شعر با صدای شاعر

شعر با صدای شاعر

By Schahrouz KabiriSociety & CultureArtsHistory
Download on the App Store

شعر با صدای شاعر episodes

  • بنشینم و صبر پیش گیرم | سعدی | دکلمه دکتر محمدجعفر محجوب

    ▨ نام شعر: بنشینم و صبر پیش گیرم، دنبالهٔ کار خویش گیرم

    ▨ شاعر: سعدی

    ▨ با صدای: دکتر محمدجعفر محجوب

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــ

    ای سرو بلندِ قامت دوست

    وه وه که شمایلت چه نیکوست


    در پای لطافت تو میراد

    هر سرو سهی که بر لب جوست


    نازک بدنی که می‌نگنجد

    در زیر قبا چو غنچه در پوست


    مه پاره به بام اگر برآید

    که فرق کند که ماه یا اوست؟


    آن خرمن گل نه گل که باغ است

    نه باغ ارم که باغ مینوست


    این {آن} گوی مُعَنْبَرست در جَیب؟

    یا بوی دهان عنبرین بوست؟


    خون دل عاشقان مشتاق

    در گردن دیدهٔ بلاجوست


    در حلقهٔ صَولَجان زلفش

    بیچاره دلم فتاده {دل اوفتاده} چون گوست


    می‌سوزد و همچنان هوادار

    می‌میرد و همچنان دعاگوست


    من بندهٔ لعبتان سیمین

    کاخر دل آدمی نه از روست


    بسیار ملامتم بکردند

    کاندر پی او مرو که بدخوست


    ای سخت‌دلان سست‌پیوند {سست‌پیمان}

    این شرط وفا بوَد که بی‌دوست


    بنشینم و صبر پیش گیرم؟

    دنبالهٔ کار خویش گیرم؟ 

    [بند ۱]



    بگذشت و نظر {نگه} نکرد با من

    در پای کشان، ز کبر دامن


    دو نرگسِ مستِ نیم‌خوابش

    در پیش و به حسرت از قفا من


    ای قبلهٔ عاشقان {دوستان} مشتاق

    گر با همه آن کنی که با من


    بسیار کسان که جان شیرین

    در پای تو ریزد اوّلا من


    گویندم ازو نظر بپرهیز

    پرهیز ندانم از قضا من


    گفتم که شکایتی بخوانم

    از دست تو نزد {پیش} پادشا من


    کاین سخت‌دلی و سست‌مهری

    جرم از طرف تو بود یا من؟


    دیدم که نه شرط مهربانی‌ست

    گر بانگ برآرم از جفا من


    گر سر برود فدای پایت

    دست از تو نمی‌کنم رها من


    جز وصل توام حرام بادا

    حاجت که بخواهم از خدا من


    هرگز نشنیده‌ام {نشنیده‌ای} که یاری

    بی‌یار صبور بود تا من


    بنشینم و صبر پیش گیرم

    دنبالهٔ کار خویش گیرم

    [بند ۸]



    ای روی تو آفتاب عالم

    انگشت نمای آل آدم


    احیای روان مردگان را

    بویت نفس مسیح مریم


    بر جان عزیزت آفرین باد

    بر جسم شریفت اسم اعظم


    محبوب منی چو دیدهٔ راست

    ای سرو روان به ابروی خم


    دستان که تو داری ای پری‌روی

    بس دل ببری به کَفّ و مِعْصَم


    تنها نه منم اسیر عشقت

    خلقی مُتَعَشِّقند و من هم


    شیرین جهان تویی به تحقیق

    بگذار حدیث ما تَقَدَّم


    خوبیت مُسَلَّمست و ما را

    صبر از تو نمی‌شود مُسَلَّم


    تو عهد وفای خود شکستی

    وز جانب ما هنوز محکم


    مگذار که خستگان بمیرند

    دور از تو در {به} انتظار مرهم


    بی‌ما تو به سر بری همه عمر

    من بی‌تو گمان مبر که یک‌دم


    بنشینم و صبر پیش گیرم

    دنبالهٔ کار خویش گیرم

    [بند ۹]

    ▨

    سعدی

    ــــــــــــــــ

    پی‌نوشت اول: آنچه می‌شنوید، خوانش دکتر محمدجعفر محجوب از بندهای ۱ و ۸ و ۹ از ترجیع‌بند مشهور سعدی است. این خوانش مربوط است به تدریس درس فارسی پیشرفته توسط دکتر محجوب، در دانشگاه برکلی آمریکا.

