شعر | با صدای شاعر

شعر | با صدای شاعر

Download on the App Store

شعر | با صدای شاعر episodes

  • نیما یوشیج | قو

    ▨ نام شعر: قو

    ▨ شاعر: نیما یوشیج

    ▨ با صدای: احمد کیایی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــ

    صبح چون روی می‌گشاید مهر

    روی دریای سرکش و خاموش

    می‌کشد موج‌های نیلی چهر

    جبّه‌ای از طلای ناب به دوش.


    صبحگه، سرد و تَر، در آن دم‌ها

    که ز دریا نسیم راست گذر،

    گل مریم، به زیرشبنم‌ها

    شستشو می‌دهد بر و پیکر.


    صبحگه، که‌انزوای وقت و مکان

    دل‌رباینده است و شوق افزاست،

    بر کنارِ جزیره‌های نهان

    قامت با وقار قو پیداست.


    آن‌چنانی که از گلی دسته

    پیش نجوای آب‌ها تنها،

    وسط سبزه‌ی خزه‌بسته

    تنش از سبزه بیشتر زیبا.


    می‌دهد پایِ خود تکان، شاید

    که کُند خستگی ز تن بیرون.

    بال‌های سفید بگشاید

    بپرد دربرابر هامون.


    بپرد تا بدان سوی دریا

    در نشیبِ فضای مثل سحر،

    برود از‌جهان خیره‌ی ما

    بزند در میان ظلمت، پَر.


    برود در نشیمن تاریک

    با خیالی که آن مصاحب اوست،

    در خطِ روشنی چو مو باریک

    بیند آن چیزها که در خورِ قوست.


    لکّ ابری که دور می‌مانَد

    موج‌هایی که می‌کنند صدا،

    وندر آن‌جا کسی نمی‌داند

    که چه اشکال می‌شوند جدا.


    لیک مرغ جزیره‌های کبود،

    در همین دم که او به تنهایی

    سینه خالی ز فکر بود و نبود

    می‌کند فکرهای دریایی.


    نظر انداخته سوی خورشید،

    نظری سوی رنگ های رقیق

    با تکانی به بال‌های سفید

    بجهیده‌ست روی آبِ عمیق.


    برخلافِ تصورِ همه، او

    مانده دیوانه‌ی حکایت آب

    گر کسی هست یا نه، ناظرِ قو

    قو در آغوشِ موج‌هاست به خواب.

    ▨ 

    نیما یوشیج

    بیستم فروردین ماه ۱۳۰۵

    5 min
  • احمد شاملو | آی عشق

    ▨ نام شعر: آی عشق (بر سرمای درون)

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــ

    همه

    لرزشِ دست و دلم

    از آن بود

    که عشق

    پناهی گردد،


    پروازی نه

    گریزگاهی گردد.


    آی عشق آی عشق

    چهره‌ی آبی‌ات پیدا نیست.

    □

    و خنکای مرهمی

    بر شعله‌ی زخمی

    نه شورِ شعله

    بر سرمای درون.


    آی عشق آی عشق

    چهره‌ی سُرخ‌ات پیدا نیست.

    □


    غبارِ تیره‌ی تسکینی

    بر حضورِ وَهن

    و دنجِ رهایی

    بر گریزِ حضور،

    سیاهی

    بر آرامشِ آبی

    و سبزه‌ی برگچه

    بر ارغوان


    آی عشق آی عشق

    رنگِ آشنایت

    پیدا نیست.

    ▨ 

    احمد شاملو - ۱۳۵۱

    ــــــــــــ

    از دفتر ابراهیم در آتش

    شامل شعرهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۲

    3 min
  • فریدون مشیری | همیشه با تو

    ▨ نام شعر: همیشه با تو

    ▨ شاعر: فریدون مشیری

    ▨ با صدای: فریدون مشیری

    ♬ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    معنای زنده بودن ِ من، با تو بودن است

    نزديک، دور

    سير، گرسنه

    رها، اسير

    دلتنگ، شاد

    آن لحظه‌ای که يی تو سر آيد مرا مباد

    مفهوم ِ مرگِ من

    در راه ِ سرفرازی ِ تو

    در کنار تو مفهوم زندگي‌ است

    معنای عشق نيز در سرنوشت من

    با تو، هميشه با تو، برای تو زيستن

    2 min
  • احمد حیدربیگی | گردانه‌ی نامه‌ای به آسمان

    ▨ نام قطعه:گردانه‌ی نامه‌ای به آسمان

    ▨ شاعر: احمد حیدربیگی

    ▨ با صدای: احمد حیدربیگی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــ

    باید پیش از مرگ نامه‌ای به آسمان بنویسم

    ...

