شعر با صدای شاعر

شعر با صدای شاعر

By Schahrouz KabiriSociety & CultureArtsHistory
Download on the App Store

شعر با صدای شاعر episodes

  • فرخ تمیمی | پیوند

    ▨ نام شعر: پیوند

    ▨ شاعر: فرخ تمیمی

    ▨ با صدای: فرخ تمیمی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــ

    از قلبِ من که دشتِ بزرگی‌ست

    دشتی برای زیستنِ باغ‌های مهر

    غم با تمامِ تیرگی‌اش کوچ می‌کند

    در نورِ پاک صبح

    اندام من، ز خوابِ گران می‌شود تهی

    در دست‌های من

    گویی توانِ گمشده‌ای یافت می‌شود


    از قلب من که دشت بزرگی‌ست

    دشتی برای زیستنِ باغ‌های مهر

    اینک گیاهِ دوستیِ جاودانه‌ای

    سر می‌کشد ز نورِ توان‌بخشِ آفتاب

    آوندِ این گیاه، پُر از خونِ آشتی‌ست

    من این گیاه را

    تا بارور شود

    با نوگیاهِ دوستیِ دست‌های تو

    پیوند می‌زنم 

    ▨

    فرخ تمیمی

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    3 min
  • مشفق کاشانی | می پرست

    ▨ نام شعر: می پرست

    ▨ شاعر: مشفق کاشانی

    ▨ با صدای: مشفق کاشانی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    زان مِی كه داد ساقی ِ مجلس به دست ِ ما

    بالا گرفت كار ِ دل ِ می پرست ما


    از پا درآمدیم به راه ِ وفا دریغ 

    یاران ِ بی‌وفا نگرفتند دست ِ ما


    سرگشته چون کبوتر ِ گم‌کرده آشیان

    الّا به بام ِ دوست نباشد نشست ِ ما


    با هر شِکَن که گشت به رخساره‌ام پدید

    خطی نوشت چرخ ز راز ِ شکست ِ ما


    در گیر و دار ِ چرخ ِ کمانی، به سنگ خورد

    هر تیر ِ آرزو که رها شد ز شست ما


    مشفق صفای خاطر و لطف ِ سخن مراست

    دل‌های پاک باشد از آن پای‌بست ِ ما 

    ▨

    عباس کی‌منش مشهور به مشفق کاشانی 

    متخلص به مشفق

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    تذکر: این شعر توسط هایده و در شاخه گل شماره ۴۳۵ خوانده شده، البته با کمی تغییر در برخی ابیات

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    3 min
  • محمدعلی سپانلو | سفرنامه

    ▨ نام شعر: سفرنامه

    ▨ شاعر: محمدعلی سپانلو

    ▨ با صدای: محمدعلی سپانلو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــــــــــــــــ 