    پی‌نوشت دوم: متن شعر با خوانش دکتر محجوب تفاوتهایی دارد. بعضاً برخی ابیات خوانده نمی‌شود و یا در خوانش، توالی ابیات متفاوت است. برای تفاوتهای واژگان بین نسخۀ نوشتاری و خوانش؛ شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    6 min
  • حمید مصدق | عروسی عروسک‌ها

    ▨ نام گردانه: عروسی عروسک‌ها (برشی کوتاه از بخشی از شعر بلند خاکستری سیاه) 

    ▨ شاعر: حمید مصدق

    ▨ با صدای: حمید مصدق

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    _____________

    باز کن پنجره را

    من تو را خواهم برد

    به عروسی عروسک‌های

    کودکِ خواهرِ خویش؛

    که در آن مجلس جشن

    صحبتی نیست ز داراییِ داماد و عروس

    صحبت از سادگی و کودکی است

    چهره‌ای نیست عبوس

    کودکِ خواهرِ من

    در شبِ جشنِ عروسیِ عروسک‌هایش می‌رقصد

    کودکِ خواهرِ من

    امپراتوریِ پر وسعت خود را هر روز،

    شوکتی می‌بخشد

    کودک خواهر من، نامِ تو را می‌داند

    نامِ تو را می‌خواند


    گلِ قاصد آیا

    با تو این قصهٔ خوش خواهد گفت؟!

    ▨

    حمید مصدق

    (بخشی از شعر بلند آبی خاکستری سیاه)

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    2 min
  • شهیار قنبری | حرف

    ▨ نام شعر (ترانه): حرف

    ▨ شاعر: شهیار قنبری

    ▨ با صدای: شهیار قنبری

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــ

    اگه سبزم، اگه جنگل

    اگه ماهی، اگه دريا

    اگه اسمم همه‌جا هست

    روی لب‌ها، تو كتابا


    اگه رودم؛ رودِ «گنگ»ام

    مث بودا*، اگه پاک

    اگه نوری به صليبم

    اگه گنجی زير خاک


    واسه تو قدِ يه برگم

    پيشِ تو؛ راضی به مرگم


    اگه پاكم مث معبد

    اگه عاشق مث هندو

    مث بندر واسه قايق

    واسه قايق، مث پارو


    اگه عكس «چل‌ستون»ام

    اگه شهری بی‌حصار

    واسه آرش تيرِ آخر

    واسه جاده يه سوار


    واسه تو قدِ يه برگم

    پيشِ تو؛ راضی به مرگم


    اگه قيمتی‌ترين سنگِ زمينم

    توی تابستونِ دستایِ تو برفم

    اگه حرفای قشنگِ هر كتابم

    برای اسم تو چند تا دونه حرفم


    اگه سيلم، پيش تو قد يه قطره

    اگه كوهم، پيش تو قد يه سوزن

    اگه تن‌پوشِ بلند هر درختم

    پيش تو اندازه‌ی دگمه‌ی پيرهن


    واسه تو قدِ يه برگم

    پيشِ تو؛ راضی به مرگم


    اگه تلخی مث نفرين

    اگه تندی مث رگبار

    اگه زخمی، زخم كهنه

    بغضِ يک در، رو به ديوار


    اگه جامِ شوكرانی

    تو عزيزی، مث آب

    اگه ترسی، اگه وحشت

    مثِ مردن توی خواب


    واسه تو قد يه برگم

    پيشِ تو؛ راضی به مرگم

    ▨

    شهیار قنبری

    لندن ۱۹۷۴ (۱۳۵۳)

    از کتاب «دریا در من» چاپ نگاه

    صفحه ۱۶۶

    ــــــــــــــــ

    * در اجرا واژه‌ی «بودا»، «مریم» شده‌است.

