
Sign up to save your podcasts
Or


▨ نام شعر: فرق مرد با زن
▨ شاعر: عالمتاج قائم مقامی
▨ با صدای: مریم کوشا
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
▨ نقاشی پرتره: ابراهیم صدری
_________
خواهرم پرسید فرق مرد و زن در چیست، گفتم:
گویمت این قصه را با نکتهای سر بسته اما
در دکان آفرینش جنس ما و اوست یکسان
عمر ما طی میشود در کیسهای در بسته اما
بر فراز کاخ هستی او به پرواز است و ما هم
جنبشی داریم در کنج قفس، پر بسته اما
دست قدرت فرش کردهست از ازل باغ جنان را
زیر پای مادران، بر روی مادر بسته اما
ناامید از بخت نتوان شد که بس درهای رحمت
پیش روی ماست، تا دامان محشر بسته اما
گر نبازی خویش را ای آشیان گمکرده ای زن
غیر از این ره نیز باشد راه دیگر، بسته اما
تا برون آید زن از این محبس مردآفریده
دست و پا باید، که هست ای جانِ خواهر، بسته اما
▨
عالمتاج قائممقامی
متخلص به ژاله
از کتاب دیوان عالمتاج قائممقامی (ژاله)، انتشارات ما، ۱۳۷۴: ۴۵
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
▨ نام شعر: زن در ایران
▨ شاعر: پروین اعتصامی
▨ با صدای: صدیقه کامور
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
_____
این شعر را پروین اعتصامی در سال ۱۳۱۴ سروده و آن را به مناسبت کشف حجاب و اصلاحات به وجود آمده برای زنانِ ایران، به رضاشاه پهلوی تقدیم کرده است.
ــــــ
زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشهاش جز تیرهروزی و پریشانی نبود
زندگی و مرگش اندر کنج عزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآنکه زندانی نبود؟!
کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود
در عدالتخانهٔ انصاف زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت، زن دبستانی نبود
دادخواهیهای زن میمانْد عمری بیجواب
آشکارا بود این بیداد، پنهانی نبود
بس کسان را جامه و چوبِ شبانی بود، لیک
در نهادِ جمله گرگی بود، چوپانی نبود
از برای زن به میدان فراخ زندگی
سرنوشت و قسمتی جز تنگمیدانی نبود
نور دانش را ز چشم زن نهان میداشتند
این ندانستن، ز پستی و گرانجانی نبود
زن کجا بافنده میشد، بی نخ و دوکِ هنر
خرمن و حاصل نبود، آنجا که دهقانی نبود
میوههای دکهٔ دانش فراوان بود، لیک
بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود
در قفس میآرمید و در قفس میداد جان
در گلستان نام از این مرغِ گلستانی نبود
بهر زن تقلید، تیه فتنه و چاه بلاست
زیرک آن زن، کو رهش این راه ظلمانی نبود
آب و رنگ از علم میبایست، شرط برتری
با زمرد یاره و لعل بدخشانی نبود
جلوهٔ صد پرنیان، چون یک قبای ساده نیست
عزت از شایستگی بود از هوسرانی نبود
ارزش پوشانده، کفش و جامه را ارزنده کرد
قدر و پستی، با گرانی و به ارزانی نبود
سادگی و پاکی و پرهیز یکیک گوهرند
گوهر تابنده تنها گوهر کانی نبود
از زر و زیور چه سود آنجا که نادان است زن؟!
زیور و زر، پردهپوشِ عیبِ نادانی نبود
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
▨ نام شعر: اختر چرخ ادب (قطعهی شمارهی ۱۶۶)
▨ شاعر: پروین اعتصامی
▨ با صدای: آناهیتا فقیه
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ــــــــــــــــــــــــ
اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گرچه جز تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز
سائل ِ فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بیدوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جانفرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقتبین است
هر که باشی و ز هر جا برسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد
چو بدین نقطه رسد مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرین است
خرم آن کس که در این محنتگاه
خاطری را سبب تسکین است
▨
رخشنده اعتصامی
مشهور به پروین اعتصامی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
From the publisher's feed
شعر معاصر و ادبیات ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید. دانلود و شعرهای بیشتر در تلگرام ما.
ادبیات | شعر | غزل | ترانه | شعر نو | هنر…
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

7,893 Listeners

2,077 Listeners

1,069 Listeners

1,157 Listeners

424 Listeners

14 Listeners

56 Listeners

491 Listeners

2,995 Listeners

17 Listeners

25 Listeners

47 Listeners

45 Listeners

0 Listeners