیۀ حملۀ اسرائیل سقوط رژیم جمهوری اسلامی ایران نبوده است. نوع حملات اسرائیل نیز گویای همین مطلب است. اهداف اسرائیل مقابله با برنامه‌های گسترش‌طلبی، اتمی و موشکی جمهوری اسلامی ایران بوده است. بنابراین، سرنگونی جمهوری اسلامی از اهداف اولیه اسرائیل به شمار نمی‌رود. اما، رفتار جمهوری اسلامی، یعنی هدف قرار دادن غیرنظامیان اسرائیلی در حملات موشکی خود، اسرائیل را به این سمت کشانده است. خود من هم مسیر جنگ را به سمت سقوط جمهوری اسلامی می بینم.

    با این حال، ساقط کردن جمهوری اسلامی به کمک حملات هوایی قدری دور از ذهن به نظر می رسد. برای تحقق این منظور دخالت یک عامل داخلی ضروری است. این عامل داخلی می‌تواند گروهی در داخل خود رژیم باشد که خواستار کنار گذاردن علی خامنه‌ای است و همزمان می‌خواهد هدایت آشوب زدۀ کشور را طی یک دورۀ انتقالی به دست بگیرد. این عامل در عین حال می‌تواند یک نیروی برآمده از جنبش های اجتماعی باشد که ادارۀ کشور را برای یک دورۀ انتقالی در هماهنگی با گرایش‌های سیاسی مختلف در خارج از کشور برعهده خواهد گرفت.

    بنابراین من سناریوی بی ثباتی در داخل کشور را در درازمدت سناریویی جدی نمی دانم. جمهوری اسلامی از این موضوع سوءاستفاده می کند تا از نو وقت بخرد و به مذاکرات ادامه بدهد و با ترساندن اروپایی‌ها از چنین خطری آنها را به همکاری با جمهوری اسلامی ایران ترغیب سازد.

    اسرائیل در یک موقعیت امنیتی ویژه است و اولویت‌های آن رفع تهدید حیاتی جمهوری اسلامی بوده است تا چاره‌جویی برای خلاء قدرت در ایران در صورت سرنگون شدن حکومت اسلامی در این کشور. اما، این امر در مورد ایالات متحد آمریکا صدق نمی‌کند. برای آمریکا مسئلۀ ثبات در منطقه امر مهمی است و قطعاً برای جلوگیری از وقوع خلاء قدرت ایالات متحد آمریکا از قبل گزینه‌ها و تدابیری اندیشیده است. کسانی که به گفتۀ دونالد ترامپ می خواهند برای مذاکره با او به کاخ سفید بروند در واقع همان‌ کسانی هستند که در داخل حکومت ایران مایلند پس از کنار رفتن خامنه‌ای به شکلی از اشکال زمام بخشی از امور را برای یک دورۀ موقت در دست بگیرند. این سناریو اما در صورتی قابل اجرا است که جنبش اجتماعی در ایران شکل نگیرد. در شب‌های گذشته اما ما شاهد نشانه‌های بارزی از شکل گیری تدریجی یک جنبش اجتماعی در ایران هستیم.

    با خارج شدن جامعه از شوک اولیه ناشی از بمباران‌های اسرائیل زمینه برای بروز اعتراض‌های خیابانی فراهم می شود. در بروز این اعتراض‌ها سیگنال‌هایی هم که اسرائیل مثلاً با بمباران پایگاه‌های بسیج و سپاه می فرستد می‌توانند در بروز اعتراض‌ها نقش تعیین‌کننده ایفاء کنند. بمباران پایگاه‌های بسیج یا یگان ویژه یا مثلاً زدن یکی از سران سه قوه خود به خود ربطی به از میان بردن برنامۀ اتمی ایران ندارند، اما، سیگنال‌هایی هستند که اسرائیل برای ترغیب اعتراض‌های خیابانی به متن جامعه، جامعۀ مدنی ایران می‌فرستد."

    12 min
  • حسن هاشمیان : خامنه‌ای تسلیم می‌شود ولی نباید گذاشت تسلیم شدنش به بقاء رژیم او منجر شود

    حسن هاشمیان : در صورتی که علی خامنه‌ای خود را تسلیم کند مخالفان نظام اسلامی باید خواستار برگزاری یک همه‌پرسی بر سر بود و نبود جمهوری اسلامی ایران بشوند. این کمترین حق ملت ایران است که باید رعایت شود. هدف علی خامنه‌ای و فرماندهان سپاه این است که با تسلیم کردن خود باقی بمانند. اما نباید چنین اجازه‌ای را به آنان داد. نباید گذاشت که تسلیم شدن رژیم به بقاء رژیم منجر شود.

    نخست وزیر اسرائیل صریحاً کشته شدن علی خامنه‌ای را راه‌حل جنگ کنونی اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران معرفی کرده است؟ آیا خامنه ای تسلیم خواهد شد و تسلیم شدن او چه پی آمدهایی دارد؟

    حسن هاشمیان کارشناس مسائل خاورمیانه در پاسخ به این پرسش از جمله گفته است :  

     

    مسئول اول و آخر وضعی که کشورمان امروز گرفتارش شده علی خامنه‌ای و جمهوری اسلامی است. به نظر من اسرائیل هر وقت اراده بکند قادر است علی خامنه‌ای را از بین ببرد و این را عملیات آن طی روزهای اخیر در از بین بردن عالیترین فرماندهان نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی به خوبی اثبات کرده است.

