شعر | با صدای شاعر

شعر | با صدای شاعر

Download on the App Store

شعر | با صدای شاعر episodes

  • یدالله رویایی | میوه‌های ملال

    ▨ نام شعر: میوه‌های ملال

    ▨ شاعر: یدالله رویایی

    ▨ با صدای: یدالله رویایی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــ

    تو می‌گریزی و من، در غبار رویاها

    هزار پنجره را بی‌شُکوه می‌بندم

    به باغ سبزِ نوید تو می‌سپارم خویش

    هزار وسوسه را در ستوه می‌بندم


    تو می‌گریزی و پیوند روزهای دراز

    مرا چو قافلهٔ سنگ و سرب می‌گذرد

    درنگِ لحظهٔ سنگینِ انتظار، چو کوه

    به چشمِ خستهٔ من، پای درد می‌فشرد


    تو می‌گریزی چونان که آب از سر سنگ

    ز سنگِ لال نخیزد نه شِکوه، نه فریاد

    تو می‌گریزی چونان که از درخت، نسیم

    درختِ بسته نداند گریختن با باد


    تو می‌گریزی و با من نمی‌گریزی، لیک

    غمِ گریز تو بالِ شکیب می‌شکند

    چو از نیامدنت بیم می‌کنم، با من

    نگاهِ سبز تو نقش فریب می‌شکند


    بیا که جلوهٔ بیدارِ هر چه تنهایی‌ست

    به نوشخندِ گوارای مهر، خواب کنیم

    به رویِ تشنگیِ بی‌گناهِ لب‌هامان

    هزار بوسهٔ نشکفته را خراب کنیم


    تو می‌گریزی اما -دریغ! می‌ماند

    خیال خستهٔ شب‌ها و میوه‌های ملال

    اگر درست بگویم، نمی‌توانم باز

    به دست حوصله بسپارم آرزوی وصال

    ▨

    یدالله رویایی

    شعر «میوه‌های ملال» از مجموعه شعر از دوستت دارم‌

    شامل شعرهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۷

    چاپ اول: ۱۳۴۷

    4 min
  • هوشنگ ابتهاج | چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی

    ▨ شعر: چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی

    ▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج

    ▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــــ

    چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی

    به غمت که هرگز این غم، ندهم به هیچ شادی


    ز تو دارم این غم خوش، به جهان از این چه خوش‌تر؟

    تو چه دادی‌ام که گویم که از آن به‌ام ندادی؟


    چه خیال می‌توان بست و کدام خواب نوشین

    به از این درِ تماشا که به روی من گشادی؟


    تویی آن‌که خیزد از وی همه خرّمی و سبزی

    نظر کدام سروی؟ نفس کدام بادی؟


    ز کدام ره رسیدی، ز کدام در گذشتی

    که ندیده‌دیده ناگه به درونِ دل فتادی؟


    به سرِ بلندت ای سرو که در شبِ زمین‌کن

    نفسِ سپیده داند که چه راست ایستادی


    به کرانه‌های معنی نرسد سخن چه گویم

    که نهفته با دلِ سایه چه در میان نهادی؟

    ▨

    هوشنگ ابتهاج (متخلص به هـ. ا. سایه)


    3 min
  • حمید مصدق | باران

    ▨ نام شعر: باران

    ▨ شاعر: حمید مصدق

    ▨ با صدای: حمید مصدق

    ♬ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    وای، باران

    باران

    شيشه‌ی پنجره را باران شست

    از دل من اما

    چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

    آسمان سربی رنگ

    من درون قفس ِ سرد ِ اتاقم دلتنگ

    می‌پرد مرغ نگاهم تا دور

    وای، باران

    باران

    پر مرغان نگاهم را شست...


    *فقط بخش اول شعر میکس شده*

    2 min
  • مهدی اخوان ثالث | دریچه‌ها

    ▨ نام شعر: دریچه‌ها

    ▨ شاعر: مهدی اخوان ثالث

    ▨ با صدای: شاعر

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــــــــــ

    ما چون دو دریچه، روبروی هم

    آگاه ز هر بگو مگوی ِ هم

    هر روز سلام و پرسش و خنده

    هر روز قرار ِ روز آینده

    عمر آینه‌ی بهشت، اما...