    باید نامه‌ای به آسمان بنویسم

    با امضای آدم‌های زیر طاق

    آدم‌های به فکر فرار

    آدم‌های به فکر نجات

    آدم‌های بی‌قباله در پشت میله‌ها

    آدم‌های روی تخت‌های عمومی

    آدم‌های توی اردوگاه

    پشت مرزها، توی سلول‌ها

    آدم‌های بی‌سفر، آدم‌های توی پارک‌ها

    با عینک و عصا


    باید نامه‌ای به آسمان بنویسم

    با امضای من

    و رستم‌های دوره‌گرد

    و آرش‌های مسافرکش

    و سهراب‌های کلیه‌فروش

    و تهمینه‌های خیابانی

    شاید آدم‌های فضایی

    سم‌دار یا دم‌دار فرود آیند

    و ما را بیابند

    در زیر لایه‌های فراموشی


    باید بنویسم به آسمان به قعر زمین

    به چاه‌های فضایی

    به غارهای باستانی

    به کوه المپ، به زئوس

    به سقراط و افلاطون

    به اهرام ثلاثه، برای تمام فرعون‌ها

    باید بر کتیبه بنویسم

    برای اعصار بی‌باروت، برای آدم‌های بلندِ بی‌سکوت

    برای آدم‌های زیر باران

    آدم‌های زیر آفتاب

    دور از چشم حقوق بشر، دور از سازمان ملل، دور از حمایت حیوانات

    باید بنویسم

    باید بنویسم

    باید بنویسم

    ▨ 

    احمد حیدربیگی

    5 min
  • رضا براهنی | کبک‌های کیهانی (دست‌هایی شبیه بوسه)

    ▨ نام شعر: کبک‌های کیهانی (دست‌هایی شبیه بوسه)

    ▨ شاعر:رضا براهنی

    ▨ با صدای: رضا براهنی

    ♬ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    صدای کف زدنت کبک‌های کیهانی را برای من که زمینی هستم بیدار می‌کند

    منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟

    ولی شکفته بادا لبان من که نیمه‌ماهِ نیم‌رخانِ تو را شبانه می‌بوسند

    فدای تو دو چشم من که چشم‌های تو را خواب دیده‌اند

    ‌ببینمت تو کجایی که چهره‌ات باغی است

    که از هزار پنجرۀ نور می‌وزد هر صبح،

    و شانه‌های تو آنجا چه ابرهای سپیدی که بر بلندی آنها چه تاج چهره چه خورشیدی!

    منی که دست ندارم چگونه کف بزنم!

    به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقتها که رؤیاها تعطیل می‌شوند وَ ما به گریه روی می‌آریم

    و،گریه به رو، کجا؟

    و سایه پشت سرت چیست در شب این که شعر من است که از پشت پای تو می‌آید

    چه دست‌هایی داری

    شبیه بوسه!


    و خاک از تو که لبریز می‌شود ببین چه جلگه‌ای آنجا که شانه می‌خورد از بوسه‌ها و نسیم

    کدام دست نیی چون تو را زده قط

    شبیه بوسه چه انگشتهای سبزی داری!

    نرو

    به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقتها که رؤیاها تعطیل می‌شوند وَ ما به گریه روی می‌آریم

    و،گریه به رو،کجا؟

    بمان!

    منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟

    4 min
  • حسین منزوی | از زمزمه دلتنگیم وز همهمه بیزاریم

    ▨ شعر: از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم

    ▨ شاعر: حسین منزوی

    ▨ با صدای: حسین منزوی

    ♬ پالایش و تنظیم: شهروز

    ────────♬────────


    از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بیزاریم

    نه طاقت خاموشی ، نه تاب سخن داریم


    آوار ِ پریشانی‌ست ، رو سوی چه بگریزیم؟

    هنگامه‌ی حیرانی‌ست ، خود را به که بسپاریم؟


    تشویش ِ هزار «آیا» ، وسواس ِ هزار «امّا»

    کوریم و نمی‌بینیم ، ور نه همه بیماریم


    دوران شکوه باغ، از خاطرمان رفته است

    امروز که صف در صف، خشکیده و بی‌باریم


    دردا که هدر دادیم، آن ذات ِ گرامی را

    تیغیم و نمی‌بّریم ، ابریم و نمی‌باریم


    ما خویش ندانستیم ، بیداریمان از خواب

    گفتند که بیدارید، گفتیم که بیداریم!


