
Sign up to save your podcasts
Or


این قطعه روایت حملۀ طوسیان به نشابور است و شکست آنها از نشابوریان.
مردم طوس، در نزدیکی مشهد، فرصتی می جویند تا به نیشابور حمله کنند و آنجا را غارت کنند. سیصد سوار و پنج شش هزار پیاده از مسیر کوهستانی که بین طوس و نیشابور است به سمت نیشابور حرکت می کنند. فاصلۀ این دو شهر از کوه تقریباً 80 کیلومتر است. نیشابوریان هم، تعدادی سواره و بیشتر پیاده، در صدد دفاع بر می آیند. جنگی سخت در می گیرد و در نهایت طوسیان شکست می خورند و می گریزند. تصویری که از این جنگ ارائه می شود، تصویری خشن است از جنگ به قصد غارت و کشتن به قصد عبرت.
همچنین روایتی دارد از فتح کرمان به دست سپاه امیر مسعود و سپس از دست رفتن آن به دلیل "بی رسمی" سپاهیان و به ستوه آوردن مردم.
در انتها پایان کار احمد ینالتگین سالار هندوستان روایت می شود که با دسیسۀ درباریان مغضوب امیر مسعود شد و بر او شورید.
این قطعه روایت هارون الرشید است با یحیی برمکی در دورانی که روزگار آل برمک به پایان نزدیک می شد. هارون علی بی عیسی که مردی جبار بود را به ولایت خراسان گماشت و او هم مال بی اندازه از مردم گرفت و همه را عاصی کرد. مردم به ترکمانان پناه بردند و شری بزرگ بپا شد که تا آخر عمر دامان هارون الرشید را رها نکرد. در این قطعه شرح هدایایی که علی عیسی برای هارون فرستاده است با جزئیات ذکر شده است، که منبعی است عالی برای مطالعۀ رفتار مالی حکام.
این قطعه روایت برکشیدن تَلَکِ هندو است به منصب سپاه سالاری هندوستان برای فروگرفتن احمد ینالتگین. همچنین روایتی دارد از زندگی غلامی به غایت زیبا روی به نام نوشتگین.
این استان یکی از درخشان ترین روایت های تاریخ بیهقی، همین روایت کوتاه و به غایت صریح و روشن است از درازدستیِ بوالفضل سوری، صاحب دیوان خراسان و عاقبت شوم اين دراز دستي براي غزنويان و براي مردم.
امیر هم به دلیل هدیه های بی اندازه که از دیدن آن "امیر و همۀ حاضران به تعجب بماندند" او را "نیک چاکری" می دانست و آرزو داشت که دو سه چاکر دیگر هم مانند او داشت.
کار به آنجا رسید که "اعیان مستاصل شدند و نامه ها نبشتند به ماوراءالنهر و رسولان فرستادند و به اعیان ترکان بنالیدند تا ایشان اغرا کردند ترکمانان را".
توضیح شعر: "بند" به معنای غنیمتی است که در جنگ از حریف می گیرند. "ساز" به معنای فریب و مکر است. "کاری دراز" به معنای مشغله ای طولانی و پر دردسر است. "هر آن کار" در توضیحات به صورت "هر آن گله" هم ذکر شده است. "داغ" به معنای نشانیِ گوسفند است که برای متمایز کردن گوسفندان آنها را با آهن تفته نشان می زده اند. "داغ باز آوردنِ چوپانِ بد" یعنی چوپانِ بدکاری که گوسفندان را می دزدد و بعد نشانِ گوسفندان را برای صاحب آنها می آورد و ادعا می کند که گوسفندان تلف شده اند.
این قطعه روایت تصمیم امیرمسعود است به راندن ترکمانان از ناحیۀ ری به رغم هشدار مشاورانش. همچنین داستان فرستادن احمد ینالتگین است به هندوستان به عنوان سپاه سالار هندوستان و توطئه هایی که بر علیه او چیدند تا او را بدنام کردند و امیر مسعود را بر آن داشتند که فردی را بفرستد برای فروگرفتن او.
این قطعه بخش آغازین مجلد هشتم تاریخ بیهقی است.
روایتی است از غرق شدنِ طاهرِ دبیر، نمایندۀ امیر مسعود در ری و جبال، در لهو و لعب. امیر مسعود به رایزنی دست می زند تا کدخدایی دیگر به آن نواحی بفرستد، و رایش بر بوسهل حمدوی قرار می گیرد. شرح بسیار جالبی می دهد از نحوۀ شرابخواری طاهر دبیر. همچنین شرحی داده می شود از معیارهای برگزیدن افراد به مناسب.
در انتها روایت رسیدن دخترِ باکالیجار، والی گرگان است به غزنین به عنوان همسر امیر مسعود. ابوالفضل بیهقی که ظاهراً به همه جا سرک می کشیده از یکی از زنان دربار شرح جهیزیه عروس را می شنود و آن را شرح می دهد.
این قطعه بخش پایانیِ مجلد هفتم تاریخ بیهقی است، و شامل چند پاره شعر، چند قصیده به فارسی و عربی و نکاتی در بابِ امارت و حکومت است
این قطعه حكايت برگزيدن خواجه احمد عبدالصمد، وزير كاردان خوارزمشاه، است به وزارت توسط امير مسعود. شرحی مبسوط داده می شود از نحوۀ برگزیدن او و معیارهایی که برای برگزیدن وزیر داشته اند. کار وزارت کاری مهم بوده و باید فردی کاردان منصوب می شده. وزیر می توانسته با سلطان شرطهایی برای وزرات بگذارد و از او قول مکتوب بخواهد.
این قطعه حكايت بیماری و مرگ خواجه احمد حسن، وزیر قدرتمند امیر مسعود است. همچنین روایت رفتار خواجه احمد است با اطرافیان به هنگام بیماری، و در پیچیدن او در ابوالقاسم کثیر، صاحب دیوان خراسان (وزیرِ داراییِ دربار) به بهانۀ فساد مالی!
در ابتدای این قطعه هم روایتی شنیدنی هست از غاشیه برداشتنِ افراد. (غاشیه به معنای زین پوش اسب است و افراد دارای ثروت و مقام غاشیه های گرانبها داشتند که نشان از موقعیت اجتماعی و مالی آنها بود).
این قطعه حكايت جنگ آلتونتاش خوارزمشاه است با علی تگین از خانان ترکستان و جراحت برداشتن خوارزمشاه و مرگ او در اثر جراحت و برقراري صلح با علي تگين با تدبير احمد عبدالصمد.
این قطعه شامل فرمان امیر مسعود است به آلتونتاش خوارزمشاه و حکم کردن به برانداختن علی تگین از خانان ترکستان و نیز داستان بیرون رفتن علی تگین از بخارا و آماده شدن برای جنگ در حوالی سغد و تسلیم شدن بخارا به خوارزمشاه.
From the publisher's feed