    آه

    بیش از شب و روز ِ تیر و دی کوتاه

    اکنون دل من شکسته و خسته‌ست

    زیرا یکی از دریچه‌ها بسته‌ست

    نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد

    نفرین به سفر، که هرچه کرد او کرد

    ▨ 

    مهدی اخوان ثالث

    از دفتر شعر: آخر شاهنامه

    منتشر شده به سال ۱۳۳۸

    4 min
  • رضا براهنی | معامله‌ی عصر ما (برش هفتم و آخر)

    ▨ نام قطعه: معامله‌ی عصر ما (هفتمین و آخرین برش از شعر بلند اسماعیل)

    ▨ شاعر: رضا براهنی

    ▨ با صدای: رضا براهنی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    تقدیم‌نامه‌ی شاعر: تقدیم به خاطره‌ی مخدوش دوستم اسماعیل شاهرودی [آینده] که در پاییز شصت در تهران مُرد

    ــــــــــــــــــــــــ

    -مثل گلوله‌ای که به هنگام فرورفتن فقط یک سر انگشت اثر می‌گذارد

    {مثل گلوله‌ای که به هنگام فرورفتن یک سرانگشت اثر می‌گذارد}

    ولی در آن سو، خندقی متلاشی از گوشت و عصب و استخوان می‌سازد-

    این است معامله‌ای که عصر ما با ما کرده است!

    از روی خندق متلاشی لباس مرتبی پوشیده‌ایم

    راه می‌رویم، دوستانمان را می‌بوسیم، در جلسات مربوط به دموکراسی می‌نشینیم

    در حالی که، مسئله اصلاً این نیست! چیزی در درون ما مدام

    می‌سوزد و می‌پوسد

    پی‌ها، مویرگ‌ها، سرخرگ‌ها پاره می‌شوند، خونریزی ادامه دارد

    خندق دارد درشت تر از تن ما می‌شود. ما خود همان خندق دهان بازکرده هستیم

    و آنوقت، یکی‌مان می‌شود اسماعیل، دیوانه‌ای دوقبضه،

    که هم «استالین» را خدا می‌داند، و هم به زنش {هم زنش}، به پسرش،

    به برادرش، به دوستانش بدگمان است

    و می‌خواهد استالین بیاید و او را از دست همه نجات دهد

    ...

    هوشنگ می‌گوید، چرا چیزی جز تفسیر طبری بخوانم {می‌خوانم}؟

    رسیده‌ام وسط جلد دوم، نثر خوبی‌ست {خوبی است}.

    دختر هفده ساله‌ی «نون» را مجبور کرده‌اند که راجع به پدرش به «رفقا» گزارش بدهد

    وسعت خندق را می بینی؟

    «پدرم مرد خوبی است! از مادرم جدا شده. گاهی با آدم‌های مشکوک قهوه می‌خورد

    اگر لازم باشد، به خاطر حزب می‌کشمش!»

    ...

    وسعت خندق را می‌بینی؟

    ...

    و بعضی‌ها معلوم نیست کجا هستند. احمد در یک چاه درون چاه، درون چاه فرو رفته.

    می‌گویند غلام سر و سبیلش را تراشیده. تا حال بی گیس و سبیل ندیدمش

    و جنگ ادامه دارد. در همه جا.

    و دختر «نون» گزارش می‌دهد: «می‌کشمش!» و این است خندق!

    ای آشنای من در باغ‌های بنفش و جنون و بوسه

    {ای آشنای من در باغ‌های بنفش جنون و بوسه}!

    ای اسماعیل! ای چشم‌بند به چشم

    ...

    خندق درشت‌تر از تن تو می‌شود

    اسماعیل، ای چهره بر خاک نرم جهان نهاده تا پایان ابدیت!

    حقیقت تو چیزی جز این نیست

    من نباید حرفی از گل نازک‌تر می‌زدم

    {من نباید حرفی از گل نازک‌تر به تو می‌زدم}، ولی حقیقتِ تو چیزی جز این نیست

    چشم‌بندت را بردار {برداری} می‌فهمی، چشم‌بندت را بردار!

