شعر | با صدای شاعر

شعر | با صدای شاعر

Download on the App Store

شعر | با صدای شاعر episodes

  • بکتاش آبتین | فرشته‌ خانوم

    ▨ نام شعر: فرشته خانم

    ▨ شاعر: بکتاش آبتین

    ▨ با صدای: بکتاش ابتین

    ♬ از آلبوم: او یک فرشته بود

    ♬ پالایش و تنظیم از بنده نیست

    ــــــــــــــــ

    جوراب‌های دخترم را بخیه می‌زنم

    زنم!

    گاهی عروسکم

    گاهی چند روز

    پیراهن چرکم که چسبیده‌ام به تنم!

    عصبانی‌ام شبیه رگ‌های گردن مادرم

    و می‌لرزم شبیه هق‌هق‌ شانه‌های دخترم!

    می‌رقصم

    در آینه می‌رقصم با خودم

    با اولین عشقم که نیست

    و خاطره‌ها گریه می‌کنند در دامنم!

    هزاردستانم

    با یک دست کیف دخترم هستم غذای سوخته‌ام

    با یک دست جاروبرقی‌ام

    و اگر برق نباشد

    تاریک است که پاهای بسیاری در من روشن می‌شود!

    جاروگرم! هزارپایم! خدا می‌داند که چه جانوری هستم! [جاروگرم! هزارپایم! خدا می‌داند چه جانوری هستم!]

    اما نگو که کثیفم که نیستم

    که اگر پیراهن خونی به تن دارم

    کسی را جز خودم نکشته‌ام

    و نگو کثیفم که نیستم اما لخت می‌گویم

    همیشه در من آشغال‌هایی

    با اتومبیل‌های تمیز دور زده‌اند!

    بوقم اتومبیلم سرهای برگشته بر من

    منم!

    صندلی‌ام! برای هر پیشنهادی پایه‌ام!

    خیالت تخت از راه که برسم تختم!

    درد نمی‌فهمم به قول تو بدبختم!

    بر صورتم سیلی، تنها صداست که می‌ماند

    جای زخم بر پیراهنم!

    و دکمه‌هایم همه پاره است

    صبورم شبیه دختر اعراب

    زنده به گورم!

    و قافیه‌ها همگی مثل من هرزه‌اند!

    صدای آه خودش را در من کش می‌دهد

    و چه می‌دانم که تو از من چه می‌دانی

    که کفش‌های پاشنه‌بلندم

    بر پله‌ها چرا جیغ می‌کشند؟ چرا؟....

    ]بر پله‌ها چرا جیغ می‌کشد؟ چرا؟....]

    گاهی لحظات امام‌زاده‌ای در من است!

    وقتی گریه می‌کنم چادر نمازم! مادرم هستم

    به تو تهمت می‌زنم پدرم هستم!

    و چند مشت توی دهانم...

    کلید می‌شود دندان‌های مادرم بر قفل دنیا

    که بر لولای تنم جز دربه‌دری نمی‌چرخید خاک بر سرم

    سنگ قبرم!

    همیشه در شیون زندگی دارم

    و هر روز

    انگشت‌های مردی فاتح

    فاتحه می‌خواند بر تنم!

    هر که اشاره می‌کند منم!

    هزار اسم دارم هر نامی که می‌شنوم بر می‌گردم!

    مهتابم ستاره‌ام سحرم

    تا صبح نمی‌خوابم شبم!

    و هزار اسم دیگر باز منم!

    فقط گاهی در شناسنامه و در رویای مادرم

    فرشته‌ام!

    نیستم؟!

    ▨ 

    بکتاش آبتین

    از مجموعه شعر «در میمونِ خودم پدربزرگم»

    7 min
  • سیمین بهبهانی | ای شهر

    ▨ نام شعر: ای شهر

    ▨ شاعر: سیمین بهبهانی

    ▨ با صدای: سیمین بهبهانی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــــــــ

    ای شهر! ز خط می‌شویند دیوار خیابانت را 

    تا باد نخواند زین پس اوراق پریشانت را

     

    مغزِ در و دیوارت را از حافظه عریان خواهند 

    تا یاد نیارد زین‌پس غمنامه‌ی حرمانت را

     

    دیروز چنان می‌دیدم, امروز چنین می‌بینم 

    آن یاوه‌نویسانت را، این یاوه‌زدایانت را

     

