
Sign up to save your podcasts
Or


سقوط
ما عین دوتا چتربازیم... دوتا آدم که از اون بالا، از لب بوم دنیا، خودمونو پرت کردیم پایین تا یه سقوط آزاد واقعی رو تجربه کنیم... نه واسه هیجان، نه واسه فرار، فقط واسه لمس لحظهای که توش آسمون عقب میره و زمین نزدیک و نزدیکتر میشه، واسه دیدن اینکه وقتی همهچی از دست میره، چی دستمون میمونه.
ما دوتاییم، وسط این آسمون بیمرز، توی یه خلأ معلق، که هوا از شدت سکوتش در گوشمون فریاد میزنه... و تو، همونجا، وسط اون طوفان بیصدا، پیدام میکنی. نه با صدا، نه با فریاد، فقط با یه نگاه که میفهمم تو هم پریدی... تو هم بیچتر پریدی...
و همونجا، دستم رو میگیری.
بصورت رسمی از تمامی پلتفرمهای رسمی #پادکست منتشر شد.
🎧در شنوتو آنلاین گوش کنید
👇👇👇
https://shenoto.com/channel/podcast/noovooo
🎧در کست باکس آنلاین
🎙 اخوان ثالث
🎼 سر کوه بلند
🔸 صدای شاعر
در آن لحظه که بوسیدم لبش را
نسیم و لاله رقصیدند با هم
منتشر شده از کانال تهران پادکست
🎧 اپیزود جدید منتشر شد: ردپا
یه جاهایی از زندگی هست که ردِ بعضی خاطرهها هیچوقت پاک نمیشه.
جاهایی که زمان جلو رفته، اما ما هنوز همونجاییم...
تو خندهای که دیگه نمیاد، تو بویی که فقط یهبار پیچید، تو حرفی که کاش زده میشد.
تو این اپیزود، از آدمها پرسیدم:
کجای خاطرات گذشته گیر کردی؟
و اونا با صداشون جواب دادن...
🎙 گوش بده به «ردپا» — جایی که گذشته هنوز داره نفس میکشه.
✏️ایده پرداز و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجری
🎙گویندگان این اپیزود: پدرام شهرآبادی -رضا جعفرپور-رضا کریمیان-فرید حاجی-علی ولیانی-پارسا فلسفی-کیوان حسنی-محمدرضا اکرادی- مصطفی اسلامی- امیر زبرجد - امیرعلی مهاجری
🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی
🎛میکس و مسترینگ توسط محمدرضا اکرادی
✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ
📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان
تولید این اپیزود با حمایت شنوتو
با تشکر از مهدیس غفاری خواه، عضو اتاق فکر رادیو تاسیان
🎧منتشر شد
🕊️پرواز
با تلفیق صدای علی رضا قربانی
🎛️خلق، میکس و مسترینگ توسط سعید میری
📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان
🎧در کست باکس آنلاین گوش کنید
👇👇👇
https://castbox.fm/va/2810504
@tasiancast
فصل ششم مجموعه نامههای اینمن به ناتالیا بصورت رسمی از تمامی پلتفرم های رسمی پادکست منتشر شد...
من معامله را بین دو شیطان باخته بودم. تمام سالهایی که از زندگی سیاهی به دنیای تاریکتری پا گذاشتم تنها امید ادامه زندگیام اینمنی بود که هنوز برای داشتنم میجنگید. من نیاز به یک قهرمانی داشتم تا بلکه روزی نجاتم دهد بیآنکه خودم برای رهایی از آن بردگی و اسارت کوچکترین تلاشی انجام دهم.
🎧در شنوتو آنلاین گوش کنید
👇👇👇
https://shenoto.com/channel/podcast/noovooo
🎧در کست باکس آنلاین گوش کنید
👇👇👇
https://castbox.fm/va/2810504
✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری
🎙گویندگان: ندا کریمی
🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی
✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ
📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان
تولید این اپیزود با حمایت شنوتو
@tasiancast