    ▨

    رضا براهنی

    بهمن ۱۳۶۰ تا فروردین ۱۳۶۱ – تهران

    از کتاب «شعر بلند اسماعیل»

    ـــــــــــــــــ

    تذکر: فقط بندهایی از بخش ابتدایی شعر بلند اسماعیل، به انتخاب من تنظیم شده است.

    ـــــــــــــــــ

    پی‌نوشت: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخه‌ی چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.

    3 min
  • رضا براهنی | اسماعیل در تیمارستان (برش ششم)

    ▨ نام قطعه: اسماعیل در تیمارستان (برش ششم از شعر بلند اسماعیل)

    ▨ شاعر: رضا براهنی

    ▨ با صدای: رضا براهنی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    تقدیم‌نامه‌ی شاعر: تقدیم به خاطره‌ی مخدوش دوستم اسماعیل شاهرودی [آینده] که در پاییز شصت در تهران مُرد

    ــــــــــــــــــــــــ

    وﻗﺘﯽ‌ از ﭘﺸﺖ ﭘﻨﺠﺮه‌ی ﺗﯿﻤﺎرﺳﺘﺎن

    ﺧﯿﺎﺑﺎن را ﻣﯽدﯾﺪی و ﺑﺮگﻫﺎ ﻣﯽرﯾﺨﺘﻨﺪ

    و ﺣﺎﻓﻈﻪات ﯾﺎری ﻧﻤﯽﮐﺮد

    ﮐﻪ ﺑﺮگﻫﺎ را ﮐﺠﺎ دﯾﺪه‌ای

    وقتیکه {وقتی} ﻣﯽﺧﻮاﺳﺘﯽ رﻫﮕﺬران ﺑﺮﮔﺮدﻧﺪ

    و ﺗﻮ را ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ،

    وﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﺳﺮ در ﮔﺮﯾﺒﺎن ﻋﺒﻮر ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ

    -و ﺗﺎزه ﯾﮏ ﻋﺪه ﻣﯽﮔﻔﺘﻨﺪ

    ﭼﺮا ﺷﻌﺮ اﯾﻨﻬﺎ ﻓﺼﯿﺢ ﻧﯿﺴﺖ!-

    آه، ای مجنونِ پشت میله‌های درون!

    صورتت را که می‌دیدم، انگار به ته چاه عمیقی نگاه می‌کردم {می‌کردیم}

    ...

    آه، ای اسماعیل، ای دوزخیِ سر سرخ کرده در تابه‌ی وحشت!

    دوزخ به اضافه‌ی کلمه یعنی شاعر!

    ...

    ای بدگمان به پزشک و پرستار، به زن و معشوق و پسر، ای بدگمان به خویشتن!

    ای مفتش عقاید خود چند لحظه پیش از شُکِ برقی!

    ای خوابگرد، ای بی‌خواب، ای چشم دوخته به قرص‌های خواب!

    و قرص‌هایی که قرار بود بخش چپ فلج مغزت {بخش چپ مغزت} را راه بیندازند!

    ...

    سر هیولایی‌ات را از پشت پنجره‌ی تیمارستان به سوی خیابان برگردان!

    فصل دارد تکرار می‌شود و برف از پارو بالا می‌رود

    و خروس‌های کز کرده‌ی زیر طاقه‌ی بقالی ایستاده‌اند

    {و خروس‌های کز کرده زیر طاقی بقالی ایستاده‌اند} 

    لنگ‌های {و لنگ‌های} حمام پایین تیمارستان در پشت بام یخ بسته‌اند

    و ماشین‌ها با زنجیر چرخ‌هاشان زمین را بی‌رحمانه کتک می‌زنند

    برق از نوک موهای سرخت فرو می‌رود و به یک چشم زدن

    از ناخن پایت بیرون می‌خزد {می‌جهد}

    و حافظه‌ی اندام‌هایت مخدوش می‌شود

    تو دیگر حافظه نداری {و تو حافظه نداری}

    و حتی مرا که لب‌هایت را می‌بوسم، نمی‌شناسی

    برای شاعر شدن تنها حافظه کافی نیست

    دوزخ به اضافه‌ی کلمه یعنی شاعر

    ...