    پی‌نوشت: آهنگ و تنظیم این ترانه را واروژان انجام داده و خانم گوگوش اجرا کرده است.

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    5 min
  • اسماعیل خویی | وقتی که من بچه بودم

    ▨ نام شعر: وقتی که من بچه بودم

    ▨ شاعر: اسماعیل خویی

    ▨ با صدای: اسماعیل خویی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    وقتی که من بچه بودم

    پروازِ یک بادبادک

    می‌بردَت از بام‌های سحرخیزیِ پلک

    تا نارنج‌زارانِ خورشید

    آه آن فاصله‌های کوتاه


    وقتی که من بچه بودم

    خوبی زنی بود

    که بوی سیگار می‌داد

    و اشک‌های درشتش

    از پشت آن عینک ذره‌بینی

    با صوت قرآن می‌آمیخت


    وقتی که من بچه بودم

    آب و زمین و هوا بیشتر بود

    و جیرجیرک شب‌ها

    در متن موسیقیِ ماه و خاموشی ژرف

    آواز می‌خواند


    وقتی که من بچه بودم

    لذت خطی بود

    از سنگ تا زوزۀ آن سگِ پیرِ رنجور

    آه آن دست‌های ستمکارِ معصوم {مظلوم}


    وقتی که من بچه بودم

    می‌شد ببینی

    آن قمری ناتوان را

    که بالش زین سوی قیچی

    با باد می‌رفت

    می‌شد

    آری می‌شد ببینی

    و با غروری به بی‌رحمی بی‌ریایی

    تنها بخندی


    وقتی که من بچه بودم

    در هر هزاران و یک شب

    یک قصه بس بود

    تا خواب و بیداری خوابناکت

    سرشار باشد


    وقتی که من بچه بودم

    زور خدا بیشتر بود


    وقتی که من بچه بودم

    بر پنجره‌های لبخند

    اهلی‌ترین سارهای سرور آشیان داشتند. آه!

    آن روزها گربه‌های تفکر

    چندین فراوان نبودند


    وقتی که من بچه بودم

    مردم نبودند


    وقتی که من بچه بودم

    غم بود

    اما کم بود

    ▨ 

    اسماعیل خویی

    ــــــــــــــــــــــــ

    پی‌نوشت اول: این شعر با صدای فرهاد مهراد و در آلبوم برف، اجرا شده است.

    پی‌نوشت دوم: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخه‌ی چاپ شده در کتاب، تفاوت دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    4 min
  • نصرت رحمانی | لیلی (من آبروی عشقم)

    ▨ نام شعر: لیلی (من آبروی عشقم)

    ▨ شاعر: نصرت رحمانی

    ▨ با صدای: نصرت رحمانی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــ

    لیلی!

    چشمت خراج سلطنت شب را

    از شاعران شرق طلب می‌کند

    من آبروی حرمت عشقم

    هشدار

    تا به خاک نریزی

    من آبروی عشقم


    لیلی!

    پر کن پیاله را

    آرام‌تر بخوان

    آواز فاصله‌های نگاه را

    در کوچه‌های فرصت و میعاد!


    بگشای بند موی، بیفشان

    شب را میان شب

    با من بدار حوصله، اما

    نه با عتاب!


    گفتی:

    گل در میان دستت می‌پژمرد

    گفتم که:

    خواب

    در چشم‌های مان به شهادت رسیده است

    گفتی که:

    خوب ترینی

    آری، خوبم

    شعرترم

    تاج سه ترک عرفانم

    درویشم

    خاکم


    آیینه‌دار رابطه‌ام بنشین

    بنشین کنار حادثه بنشین

    یاد مرا به حافظه بسپار

    اما…، نام مرا

    بر لب مبند که مسموم می‌شوی

    من داغ دیده‌ام


    لیلی!