    اما، از بین بردن علی خامنه‌ای از سوی اسرائیل نیازمند چراغ سبز دولت آمریکا است. لحظات حاضر در واقع آخرین لحظات و فرصت علی خامنه‌ای و اطرافیان او برای تسلیم شدن است. علی خامنه‌ای و اطرافیانش از این پس یک گزینه دارند : تسلیم. در غیر این صورت سرنوشت تلخ امرا و فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در روزهای اخیر در انتظار آنان خواهد بود. رژیم اسلامی از این پس در مسیر بی بازگشت سقوط گام نهاده است، حال می‌خواهد از طریق تسلیم باشد یا از طریق کشته شدن علی خامنه‌ای و دیگر مقامات ایران توسط اسرائیل. در واقع، این روزها را باید روزهای پایانی جمهوری اسلامی تلقی کرد.

    برخلاف تصوری که از علی خامنه‌ای سیمای فردی لجوج، یک دنده و مقاوم ارایه می‌کند، من معتقدم که علی خامنه‌ای فردی است به غایت ترسو و هر وقت با فشاری سنگین روبرو شود به ویژه اگر این فشار بقاء او و رژیم اش و همچنین خانواده‌اش را نشانه بگیرد، وی راه تسلیم را برمی گزیند. بنابراین بعید نمی دانم که ظرف روزهای آینده شاهد نخستین نشانه‌های تسلیم از سوی خامنه‌ای و رژیم او باشیم. در غیر این صورت خامنه‌ای با سرنوشتی نظیر سرنوشت صدام حسین یا معمر قذافی روبرو خواهد شد، با این تفاوت که صدام حسین بمراتب شجاع‌تر از علی خامنه‌ای بود. رژیم صدام حسین در نهم آوریل 2003 ساقط شد، در حالی که خود صدام حسین در هشتم آوریل در خیابان‌های بغداد میان مردم قدم می زد. علی خامنه‌ای، اما، از همان نخستین لحظات حمله به مخفیگاه رفت و از آن لحظه دیگر کسی او را ندیده است.

    لحظات حاضر لحظات حساس و سرنوشت‌ساز است. در صورتی که علی خامنه‌ای خود را تسلیم کند مخالفان نظام اسلامی باید خواستار برگزاری یک همه‌پرسی بر سر بود و نبود جمهوری اسلامی ایران بشوند. این کمترین حق ملت ایران است که باید رعایت شود. هدف علی خامنه‌ای و فرماندهان سپاه این است که با تسلیم کردن خود باقی بمانند. اما نباید چنین اجازه‌ای را به آنان داد. نباید گذاشت که تسلیم شدن رژیم به بقاء رژیم منجر شود. اگر این رژیم تسلیم شود و بماند می‌خواهد دهان همه را از نو ببندد و  سرکوب و بگیر و ببند را بمراتب بدتر از گذشته از سر بگیرد به طوری که دیگر کسی حتا جرأت سئوال کردن نداشته باشد. این رژیم اگر بعد از تسلیم شدن بماند از نو و به طرز بی رحمانه‌ای به جان مردم خواهد افتاد. برای پرهیز از چنین سناریویی باید بر برگزاری یک همه پرسی بر سر بود و نبود جمهوری اسلامی از حالا تأکید کرد و از ایالات متحد آمریکا خواست که این حق اولیه مردم ایران را به رسمیت بشناسد.    

    10 min
  • حسین علیزاده : ما وارد دورۀ پساجمهوری اسلامی و اتحاد با آمریکا و اسرائیل شده‌ایم

    حسین علیزاده : این را در اینجا من برای ثبت در تاریخ می گویم. جمهوری اسلامی ایران دیگر از این پس مُرده است. این نکتۀ اول. نکتۀ دوم این است که ایران در دورۀ پساجمهوری اسلامی به دلیل موقعیت راهبردی اش به لحاظ اهمیت‌ "ژئوپُلیتیک"، "ژئوانرژیک" آن در یکپارچگی امروزش از سوی قدرت‌های جهانی به ویژه آمریکا به عنوان اهرم فشار بر پکن حفظ خواهد شد. خلاصه این که ما نه فقط در دورۀ پساجمهوری اسلامی، بلکه نیز در دورۀ تشکیل یک اتحاد سه گانه میان ایران، آمریکا و اسرائیل به سر می بریم.

    آیا جنگ اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران وارد یک دورۀ بی بازگشت و سرنوشت‌ساز شده است و وضعیت حاضر چه دورنمایی پیش روی ایران تصویر می کند؟

     حسین علیزاده، دیپلمات و تحلیلگر مسائل بین‌الملل در پاسخ به این پرسش از جمله گفته است :  

    "آخرین گفتگوی تلفنی رؤسای جمهوری آمریکا و روسیه که نسبتاً طولانی هم بوده به طرز عجیبی نه به جنگ اوکراین که به مسئلۀ ایران اختصاص داشته است. دونالد ترامپ تصریح می‌کند که ولادیمیر پوتین در این گفتگو با او نه دربارۀ جنگ اوکراین، که دربارۀ ایران در پرتو جنگ کنونی آن با اسرائیل سخن گفت به طوری که رئیس جمهوری روسیه عملاً نگران از این است که شکست جمهوری اسلامی ایران در جنگ با اسرائیل به شکست روسیه در جنگ اوکراین منجر شود.