    ای آشنای من در باغ‌های بنفش و جنون و بوسه {ای آشنای من در باغ‌های بنفش جنون و بوسه}!

    ای اسماعیل! ای چشم‌بند به چشم تا کنار مذبح رفته، ای سربریده!

    عینکت را از روی چشم‌های قیقاجت بردار

    ...

    چشم‌بندت را بردار {برداری} می‌فهمی، چشم‌بندت را بردار!

    ▨

    رضا براهنی

    بهمن ۱۳۶۰ تا فروردین ۱۳۶۱ – تهران

    از کتاب «شعر بلند اسماعیل»

    ـــــــــــــــــ

    تذکر: فقط بندهایی از بخش ابتدایی شعر بلند اسماعیل، به انتخاب من تنظیم شده است.

    ـــــــــــــــــ

    پی‌نوشت: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخه‌ی چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.

    5 min
  • رضا براهنی | عینکت را بردار اسماعیل (برش پنجم)

    ▨ نام شعر: عینکت را بردار اسماعیل (برش پنجم از شعر بلند اسماعیل)

    ▨ شاعر: رضا براهنی

    ▨ با صدای: رضا براهنی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    تقدیم‌نامه‌ی شاعر: تقدیم به خاطره‌ی مخدوش دوستم اسماعیل شاهرودی [آینده] که در پاییز شصت در تهران مُرد

    ــــــــــــــــــــــــ

    در کنار بقبقوی کف کرده‌ی موج به جدار لوله‌های نفت

    حفره‌ای هست که شیطان آن را کنده

    از حفره که پایین برویم، در حجره‌ها، پشت میله‌های اطلسی {ابلیسی}

    شاعرها را خواهیم دید

    که نمی‌دانند که شاعر هستند، اما هستند، زیرا شاعر کسی‌ست {کسی است} که دوزخ را تجربه کرده باشد

    حتی اگر شعری هم نگفته باشد

    و دوزخ تجربه‌ایست {تجربی است}، تو آنرا تجربه کرده‌ای

    حتی اگر شعرهای چندان عالی هم نگفته باشی

    ...

    از آن حفره پایین می‌رویم

    موهای سرخ تو و ریش سفید من در چشم ساکنان حجره‌ها منعکس است

    عینکت را بردار اسماعیل عزیزم، بگذار دوزخ از چشم‌های قیقاجت

    فرو بلغزد!

    چه جوانانی! اسماعیل، می‌بینی؟ چه جوانانی!

    بسیاری‌شان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده‌اند

    و موهای صورت پسرها هنوز درنیامده. و دخترها را می‌بینی؟

    چه پاهای لطیفی دارند!

    جنگ است، اینجا هم جنگ است اسماعیل!

    گریه نکن! فریاد نکن! دهنش را ببندید، قوانین را به هم زده است!

    گریه نکن اسماعیل، جنگ است!

    نفت از کنار حجره‌ها بالا می‌رود

    چه معجون عجیبی! چاه‌های نفت در کنار حجره‌هاست

    و در حجره‌ها جوانان نشسته‌اند!

    آه، چه نفتی! شیر ظلمت است این نفت!

    و نفتکش‌ها در سکوت پر می‌شوند

    و جوانان در سکوت پیر می‌شوند

    و در اعماق زمین، و در بالاسر، و بین دو دست یک بدن {بین دست یک بدن}، 

    جنگ است اسماعیل، جنگ است!

    مرده باد شاعری که راز حجره و چاه را نداند

    زنده باشی تو که این راز را می‌دانستی

    ...

    از حجره‌های تو در توی کنار چاه‌های نفت که بالا خزیدم، به لبه‌ی چاه رسیدم

    کابوس‌هایم با من آمدند و در کنار کابوس‌های بیرون صف کشیدند

    کابوس‌های بیرون بهتر از کابوس‌های درون نیستند

    ...

