
Sign up to save your podcasts
Or


▨ نام شعر: بهار
▨ شاعر: شمس لنگرودی
▨ با صدای: شمس لنگرودی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ــــــــــــــــــ
حیف نیست
بهار باشد
تو نباشی!
از بس غلتید
تختهسنگِ سیزیف
به سنگریزه بدل شد.
فردا آمدنی است
حرفی در میان نیست
اما از کجا در ارابهٔ او ما نیز بوده باشیم؟
برخیز و بیا
برخیز و به جاده نگاه نکن
که همیشه خود را به تاریکی میزند
فهمیدهام هرکس چراغ جادهٔ خود باید بوده باشد.
زندگی! چقدر سر به سرم میگذاری
خودی به نظر میرسی
با تو که قهر میکنم میفهمم که مرا نمیشناسی.
حیف نیست
بهار
از سر اتفاق بغلتد در دستم
آن وقت
تو نباشی؟
▨
شمس لنگرودی
▨ نام شعر: خونریزیِ خزان
▨ شاعر: محمدرضا شفیعی کدکنی
▨ با صدای: شهروز
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ــــــــــــــــــــــــ
چگونه دوست ندارم من این دیاران را
که هر شقایقش آیینهای است یاران را
تمامِ هستیِ من در شطِ سَحَر جاریست
چو یاد آورم آن روشنیتباران را
سپیده آینهگردانِ روحشان بادا!
که روشنایِ دگر داد روزگاران را
بهارِ زخمیِ این باغ، دلکش است هنوز
اگرچه نغمه به لب خشک شد هزاران را
قبایِ میرغضب سبز و خنجرش سُرخ است
مخور فریبِ دروغ این سیاهکاران را
بهوش باش که خونریزیِ خزان کوشد
که روحِ باغ فرامُش کند بهاران را
▨
محمدرضا شفیعی کدکنی
▨ نام شعر: ترانههای خالقی (بخش سوم)
▨ شاعر: جلال خالقی مطلق
▨ با صدای: جلال خالقی مطلق
▨ موسیقی: بداههنوازی سه تار کیا طبسیان در ماهور
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــ
آن خانه که من در آن شدم زاده، کجاست؟
وآن دایه که بوسه بر لبم داده کجاست؟
دل از غمِ یادِ کودکی خون شدهاست
آن جامِ بلور و شیشهی باده کجاست؟
▨
گلچین چو برید شاخِ گل از پاچین
گل گفت به ناکام چنین با گلچین؛
امروز به شیراز دمی خندیدیم
فردا ببَرَد غبارِ ما باد به چین
▨
جز خوردنِ می نمانده کاری باقی
جز بارِ غمش نمانده باری باقی
از آنهمه یارانِ وفادار که بود
غیر از می و غم، نمانده یاری باقی
▨
اکنون که ز عمر چند سالی باقیست
از بهر شراب، خردهمالی باقیست
در چهرهی یار خط و خالی باقیست
دریاب گرت هنوز حالی باقیست
ــــــــــــ
دکتر جلال خالقی مطلق
از کتاب شعر «آهوی کوهی در دشت» نشر همیشه
ـــــــــــ
جهت حمایت از دکتر خالقیمطلق، پیشنهاد میکنم کتاب رباعیات ایشان با نام «آهوی کوهی در دشت» نشر همیشه را تهیه کنید. نسخهای صوتی نیز، مشتمل بر حدود صد رباعی از کتاب، با صدای گرم خود ایشان در فیدیو موجود است که پیشنهاد میکنم حتما تهیه کنید.
این تذکر لازم است که صدا و تنظیم آن کتاب صوتی، با آنچه در اینجا ارایه میشود، متفاوت است.
در اینجا تعداد بسیار محدودی از این رباعیات ارایه میشود تا صرفا شما عزیزان با سبک شعری ایشان آشنا شده و به تهیه آثار ایشان مصر گردید. امیدوارم خدشهای به کپیرایت اثر وارد نگردد.
▨ نام شعر: مردم گیاه
▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی
▨ با صدای: مهدی حمیدی شیرازی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ــــــــــــــــــ
ما آزمودهایم حریفان چه ابلهند
از قامت کلام برازنده کوتهاند
پیر طریقتند بهشهر ادب ولی
در راه ملک شعر چو طفلان گمرهاند
مسندنشین خرگه فضلند و ایدریغ
هنگام نقد شعر همان میخ خرگهاند
خردند و كوهپیکر، کاهند و کُه نشین