    از جای پای تو

    بر آستانه‌ی درگاه

    بوی فرار می‌آید

    آتش مزن به سینه‌ی بستر

    با عطر پیکر برهنه‌ی سبزت


    بنشین

    بانوی بانوان شب و شعر

    خانم

    لیلی

    کلید صبح

    در پلک‌های توست


    دست مرا بگیر

    از چارراه خواب گذر کن

    بگذار و بگذریم زین خیل خفتگان!

    دست مرا بگیر

    تا بسرایم

    در دست‌های من بال کبوتری‌ست


    لیلی

    من آبروی عاشقان جهانم

    هشدار تا به خاک نریزی

    من پاسدار حرمت دردم

    چشمت خراج می‌طلبد

    آنک خراج


    لیلی

    وقتی که پاک می‌کنی خط چشمت را

    دیوارهای این شب سنگین را

    در هم شکسته وای … که بیداد می‌کنی

    وقتی که پاک می‌کنی خط چشمت را

    در باغ‌های سبز تنت شب را

    آزاد می‌کنی


    لیلی!

    بی مرز باش

    دیوار را ویران کن

    خط را به حال خویش رها کن

    بی خط و خال باش

    با من بیا همیشه ترین باش

    بارید شب

    بارش سیل اشک‌ها شکست

    خط سیاه دایره‌ی شب را

    خط پاک شد

    گل در میان دستم پر پر زد و فسرد

    در هم دوید خط

    ویران شد!


    لیلی!

    بی مرز عشق‌بازی کن

    بی خط و خال باش

    با من بیا که خوب ترینم

    با من که آبروی عشقم

    با من که

    شعرم

    شعرم

    شعرم

    وای…. در من وضو بگیر

    سجاده‌ام‌، بایست کنارم

    رو کن به من که قبله‌ی عشاقم


    آنگه نماز را

    با بوسه‌ای بلند

    قامت ببند


    لیلی!

    با من بودن خوب است

    من می‌سرایمت

    ▨

    نصرت رحمانی

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    8 min
  • فریدون توللی | کارون | صدای ایرج گرگین

    ▨ نام شعر: کارون (بلم)

    ▨ شاعر: فریدون توللی

    ▨ با صدای: ایرج گرگین

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــ

    بلم آرام چون قویی سبك‌بال

    به نرمی بر سرِ كارون همی رفت


    به نخلستانِ ساحل قرصِ خورشید

    ز دامان افق بیرون همی رفت 


    شفق بازی‌كنان در جنبشِ آب

    شكوه دیگر و راز دگر داشت


    به دشتی پر شقایق باد سرمست

    تو پنداری كه پاورچین گذر داشت 


    جوان پارو زنان بر سینهٔ موج

    بلم می‌راند و جانش در بلم بود


    صدا سرداده غمگین در رهِ باد

    گرفتار دل و بیمار غم بود: 


    -«دو زُلفونِت بُوِد تارِ رُبابُم

    چه می خواهی از این حالِ خرابُم

    تو كه با مو سرِ یاری نداری

    چرا هر نیمه شو آیی به خوابُم»

     

    درون قایق از باد شبانگاه

    دو زلفی نرم‌نرمک تاب می‌خورد


    زنی خم گشته از قایق بر امواج

    سر انگشتش به چینِ آب می‌خورد 


    صدا چون بوی گل در جنبش آب

    به آرامی به هر سو پخش می‌گشت


    جوان می‌خواند سرشار از غمی گرم

    پِیِ دستی نوازش‌بخش می‌گشت: 


    -«تو كه نوشُم نِئی نیشُم چرایی

    تو كه یارُم نِئی پیشُم چرایی

    تو كه مرهم نِئی زخمِ دلُم را

    نمک‌پاشِ دل ریشُم چرایی» 