    تلقی من این است که رئیس جمهوری روسیه از دونالد ترامپ خواسته است که به این جنگ خاتمه دهد، زیرا، هیچ کس دیگری به جز ترامپ قادر به انجام این کار نیست. هیچکس دیگری به جز دونالد ترامپ نمی‌تواند نخست وزیر اسرائیل را وادار کند که به جنگ با ایران خاتمه دهد. درخواست دیگر پوتین و شاید مهمترین درخواست او این می‌توانسته باشد که اگر ترامپ قادر به متوقف کردن جنگ میان اسرائیل و حکومت ایران نیست، دست کم به سود اسرائیل در این جنگ وارد نشود.

    این را در اینجا من برای ثبت در تاریخ می گویم. جمهوری اسلامی ایران دیگر از این پس مُرده است. فقط مانده است صدور گواهی رسمی فوت و البته برگزاری مراسم کفن و دفن آن. به عبارت دیگر ما از این پس وارد دورۀ پساجمهوری اسلامی ایران شده‌ایم.

    این نکتۀ اول. نکتۀ دوم این است که ایران در دورۀ پساجمهوری اسلامی به دلیل موقعیت راهبردی اش به لحاظ اهمیت‌ "ژئوپُلیتیک"، "ژئوانرژیک" در یکپارچگی امروزش از سوی قدرت‌های جهانی به ویژه آمریکا حفظ خواهد شد.

    بارزترین نمونۀ تاریخی این امر برای ما ایرانیان اتفاقات پس از شهریور ١٣‬٢٠ در پی سقوط رضاشاه به دست متفقین است. در پی سقوط رضا شاه، فرزند او به سلطنت رسید و قدرت‌های جهانی تصمیم گرفتند که برغم جوانی و کم‌تجربگی او یکپارچگی ایران  را به دلیل موقعیت راهبردی اش از دریای مازندران تا خلیج فارس و به دلیل پیشینه و قدمت کهن فرهنگی-تمدنی‌اش حفظ کنند.

    هفتاد درصد انرژی نفت و گاز جهان در خاک و آب ایران وجود دارد. این شاخص‌ در کنار شاخص‌های مهم دیگر باعث خواهند شد که ایران پساجمهوری اسلامی به یکی از مهمترین متحدان آمریکا در منطقه تبدیل شود. آنچه مرا به حفظ یکپارچگی ایران دلگرم می‌کند نگرانی آمریکا از چین قدرقدرت در جهان جدید دوقطبی پس از فروپاشی اتحاد شوروی سابق و البته ضعف و شکنندگی روسیه پوتین است.

    چین از نظر آمریکا تهدیدی حیّاتی است و به همین دلیل آمریکا دو پیمان نظامی علیه چین ایجاد کرده است. خلاصه کنم : به دلیل وابستگی شدید چین به انرژی ارزان قیمت ایران، این کشور عملاً از منظر آمریکا اهرمی قدرتمند برای اعمال فشار بر پکن به شمار می رود. برای نمونه در قرارداد بیست و پنج‌ساله‌ای که میان پکن و جمهوری اسلامی منعقد شده، رهبران تهران تعهد کرده‌اند که نفت ایران را سی درصد کمتر از قیمت واقعی آن در بشکه به پکن بفروشند و این یعنی میلیاردها دلار تاراج ثروت ایران است که مفت و مسلم به جیب پکن ریخته می شود.

    تبدیل کردن ایران به یک اهرم فشار قدرتمند در برابر چین نیازمند یک ایران برپا، یکپارچه و مقتدر است که در عین حال متحد مهم آمریکا و اسرائیل در منطقه به شمار برود. به این ترتیب یک سه ضلعی ایران، آمریکا و اسرائیل در ایران پساجمهوری اسلامی شکل خواهد گرفت.

    هم آمریکا هم اروپا به اهمیت "ژئوانرژیک" ایران واقفند. هم آمریکا هم اروپا می دانند و معتقدند که صیانت از این موقعیت مستلزم صیانت از موجودیت و یکپارچگی ایران است. ناآرامی در ایران ناآرامی در غرب را در پی دارد و برای پرهیز از آن باید ایرانی قوّی و یکپارچه شکل بگیرد.  

    خلاصه این که ما نه فقط در دورۀ پساجمهوری اسلامی، بلکه نیز در دورۀ تشکیل یک اتحاد سه گانه میان ایران، آمریکا و اسرائیل به سر می بریم.

    18 min
  • دستمالچی: اگر ایران عکس‌العمل نشان بدهد، آمریکا و اسرائیل چیزی از جمهوری اسلامی باقی نخواهند گذاشت

    پرویز دستمالچی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی مقیم آلمان در گفت‌گو با ار‌اف‌ای تصریح کرد که اگر ایران به حملات شب گذشته اسرائیل عکس‌العمل نشان بدهد، این کشور و آمریکا چیزی از جمهوری اسلامی باقی نخواهند گذاشت.

    اسرائیل در نخستین ساعات بامداد روز جمعه ۲۳ خرداد، موجی از حملات هوایی گستره علیه ایران را آغاز کرد و برخی از مقامات نظامی جمهوری اسلامی و مراکز و تأسیسات هسته‌ای این کشور را هدف قرار داد. محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، حسین سلامی، فرمانده‌کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه و شش دانشمندان هسته‌ای، از چهره‌های کلیدی دولت ایران هستند که در حملات اخیر اسرائیل کشته شدند.