    ای اسماعیل! عینکت را از رو چشم‌های قیقاجت بردار

    عینک‌زده‌های دیگر می‌آیند

    از کنار چاه‌های نفت بالا می‌آیند

    و زنان اشباحی هستند که فقط لب‌های کبود و چانه‌های تبخال زده‌شان را می‌بینی

    از گیسوهای زیباشان خبری نیست

    صورت‌های بی سرِ یک‌بُعدی دارند

    و از شب و روز آفاق بی‌خبرند

    دست بر شانه‌ی نفر جلویی گذاشته‌اند و از کنار چاه‌های {چاه} نفت بالا می‌آیند

    و هیچ کس چیزی نمی‌گوید

    و چیزی هم نیست که بگوید

    و فقط از سنگرهای پدر و پسر، پدر و دختر، از سنگرهای همسایه و همسایه،

    صدای تیر شنیده می‌شود

    و بدن‌های راست در باران‌های خونین به زمین می‌خورند

    و باران که بند می‌آید، ماهی خائن را می‌بینی که از پشت دکل‌های نفت بالا آمده است

    چه مهتابی اسماعیل، چه مهتابی! با نورش نیمه‌جان‌ها را لو می‌دهد و

    بعد، مسلسل‌ها، ستاره‌ها را مُرس می‌زنند

    و موشک، خانه‌ها را مثل اسباب‌بازی به هوا می‌پراند

    و آنچه در بازگشت به سوی زمین برمی‌گردد به خرمنِ افشان می‌ماند

    که سریع‌تر از یک خرمن پایین می‌آید

    آفتاب که می‌زند، نخل‌ها در برابر دکل نفت

    به کودکان دبستانی صف بسته در برابر ناظمی سخت‌گیر می‌مانند

    جنگ است، اسماعیل، جنگ است،

    و بعضی از جسدها را بی نام و نشان دفن می‌کنند

    و بعضی‌ها را با نام و نشان

    و موش و موریانه چه می‌دانند که مردگان شناسنامه‌ی تاریخی دارند یا نه

    آفتاب بر گورستان و گلستان یکسان می‌ریزد {می‌تابد}

    و باران خادم و خائن نمی‌شناسد

    ...

    ▨

    رضا براهنی

    بهمن ۱۳۶۰ تا فروردین ۱۳۶۱ – تهران

    از کتاب «شعر بلند اسماعیل»

    ـــــــــــــــــ

    تذکر: فقط بندهایی از بخش ابتدایی شعر بلند اسماعیل، به انتخاب من تنظیم شده است.

    ـــــــــــــــــ

    پی‌نوشت: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخه‌ی چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.

    9 min
  • رضا براهنی | مرثیه‌ای برای اسماعیل (برش چهارم)

    ▨ نام قطعه: مرثیه‌ای برای اسماعیل (برش چهارم از شعر بلند اسماعیل)

    ▨ شاعر: رضا براهنی

    ▨ با صدای: رضا براهنی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    تقدیم‌نامه‌ی شاعر: تقدیم به خاطره‌ی مخدوش دوستم اسماعیل شاهرودی [آینده] که در پاییز شصت در تهران مُرد

    ــــــــــــــــــــــــ

    قسم به چشم حیوان‌ها در تنهاییِ نیمه‌شبانِ جنگل که با معصومیت، مازندران را می‌نگرند

    که من در زیر خاک سفر می‌کردم که تو را به خاک سپردند

    ...

    به مدد عشق از خاک {گور} بیرونت خواهم کشید

    ...

    تو نمرده‌ای، فقط دیوانه‌تر شده‌ای {شدی}

    ...

    ای دیوانه، دیوانه‌تر از خود، چرا مرده باشی و من ندانسته باشم؟

    چرا من زنده باشم و تو مرده باشی؟

    ...

    ای دل سپرده بوده به درناها!

    تو زیباتر از آنی که بر شانه‌هایت تنها ملیله‌دوزی موریانه‌ها بیفتد

    پرواز کن! پرواز کن از قفس خاک!

    تو زیباتر از آنی که بر شانه‌ی آسمان ننشینی و کهکشان‌ها را مثل تخمه نشکنی

    ...

    ای بدعت‌گذارِ زبان پریش {پریشی} شاعران عالم

    ...

    ای نهان گشته از چشمِ منِ بی یار

    ...