    دیروز چه محنت بردی, جان خستی و تن آزردی 

    هر لقمه که رنگین خوردی خون بود خورش نانت را

     

    شب‌های سیه‌پوشت را دیدند و چه اندیشیدند 

    کز حجله چراغان کردند هر گوشه‌ی ویرانت را

     

    بس دسته‌ی گل کز نکهت در گور نمی‌گنجیدند 

    این است که پرگل کردند گنجایشِ میدانت را


    در خونِ هزاران کودک پرورده شد از نمناکی 

    این شوره که می‌پوساند دیواره‌ی زندانت را

     

    ای شهر! ز خط می‌شویند وز هرچه غلط می‌شویند 

    چون نقره جلا می‌بخشند بام و در و ایوانت را


    گر خونِ هزاران سروت در پای هدر پاشیده ست 

    خوشدستیِ سروآرایان پرداخته تاوانت را


    باور کنم آیا؟ باور؟ این طرفه که اکنون دیگر 

    فرماندهِ ویرانی‌ها دارد سر عمرانت را؟ 

    ▨ 

    سیمین بهبهانی

    فروردین ۱۳۷۲

    5 min
  • اسماعیل خویی | رباعیات ۲

    ▨ نام شعر: منتخبی از رباعیات خویی - بخش دوم

    ▨ شاعر: اسماعیل خویی

    ▨ با صدای: اسماعیل خویی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    من با تو نگویم که چه یا چون بنویس

    از حالِ درون یا که ز بیرون بنویس

    بنویس بدان چه‌ت آید از دل، یعنی

    ای شاعرِ قتل‌عام، با خون بنویس

    ▨ 

    چون گام در این خانه‌ی شر بگذارید

    انگار که گام در سقر بگذارید

    آنجا که سرود دانته که‌ای آمدگان

    امیدِ نجات، پشتِ در بگذارید

    ▨ 

    اندوهِ هزارساله دارم در دل

    ای کاش نبینَدَم غمِ دیگر دل

    من پیرترم هزار سالی امروز

    با داغِ هزارها جوانم بر دل

    ▨ 

    با این‌همه خون که از تَنَش گشت روان

    رفته‌ست ز اندامِ وطن توش و توان

    با این‌همه باش تا ز جا کنده شود

    سیلابه‌ی شیخ‌اوژنِ جان‌های جوان

    ▨ 

    از کینه و بغض و خشم آکنده شدیم

    بر مرکبِ انقلاب تازنده شدیم

    فریاد زدیم: شاه مردم‌خوار است

    شیخ آمد و ما ز شاه شرمنده شدیم

    ▨ 

    اسماعیل خویی

    4 min
  • اسماعیل خویی | رباعیات ۱

    ▨ نام شعر: منتخبی از رباعیات خویی - بخش اول

    ▨ شاعر: اسماعیل خویی

    ▨ با صدای: اسماعیل خویی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    دو بیتی‌هایی که در این بخش می‌شنوید، عمدتا به افتخار مهدی اخوان ثالث (م.امید) و دیدن دوباره‌ی او سروده شده است.

    ــــــــــــــــــــــــ

    گفت آزادی، گفتمش میرِ من است

    گفتا شادی، گفتم اکسیرِ من است

    گفت آینده، گفتم آنک پسرم

    گفتا که امید، گفتم او پیرِ من است

    ▨ 

    جان‌پاره‌ی دل‌نوازی از میهنِ من

    می‌آید و جان فزاید اندر تنِ من

    می‌آید و من چنان به خود می‌آیم

    که انگار به من باز می‌آید منِ من

    ▨ 

    نه‌ز حشمت و نه‌ز حکمت و نه‌ز جادوی ما

    کز لطفِ خود است رامِ ما آهوی ما

    نومیدی ما لاف و گزاف است و دروغ

    وقتی که امید خود می‌آید سوی ما 

    ▨ 

    یک دشت مزار و جانِ غم‌باره‌ی من

    آن میهن من، این منِ آوراه‌ی من

    با این همه تا امید باشد، گو باش

    صد خنجر زخم و دلِ صد پاره‌ی من

    ▨ 

    خورشید اگرچه ناپدید آمده است

    یک گوشه از آفاق سپید آمده است

    گوید دل من که: ناامید آمده‌آم

    گویم: دلِ من مگو! امید آمده است!