    آیا سران جمهوری اسلامی ایران، بویژه رهبر و رئیس‌جمهوری انتظار چنین حمله‌ای را داشتند و این کشور در حال حاضر در چه وضعیتی قرار دارد؟ با توجه به ادامۀ گفت‌وگوهای هسته‌ای ایران و آمریکا، اسرائیل با چه هدفی حملات اخیر را انجام داد؟ آیا حملات اسرائیل با هماهنگی آمریکا انجام شده است؟ آیا ایالات متحده نیز خود را برای یک حملۀ قریب الوقوع نظامی علیه ایران آماده می‌کند؟ پاسخ این پرسش‌ها و دیگر پرسش‌های ار‌اف‌ای و همچنین اظهارات پرویز دستمالچی را در فایل صوتی چشم‌انداز روز گوش کنید.  

    22 min
  • مئیر جاودانفر : گروگانگیری و تروریسم پاسخ احتمالی ایران به تصویب قطعنامۀ شورای حکام است

    تهران گفته است که به تصویب قطعنامۀ جدید کشورهای غربی در شورای حکام پاسخی کوبنده خواهد داد. به گفتۀ مئیر جاودانفر در صورت تصویب قطعنامۀ پیشنهادی چهار قدرت غربی در شورای حکام، جمهوری اسلامی در صدد انتقام‌گیری به ویژه از سه کشور اروپایی برخواهد آمد. دو صورت شناخته شدۀ این انتقام‌گیری، به گمان جاودانفر، گروگانگیری و انجام عملیات تروریستی در کشورهای اروپایی خواهد بود.او گفته است : فراموش نکنیم که یکی از دلایل حمایت گستردۀ فرانسه از صدام حسین در جریان جنگ هشت سالۀ ایران و عراق، عملیات تروریستی و بمب‌گذاری‌های حکومت ایران در خاک فرانسه بود.

    حکومت ایران تصویب قطعنامۀ شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را که قرار است چهارشنبه شب یازدهم ژوئن صورت بپذیرد نوعی تقابل علیه خود دانسته و از زبان نمایندۀ خویش در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تهدید کرده که پاسخی کوبنده به این اقدام خواهد داد، بی آنکه البته روشن کند که منظور او از "پاسخ کوبنده" دقیقاً چیست. قطعنامه پیشنهادی کشورهای غربی از نو جمهوری اسلامی ایران را به عدم‌پایبندی به تعهدات اتمی اش متهم کرده است.

    هر چند تصویب چنین قطعنامه‌هایی از سوی شورای حکام علیه جمهوری اسلامی تازگی ندارد، اما، همزمانی قطعنامۀ جدید با بن بست مذاکرات ایران و آمریکا این سئوال را پیش می‌کشد که آیا شاهد آخرین فرصت برای حل دیپلماتیک مناقشۀ اتمی ایران هستیم.

    در پاسخ به این پرسش، مئیر جاودانفر، کارشناس و تحلیلگر مسائل ایران در دانشگاه رایشمن اسرائیل از جمله گفته است:

    "قطعنامۀ شورای حکام اهرم فشاری است که سه کشور اروپایی قصد دارند در کنار ایالات متحد آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران به کار بگیرند تا آن را متقاعد سازند که در چارچوب یک توافق اتمی برنامۀ غنی سازی اورانیوم خود را برچیند. در صورت تصویب این قطعنامه، گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دربارۀ فعالیت‌های مخفیانه ایران که عمدتاً مربوط به انفجار اتمی است به شورای امنیت سازمان ملل خواهد رفت و نکته اینجاست که خود جمهوری اسلامی ایران مطمئن نیست که دو متحد آن، روسیه و چین، از حق وتوی خود در شورای امنیت در پشتیبانی از حکومت ایران استفاده کنند.

    اکنون حکومت ایران به طرز بی سابقه‌ای در صحنۀ بین‌المللی منزوی شده است. در صورت تصویب قطعنامۀ پیشنهادی چهار قدرت غربی در شورای حکام، جمهوری اسلامی در صدد انتقام‌گیری به ویژه از سه کشور اروپایی برخواهد آمد. دو صورت شناخته شدۀ این انتقام‌گیری گروگانگیری اتباع این کشورها یا شهروندان دو تابعیتی است و همچمنین انجام عملیات تروریستی در کشورهای اروپایی. فراموش نکنیم که یکی از دلایل حمایت گستردۀ فرانسه از صدام حسین در جریان جنگ هشت سالۀ ایران و عراق، عملیات تروریستی و بمب‌گذاری‌های حکومت ایران در خاک فرانسه بود.

    بر اساس نظرسنجی‌ها تهدید جمهوری اسلامی فقط اولویت ٩‬درصد مردم اسرائیل است، هر چند اکثریت بزرگ مردم اسرائیل حاضر نیست دست یابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی را بپذیرد، زیرا جمهوری اسلامی خواستار محو اسرائیل شده است و برای این منظور از گروه‌های تروریستی همانند حماس حمایت کرده است.

    در این میان بنیامین نتانیاهو بر این عقیده است که از آنجا که جمهوری اسلامی ایران بارها دربارۀ برنامۀ اتمی‌ خود دروغ گفته – چنانکه اسناد ربوده شده توسط موساد در ایران و همچنین گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دربارۀ فعالیت‌های مخفیانۀ تهران نشان داده‌اند- نمی‌توان هرگز به رژیم جمهوری اسلامی ایران اعتماد کرد و در نتیجه تنها راه‌حلی که برای مهار برنامۀ اتمی ایران وجود دارد حملۀ نظامی است. اما، باید تأکید کنم که کسانی هستند در داخل اسرائیل که با این نظر مخالفند و معتقدند که بنیامین نتانیاهو  از مسئلۀ ایران برای بقاء حکومت خود سوءاستفاده می‌کند، هر چند باید اذعان داشت که بنیامین نتانیاهو دلایل خاص خود را در توجیه ضرورت حمله به تأسیسات اتمی ایران دارد."