    من راه تو را بسته ، تو راه مرا بسته

    امیّد ِ رهایی نیست ، وقتی همه دیواریم

    4 min
  • احمد حیدربیگی | سکّه‌ها

    ▨ نام شعر: سکّه‌ها

    ▨ شاعر: احمد حیدربیگی

    ▨ با صدای: محسن احمدوندی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــ

    با سکّهٔ نارایج دقیانوس

    در شهر می‌گردیم

    و هیچ سقّایی آن را به کاسهٔ آبی نمی‌خرد.

    □

    بیداریِ زودرس

    ما را به هلاک خواهد افکند؛

    □ 

    شتاب کن

    تا پیش از تاریکی به غار برگردیم

    ....

    ▨ 

    احمد حیدربیگی

    از دفتر شعر «لابیرنت» صفحه ۱۴۸

    چاپ شده به سال ۱۳۷۹

    4 min
  • مهدی اخوان ثالث | گرگ هار

    ▨ نام شعر: گرگِ هار

    ▨ شاعر: مهدی اخوان ثالث

    ▨ با صدای: مهدی اخوان ثالث

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــ

    گرگِ هاری شده‌ام،

    هرزه پوی و دله دو

    شب درین دشت زمستان‌زده‌ی بی‌همه‌چیز

    می‌دوم، برده ز هر باد گرو.

    چشم‌هایم چو دو کانون شرار،

    صف تاریکی شب را شکَنَد.

    همه بی‌رحمی و فرمانِ فرار.

    گرگ هاری شده‌ام، خونِ مرا ظلمتِ زهر

    کرده چون شعله‌ی چشمِ تو سیاه

    تو چه آسوده و بی‌باک خرامی به بَرَم!

    آه، می‌ترسم، آه!

    آه، می‌ترسم از آن لحظه‌ی پر لذت و شوق

    که تو خود را نگری،

    مانده نومید ز هرگونه دفاع،

    زیر چنگِ خشنِ وحشی و خونخوارِ منی.

    پوپکم! آهوکم!

    چه نشستی غافل؟

    کز گزندم نرهی، گرچه پرستار منی.


    پس از این دره‌ی ژرف

    جای خمیازه‌ی جادو‌شده‌ی غارِ سیاه

    پشت آن قله‌ی پوشیده ز برف

    نیست چیزی، خبری،

    ور تو را گفتم چیز دگری هست، نبود جز فریبِ دگری


    من از این غفلتِ معصومِ تو، ای شعله‌ی پاک!

    بیشتر سوزم و دندان به جگر می‌فشرم.

    منشین با من، با من منشین

    تو چه دانی که چه افسونگر و بی پا و سرم؟

    تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده‌ی من،

    چه جنونی، چه نیازی، چه غمی‌ست؟

    یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز،

    بر من افتد، چه عذاب و ستمی‌ست.

    دردم این نیست ولی،

    دردم این است که من بی تو دگر

    از جهان دورم و بی‌خویشتنم.

    پوپکم !آهوکم!

    تا جنون فاصله‌ای نیست از اینجا که منم.

    مگرم سوی تو راهی باشد،

    چون فروغِ نگهت

    ورنه دیگر به چه کار آیم من

    بی تو؟ چون مرده‌ی چشمِ سیهت.

    منشین اما با من، منشین

    تکیه بر من مکن ای پرده‌ی طنازِ حریر!

    که شراری شده‌ام

    پوپکم! آهوکم!

    گرگ هاری شده‌ام.

    ▨

    مهدی اخوان ثالث

    متخلص به م. امید

    از دفتر شعر زمستان

    منتشر شده به سال ۱۳۳۵

    ــــــــــ

    پی‌نوشت: شعر در نسخه‌ی چاپ شده، با نسخه‌ی این خوانش تفاوت هایی دارد، این خوانش، در آخرین سالِ زندگی اخوان انجام شده و از نسخه‌ی چاپ شده‌ی قدیمی، طولانی‌تر و کامل‌تر است.