    من که جاهل‌ترین شاعرانم

    می‌شمارم قدم‌های روزِ نوین را

    کند و خفه بر کتل پا نهاده‌ست

    روز، این روحِ تنها

    چهره‌پوشانده در عینکِ مه

    راه‌های مرا می‌شناسد

    من سایهٔ روشنش را 

    بر عروقم چه خوش می‌شناسم


    ای سفر باز شو در بیابان

    در تب و شعرِ شن گام بردار

    مصرع گام‌های فراری

    منشعات صداهای صحراست 


    ای سفر در بیابان رها باش

    با تو شب، نور و آیینه‌کاری

    کهکشان انعکاس شن توسن

    ماه تمثیلی از آب‌هایت


    من که جاهل‌ترین شاعرانم

    ابر مکّار را می‌شناسم

    زیر باران و باد سبک‌خیز

    در سرم راه‌های ستاره‌ست


    زیر فواره‌ی نیل‌دوزان

    شعله خیزد ز گلدانِ صحرا

    چشمت آیینهٔ نشر خورشید

    در شبی جاودانه‌ست بینا

    پشت پلک تو کوکب دمیده‌ست


    از غروبی خنک تا سحرگاه

    راه تنها و نامهربان ماه

    گاه یک صندلی می‌؛ذارند

    بر درِ کافه‌های بیابان

    می‌توانی بیاسایی از کار

    خیره گردی حریقی دگر را

    لحظه‌ای در گلستانِ آتش

    کاکلِ نخل، تپهٔ ریگ را سبز کرده‌ست


    ایستگاهی‌ست پر از باران

    در چشمِ تو آویزان

    چمدانی در دست

    پشتِ خورجین سفر

    دریا گسترده‌ست



    ابرِ(؟) چشمک‌زن

    تابلوی اعلانات

    دکّهٔ ویران


    من ز ویرانه چه با خود بردم؟

    کهنه‌بارانی من در شب

    خیمه‌ای بود نگهبانِ فلک

    پاره‌کفشی و تهی‌خورجینی

    پای بر تارکِ دریا شبِ من

    از سفرنامه و حس آباد است

    زیر عریانیِ مکّارِ طبیعت

    همه پوشاکیِ من

    لعبتیِ باد است


    تا بلوغِ مفرق در جنگل

    شاهراهی‌ست که در قلب مدائن می‌آغازد

    برقِ دندان‌ها در جلوخانِ هتل‌ها

    در خیابانِ بدون گذرا

    عابری گوش‌به‌زنگم

    زیر این طاق‌نمای نمناک


    سفرم در اتوبوسی بود

    که مرا نیمه‌شبان در هتلِ کهنه نهاد

    شیشه‌ای چرک به مهتابیِ پرباران وا می‌شد

    و بر آن می‌تابید

    مه افسانه‌ایِ مغربیِ کولی


    احتیاجم بود

    که به ولگردی ِ بعدازظهرم برگردم

    زیر خورشیدِ زمستانی تبخیر شوم

    مثل هر چیز ِ جوانِ وطنم، پیر شوم


    احتیاجِ دگری بود که من

    مثل هر چیزِ جدیدی که زمستانی نیست

    این زمستان را هم بین کسانِ دگری باشم

    که به یخ مثل زمین ایمان دارند


    بروید

    تا به رویایِ گل یخ که تحرک را در خاطره بیدار نگه می‌دارد

    ای جماعات خیالی

    مانده در توریِ لاینقعِ باران

    ▨

    محمدعلی سپانلو

    از دفتر شعر رگبار

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    7 min
  • شیرکو بیکس | شکواییه‌ای به خدا | دکلمه کردی و فارسی

    ▨ نام شعر: شکواییه‌ای به خدا

    ▨ شاعر: شیرکو بیکس

    ▨ با صدای: شیرکو بیکس (کردی) و ئاگر گداری (ترجمه فارسی)