    8 min
  • سخنگوی فارسی‌زبان وزارت خارجۀ آمریکا : هدف ترامپ تعمیق مناسبات اقتصادی-امنیتی با کشورهای خاورمیانه است

    به گفتۀ الیزابت استیکنی سخنگوی فارسی‌زبان وزارت امور خارجۀ آمریکا : "سفر پرزیدنت ترامپ به خاورمیانه از اهمیت بالایی برای ایالات متحد آمریکا برخوردار است. در این سفر هدف رئیس جمهوری آمریکا تعمیق روابط اقتصادی و امنیتی با کشورهای خاورمیانه است. از این منظر نخستین روز سفر رئیس جمهوری آمریکا به عربستان یک روز تاریخی محسوب می‌شود. دولت آمریکا معتقد است که فرصت‌های بسیار مهمی امروز در منطقه وجود دارد و مایل است که از این فرصت‌ها هم به نفع کشورهای منطقه هم به نفع خود استفاده کند." 

    اولین روز از سفر چهار روزۀ رئیس جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، به خاورمیانه چنانکه خود او وعده داده بود، خیرکننده بود : در اولین مرحله از سفر دونالد ترامپ به خلیج فارس، دولت عربستان قرارداد‌های خرید ١٤٢ میلیارد دلار اسلحه از آمریکا و ٦٠٠ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در این کشور را امضاء کرد. به گفتۀ ولیعهد عربستان این سرمایه‌گذاری‌ها به یک تریلیون دلار نیز خواهد رسید.

    آیا خاورمیانه – پس از خروج سربازان آمریکایی از عراق در سال ٢٠١١ - اهمیت گذشته خود را برای آمریکا بازیافته و آیا در "بازگشت" به خاورمیانه آمریکا صرفاً دستیابی به اهداف و منافع اقتصادی را دنبال می‌کند.

    الیزابت استیکنی، سخنگوی فارسی‌زبان وزارت امور خارجۀ آمریکا، در پاسخ به این سئوال‌ها به بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه گفته است :

    " سفر پرزیدنت ترامپ به خاورمیانه از اهمیت بالایی برای ایالات متحد آمریکا برخوردار است. در این سفر هدف رئیس جمهوری آمریکا تعمیق روابط اقتصادی و امنیتی با کشورهای خاورمیانه است. اما، نظر به نزدیکی مناسبات آمریکا و عربستان، رهبران دو کشور درباره موضوع‌های دیگر نیز گفتگو کردند. از این منظر نخستین روز سفر رئیس جمهوری آمریکا به عربستان یک روز تاریخی محسوب می‌شود و آمریکا از این که اهداف او در این سفر متحقق شده بسیار خرسند است."

    الیزابت استیکنی در جای دیگری از اظهاراتش افزود : " دولت آمریکا معتقد است که فرصت‌های بسیار مهمی امروز در منطقه وجود دارد و مایل است که از این فرصت‌ها هم به نفع کشورهای منطقه هم به نفع خود استفاده کند. از این همین رو آمریکا از عقد قراردادهای جدید با کشورهای منطقه و تقویت مشارکت خود در کشورهای خاورمیانه بسیار خشنود است."

    در جریان سفرش به ریاض، رئیس جمهوری آمریکا با احمدالشرع رئیس جمهوری کنونی سوریه نیز ملاقات و کلیه تحریم‌های آمریکا را علیه سوریه لغو کرد. به گفتۀ الیزابت استیکنی : "رؤیای پرزیدنت ترامپ برای خاورمیانه صلح، ثبات و رفاه برای همه مردمان منطقه است. در همین چارچوب پرزیدنت ترامپ با احمد الشرع رئیس جمهوری کنونی سوریه ملاقات کرد و تحریم‌های آمریکا علیه این کشور را نیز لغو نمود." به گفتۀ خانم استیکنی : "قرار است به زودی وزیر امور خارجۀ آمریکا، مارک روبیو، با همتای سوری خود ملاقات کند و همانطور که پرزیدنت ترامپ تصریح نمود این ها از نخستین گام‌ها برای عادی‌سازی مناسبات میان آمریکا و سوریه به شمار می روند."

    رئیس جمهوری آمریکا در نخستین روز از سفر خود به عربستان، حکومت ایران و سیاست‌های بی ثبات‌کنندۀ آن در منطقه را بار دیگر مورد انتقاد قرار داد و گفت که اگر توافقی میان ایران و آمریکا امضاء نشود او فشارهای حداکثری آمریکا را علیه جمهوری اسلامی ایران تشدید خواهد کرد و مانع از فروش نفت ایران خواهد شد.

    با این حال، رئیس جمهوری آمریکا و رهبران جمهوری اسلامی تاکنون از ارایه هرگونه توضیحی در باره جزئیات و دامنۀ مذاکرات میان نمایندگان دو دولت پرهیز کرده‌اند. خانم الیزابت استیکنی نیز توضیحی دربارۀ این مطلب و همچنین سکوت پرزیدنت ترامپ و مقامات آمریکا دربارۀ نقض حقوق بشر در ایران و پایمال شدن حقوق اساسی مردم این کشور توسط حکومت اسلامی نداد و  صرفاً گفت که "اظهار نظر در این باره بر عهدۀ وزارت امور خارجۀ آمریکا در واشنگتن است."