    ای غرقه در مرداب‌های ساکت، در برگ‌های پاییز، در شبه‌جزایر متروک

    در بهمن‌های فروریخته، در دریاچه‌های نمک، در تپه‌های بلند طاسیده {تپه‌های طاسیده}

    در آشیانه‌های بی‌پرنده {آشیانه‌های پرنده}، در آسمان‌های بی‌ستاره،

    در خورشیدهای بی‌مثال {بی‌مدار}، در مهتابی‌های مشرف به خالی،

    در کوچه‌های تهی از قدم‌های عاشقان!

    ...

    سرت چه پرچم خونینی بود که در خیابان‌ها می‌تاخت!

    و بنفش آسمان، چه زیبا، چه بهت‌انگیز، قیقاج چشم‌هایت را می‌شست

    همیشه من آسمان را جیغ خواهم کشید، بگذار متوسط‌ها هرچه می‌خواهند بگویند

    ...

    مرده باد شاعری که رازِ عشق و مرگ را نداند

    زنده باشی تو که رازِ نیزه و خون را هم می‌دانستی

    ...

    آه، ای جنون! ای مرگ! ای شعر! اسماعیل! عینکت را بردار

    تا ببینی که راست می‌گویم

    ...

    ▨

    رضا براهنی

    بهمن ۱۳۶۰ تا فروردین ۱۳۶۱ – تهران

    از کتاب «شعر بلند اسماعیل»

    ـــــــــــــــــ

    تذکر: فقط بندهایی از بخش ابتدایی شعر بلند اسماعیل، به انتخاب من تنظیم شده است.

    ـــــــــــــــــ

    پی‌نوشت: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخه‌ی چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.

    4 min
  • رضا براهنی | جنگ است اسماعیل (برش سوم)

    ▨ نام قطعه: جنگ است اسماعیل (برش سوم از شعر بلند اسماعیل)

    ▨ شاعر: رضا براهنی

    ▨ با صدای: رضا براهنی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    تقدیم‌نامه‌ی شاعر: تقدیم به خاطره‌ی مخدوش دوستم اسماعیل شاهرودی [آینده] که در پاییز شصت در تهران مُرد

    ــــــــــــــــــــــــ

    به یاد شبی می‌افتم که پسرم دو روزه بود

    با گونه‌هایی مثل حباب نارنج

    چه نیمه‌شبی بود در بیمارستان!

    زنم از کنار پرده ماه را می‌پایید که در آسمان بولوار شناکنان می‌رفت

    تو ناگهان کنار در اتاق با آغوشی از گل ظاهر شدی

    چگونه آمدی؟ ساعت‌ها از وقت ملاقات گذشته است اسماعیل

    گفتی: «بیمارستان‌ {بیمارستان‌ها} و تیمارستان‌ها به ‌روی «آینده» بازند

    و حالا بلند شو، اسماعیل! به بیمارستان‌ها و تیمارستان‌ها و آینده‌ها

    بگذر

    و به گورستان‌ها و اردوگاه‌ها، جنگ است اسماعیل، جنگ است و

    اسماعیل‌ها براستی ذبح می‌شوند

    ...

    جنگ است اسماعیل، جنگ!

    بین همسایه و همسایه، پدر و پسر، مادر و دختر

    و بیمارستان‌ها و تیمارستان‌ها به روی آینده بازند

    و این را تو گفته بودی

    ...

    عینکت را بردار اسماعیل، این جهان قیقاج را با چشم‌های قیقاجت ببین

    ...

    و سایه‌ای از اعماق برمی‌خیزد

    و مسلسل‌ها جهان را ناگهان مورس می‌زنند

    جنگ است اسماعیل، جنگ است، و اسماعیل‌ها براستی ذبح می‌شوند

    و ستاره‌ای در آسمان زمین ما نیست که نیفتاده باشد

    ...

    از اهواز تا سرخس پچپچه‌ی شهدا با نم‌نم باران و چه‌چه‌ی چلچله‌ها می‌آمیزد

    اره‌ای تیره {تیز} در پای زخم‌ها فرو می‌رود

    و خمپاره‌ها خانه‌ها و خاک‌ها را با هم به بالا می‌پرانند

    و آدم‌ها به پشت بام‌های دورتر پرتاب می‌شوند

    [«سه تا از بچه‌هاش مرده {بچه‌ها مردند}. خودش؟ دکتر می‌گوید سرش ضربه دیده. بدجوری. پایگاه مغزش تکان خورده. گلویش را سوراخ کردند، از آن‌جا بهش اکسیژن می‌دهند. شش روز است سقف را نگاه می‌کند. باقی، سلامت شما. به خانم سلام برسانید. سایه تان…

    حتماً. حتماً»]

    ...