من آموختم. آموختم به تنهای برای خویشتنم کافی بوده و عشق را نباید از انسان دیگری طلب کنم. همینکه بتوانم ذات عشق را در وجود خویشتن پیدا کنم؛ یعنی رهایی از تمام رنجهایی که بهخاطر تو به آن دچار گشته بودم. بهراستیکه آدمی چنان جذب اتفاقات بیرونی میشود که از بزرگترین ثروت دنیا یعنی درون خودش غافل میماند. من عظمت تنهاییام را یافته و تمامقد آن را به آغوش کشیدم. هرچه بیشتر این غار تاریک و بزرگ را میکاویدم کورسوی های نور بیشتری میافتم و این عجیب نیست؟ عجیب نیست که انسانی در تاریکی محض به نور وجودی دست پیدا کند؟ میدانم شاید باورش برای تو سخت باشد و یا حتی نخواهی بپذیری که دیگر اینمن عاشقی برای تو جانش را ندهد و یا تو حتی نتوانی برای ارضای حال روحی خویشتن او را هر بار با نادیدهگرفتنت بیش از بیش مجنون سازی. تو بهانه بودی، بهانه زندگی برای تعلیم من. برای پیبردن به آنکه نباید با مصیبتها جنگید، نباید برای آرامکردن رنجها تقلا کرد؛ چراکه تنها دوای آن پذیرفتن و پیداکردن نشانههایی است تا پیغام حوادث را درک نماییم.
مدتهاست که مینویسم، قلم را به زورِ دیکتاتورِ درون - که خود نیز مهرهای است بازیچه از مافیایِ ذهن مریضم - روی ورقهای کاهیِ سالخورده با ناجوانمردیِ هرچه بیشتر به بازی میگیرم. آری، آرام تر میشوم. مدتهاست که به اینگونه ارضا شدن تن دادهام.
هنگامیکه احساسِ طغیان و شورشی به من دست میدهد همانند جوانِ درماندهای که در سردترین شبهای سرد مسکو به دنبال بطریِ ویسکی ناب فنلاندی برای گرم شدن میگردد، من نیز به دنبال قلمی میگردم و با یافتن آنچنان گرم میشوم که جهنمی از آن خلق میکنم.
میدانی، این روزها افرادی را میبینم که سحرگاه با ماسکهایی زیبا و شبیه به انسان به خلوتِ خیابانها پا میگذارند و شبها به آشامیدن خونِ حیوانی .....
در ابتدای جوانی فکر میکردم ترسناکترین اتفاق زندگی میتواند قحطی و گرسنگی باشد. در گذر اندک عمر ترسناکترین اتفاق زندگی را تنها ماندن یافتم و با تجربه حضور در جنگی که بر سر دوراهی بین نجات جان خود و گرفتن جان دیگری خودخواهانه زندگی خویشتن را انتخاب کردم دریافتم در این دنیا، ‘سیاه’ رنگی است یکه تاز بر هر بوم نقاشی که راه فراری برای هیچ نقاشی باقی نمیگذارد.
اما این پایان ماجرا نیست. ناتالیای من، آیا میدانی چه رنگی میتواند حتی تیره تر از رنگ سیاه دست زبردست ترین نقاشهای عصر رنسانس را نیز به کام ترس خود فرو کشد؟
تولید این اپیزود با حمایت شنوتو
آه ناتالیای من، چه میدانستیم روزی خواهد آمد که زمین همان زمین باشد، لحظه همان لحظه باشد اما اینبار خالی از ما و خاطرات؟
آرزو میکنم زمان برگردد تا ثانیه ثانیههای آن روزهای شیرین را به اسارت بگیرم و اجازه ندهم که تبدیل به حسرت این روزهای تلخ آینده شوند.
ناتالیای من چه میشود تا باری دیگر زیر آن درخت کهنسال سیبی را به تو هدیه بدهم و تو اینبار آن را نزد خود نگه داری؟ هر دو به آسمانها خیره شویم، من به چهرهات نگاه کنم و اینبار بگذارم چشمانت من را در جریان سیال زندگی غرق کنند و موهایت که با نسیم تابستان در هوا به رقص درآمده سایهی وجودی من گردند.
با یکدیگر غرق چمنزارهایی شویم که از شادی به رقص آمدهاند و به گذشتن دهقانی در دوردستها خیره شویم و تنها نزاع ما نیز انتخاب نام فرزندان آیندهمان باشد.
آه ناتالیای عزیزم دشت همان دشت است، درخت همان درخت، روز همان روز اما بی من، بی تو و عاری از خاطرات....
✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری
🎙گویندگان: علی ولیانی / ندا کریمی
🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی
✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ
📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان
📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان
تولید این اپیزود با حمایت شنوتو
From the publisher's feed
"زیستن در حاشیهی زمان، شنیدن آنچه ناگفته ماند – رادیو تاسیان" / به قلم امیرعلی مهاجری

7,893 Listeners

2,065 Listeners

1,065 Listeners

669 Listeners

5,853 Listeners

274 Listeners

336 Listeners

146 Listeners

2,992 Listeners

2,134 Listeners

186 Listeners

516 Listeners

194 Listeners

67 Listeners