    ▨ 

    نیمی بیم است زندگی، نیم امید

    زاید ز امید بیم و، از بیم امید

    ور زان که خلاف آمدِ این می‌جویی

    بنگر که من آمدم پس از میم امید

    ▨

    اسماعیل خویی

    5 min
  • ایرج جنتی عطایی | خانه سرخ است

    ▨ نام شعر (ترانه): خانه سرخ است

    ▨ شاعر: ایرج جنتی‌عطایی

    ▨ با صدای: ایرج جنتی‌عطایی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــ

    خانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ است

    باری از خون پهنه‌ی برزن و میدان سرخ است


    دِه به دِه پرچم خشم است که بر می‌خیزد

    مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است


    تا گلِ خونیِ فریاد در این باغستان

    ساقه از ضربه‌ی شلاقِ زمستان سرخ است


    وحشتی نیست از انبوهِ مسلسل‌داران

    تا در این دشت، غرورِ کینه‌داران سرخ است


    رو سیاه است اگر این شبِ مردم‌کشِ بد

    تا دمِ صبحِ وطن سینه‌ی یاران سرخ است


    با تو سرسبزی از ایثار سیه‌پوشان است

    ای مسلّط! دستت از خون شهیدان سرخ است!

    ▨

    ایرج جنتی‌عطایی

    3 min
  • ابولقاسم حالت | بر لب شطّ العرب

    ▨ نام شعر: بر لب شطّ العرب

    ▨ شاعر: ابولقاسم حالت

    ▨ با صدای: ابولقاسم حالت

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــ

    هر زمان بر لبِ شطّ العرب افتد گذر من

    آرد آن منظره یکباره تو را در نظر من


    با تو روزی لبِ شط بودم و زان پس به همه شب

    بی‌تو شطّ دگری می‌رود از چشمِ ترِ من


    سحری پیش تو شب کردم و افسوس کزآن پس

    روزها رفت که بی‌رویِ تو شب شد سحرِ من


    شاخ هر نخل بَری داده و من نخلِ امیدم ندهد بَر

    مگر آن‌دم که تو آیی به برِ من


    قمر و شمس به شکل تو در آیند به چشمم

    زآن که دانند تو هم شمسِ منی هم قمر من


    خبرم هست که از خانه‌ی من با خبری تو

    خبرم نیست که بهرِ چه نگیری خبر من


    رحم اگر بر منِ بی‌دل نکنی، رحم به خود کن

    زان که ترسم زَنَد آتش به تو سوزِ جگر من 


    در تو روزی اثری می‌کند این شعر، ولیکن

    دیگر آن روز نمانده‌ست ز من جز اثر من


    دولت وصل نیاورده هنوزت به بر من

    لیک، هجرانِ تو آورده بلاها به سرِ من                

    ▨

    ابوالقاسم عبداللَّه فرد

    متخلص به حالت

    تیر ماه ۱۳۲۷ - آبادان

    3 min
  • سیمین بهبهانی | هی قرص هی دوا بس کن

    ▨ نام شعر: هی قرص هی دوا ول کن 

    ▨ شاعر: سیمین بهبهانی

    ▨ با صدای: سیمین بهبهانی

    ♪ پالایش و تنظیم: شهروز

    ────── ♪ ──────

    هی قرص، هی دوا، بس کن! این زندگی ست؟ آری؟ نه

    بهبود ِ جسم ِ ویران را هیچ انتظاری داری؟ نه


    فردا چگونه خواهد بود؟ دنیا درست خواهد شد؟

    خورشید رقص خواهد کرد، در عین سوگواری؟ نه


    مهتاب در سرابُستان، هر شب حریر خواهد بافت؟

    صبح از کرانه خواهد تافت، با شال نقره کاری؟ نه


    فقر و فساد و فحشا را، از این خرابه خواهی راند؛

    تا عیش و امن و تقوا را، سوی سرا بیاری؟ نه


    مقتوله‌های مسکین را ، کز بُضع* خویش نان خوردند

    بر گور اگر گذر کردی، نان ِ دگر گذاری؟ نه


    هی قرص، هی دوا، بس کن، این شرق شرق ِشلاق است

    هر ضربه را، یقین دارم؛ با نبض می‌شماری، نه؟


    هی نغمه‌ساز آزادی، می‌بینمت که بیماری

    نه نه نمی‌توانی تا، دستی ز دل برآری. نه


    بالابلند ِ پویا را، ننگ است ضعف و بیماری

    گر آخرین دوا خواهی؛ مرگ است و شرمساری نه


    برخیز و چهره رنگین کن؛ تا باز نوجوان باشی

    پیش عدوی بدخواهت خواری مباد و زاری نه


    در آخرین نبرد ای زن! فرمان‌پذیز ِ آتش باش

    دست ِ به خود گشودن هست، گر پای ِ پایداری نه

    ▨ 

    سیمین بهبهانی، نیمای غزل ِایران

    ————-

    * بضع؛ با ضمه ب و سکون ض به معنی آلت تناسلی زن است.