    خموشی بود و زن در پرتو شام

    رخی چون رنگِ شب نیلوفری داشت

    ز آزار جوان دلشاد و خرسند

    سَری با او، دلی با دیگری داشت  


    ز دیگر سویِ كارون زورقی خُرد

    سبک بر موج لغزان پیش می‌راند

    چراغی كورسو می‌زد به نی‌زار

    صدایی سوزناک از دور می‌خواند


    نسیمی این پیام آورد و بگذشت:

    «چه خوش بی، مهربونی از دو سر بی»

    جوان نالید زیرِ لب به افسوس:

    «كه یك سر مهربونی، دردسر بی»

    ▨ 

    فریدون توللی - ۱۳۲۷

    از دفتر شعر نافه

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    5 min
  • احمد شاملو | باغ اینه

    ▨ نام شعر: باغ آینه

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــ

    چراغی به دستم چراغی در برابرم.

    من به جنگِ سیاهی می‌روم.



    گهواره‌های خستگی

    از کشاکشِ رفت‌وآمدها

    بازایستاده‌اند،

    و خورشیدی از اعماق

    کهکشان‌های خاکستر شده را روشن می‌کند.

    □

    فریادهای عاصیِ آذرخش ــ

    هنگامی که تگرگ

    در بطنِ بی‌قرارِ ابر

    نطفه می‌بندد.

    و دردِ خاموش‌وارِ تاک ــ

    هنگامی که غوره‌ی خُرد

    در انتهای شاخسارِ طولانیِ پیچ‌پیچ جوانه می‌زند.

    فریادِ من همه گریزِ از درد بود

    چرا که من در وحشت‌انگیزترینِ شب‌ها آفتاب را به دعایی نومیدوار طلب می‌کرده‌ام

    □

    تو از خورشیدها آمده‌ای از سپیده‌دم‌ها آمده‌ای

    تو از آینه‌ها و ابریشم‌ها آمده‌ای.

    □

    در خلئی که نه خدا بود و نه آتش، نگاه و اعتمادِ تو را به دعایی نومیدوار طلب کرده بودم.


    جریانی جدی

    در فاصله‌ی دو مرگ

    در تهیِ میانِ دو تنهایی ــ

    [نگاه و اعتمادِ تو بدین‌گونه است!]

    □

    شادیِ تو بی‌رحم است و بزرگوار

    نفس‌ات در دست‌های خالیِ من ترانه و سبزی‌ست


    من

    برمی‌خیزم!


    چراغی در دست، چراغی در دلم.

    زنگارِ روحم را صیقل می‌زنم.

    آینه‌یی برابرِ آینه‌ات می‌گذارم

    تا با تو

    ابدیتی بسازم.

    ▨ 

    احمد شاملو - ۱۳۳۶

    از دفتر شعر باغ آینه

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    4 min
  • شمس لنگردوی | حکایت دریاست زندگی

    ▨ نام شعر: حکایت دریاست زندگی

    ▨ شاعر: شمس لنگرودی

    ▨ با صدای: شمس لنگرودی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــ

    آرام باش عزیز من

    آرام باش.

    حکایت دریاست زندگی،

    گاهی درخشش آفتاب،

    برق و بوی نمک،

    ترشح شادمانی،

    گاهی هم فرو می‌رویم،

    چشم‌های‌مان را می‌بندیم،

    همه جا تاریکی است.

    آرام باش عزیز من

    آرام باش

    دوباره سر از آب بیرون می‌آوریم

    و تلالو آفتاب را می‌بینیم

    زیر بوته‌ای از برف

    که این دفعه

    درست از جایی که تو دوست داری طالع می شود.

    ▨

    شمس لنگرودی

    از دفتر شعر حکایت دریاست زندگی

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    2 min
  • الیاس علوی | خدا کند انگورها برسند

    ▨ نام شعر: خدا کند انگورها برسند

    ▨ شاعر: الیاس علوی

    ▨ با صدای: ئاگر گداری

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــ

    خدا كند انگورها برسند!