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــ

    له دوای خنکانی حه‌له‌بچه

    {حلبچه که نفسش برید}


    سکالایێکی دریژم ... نووسی بۆ خوا

    {شکواییه‌ای بلند به خدا نوشتم}


    به‌ر له خه‌لکی بۆ دره‌ختێکم خوێنده‌وه

    {قبل از هرکس، برای درختی خواندمش}


    دره‌خت گریا

    {درخت گریست}


    له په‌نایا باڵنده‌یه‌کی پوسته‌چی وتی باشه

    {در پناهِ درخت، کبوتر نامه‌رسانی گفت}


    کێ بۆت ده‌با؟

    {چه کسی برایت می‌برد؟}


    گه‌ر به ته‌مای منی بیبه‌م

    {اگر می‌خواهی من ببرم}


    من ناگه‌مه عه‌رشی خودا

    {من نمی‌توانم به عرش الهی برسم}



    بو به شه‌و درەنگ

    هوا تاریک شد



    فریشته‌ی ڕە‌ش پۆشی شێعرم

    {فرشته‌ی سیاه‌پوش شعرم}


    وتی: تو هیچ خه‌مت نه‌بێ

    {گفت: غم به دلت راه نده}


    من بۆت ئه‌به‌م، هه‌تا سه‌ری

    {من میبرمش، تا آن بالاها}


    تا که‌شکه‌لان

    {تا ملکوت}


    به‌ڵام به‌ڵێنت ناده‌مێ 

    {اما هیچ قولی نمی‌دهم}


    خۆی نامه‌که‌م لێ وه‌رگرێ

    {خدا خودش نامه‌ات را از دستم بگیرد}


    خۆ ده‌زانی خۆدای گه‌وره که‌ی ئه‌یبێنێ

    {خودت که می‌دانی خدای بزرگ را کسی نمی‌بیند!}


    وتم سپاس، تۆ هه‌لفڕه

    {گفتم سپاسگزارم. تو پرواز کن}


    فریشته ئیلهام هه‌لفڕی و

    {فرشته‌ی الهام پرواز کرد و}


    له گه‌ڵ خۆیا سکالای برد

    {شکواییه‌ را با خود برد}


    ڕوژێ دوایی که هاته‌وه

    {روز بعدش که بازآمد}


    سکرتێری پله‌ی چواری نووسینگه‌ی خوا

    {منشی رده‌ی چهارم دفتر خدا}


    عۆبەید ناوێ و هه‌ر له‌سه‌ر هه‌مان سکالا، له دامێنه

    {عبید نامی! زیر همان شکایت نامه، در ادامه}


    به عه‌ره‌بی بۆی نووسیبوم

    {به عربی برایم نوشته بود:}


    گه‌وجه !

    {احمق!}


    بیکه به عه‌ره‌بی، که‌س لێره کۆردی نازانێ و

    {به عربی بنویس، اینجا کسی کوردی نمی‌داند و}


    نایبه‌ین بۆ خوا…

    {نمی‌بریمش برای خدا…}

    ▨

    شیرکو بیکس

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    6 min
  • هوشنگ چالنگی | شهادت

    ▨ نام شعر: شهادت

    ▨ شاعر: هوشنگ چالنگی

    ▨ با صدای: ارژنگ آقاجری https://soundcloud.com/arjanga

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــ

    به کردار ابری ببار اگر می‌باری

    که سرود باران در منقار مرغی سرگردان است

    .

    سراسیمه سلام

    اگر آن‌چه بر یال اسب می‌جنبد، سپیده‌دمان است.


    با چشمان مسافری

    که از سال‌های - هیمه - و- گرگ - می‌آید

    می‌نگرم

    بلوطی را که اینک پلک می‌گشاید


    خواب از نژادی دشمن است

    که تا دیده برهم می‌نهم

    عریان‌ترین خنجر را بر گلوی دوست می‌بینم

    با پرنده‌ای می‌آویزم

    ــ بدان‌گونه غم‌آلود ــ

    که گریبان اولین ستاره را به گریه بگیرم


    آمیزش صدایی را می‌شناسم

    [در برنج‌زاری که آوای پرنده‌ایش می‌آراست

    و انارستانی که گریانی در آن بود]


    اکنون

    تنها شکوفه‌ای به شهادت کافی‌ست

    که من همیشه گریان بودم.

    ▨ 

    هوشنگ چالنگی

    آبان ماه ۱۳۴۶

    از کتاب مجموعه کامل اشعار هوشنگ چالنگی چاپ افراز صفحه ۲۶۲

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    3 min
  • فریدون مشیری | همراه

    ▨ نام شعر: همراه

    ▨ شاعر: فریدون مشیری

    ▨ با صدای: فریدون مشیری

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــ

    این کیست گشوده خوش‌تر از صبح

    پیشانیِ بی‌کرانه در من؟


    وین چیست که می‌زند پر و بال

    همراهِ غم شبانه در من؟


    از شوقِ کدام گل، شکفته‌ست

    این باغِ پر از جوانه در من؟


    وز شورِ کدام باده افتد

    این گریه‌ی بی‌بهانه در من؟


    جادوی کدام نغمه‌ساز است

    افروخته این ترانه در من؟


    فریاد هزار بلبل مست

    پیوسته کشد زبانه در من


    ای هم‌رهِ جاودانه بیدار

    چون جوشِ شرابخانه در من


    تنها تو بخواه تا بماند

    این آتش جاودانه در من

    ▨

    فریدون مشیری

    از دفتر شعر از خاموشی

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    2 min
  • سیاوش کسرایی | پس از من شاعری آید

