saadia / سعدیا

saadia / سعدیا

By farshad shahriArtsBooks
Download on the App Store

saadia / سعدیا episodes

  • عشرت خوش است و بر طرف جوی خوشترست-غزل 69

    |موسیقی: پیمان یزدانیان|

    عِشرت: خوش‌گذرانی| سَماع: در لغت به معنای «شنیدن». در اصطلاح ِ صوفیه به معنای «خوانندگی، نوازندگی، پایکوبی و نیز مطلقِ موسیقی» به کار رفته| سَمَن: یاسمن| خُمار: در اینجا حالت مستی| شقایقِ خودروی: در اینجا سرخی گونه‌ی معشوق| گو مَباش: گیرم نباشد| خوش‌خوی: خوش اخلاق| حدیث: سخن| عارِضِیْن: دو عارض، دو طرف صورت| گیر: فرض کن| مَفتول: پیچ‌‌پیچ| مُقام: اقامت| 

    3 min
  • چشمت خوش است و بر اثر خواب خوش‌تر است-غزل 68

    |موسیقی: حسین علیزاده|

    خوش: زیبا| بر اثر خواب خوشتر است: زیرا خواب حالتِ خمار آن را دو چندان می‌کند| زنهار: اَمان(در اینجا بیانگر تحسین است)| خنده(بیت دوّم): شِکُفتگی| سیراب: پُرطراوت| گفتم: با خود گفتم| خوابِ خوشَم بود: «م» در اینجا ضمیر مفعولی‌ست، یعنی «مرا آرزوی خواب خوش بود»| یک زمان: یک لحظه| خوابگاه: اتاق خواب| عاشق سر بر کنارِ دوست: عاشقی که در کنار یا در آغوش یار به خواب رفته است»| کیمُخْت: در اینجا به معنای مطلقِ «پوست» است| خارپُشت: جوجه‌تیغی| خوانیم: مرا بخوانی| صحرا: باغِ بیرون از شهر| رقیب: نگهبان، محافظ| جُلّاب: مُعرَّبِ گُلاب (در اصطلاح طب) عسلی که با گلاب قوام آورده باشند| اصحاب: دوستان| بیت آخر: هر یک از این باب‌ها(فصل‌ها) را که حفظ کنی، خواهی دید که باب‌های(درهای) بهشت می‌ماند که یکی از دیگری زیباتر است.

    3 min
  • فریاد من از فراق یار است-غزل 67

    موسیقی: حسین علیزاده|

    افغان: فریاد، ناله، زاری. «وَافغان» را «وَفغان» بخوانید. در چاپِ یغمایی «افغان» آمده.| نگار(مصرع۴): نقش، نقاشی. «رخسارهٔ من به خونْ نگار است» یعنی « چهرهٔ من با اشکِ خونینم نقش و نگار یافته»| فُرقَت: جدایی| آوَخ: دریغا، افسوس| فگار: اَفگار، آزرده

    2 min
  • هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است-غزل 66

    موسیقی: مهدی مهراد، آسو کهزادی|

    صاحب‌نظر: کسی که از بینش‌ و ادراک درست برخوردار است| بصر: دیده، چشم| نَفَسم صادق نیست: راستگو نیستم، در ادعای خود صادق نیستم| آدمی‌صورت: کسی که شکل و شمایل انسان دارد| آدمی‌خوی: کسی که از نظر اخلاق و باطن انسان است، انسان واقعی| مُسْتَسْقی: در این بیماری فرد مدام احساس تشنگی میکند| خَصْم: دشمن| نخواهم به در آمد: مایل نیستم رها شوم| نَگْسِلَد: قطع نمی‌شود| لؤلؤ: مروارید| مصرع آخر: به این بهانه‌ که دریا خطرناک است نمیتوان از مروارید چشم پوشید

    4 min
  • عیب یاران و دوستان هنر است-غزل 65

    موسیقی: کریستف رضاعی|

    عیب: بدی| هنر: حُسن، فضل| مُهرِمِهر: نشان عشق| نقشِ بر حَجَر: نوشته‌ی حک شده روی سنگ(کنایه از چیزِ ثابت و ماندگار)| منظور: موردِ توجه| گو: بُگذار| جانِ‌معنی: جانی که از جنس معنویت باشد| پراکندگان: انسانهای پریشان حال| شیرین: عزیز| دونِ قدرِ اوست: در خور او نیست| حدِّامکان: اوجِ توانایی| به طوع: از روی میل و رغبت| چه سر است: چه تصمیمی دارد

    3 min
  • این بوی روح‌پرور از آن خوی دلبر است-غزل 64

    موسیقی: کامبیز روشن روان|

    نافه: کیسه‌ای به اندازه یک نارنج در زیر شکم آهو‌ی نرِ خُتَن، در زیر پوست که ماده‌ای قهوه‌ای رنگ و روغن مانند و خوش بو به نام مُشک بیرون می‌آید| مرغِ آشنا: احتمالا مراد «بُلبُل» است| کَصحاب: که اصحاب، زیرا یاران| مِسمار: میخ| حریفان: یاران|
    4 min
  • از هرچه می‌رود، سخنِ دوست خوش‌تر است-غزل 63

    موسیقی: پیمان یزدانیان|

    می‌رود: فعل «رفتن» در اینجا یعنی «گفته شدن، بر زبان جاری شدن»| روح‌پَرور: جان بخش| وجودِ حاضرِ غایب: وجود در اینجا به معنای «شخص، کَس» است و البته «وجود» در شعر سعدی و حافظ به معنای «تَن و بدن» نیز است| گو: بُگذار| شمع گو بمیر: بگذار شمع خاموش شود|چون: وقتی| مُنوّر: روشن| اَبْنای روزگار: مردم| می‌روم(بیت پنجم): اینجا «رفتن» به معنای «تصمیم گرفتن» است| نُزْل: هدیه، پیشکش| مِجْمَر: آتش‌دان یا عودسوز| عنبرینه: زیوری قوطی مانند که در آن عنبر پُر میکردند و بر گردن می‌آویختند| مُصَوَّر: قابل تصوّر| زَنهار: بر حذر باش، مبادا| هیهات: چه دور است

    3 min
  • اِی لُعبتِ خندان لبِ لَعلَت که مَزیده‌ست؟-غزل 62

    موسیقی: میلاد درخشانی|

    لُعبت: محبوب زیبا‌رو| لعل: سنگ قیمتی به رنگ سرخ روشن| که: چه کسی| مزیدن: چشیدن| بِهْ: میوهٔ بِه، در اینجا استعاره از «چانهٔ محبوب»| خِضْر: به روایا کسی‌ست که به سبب نوشیدن آب حیات عمر جاودان یافت| حلالت نکنم: به تو روا ندارم، حرامت باشد| چشمهٔ حیوان: چشمه آبِ حیات| سِکَندَر: اسکندر| جمله: همه| برآمیزی: معاشرت کُنی| بَختِ رمیده: بختِ گُریز پا| عام: همگان| نسیم سحرش پرده دریده: «نسیم سحر پرده‌اش را دریده است»| تَتَر: تاتار، مهاجمان فاتحِ مغول| فُقاع: آبِ جو| کِشته: کشتزار

    4 min

About saadia / سعدیا

From the publisher's feed

|خوانش غزلیات سعدی

هر اپیزود شامل یک غزل تدوین شده با موسیقی از یک آهنگساز ایرانی است

|

در پایان هر ۱۰ غزل یک فایل شامل ۱۰ غزل پیشین بدون موسیقی منتشر میشود