    7 min
  • منشه امیر : آمریکا در پی برجامی همیشگی و نظارت مستقیم بر برنامۀ اتمی ایران است

    منشه امیر : "از نظر آمریکا در صورت دستیابی به توافق جدید اتمی با ایران در هیئت بازرسان برنامۀ اتمی این کشور باید بازرسان آمریکایی نیز حضور داشته باشند. افزون بر این، از نظر آمریکا توافق جدید برخلاف برجام نه مدت دار – ده یا پانزده سال –، بلکه همیشگی خواهد بود و حکومت ایران باید از بکارگیری سانتریفیوژهای پیشرفته نظیر "آی.آر.٦" یا "آی.آر.٤" چشم‌پوشی کرده و از سانتریفیوژهای قدیمی "آی.آر.١" استفاده کند. چنین سناریویی از نظر اسرائیل نگران‌کننده است، زیرا راه احیای برنامۀ اتمی ایران را در پایان دورۀ ترامپ باز نگه می‌دارد."

    یک روز پیش از شروع دور چهارم مذاکرات ایران و آمریکا در عمان، نمایندۀ آمریکا، استیو ویتکاف، گفت : برچیده شدن کل برنامۀ غنی‌سازی اورانیوم ایران پایدارترین ضمانت برای جلوگیری از دستیابی این کشور به سلاح اتمی است. در پاسخ مقامات ایران چنین چیزی را خط قرمز خود دانستند. با این حال، دو طرف در پایان مذاکرات یکشنبه یازدهم ماه مه گفتگوهای خود را دلگرم کننده خواندند. از قرار احیای برجام و مشخصاً کاهش غنی سازی اورانیوم به سطح اعلام شده در این توافق هدف حکومت ایران در گفتگوهای جاری خود با آمریکا است. اما، احیای برجام به عنوان راه‌حل بحران اتمی ایران امروز برای آمریکا کافی و پذیرفتنی است، بی آنکه در این بین دربارۀ موضع اسرائیل سخنی بگوییم که در اصل یکی از طرف های اصلی- اگر نه طرف اصلی - گفتگوها است هر چند رسماً در آنها شرکت ندارد؟

    در پاسخ به این پرسش منشه امیر، کارشناس مسائل ایران و خاورمیانه، از جمله گفته است :  

    "طرف‌های ایرانی و آمریکایی برای دستیابی به چیزی شبیه برجام با یکدیگر مذاکره می‌کنند. در مذاکره هم چنانکه رایج است طرفین یکدیگر را به مرگ می‌گیرند تا به تب راضی کنند. به همین دلیل است که آقایان ویتکاف و روبیو خواستار برچیده شدن برنامۀ غنی‌سازی اورانیوم هستند و طرف ایرانی هم غنی‌سازی اورانیوم را خط قرمز خود تعریف می‌کند، هر چند در عمل حاضر است غنی سازی اورانیوم را از سطح تقریباً نظامی آن در حال حاضر به غلظت ٣٫٦٧ درصد کاهش بدهد، یعنی به همان میزانی که در برجام اعلام شده بود.

    آیا چنین توافقی احیای برجام نیست ؟ پاسخ آمریکایی‌ها منفی است، به چند علت : یکی این که از نظر آمریکا اینبار در هیئت بازرسان برنامۀ اتمی ایران باید بازرسان آمریکایی نیز حضور داشته باشند. افزون بر این، از نظر آمریکایی‌ها توافق جدید برخلاف برجام نه مدت دار – ده یا پانزده سال –، بلکه همیشگی خواهد بود و حکومت ایران باید از بکارگیری سانتریفیوژهای پیشرفته نظیر "آی.آر.٦" یا "آی.آر.٤" چشم‌پوشی کرده و از سانتریفیوژهای قدیمی "آی.آر.١" استفاده کند.

    مشکل اینجاست که اگر در ازای این تعهدات تحریم‌های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران لغو شوند، یعنی حکومت ایران بتواند به دلیل بهبود وضعیت اقتصادی‌اش پس از رفع تحریم‌ها کمک به نیروهای نیابتی‌اش را از سر بگیرد و برنامۀ موشکی‌ خود را همچنان توسعه دهد، آنوقت رژیم ایران قادر خواهد بود در پایان دورۀ چهارسالۀ دونالد ترامپ کل برنامۀ هسته‌ای خود را نیز مجدداً از سربگیرد، زیرا توانسته به موجب توافقی جدید کل تأسیسات اتمی خود را حفظ کند. از نظر اسرائیل چنین سناریویی نگران‌کننده است، زیرا راه احیای برنامۀ اتمی ایران را در پایان دورۀ ترامپ باز نگه می‌دارد..." 

    13 min
  • مجید محمدی : حکومت ایران کارت حوثی‌ها را در مقابل آمریکا پس گرفت

    مجید محمدی : "جمهوری اسلامی در مقابل آمریکا کارت حوثی‌ها را پس گرفت. پذیرش آتش‌بس از سوی حوثی‌ها تلاشی است از سوی جمهوری اسلامی ایران برای جلوگیری از متوقف شدن مذاکرات تهران و واشنگتن. حوثی‌ها آخرین دست قدرتمند حکومت ایران در منطقه برای فشار آوردن بر اسرائیل هستند و بعید است که بنیامین نتانیاهو بدون از میان بردن کامل حوثی‌ها حمله‌ای را علیه جمهوری اسلامی ایران در خاک این کشور سازمان بدهد."  

