در این قطعه داستانهایی از زنداگی محمود به نقل از سیاست نامه خواجه نظام الملک طوسی نقل می شود.
حکایت شراب خواری محمود با ندیمان از جمله سپهسالار علی نوشتگین و حد خوردن علی از محتسب، گفت و گوی محمود با وزیرش در بارۀ زشت رو بودن محمود، و حکایت دزدان بیابان که با حیلۀ محمود با زهر مسموم شدند، ذکر می شوند و از هر کدام نکته ای یا چندی استخراج می شود.
اضافاتی که نظام الملک به این داستانها افزوده است نشان می دهد که چگونه روایات مربوط به محمود بعدها در هر دوره ای با شاخ و برگی که مناسب آن دوران باشد، آمیخته شده است و از آن برای مقاصد سیاسی یا خلق حکایات اخلاقی استفاده شده است.
مثلاً در داستان دزدان بیابان، خواجه نظام الملک پیش از آنکه به داستان بپردازد، از زبان محمود در باب فسادهای آل بویه که پشتیبان "زنادقه و بواطنه" هستند سخن می گوید و اضافه می کند که محمود ترکان و خراسانیان را که "مسلمان و پاک دین و متقی" و "پاکیزه دین و یا حنفی و یا شافعی اند" را بر عراقیان غلبه داده است.
این سخنان دغدغۀ اصلی خواجه در دوران وزارتش را نشان می دهد، و نه الزاماً نظر محمود غزنوی را.