
Sign up to save your podcasts
Or


زن، برای اولین بار لبخند زد.
لبخندی کوتاه، اما عمیق.
بعد، آرام لیوانش را بلند کرد. آخرین بار.
و پیش از آنکه آهنگ به پایان برسد، برخاست.
رفت.
نه با شتاب، نه با تردید.
رفتنی آرام، درست شبیه آمدنش.
اما اینبار، دیگر بازگشتی در کار نبود.
مرد هنوز مینواخت.
صدایش دیگر نمیلرزید.
دستهایش محکمتر شده بودند.
او رفته بود، اما چیزی از او در مرد باقی مانده بود؛
چیزی از جنس شهامت، صدا، و سرانجام گفتن.
و آن شب، همان شبی شد که مرد برای همیشه بدون نیاز به صفحات نت به آواز و نواختن درآمد، سالیان سال در میان تاریکی جمعیت او را جست و دیگر موهایش را پریشان جلوی چشمانش رها نکرد تا اگر زن برگشت اینبار به جای نواختن و آواز خواندن فقط او را تماشا کند. و آن زن.... آن زن هیچگاه به آن شبنشینی برنگشت تا مرد سالیان سال عاشق بماند و جمعتی را از هنر خودش شگفت زده کند.
و شاید اگر روزی کسی از او میپرسید که آن زن، واقعا که بود؟ میگفت: نمیدانم.
فقط همین را میدانم که وقتی میآمد، صدایم معنا میگرفت، و وقتی رفت، معنایش شدم.
نُتِ آخر
· نویسنده: امیرعلی مهاجری
· گوینده: علی ولیانی
· میکس و تنظیم محمدرضا اَکرادی
·
اپیزود دیوانه
الهام گرفته از داستانی واقعی
موسی موند و یک وصیتی که تا ابد تمومی نداشت. از پدرش هم ارثیهی خاصی واسش نموند. روزی که پدر ارث رو تقسیم میکرد، خونه رو بخشید به برادر بزرگِ آقا موسی، زمین کشاورزی رو داد به خواهر بزرگِ آقا موسی، مایملکهای کوچیک رو وقف خیریه کرد و وقتی نوبت موسی شد گفت:
«موسی بابا، من باارزشترین چیز دنیامو میدم به تو. باباجان، من ۸۰ سال نماز و روزه بدهی دارم، یه چند تا طلبکار هم دنبالم بودن توی این سالها، اونا واسه تو بابا...»
اینبار هم تا آقا موسی بیاد چیزی بگه، پدرش با چشمان باز و با نیمچه لبخندی که داشت، جان به جانآفرین تسلیم کرد.
یک روز معمولی / طنز
نویسنده و کارگردان صوتی امیرعلی مهاجری
میکس و تنظیم صدا توسط محمد رضا اکرادی
تهیه و تولید توسط استودیو نوو
پخش اختصاصی از رادیو تاسیان
نامِ آن دلتنگیست که نه از نبودِ کسی، نه از خاطرهای روشن، که از فراموشی خودت در آینهی آدمها میآید. آن غمِ محوی که وسطِ خندیدن ناگهان گلوت را میفشارد، در شلوغی بغلت میکند، و در خلوت، چیزی درونت را بیصدا میکُشد. تاسیان، دلتنگی برای "خودت" است. نه خودِ حالا، نه خودِ محبوب، بلکه خودی که دیگر نمیدانی کجاست. همان که روزی بیهیچ اضطرابی خوابش میبرد، بیهیچ نقشی خودش بود، و بیعذابِ ماندن یا رفتن، نفس میکشید. اگر امشب یا شبهای تاسیانی، تقصیر تو نیست. هیچکس یادمان نداد که در راهِ عشق، اول باید "خود" را نگه داشت. تاسیان را زندگی کن، اما نمان. گریه کن، اما در اشکها غرق نشو. و یادت باشد: تو هنوز اینجایی، زنده.
بصورت رسمی از تمامی پلتفرمهای رسمی #پادکست منتشر شد.
🎧در شنوتو آنلاین گوش کنید
👇👇👇
https://shenoto.com/channel/podcast/noovooo
🎧در کست باکس آنلاین گوش کنید
👇👇👇
https://castbox.fm/va/2810504
هیچ
🍂🍁به بهانه پاییز...
اختصاصی از رادیو تاسیان
نویسندگان و گویندگان:
علی حسین غلامی
امیرعلی مهاجری
پوستر از فریما رئوفی
اپیزود تب و تاب
🎛خلق، میکس و مسترینگ توسط سعید میری
💎 اختصاصی از رادیو تاسیان
🎙علیرضا قربانی
چقدر قشنگه وقتی فقط من میدونم...
وقتی همهی این حسها، این لحظهها،
تو دل خودمه و تو حتی نمیدونی داری زندگیِ یکیو نفس میکشی...
خیالم راحته، چون این حرفا،
اینا که از قلبم میان،
یه جایی امن توی من قایم شدن،