    ساعاتی پس از بمباران فرودگاه صنعا و بندر حدیده توسط جنگنده‌های ارتش اسرائیل، حوثی‌ها و دولت آمریکا با میانجیگری عمان به یک توافق آتش‌بس دست یافتند. به موجب این توافق، حوثی‌ها برای اولین بار پس از هفتم اکتبر ٢٠٢٣ پذیرفتند که حمله به کشتی‌ها در دریای سرخ و تنگۀ باب المندب را متوقف کنند. آیا حوثی‌ها می‌توانستند بدون موافقت تهران با آمریکا به توافق برسند و آیا این توافق از مصالحه میان آمریکا و حکومت ایران در مذاکرات شان بر سر برنامۀ اتمی تهران خبر می‌دهد؟

    مجید محمدی، پژوهشگر و نویسندۀ مقیم آمریکا، در پاسخ به این پرسش‌ها از جمله گفته است :

    "در اینجا دو مطلب قابل توجه است : مطلب اول این است که فشار بر حوثی‌ها در هفته‌های گذشته به شدت افزایش یافته بود به طوری که حوثی‌ها دیگر نمی‌توانستند بیش از این بار سنگین بمباران‌ها را تحمل کنند : از یک طرف آمریکایی‌ها به ویژه از پانزدهم مارس گذشته تقریبا هر شب یا یک شب در میان مراکز حساس و نظامی حوثی‌ها را بمباران می‌کردند. و از طرف دیگر حملۀ موشکی حوثی‌ها به فرودگاه بن‌گوریون اسرائیل را هم وارد چرخۀ حملات سنگین علیه مواضع و زیرساخت‌های مختلف حوثی‌ها کرد. فرودگاه صنعا پس از حملۀ هوایی اسرائیل عملاً از دور خارج شد و بمباران‌های پی در پی سازوکار دولت یمن را کاملاً مختل کرده‌اند. به همین خاطر حوثی‌ها در مقطع حاضر تصمیم گرفته‌اند که آمریکایی‌ها را از معادله خارج کنند تا فقط با اسرائیل درگیر باشند.

    مطلب مهم دیگر مذاکرات جاری میان حکومت ایران و آمریکا است : به گمان من، علی خامنه‌ای و نیروهای امنیتی-نظامی جمهوری اسلامی تصمیم گرفتند برای آن که دست‌شان در مذاکره با آمریکا کاملاً خالی نباشد از کارت حوثی‌ها استفاده کنند و با حملۀ موشکی حوثی‌ها به فرودگاه اسرائیل خواستند به آمریکایی‌ها نیز نشان بدهند که بر خلاف تصور آنان خیلی ضعیف نشده‌اند و هنوز قادرند فشارهایی را به آمریکا و اسرائیل وارد آوردند.

    به نظر من، اما، این راهبرد کاملاً خطا بود. درست است که توافق آتش‌بس میان حوثی‌ها و آمریکا نمی‌توانست بدون موافقت تهران صورت بپذیرد. اما، خود حکومت ایران در عمل پی برد که نمی‌تواند از کارت حوثی‌ها در مذاکره با آمریکا استفاده کند، زیرا، کارت حوثی‌ها می تواند مذاکرات تهران و واشنگتن را متوقف کند و فشار بر جمهوری اسلامی ایران را افزایش دهد.

    در واقع، جمهوری اسلامی در مقابله با آمریکا کارت حوثی‌ها را پس گرفت. نباید فراموش کرد که حکومت ایران کلیه امکانات حوثی‌ها حتا حقوق کارمندان آنان را تأمین می‌کند. حوثی‌ها بدون اجازۀ جمهوری اسلامی آب هم نمی‌خورند چه برسد به این که به تنهایی تصمیم بگیرند وارد جنگ یا آتش‌بس و مذاکره با آمریکایی‌ها بشوند. پذیرش آتش‌بس از سوی حوثی‌ها تلاشی است از سوی جمهوری اسلامی ایران برای جلوگیری از متوقف شدن مذاکرات تهران و واشنگتن...

    از هفتم اکتبر ٢٠٢٣ راهبرد بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، این بوده که با هفت دشمن اسرائیل در منطقه مقابله کند و از این تعداد شش دشمن مزدوران جمهوری اسلامی در منطقه بوده‌اند. بنیامین نتانیاهو در حال حاضر برای حل مسئلۀ جمهوری اسلامی از طریق نظامی در "خوان چهارم" است و معتقد است که برای رسیدن به هدف باید گام به گام پیش رفت. در خوان‌های اول، دوم و سوم اسرائیل توانست بر حماس، حزب‌الله و رژیم اسد در سوریه تا حد زیادی غلبه کند. البته حشدالشعبی را نباید از قلم انداخت، ولی ظاهراً دولت عراق مهار آن را در دست دارد. حوثی‌ها آخرین دست قدرتمند حکومت ایران در منطقه برای فشار آوردن بر اسرائیل هستند و بعید است که بنیامین نتانیاهو بدون از میان بردن کامل حوثی‌ها حمله‌ای را علیه جمهوری اسلامی ایران در خاک این کشور سازمان بدهد."  