    4 min
  • شهریار | ای آفتاب هاله‌ای از روی ماه تو

    ▨ نام شعر: ای آفتاب هاله‌ای از رویِ ماهِ تو 

    ▨ شاعر: شهریار

    ▨ با صدای: شهریار

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــ

    ای آفتاب هاله‌ای از رویِ ماهِ تو

    مَه بر لبِ افق؛ لبه‌ای از کلاهِ تو


    لرزنده چون کواکبِ گاهِ سپیده‌دم

    شمعِ شبی سیاهم و چشمم به راه تو


    کی می‌رسی به پرچمِ خونینِ چون شفق

    خورشید و مه سَری به سنانِ سپاه تو


    ای دل! فریبِ جادویِ مهتاب‌شب مخور

    زلفش کشیده نقشه‌ی روزِ سیاهِ تو


    آنکو لهیبِ دوزخش {آتش} از رو نمی‌بَرَد

    اندیشه‌ای کند مگر از دودِ آه تو


    گر اشکِ توبه‌ات به دواتِ مَلَک نریخت

    بگذار پای من بنویسد گناهِ تو


    شاها به خاک‌پایِ تو گل‌ها شکفته‌اند

    ما هم یکی شکسته و مسکین گیاهِ تو


    من رویِ دل به کعبه‌ی کویِ تو داشتم

    کآمد ندای غیب که این است راهِ تو


    یک نوکِ پا به چادرِ چوپانیَم بیا

    کز دستچینِ لاله کنم تکیه‌گاهِ تو


    آیینه سازمت همه‌ی چشمه‌سارها

    وز چشمِ آهوان بنوازم نگاهِ تو


    بعد از «نوای» خواجه‌ی شیراز، شهریار

    دل بسته‌ام به ناله‌ی سیمِ سه‌گاه تو

    ▨

    سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی

    متخلص به شهریار

    ــــــــــــــــ

    پی‌نوشت: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخه‌ی چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.

    3 min
  • سعید سلطانپور | با کشورم چه رفته است

    ▨ نام شعر: با کشورم چه رفته است؟

    ▨ شاعر: سعید سلطانپور

    ▨ با صدای: سعید سلطانپور

     ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ــــــــــــــــ

    به یاد سعید سلطانپور که از جشن عروسی به ضیافت مرگ رفت.

    ــــــــــــــــ

    با کشورم چه رفته است؟

    با کشورم چه رفته است

    که زندان‌ها

    از شبنم و شقایق

    سرشاراند

    و بازماندگانِ شهیدان

    - انبوه ابرهای پریشان و سوگوار -

    در سوگِ لاله‌های سوخته می‌بارند؟

    با کشورم چه رفته است

    که گل‌ها هنوز سوگوارند [داغدارند]؟


    با شورِ گردباد

    آنک

    منم که تفته‌‌تر از گردبادها

    در خارزارِ بادیه می‌چرخم

    تا آتشِ نهفته به خاکستر

    آشفته‌تر ز نعرهٔ خورشید‌های «تیر»

    از قلبِ خاک‌‌های فراموش سرکشد

    تا از قناتِ حنجره‌ها

    فوجِ [موجِ] خشم و خون

    روی غروبِ سوختهٔ مرگ پر کِشد.


    این نعرهٔ من است

    این نعرهٔ من است

    که روی فلات می‌‌پیچد

    و خاک‌‌های سکوتِ زمانهٔ تاریک را می‌‌آشوبد

    و با هزار مشتِ گران

    بر آب‌‌های عمان می‌کوبد

    این نعرۀ من است که می‌‌روبد

    خاکسترِ زمان را از خشمِ روزگار


    بعد از تو ای

    ای گلشنِ ستارهٔ دنباله‌دارِ اعدامی!

    ای خسروِ بزرگ!

    که برق و لرزه در ارکانِ خسروان بودی

    ای آخرین ستاره!