جایی که هیچکس دستش بهش نمیرسه... حتی تو.
چون اگه یه روز بهت بگم،
اگه بدونی،
اگه فقط یه کلمه بگی "نه"...
همهچی تموم میشه.
نه فقط من،
نه فقط این حس،
که اون خیابونای بیدلیل،
اون کافهگردیهای بیقرار،
اون چشای درشتت که توشون جا میشدم،
اون موهایی که میخواستم ببافمشون،
همهش میریزه... میپاشه... نابود میشه.
و من میمونم...
تنها، وسط یه شهر شلوغ،
یه مرکز بیجهتِ لعنتی
که دیگه تو توش نیستی...
و پیداتم نمیشه.
نه توی خیابون، نه توی کافه، نه حتی توی خواب.
میفهمی؟
• ✏️نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجری
• 🎙گوینده: رضا کریمیان
• 🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی
• 🎧میکس و مسترینگ: محمدرضا اکرادی
• 🌟مدیریت و نظارت ضبط: علی ولیانی
• ✨تهیه و تولید توسط استودیو
🎧 اپیزود تازه رادیو تاسیان منتشر شد!
«من اینجام… ایستاده… ساکت… خیره به سایههایی که از پشت پنجره رد میشن…
تو اونجایی، من اینجا… همینقدر نزدیک، اما میانمون یه دیوار نازکه؛
دیواری که نه صدا رو رد میکنه، نه نور رو…
فقط یه سایه ازم مونده پشت همون پنجرهای که دیگه رو به من باز نمیشه…
بگو… عطر کی نمیذاره برگردی اینجا؟»
و این آغاز قصهایست پر از وهم، باران و پنجرههایی بسته؛ قصهای از خاطرات ناتمام، قهوههای تلخ پاریسی، و شهری که خیابانهایش هیچوقت به هم نمیرسند.
جایی که مادام ژولیت، در میان بیداری و رؤیا، بهدنبال ردّی از خود در ذهن مردی غریبه میگردد.
🔊 این اپیزود حالا در تمام پلتفرمهای پادگیر ایرانی و بینالمللی در دسترسه.
✏️ نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجری
🎙 گوینده: ساناز فلاحفرد
🎨 طراحی پوستر: فریما رئوفی
🎧 میکس و مسترینگ: محمدرضا اکرادی
🌟 ناظر ضبط: علی ولیانی
✨ تهیه و تولید: استودیو نووُ
📻 پخش اختصاصی: رادیو تاسیان
«توجه: این اپیزود دارای ادبیاتی آزاد و بزرگسالانه است و ممکن است شامل واژگانی باشد که برای افراد زیر ۱۵ سال مناسب نباشد. لطفاً در جمعهای عمومی یا در حضور کودکان پخش نشود.»
اصغر شد یک افسانه، افسانه بزرگی از کسی که بدون هیچی با شصت سال قرض و بدهی و
بدبختی، تونست خودشو چنان بالا بکشه که خار بشه به چشم یاکوزا. و نسل های جوون از بعد از مرگ اصغر دو کله سعی کردن یا اسمشو روی بدنشون تتو کنن یا راه روش زندگی اصغر رو در پیش بگیرن. اصغر دو کله دیگه اصغر دو کله نبود، اصغر از اون روز به بعد برای اون محل اصغر هاشیموتوی کبیر بود.
اصغر واسه اون محل یک میراث بزرگ به جا گذاشت، اونم اینکه به همه فهموند که یاکوزا و هاشیموتو سراغ پولدارا نمیرن، سراغ ضعیفا میرن تا با ضعیف کشی قدرت بگیرن و رعب و وحشت ایجاد کنن. ضعیفا هم اینو باید بپذیرن و از همون اول همیشه آماده وایسن وسط رینگ ، بااینکه مطمنا تهش ناک اوت میشن؛ اما باید بازم تا تهش برن... نه اینکه بخوان ادای قوی هارو درارن، نه.... ضعیف و بدبختا اصلا اصلا حق انتخاب ندارن آخه ...
نویسنده: امیرعلی مهاجری
گوینده: حسین سلیمی
مشاور و طراح پوستر: فریما رئوفی
تهیه و تولید توسط استودیو نووُ
پخش اختصاصی از رادیو تاسیان
تابستان1404 / تهران
From the publisher's feed
"زیستن در حاشیهی زمان، شنیدن آنچه ناگفته ماند – رادیو تاسیان" / به قلم امیرعلی مهاجری

7,893 Listeners

2,065 Listeners

1,065 Listeners

669 Listeners

5,853 Listeners

274 Listeners

336 Listeners

146 Listeners

2,992 Listeners

2,134 Listeners

186 Listeners

516 Listeners

194 Listeners

67 Listeners