    عینکت را بردار اسماعیل، این جهان قیقاج را با چشم‌های قیقاجت ببین

    مواظب باش روی مین‌ها پا نگذاری

    جنگ است اسماعیل، جنگ

    و کوسه‌ها از خلیج فارس عقب نشسته‌اند

    ماهی‌ها کشته شده‌اند

    و از قشقرق موزون موسیقی الکترونیکی نهنگ‌ها خبری نیست

    موشک زمین و موج را با هم می‌درد

    ولی هنوز نفتکش‌ها دست نخورده باقی مانده‌اند

    -مثل عروس‌های {عروسک‌های} پولدار که به رغم دستمالیِ نوکر، گماشته، برادر،

    حتی پدر و دوستان پدر

    شب زفاف متاعی از معجزه دارند تا تقدیم شاه -داماد تاریخ- بکنند

    جنگ است اسماعیل

    و هم‌نام‌های تو ذبح می‌شوند تا شهرهای دوردست جهان چراغان

    باقی بماند

    راه‌ها بسته‌اند

    دهان سنگرها را با تل جسدها قفل کرده‌اند

    زمین به آسمان پریده، اسماعیل!

    خونین شهر نفتکشی‌ست {نفتکشی است} بمباران شده که در موزه‌ای به تماشایش گذاشته‌اند

    نفتکش‌ها می‌غلتند و می‌روند و از بالاسر نهنگ‌های هراسان عمان

    به سوی اقیانوس سوت می‌کشند

    جهان صبحانه‌ی رنگینی‌ست {رنگینی است} که به رغم میل تو، سرمایه {سرمایه‌ی} آن را با اشتها می‌بلعد

    جنگ است اسماعیل، جنگ است!

    با جنونِ همیشه‌جوانِ تو همرنگ است!

    پس مرده باد شاعری که راز نیزه و خون را نداند

    زنده باشی تو که راز سنگر و ستاره را هم می‌دانستی

    ...

    ▨

    رضا براهنی

    بهمن ۱۳۶۰ تا فروردین ۱۳۶۱ – تهران

    از کتاب «شعر بلند اسماعیل»

    ـــــــــــــــــ

    تذکر: فقط بندهایی از بخش ابتدایی شعر بلند اسماعیل، به انتخاب من تنظیم شده است.

    ـــــــــــــــــ

    پی‌نوشت: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخه‌ی چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.

    8 min

About شعر | با صدای شاعر

From the publisher's feed

شعرهای معاصر ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید

More shows like شعر | با صدای شاعر

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,896 Listeners

Radio Deev/پادکست رادیو دیو by RadioDeev

Radio Deev/پادکست رادیو دیو

2,065 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,067 Listeners

طنزپردازی | tanzpardazi by tanzpardazi | طنزپردازی

طنزپردازی | tanzpardazi

1,161 Listeners

Owrsi Podcast | پادکست اورسی by Owrsi

Owrsi Podcast | پادکست اورسی

178 Listeners

Radio Tragedy رادیو تراژدی by Radio Tragedy Team

Radio Tragedy رادیو تراژدی

433 Listeners

کتاب صوتی ناصر زراعتی  - Ketab soti by Ketab soti

کتاب صوتی ناصر زراعتی - Ketab soti

135 Listeners

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران by Mohammad Amin Chitgaran

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران

143 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,992 Listeners

MovarekhPodcast احمدهاشمی by احمد هاشمی

MovarekhPodcast احمدهاشمی

49 Listeners

پادکست راوکده by Ravkadeh Podcast

پادکست راوکده

408 Listeners

Wrapup | رپاپ by amir soodbakhsh

Wrapup | رپاپ

516 Listeners

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian) by Jabe podcast

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian)

139 Listeners

اکنون -  صفحه رسمی by Aknoontalks

اکنون - صفحه رسمی

194 Listeners

قاب تاریخ by Mohamad Nazemi

قاب تاریخ

65 Listeners