    10 min
  • جاودانفر : حملات موشکی حوثی‌ها سه فرصت طلایی برای نتانیاهو علیه رژیم ایران فراهم کرده است

    مئیر جاودانفر : "مقامات اسرائیل به این نتیجه رسیده‌اند که برای مقابله با حملات موشکی حوثی‌ها باید تأسیسات نظامی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را در داخل این کشور هدف قرار بدهند. سپاه پاسداران از طریق حملات موشکی حوثی‌ها، سه فرصت طلایی برای بنیامین نتانیاهو به وجود آورده است از جمله نزدیکتر شدن مواضع نتانیاهو و ترامپ به یکدیگر در خصوص ایران و توجیه عملیات اسرائیل در داخل خاک ایران..."

    حوثی های یمن گفته‌اند که در حمله شان به فرودگاه بن گوریون از موشک هایپرسونیک استفاده کرده‌اند و شاید هم به همین دلیل دفاع ضد هوایی اسرائیل موفق به رهگیری آن نشده است. در این حال دولت اسرائیل این حمله را به رژیم ایران نسبت داده و تهدید کرده که پاسخی تلافی‌جویانه هم به حوثی ها خواهد داد هم به حکومت ایران.

    اگر ادعای حوثی‌ها صحت داشته باشد آیا می‌توان گفت که حملۀ اخیر موشکی آنان به فرودگاه بن گوریون حامل امضاء و پیام حکومت ایران بوده است؟

    مئیر جاودانفر، پژوهشگر دانشگاه رایخمن در اسرائیل در پاسخ به این سئوال از جمله گفته است :

    "مقامات اسرائیل به این نتیجه رسیده‌اند که برای مقابله با حملات موشکی حوثی‌ها باید تأسیسات نظامی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را در داخل این کشور هدف قرار بدهند. این همان سیاستی است که نفتالی بنت، نخست وزیر پیشین اسرائیل، از آن دفاع و استفاده می‌کرد. در دکترین او جمهوری اسلامی به سر اختاپوس و نیروهای نیابتی‌اش به بازوان این اختاپوس تشبیه می‌شدند. بر همین اساس نفتالی بنت تأکید می‌کرد که در مواجهه با حملات نیروهای نیابتی رژیم اسلامی ایران، اسرائیل باید نه علیه بازوان این اختاپوس بلکه به سر آن در داخل ایران حمله کند.

    اکنون به نظر می رسد که بعد از حملۀ موشکی اخیر به فرودگاه بن گوریون که به طرز معجزه آسایی به فاجعه منجر نشد، بنیامین نتانیاهو قصد دارد از همین دکترین نفتالی بنت علیه جمهوری اسلامی ایران در آیندۀ نزدیک استفاده کند، یعنی به اقدام نیروی نیابتی جمهوری اسلامی، حوثی‌های یمن، در داخل خاک ایران پاسخی تلافی‌جویانه بدهد.

    دامنه و شدت پاسخ تلافی‌جویانۀ اسرائیل در داخل خاک ایران، به دونالد ترامپ بستگی دارد. اما، آنچه واضح است این است که حملات حوثی‌ها مواضع بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ را، برغم برخی تفاوت‌ها و اختلافات، در خصوص قدرت نظامی و موشکی جمهوری اسلامی ایران در منطقه به یکدیگر نزدیکتر کرده است به طوری که دونالد ترامپ با ضربات محدود اسرائیل به حکومت ایران موافقت خواهد کرد و اگر این ضربات به خروج رژیم ایران از مذاکره با آمریکا منجر شود، اسرائیل خشنودتر خواهد بود.

    سپاه پاسداران از طریق حملات موشکی حوثی‌ها، سه فرصت طلایی برای بنیامین نتانیاهو به وجود آورده است. اولاً این حملات مواضع اسرائیل و آمریکا را به یکدیگر نزدیک‌تر کرده است. ثانیاً این حملات عملیات اسرائیل در داخل خاک ایران را بیش از گذشته موّجه می‌سازد. زیرا، سپاه پاسداران موشک‌های خود را جهت حمله به اسرائیل به طور رایگان در اختیار حوثی‌ها می‌گذارد و همین از نظر اسرائیل حوثی‌ها و سپاه پاسداران را با یکدیگر همسان ساخته است. سوماً حملات موشکی حوثی‌ها موضع جمهوری اسلامی در مذاکره با آمریکا را ضعیف‌تر می‌کند و یا حتا به خروج ایران از مذاکره با آمریکا منجر خواهد شد و این‌ها همگی به سود اسرائیل هستند. خلاصه این که حملات حوثی‌ها سه فرصت طلایی برای اسرائیل فراهم کرده‌اند و اسرائیل از این فرصت‌ها قطعاً استفاده خواهد کرد."  

    7 min

About چشم‌انداز روز

From the publisher's feed

چشم انداز روز به اندیشه در بارۀ رویدادهای گوناگون ایران، افغانستان و دیگر کشورهای جهان می‌پردازد. در این برنامه همراه با بازیگران و کارشناسان امور سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دریچه‌ای به وقایع…

More shows like چشم‌انداز روز

همسایگان پلاک ١٢ ممیز ١ ـ  آموزش زبان فرانسه by ار.اف.ای / RFI

همسایگان پلاک ١٢ ممیز ١ ـ آموزش زبان فرانسه

6 Listeners

دانش و فنآوری by ار.اف.ای / RFI

دانش و فنآوری

3 Listeners

تاریخ تازه‌ها by ار.اف.ای / RFI

تاریخ تازه‌ها

2 Listeners

ناظران by ار.اف.ای / RFI

ناظران

0 Listeners