    ▨ نام شعر: پس از من شاعری آید

    ▨ شاعر: سیاوش کسرایی

    ▨ با صدای: سیاوش کسرایی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــــــــــــــــ 

    پس از من شاعری آید 

    که اشکی را که من در چشم رنج افروختم 

    خواهد سِتُرد


    پس از من شاعری آید 

    که قدرِ ناله‌هایی را که گستردم نمی‌داند 

    گلوی نغمه‌های درد را 

    خواهد فشرد


    پس از من شاعری آید 

    که در گهوارهٔ نرمِ سخن‌هایم، شنیده لای‌لایِ من 

    که پیوندِ طلایی دارد او با من 

    و این پیوندِ روشن، قطره‌های شعرهای بی‌کرانِ ماست 

    ولی بیگانه‌ام با او 

    و او در دشت‌های دیگری گردونه می‌تازد


    پس از من شاعری آید 

    که شعر او بهارِ بارور در سینه اندوزد 

    نمی‌انگیزدش رقص شکوفه‌های شومِ شاخهٔ پاییز 

    که چشمانش نمی‌پوید 

    سکوتِ ساحل تاریک را، چون دیدهٔ فانوس

    و او شعری برای رنجِ یک حسرت 

    که بر اشکی‌ست آویزان 

    نمی‌سازد


    پس ازمن شاعری آید 

    که می‌خندند اشعارش

    که می‌بویند آواهای خودرویش 

    چو عطرِ سایه‌دار و دیرمانِ یک گلِ نارنج 

    که می‌روبند الحانش

    غبارِ کاروان‌های قرونِ درد و خاموشی


    پس از من شاعری آید 

    که رنگی تازه دارد رنگدانِ او 

    زداید صورتِ خاکستر از کانون آتش‌های گرمِ خاطرِ فردا 

    زند بر نقشِ خونینِ ستم 

    رنگِ فراموشی


    پس از من شاعری آید 

    که توفان را نمی‌خواهد 

    نمی‌جوید امیدی را درون یک صدف در قعرِ دریاها 

    نمی‌شوید به موجِ اشک 

    چشمِ آرزویش را 


    پس از من شاعری ‌آید 

    که می‌روبد بساط شعرهای پیش

    که می‌کوبد همه گل‌ها به پایِ خویش

    نمی‌گیرد به خود زیباییِ پرپر 

    نگاهِ جست و جویش را


    پس از من شاعری آید 

    که با چشمم ندارد آشنایی آسمان‌های خیالِ او 

    و او شاید نداند 

    می‌مکد نشت جوانی را ز لب‌های جهانِ من 

    و یا شاید نداند 

    غنچه‌های عمرِ ناسیرابِ من بشکفته در کامش

    و یا شاید نداند 

    در سحرگاهِ ورودش همچو شب من رنگ خواهم باخت


    پس از من شاعری آید 

    که من لب‌های او را در دهانِ شعرهای خویش می‌بوسم 

    اگرچه او نخواهد ریخت اشکی بر مزارِ من 

    من او را در میانِ اشک و خون خلق می‌جویم 

    و من او را درونِ یک سرودِ فتح خواهم ساخت

    ▨

    سیاوش کسرایی

    بیست‌وچهارم آذر ماه سال ۱۳۳۰

    از دفتر شعر آوا

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    6 min
  • هوشنگ ابتهاج | ای عشق همه بهانه از توست

    ▨ نام شعر: بهانه

    ▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج

    ▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــــــ

    ای عشق همه بهانه از توست

    من خامُشم این ترانه از توست

     

    آن بانگِ بلندِ صبح‌گاهی 

    وین زمزمه‌ی شبانه از توست

     

    من اندُه خویش را ندانم

    این گریه‌ی بی‌بهانه از توست

     

    آی آتشِ جانِ پاک‌بازان 

    در خرمنِ من زبانه از توست

     