    خونین‌ترین سرور!

    در باغِ ارغوان

    در ازدحامِ خلق

    در دوردست و نزدیک

    من هیچ نیستم

    جز آن مسلسلی که در زمینۀ یک انقلاب می‌گذرد

    و خالی و برهنه و خون‌آلود

    سهم و سترگ و سنگین

    در خون توده‌‌های جوان می‌‌غلتد

    تا مثلِ خار سهمناک و درشتی

    - روییده بر گریوهای گلِ سرخ -

    آینده را

    بماند

    در چشمِ روزگار

    یادآور شهادتِ شوریدگانِ خلق

    بر [در] ارتشِ مهاجمِ این نازی،

    این تزار.


    ای خشم ماندگار!

    ای خشم!

    خورشید انفجار، ای خشم!

    تا جوخه‌‌های مخفیِ اعدام

    در جامه‌‌های رسمی

    آنک

    آنک هزار لاش‌خوار، ای خشم!

    مثل هزار توسنِ یال‌افشان

    خون شیهه بسته است

    بر این ویران

    دیگر ببار

    ببار ای خشم!

    ای خشم!

    چون گدازهٔ آتشفشان ببار

    روی شبِ شکستهٔ استعمار.


    اما دریغ و درد

    که «جبریل»‌‌های «او»

    با شهپر سپید

    از هر طرف فرود می‌‌آیند

    و قلبِ عاشقانِ زمان را

    با چشم و چنگ و دندان می‌خایند

    و پنجه‌های وحشتِ پنهان را

    با خون این قبیله می‌‌آلایند

    با این همه شجاع

    با این همه شهید

    با کشورم چه رفته است

    که از خاکِ میهن گلگون

    از کوچه‌‌های دهکده

    از کوچه‌های شهر

    از کوچه‌‌های آتش

    از کوچه‌های خون

    با قلبِ سربداران

    با قامتِ قیام

    انبوه پاره‌پوشان

    انبوه ناگهان

    انبوه انتقام نمی‌‌آیند.


    چشمِ صبورِ مردان

    دیری‌‌ست

    در پرده‌های اشک نشسته است

    دیری‌ست قلب عشق

    در گوشه‌های بند شکسته است

    چندان ز تنگنای قفس خواندیم

    که از پاره‌‌های زخم، گلو بسته است

    ای دستِ انقلاب

    مشتِ درشتِ مردم

    گل‌مشتِ آفتاب

    با کشورم چه رفته است؟

    ▨

    سعید سلطانپور

    ــــــــــــــــ

    پی‌نوشت اول: این خوانش در بیستم مهر ماه ۱۳۵۶ و در شب سوم از شب‌های شعر گوته انجام شده است.

    پی‌نوشت دوم: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخۀ چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل کروشه [ ] آمده است.

    7 min

About شعر | با صدای شاعر

From the publisher's feed

شعرهای معاصر ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید

More shows like شعر | با صدای شاعر

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,893 Listeners

Radio Deev/پادکست رادیو دیو by RadioDeev

Radio Deev/پادکست رادیو دیو

2,065 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,065 Listeners

طنزپردازی | tanzpardazi by tanzpardazi | طنزپردازی

طنزپردازی | tanzpardazi

1,161 Listeners

Owrsi Podcast | پادکست اورسی by Owrsi

Owrsi Podcast | پادکست اورسی

178 Listeners

Radio Tragedy رادیو تراژدی by Radio Tragedy Team

Radio Tragedy رادیو تراژدی

433 Listeners

کتاب صوتی ناصر زراعتی  - Ketab soti by Ketab soti

کتاب صوتی ناصر زراعتی - Ketab soti

135 Listeners

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران by Mohammad Amin Chitgaran

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران

143 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,992 Listeners

MovarekhPodcast احمدهاشمی by احمد هاشمی

MovarekhPodcast احمدهاشمی

48 Listeners

پادکست راوکده by Ravkadeh Podcast

پادکست راوکده

406 Listeners

Wrapup | رپاپ by amir soodbakhsh

Wrapup | رپاپ

516 Listeners

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian) by Jabe podcast

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian)

139 Listeners

اکنون -  صفحه رسمی by Aknoontalks

اکنون - صفحه رسمی

194 Listeners

قاب تاریخ by Mohamad Nazemi

قاب تاریخ

65 Listeners