    5 min
  • شهریار | سحرم دولت بیدار به بالین آمد

    ▨ نام شعر: سحرم دولت بیدار به بالین آمد

    ▨ شاعر: شهریار (سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی)

    ▨ با صدای: شاعر

    ♬ پالایش و تنظیم: شهروز

    ساندکلاد من

    ـــــــــــــــــــــــــ


    گل و شمعم به مزار دل خونین آمد

    گفت پاشو که مسیحات به بالین آمد


    ناخدا نوح نبی بود که کشتی نجات

    راه طوفان زد و با بار دل و دین آمد


    قاصد کوی خدا را چه بنامیم ای دوست

    چه به از آنکه به سر سوره یاسین آمد


    یارب این شاخه گل از شش جهتش دار نگاه

    این دعا کردم و از شش جهت آمین آمد


    جشن این کوکب و این کوکبه ی قدسی را

    همه آفاق به آئینه و آیین آمد


    نامه ات با خط و خال ختنی هر جا رفت

    گوئیا قافله ی نافه اش از چین آمد


    آیتی خواندم از این نسخه ی قانون که شفاست

    چشم خود بینم از این سرمه خدا بین آمد


    خبری بود به یعقوب که یوسف در مصر

    مژده ای بود به فرهاد که شیرین آمد


    نوشی از داروی سیمرغ به سهراب رسید

    یا که ویس از پی پرسیدن رامین آمد


    همت ای پیر که با چنته خالی نرود

    گل مولا که به کشکول تبر زین آمد


    دهن مانیو صورتگر چین میچاید

    که تواند به چنین نقش نگارین آمد


    شهریار این غزل طرفه به تلقین سروش

    چون رقم خواست زدن خواجه به تحسین آمد

    4 min
  • احمد شاملو | فریاد

    ▨ نام گردانه: فریاد

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــ

    این گردانه، برشی از است از بخش اولِ شعر «یک مایه در دو مقام» سروده‌ی احمد شاملو

    ـــــــــــــــــ

    ...

    سطری

    شَطری

    شعری

    نجوایی یا فریادی گلودَر

    که به گوشی برسد یا نرسد

    و مخاطبی بشنود یا نشنود

    و کسی دریابد یا نه که «چرا فریاد؟»

    یا «با چه مایه از نیاز؟»

    و کسی دریابد یا نه که «مفهومی بود این یا مصداقی؟

    صوت‌واژه‌یی بود این در آستانه‌ی زایشی یا فرسایشی؟

    ناله‌ی مرگی بود این یا میلادی؟

    فرمانِ رحیلِ قبیله‌مردی بود این یا نامردی؟

    خانی که به وادی برکت راه می‌نماید

    یا خائنی که به کج‌راهه‌ی نامرادی می‌کشاند؟»


    و چه بر جای می‌مانَد آنگاه

    که پیکانِ فریاد

    از چِلّه

    رها شود؟ ــ:


    نیازی ارضا شده؟

    پرتابه‌یی به در از خویش

    یا زخمی دیگر به آماجِ خویشتن؟


    و بگو با من بگو با من:

    که می‌شنود

    و تازه

    چه تفسیر می‌کند؟

    ▨ 

    احمد شاملو

    نهم مرداد ۱۳۶۸

    از دفتر شعر مدایح بی‌صله

    3 min

About شعر | با صدای شاعر

From the publisher's feed

شعرهای معاصر ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید

More shows like شعر | با صدای شاعر

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,893 Listeners

Radio Deev/پادکست رادیو دیو by RadioDeev

Radio Deev/پادکست رادیو دیو

2,065 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,065 Listeners

طنزپردازی | tanzpardazi by tanzpardazi | طنزپردازی

طنزپردازی | tanzpardazi

1,161 Listeners

Owrsi Podcast | پادکست اورسی by Owrsi

Owrsi Podcast | پادکست اورسی

178 Listeners

Radio Tragedy رادیو تراژدی by Radio Tragedy Team

Radio Tragedy رادیو تراژدی

433 Listeners

کتاب صوتی ناصر زراعتی  - Ketab soti by Ketab soti

کتاب صوتی ناصر زراعتی - Ketab soti

135 Listeners

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران by Mohammad Amin Chitgaran

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران

143 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,992 Listeners

MovarekhPodcast احمدهاشمی by احمد هاشمی

MovarekhPodcast احمدهاشمی

48 Listeners

پادکست راوکده by Ravkadeh Podcast

پادکست راوکده

406 Listeners

Wrapup | رپاپ by amir soodbakhsh

Wrapup | رپاپ

516 Listeners

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian) by Jabe podcast

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian)

139 Listeners

اکنون -  صفحه رسمی by Aknoontalks

اکنون - صفحه رسمی

194 Listeners

قاب تاریخ by Mohamad Nazemi

قاب تاریخ

65 Listeners