    جهان مست شود

    تلوتلو بخورند خیابان‌ها

    به شانه‌ی هم بزنند

    رییس‌جمهورها و گداها


    مرزها مست شوند

    و محمّدعلی بعد از ۱۷ سال مادرش را ببیند

    و آمنه بعد از ۱۷ سال، {چین‌های پیشانی} كودكش را لمس كند.


    خدا كند انگورها برسند!

    آمودریا زیباترین پسرانش را بالا بیاورد

    هندوكش دخترانش را آزاد كند.


    برای لحظه‌ای

    تفنگ‌ها یادشان برود دریدن را

    كاردها یادشان برود بریدن را

    قلم‌ها «آتش» را

    «آتش‌بس» بنویسند.


    خدا كند كوه‌ها به هم برسند

    دریا چنگ بزند به آسمان،

    ماهش را بدزدد

    به میخانه‌ شوند پلنگ‌ها با آهوها.


    خدا كند مستی به اشیاء سرایت كند

    پنجره‌‌ها

    دیوارها را بشكنند

    و

    تو

    همچنانكه یارت را تنگ می‌بوسی

    مرا نیز به یاد بیاوری.


    محبوب من!

    محبوب دور افتاده‌ی من!

    با من بزن پیاله‌ای دیگر

    به سلامتی باغ‌های سرشارِ {معلق} انگور

    ▨

    الیاس علوی

    ـــــــــــــــ

    پی‌نوشت دوم: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخه‌ی چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    4 min
  • احمد شاملو | تو کجایی

    ▨ نام شعر: تو کجایی؟ (ترانه‌ای کوچک)

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــ

    ــ تو کجایی؟

    در گستره‌ی بی‌مرزِ این جهان

    تو کجایی؟


    ــ در دورترین جای جهان ایستاده‌ام من:

    کنارِ تو.


    □


    ــ تو کجایی؟

    در گستره‌ی ناپاکِ این جهان

    تو کجایی؟


    ــ در پاک‌ترین مُقامِ جهان ایستاده‌ام من:

    بر سبزه‌شورِ این رودِ بزرگ که می‌سُراید

    برای تو.

    ▨ 

    احمد شاملو

    دی ۱۳۵۷ - لندن

    ــــــــــــ

    از دفتر ترانه‌های کوچک غربت

    شامل شعرهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۹

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    2 min

About شعر با صدای شاعر

From the publisher's feed

شعر معاصر و ادبیات ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید. دانلود و شعرهای بیشتر در تلگرام ما.

ادبیات | شعر | غزل | ترانه | شعر نو | هنر…

More shows like شعر با صدای شاعر

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,893 Listeners

Radio Deev/پادکست رادیو دیو by RadioDeev

Radio Deev/پادکست رادیو دیو

2,074 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,068 Listeners

طنزپردازی | tanzpardazi by tanzpardazi | طنزپردازی

طنزپردازی | tanzpardazi

1,156 Listeners

This rss has been deleted by MONTANA

This rss has been deleted

424 Listeners

باغ رویاها احمد فیاض | Garden Of Dreams Ahmad Fayaz by ahmad fayaz

باغ رویاها احمد فیاض | Garden Of Dreams Ahmad Fayaz

14 Listeners

دکلمه‌ های ناب by Alireza M

دکلمه‌ های ناب

56 Listeners

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی by Mahdi Bahmani

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی

490 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,997 Listeners

شعر | با صدای شاعر by Schahrouz

شعر | با صدای شاعر

17 Listeners

دچار by Dochar Podcast

دچار

25 Listeners

رختکن بازنده‌ها by سیاوش صفاریان‌پور و بهزاد عمرانی

رختکن بازنده‌ها

46 Listeners

LalaLand | لالالند by آرش کاویانی

LalaLand | لالالند

46 Listeners

هوشنگ ابتهاج by شهروز کبیری

هوشنگ ابتهاج

0 Listeners