مانند مویِ پیل نزاران فربهاند
در لاف برگشادهترند از دهان شیر
در ذوق درکشیدهتر از چشم روبهاند
پنداشتی که معنی مردمگیاه چیست؟
آنک نهمردمی که به مردم مشابهاند
صفرند و خودبخود نه سزاوار اعتنا
زاعداد دیگر است اگر معتنابهاند
لنگند و ایستاده چو نیلوفر از چنار
پستند و سربلند که میرآخورِ شهند
مشتی سگاند؛ مردهخور و استخوانپرست
کز سایهی قبور به عیش مرفهاند
بر روح مرده گرمترند از دم جحیم
بر جان زنده سردتر از باد دیمهاند
تا یوسفی به چاه نیفتد عزیز نیست
اینان اسیر یوسف افتاده در چهاند
خاموش و آفرینخوان وینهردو نابهجا
سرشان ز تن جدا که خروسان بیگهاند
معنای "اَه" به هیچ کتابی نیافتم
وینان درست و راست همان معنی اهاند
▨
دکتر مهدی حمیدی شیرازی
از کتاب شبی هم در آغوش دریا - صفحه ۴۷۷
بیست و سوم خرداد ماه ۱۳۴۱ - تهران
▨ نام شعر: کجای جهان بگذارمت؟
▨ شاعر: منوچهر آتشی
▨ با صدای: منوچهر آتشی
♬ پالایش و تنظیم: شهروز
ــــــــــــــــــــــــ
کجای جهان بگذارم ات
تا زیباتر شود آنجا؟
ستاره به ستاره
به جادوی ذهن و بال شهاب
گرداندهام
کاکل گلبویت را
به هر ستاره
تاری دادهام
طُرّهای به هر منظومه
به هر کهکشان دستهای
به کیهان
عطری دادهام
که میگردد گیج
گرد خویش
کوچه به کوچه رفتهام
شهر به شهر
دیار به دیار
نامات را
به یاد هر پنجره آوردهام
به یاد هر چارراه
به یاد هر بندر
و فرودگاه
تا نظام یافته
آشناییها
نظام یافته
تپشها
و جهانی شده
زبان ِاندوه
برگ به برگ
بردهام طراوت رخسارت را
با بال پروانه و تار موی نسیم
درخت به درخت
و جنگل به جنگل
و سبزینهی جانت را
قسمت کردهام
میان خشکهای جهان
تا جان یافته باشد هر چیز
و ایستاده باشد هر چیز
کمربسته
برابر بلندای خُرّمت
کجای جهان بگذارمت
تا زیباتر شود آنجا؟
برگ به برگ و ساقه به ساقه
به باغهای جهان دادهام
نامت را
و چشمانت را
به آسمان دادهام
تا ببینی مرا هم
که نمیبینم جز تو را
با هزار چشم و هزار ستارهی مَساماتم
در کوره راه ِ گندم
آن جفت شادبال ِ سبک پا را میبینی؟
آن جفت ِ بال در بال
که در گذار ِ خود
گلبرگهای سرخ شقایق را
مثل هزار گلهی پروانه
از خواب ِ سرخ ِ رنگ
بیدار میکنند؟
آن زائران مشهد ِ دیدار
آن آهوان رعنا
آن جفت پارسا را میبینی؟
اینجا ولی هنوز
از انبوه وهم خویش
چشم مرا به حیرت میکاوی
و در کویر دور نگاهم
طرحی به جز گریز نمییابی
▨ نام شعر: چشمی کنار پنجرهی انتظار (شبزندهدار)
▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج
▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ــــــــــــــــ
ای دل! به کوی او ز که پرسم که یار کو
در باغِ پُرشکوفه که پرسد بهار کو
نقش و نگارِ کعبه نه مقصودِ شوقِ ماست
نقشی بلندتر زدهایم، آن نگار کو
جانا، نوای عشق، خموشانه خوشتر است
آن آشنای ره که بُوَد پردهدار کو
ماندم در این نشیب و شب آمد، خدای را
آن راهبَر کجا شد و آن راهوار کو
ای بس ستم که بر سرِ ما رفت و کس نگفت
آن پیکِ رهشناسِ حکایتگزار کو
چنگی به دل نمیزند امشب سرود ما
آن خوشترانه چنگیِ شبزندهدار کو
ذوقِ نشاط را می و ساقی بهانه بود
افسوس، آن جوانیِ شادیگسار کو
یک شب، چراغِ روی تو روشن شود ولی
چشمی کنار پنجرهی انتظار کو
خون هزار سروِ دلاور به خاک ریخت
ای سایه، هایهایِ لبِ جویبار کو؟
▨
هوشنگ ابتهاج (متخلص به هـ. ا. سایه)
از دفتر شعر «آهی و راهی»
▨ نام شعر: لالپرست (کمالِ دار برای من کمال پرست)