    افسون شده‌ی تو را زبان نیست 

    ور هست، همه فسانه از توست

     

    کشتیِ مرا چه بیمِ دریا؟

    طوفان ز تو و کرانه از توست

     

    گر باده دهی و گر نه، غم نیست

    مست از تو، شراب‌خانه از توست

     

    مِی را چه اثر به پیشِ چشمت؟

    کاین مستیِ شادمانه از توست

     

    پیش تو چه توسنی کُند عقل؟

    رام است که تازیانه از توست

     

    من می‌گذرم خموش و گمنام 

    آوازه‌ی جاودانه از توست

     

    چون «سایه» مرا ز خاک برگیر 

    کاینجا سر و آستانه از توست

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    4 min
  • احمد شاملو | ساعت اعدام

    ▨ نام شعر: ساعت اعدام 

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــ

    در قفلِ در کلیدی چرخید


    لرزید بر لبانش لبخندی

    چون رقصِ آب بر سقف

    از انعکاسِ تابشِ خورشید


    در قفلِ در کلیدی چرخید


    □


    بیرون

    رنگِ خوشِ سپیده‌دمان

    ماننده‌یِ یکی نتِ گم‌گشته

    می‌گشت پرسه‌پرسه‌زنان روی

    سوراخ‌های نی

    دنبالِ خانه‌اش...


    □


    در قفلِ در کلیدی چرخید

    رقصید بر لبانش لبخندی

    چون رقصِ آب بر سقف

    از انعکاسِ تابشِ خورشید


    □


    در قفلِ در

    کلیدی چرخید.

    ▨ 

    احمد شاملو - ۱۳۳۳

    زندان قصر

    از دفتر شعر هوای تازه

    ـــــــــــــــــ

    در دفتر «هوای تازه» تاریخ سرایش این شعر ۱۳۳۱ آمده اما طبق خاطرات سیروس شاملو در کتاب «چو روحِ آب» نشر هنر پارینه، تاریخ درست آن ۱۳۳۳ است و در زندان قصر سروده شده.

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    2 min
  • محمد مختاری | بی‌خوابی

    ▨ نام شعر: بی‌خوابی

    ▨ شاعر: محمد مختاری

    ▨ با صدای: محمد مختاری

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ______________________

    چه فرق می‌کرد زندانی در چشم‌انداز باشد یا دانشگاهی؟

    اگر که رویا تنها احتلامی بود بازی‌گوشانه

    تشنج پوستم را که می‌شنوم، سوزن سوزن که می‌شود کف پا

    علامت این است که چیزی خراب می‌شود

    دمی که یک کلمه هم زیادی‌ست

    درخت و سنگ و سار و سنگسار و دار

    سایه‌ی دستی‌ست که می‌پندارد دنیا را باید از چیزهایی پاک کرد

    چقدر باید در این دو متر جا ماند تا تحلیل ِجسم حد ِزبان را رعایت کند؟

    چه تازیانه کف پا خورده باشد

    چه از فشار ِخونی موروث در رنج بوده باشی

    قرار جایش را می‌سپارد به بی‌قراری که وقت و بی‌وقت

    سایه به سایه

    رگ به رگ

    دنبالت کرده است تا این خواب



    تظاهرات تورم را طی می‌کنم در گذر دلالان

    سر چهار راه صدای درشت می‌پرسد

    ویدئو مخرب‌تر است یا بمب اتم؟

    مسیح هم که بیاید انگار صلیبش را باید حراج کند

    صدای زنگ ِ فلز در دندان‌های طلا

    و خارش کپک در لاله‌های گوش

    نصیب نسلی که خیلی دیر رسیده است


    نه سینما و نه مهمانی در تاریخ

    هجوم کاشفانی با تاخیر ِحضور

    هزار کس می‌آیند و هزار کس می‌روند

    و هیچ‌کس هیچ‌کس را به خاطر نمی‌آورد

    صدا همان که می‌شنوی نیست

    سگ از سکوت به وجد می‌آید و دزد بر سر بام بلند سماع می‌کند با ماه

    زبان عزیز‌تر است اکنون یا دهان؟

    که سنگ راه ِ دهان را هزار بار تمرین کرده است


    صدا که می‌شکند

    حرف که چرک می‌کند

    جمله‌ها که نقطه‌چین می‌شوند

    پیری یا بچه‌ای که خود را می‌کُشد

    تازه معنا روشن می‌شود


    سگی که می‌افتاد در نمکزار و

    این نمک که خود افتاده است

    خلاف رای اولوا الالباب نیست که ماه رنگ عوض کرده باشد

    یا شب مثل آزادی زنگ زَنَد


    گچ ِسفید جای سرت را نشان می‌دهد

    که چند سالی انگار در اینجا می‌نشسته‌ای

    و رد انکارت افتاده است بر دیوار

    یا شاید نقشی مانده است از تسلیمت


    گذاره‌ای اصلا نا‌تمام

    و تازه این بی‌تابی که هیچ چیز آرامَش نمی‌کند

    در التهاب درهایی که باز می‌شوند و درهایی که بسته می‌شوند

    کتاب‌هایی که باز می‌شوند و دست‌هایی که بسته می‌شوند

    دست‌هایی که سنگ‌ها را می‌پرانند

    و سارهایی که از درخت‌ها می‌پرند

    درخت‌هایی که دار می‌شوند

    دهان‌هایی که کج می‌شوند

    زبان‌هایی که لال‌مانی می‌گیرند

    صدای گُنگ و چشم‌انداز ِگُنگ و خواب گُنگ

    و همهمه

    که می‌انبوهد

    می‌ترکد

    رویا که تکه‌تکه می‌پراکند

    دانشگاهی که حل می‌شود در زندانی و چشم اندازی که از هم می‌پاشد

    خوابی که می‌شِکَند در چشم و

    چشم که میخ می‌شود در نقطه‌ای و نقطه

    که می‌ماند مَنگ در گوشه‌ای از کاسه سَر که همچنان غلت می‌خورد

    غلت می‌خورد

    غلت می‌خورد

    ▨

    محمد مختاری - تهران ۱۸ امرداد ماه ۱۳۷۴ 

     از مجموعه شعر وزن دنیا صفحه‌ی ۷۵

    ______________________

    این خوانش در تاریخ ۱۸ فروردین ماه ۱۳۷۷ انجام شده؛ یعنی نه ماه پیش از قتل دردناک او

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    7 min

About شعر با صدای شاعر

From the publisher's feed

شعر معاصر و ادبیات ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید. دانلود و شعرهای بیشتر در تلگرام ما.

ادبیات | شعر | غزل | ترانه | شعر نو | هنر…

More shows like شعر با صدای شاعر

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,893 Listeners

Radio Deev/پادکست رادیو دیو by RadioDeev

Radio Deev/پادکست رادیو دیو

2,074 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,068 Listeners

طنزپردازی | tanzpardazi by tanzpardazi | طنزپردازی

طنزپردازی | tanzpardazi

1,156 Listeners

This rss has been deleted by MONTANA

This rss has been deleted

424 Listeners

باغ رویاها احمد فیاض | Garden Of Dreams Ahmad Fayaz by ahmad fayaz

باغ رویاها احمد فیاض | Garden Of Dreams Ahmad Fayaz

14 Listeners

دکلمه‌ های ناب by Alireza M

دکلمه‌ های ناب

56 Listeners

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی by Mahdi Bahmani

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی

490 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,997 Listeners

شعر | با صدای شاعر by Schahrouz

شعر | با صدای شاعر

17 Listeners

دچار by Dochar Podcast

دچار

25 Listeners

رختکن بازنده‌ها by سیاوش صفاریان‌پور و بهزاد عمرانی

رختکن بازنده‌ها

46 Listeners

LalaLand | لالالند by آرش کاویانی

LalaLand | لالالند

46 Listeners

هوشنگ ابتهاج by شهروز کبیری

هوشنگ ابتهاج

0 Listeners