▨ شاعر: محمدعلی بهمنی
▨ با صدای: محمدعلی بهمنی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
___________
شدیدا به شما پیشنهاد میکنم آلبوم صوتی «گاهی دلم برای خودم تنگ میشود» را از بیپ تیونز تهیه کنید. این آلبوم شامل ۱۳ غزل ناب، با صدای شاعر است.
___________
در این زمانهی بی هایو هویِ لالپرست
خوشا به حالِ کلاغانِ قیلوقال پرست
چگونه شرح دهم لحظهلحظهی خود را
برای این همه ناباورِ خیالپرست؟
به شبنشینیِ خرچنگهای مردابی
چگونه رقص کند ماهیِ زلالپرست
رسیدهها چه غریب و نچیده میافتند
به پایِ هرزهعلفهای باغِ کالپرست
رسیدهام به کمالی که جز اَنالحق نیست
کمالِ دار برای منِ کمالپرست
هنوز زندهام و زنده بودنم خاری است
به تنگ چشمیِ (چشم تنگی) نامردمِ زوالپرست
▨
محمدعلی بهمنی
از کتاب شعر: گاهی دلم برای خودم تنگ میشود
صفحهی ۱۹
حمدعلی بهمنی
از کتاب شعر: گاهی دلم برای خودم تنگ میشود
صفحهی ۱۹
ــــــــ
در خوانشِ شاعر از مصرع آخر، گفته شده «تنگ چشمیِ» ولی در کتاب (چاپ هشتم در اختیار بنده هست) نوشته شده: «چشم تنگی»
▨ نام شعر: مه (بیابان را سراسر مه گرفته است)
▨ شاعر: احمد شاملو
▨ با صدای: احمد شاملو
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــ
بیابان را سراسر مه گرفته است.
چراغِ قریه پنهان است
موجی گرم در خونِ بیابان است
بیابان، خسته
لب بسته
نفس بشکسته
در هذیانِ گرمِ مه، عرق میریزدش آهسته از هر بند.
«ــ بیابان را سراسر مه گرفته است. [میگوید به خود، عابر] سگانِ قریه خاموشاند.
در شولای مه پنهان، به خانه میرسم. گلکو نمیداند. مرا ناگاه در
درگاه میبیند، به چشمش قطره اشکی بر لبش لبخند، خواهد گفت:
«ــ بیابان را سراسر مه گرفته است… با خود فکر میکردم که مه گر
همچنان تا صبح میپایید مردانِ جسور از خفیهگاهِ خود به دیدارِ عزیزان بازمیگشتند.»
□
بیابان را
سراسر
مه گرفته است.
چراغِ قریه پنهان است، موجی گرم در خونِ بیابان است.
بیابان، خسته لببسته نفسبشکسته در هذیانِ گرمِ مه عرق میریزدش آهسته از هر بند…
▨
احمد شاملو - ۱۳۳۲
از دفتر شعر هوای تازه
چاپ شده به سال ۱۳۳۶
▨ نام شعر: میخواهمت چنان که شب خسته خواب را
▨ شاعر: قیصر امینپور
▨ با صدای: شاعر
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
────────
میخواهمت چنانکه شب خسته خواب را
میجویمت چنانکه لب تشنه آب را
محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
بیتابم آنچنانکه درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را
بایستهای چنان که تپیدن برای دل
یا آنچنان که بالِ پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی، میآفرینمت
چونان که التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که خواستنیتر ز پاسخی
با چون تو پُرسشی چه نیازی جواب را
▨ نام شعر: آخرِ خط
▨ شاعر: مهدی اخوان ثالث
▨ با صدای: مهدی اخوان ثالث
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ــــــــــــــــــ
رسیدهایم من و نوبتم به آخر خط
نگاه دار، جوانها بگو سوار شوند.
▨
مهدی اخوان ثالث
متخلص به م. امید
From the publisher's feed

7,893 Listeners

2,065 Listeners

1,065 Listeners

1,161 Listeners

178 Listeners

433 Listeners

135 Listeners

143 Listeners

2,992 Listeners

48 Listeners

406 Listeners

516 Listeners

139 Listeners

194 Listeners

65 Listeners