شعر | با صدای شاعر

شعر | با صدای شاعر

Download on the App Store

شعر | با صدای شاعر episodes

  • رضا براهنی | ای شاعر ِنسلی تهیدست (برش دوم)

    ▨ نام قطعه: ای شاعر نسلی تهیدست (برش دوم از شعر بلند اسماعیل)

    ▨ شاعر: رضا براهنی

    ▨ با صدای: رضا براهنی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    تقدیم‌نامه‌ی شاعر: تقدیم به خاطره‌ی مخدوش دوستم اسماعیل شاهرودی [آینده] که در پاییز شصت در تهران مُرد

    ــــــــــــــــــــــــ

    ای شاعر نسلی تهی‌دست!

    گورت کجاست تا {تا که} به مدد عشق تو را از اعماق آن بیرون بکشم {کشم}؟

    ای اسماعیل! ای برادر من! بلند نشو از رختخوابت

    یادت صبحانه‌ایست که در روز اول انقلاب خوردم

    ...

    ای که واژه‌ها را هم یک‌یک و هم دسته‌دسته فراموش کردی

    تو را به خدا، بلند نشو از رختخوابت

    -مثل آسمانی که پرنده‌هایش {پرندگانش} را فوج به فوج فراموش می‌کند

    مثل شبی که ستاره‌هایش {ستارگانش} را فراموش می‌کند-

    بلند نشو از رختخوابت

    ای پدر زخمی کبوترهای گریان ایران

    {ای پدر زخمی پرندگان گریان آسمان ایران}

    ...

    ای تبعید شده از شانه‌ی سوخته‌ی کویر به روسپی‌خانه‌ی تهران!

    تهران، تو را، پیش از آن که بمیری به گوری گمنام بدل کرد

    بلند نشو از رختخوابت

    اما به من بگو: گورت کجاست تا ابریشمی از کلمات بر آن بریزم

    ...

    ▨

    رضا براهنی

    بهمن ۱۳۶۰ تا فروردین ۱۳۶۱ – تهران

    از کتاب «شعر بلند اسماعیل»

    ـــــــــــــــــ

    تذکر: فقط بندهایی از بخش ابتدایی شعر بلند اسماعیل، به انتخاب من تنظیم شده است.

    ـــــــــــــــــ

    پی‌نوشت: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخه‌ی چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.

    2 min
  • رضا براهنی | باغ‌های بنفش و جنون و بوسه (برش اول)

    ▨ نام قطعه: باغ‌های بنفش و جنون و بوسه (برش اول از شعر بلند اسماعیل)

    ▨ شاعر: رضا براهنی

    ▨ با صدای: رضا براهنی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    تقدیم‌نامه‌ی شاعر: تقدیم به خاطره‌ی مخدوش دوستم اسماعیل شاهرودی [آینده] که در پاییز شصت در تهران مُرد

    ــــــــــــــــــــــــ

    ...

    ای شاعرتر از شعرهای خود و شعرهای ما

    ای تباه شده در دانشگاه، در مدارس، در کافه‌ها، میخانه‌ها

    و در محبت زن و فرزند و دوستان نمک‌نشناسی چون ما

    ...

    ای که از خانه‌ی اجاره‌ای‌ات در امیرآباد

    خواب جایزه‌ی لنین را می‌دیدی

    ...

    ای متناقض ابدی! که سادگی روحت به پیچیدگی همه‌ی‌ عقایدت می‌چربید

    ...

    ای مثل باغی از درختان گردو در ذهن کودکان ساده‌ی‌ شعر!

    ...

    ای ناشتای عشق!

    ای آشنای من در باغ‌های بنفش جنون و بوسه!

    ...

    ▨

    رضا براهنی

    بهمن ۱۳۶۰ تا فروردین ۱۳۶۱ – تهران

    از کتاب «شعر بلند اسماعیل»

    ـــــــــــــــــ

    تذکر: فقط بندهایی از بخش ابتدایی شعر بلند اسماعیل، به انتخاب من تنظیم شده است.

    2 min
  • رضا براهنی | شعر بلند اسماعیل (شعر کامل)

    ▨ نام شعر: آنچه نوشته ام

    ▨ شاعر: رضا براهنی

    ▨ با صدای: شاعر

    ♬ پالایش: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    تذکر:تنها چند سطر از انتهای شعر، به دلیل خستگی دکتر براهنی دکلمه نشد و صد حیف که چند صفحه انتهایی این شعر، با صدای شاعر آن موجود نیست


    

    44 min
  • محمد صالح‌علا | سینه‌ام دکان عطاریست

    ▨ نام شعر: سینه‌ام دکان عطاریست

    ▨ شاعر: محمد صالح‌علا

    ▨ با صدای: محمد صالح‌علا

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــ

    سینه‌ام دکان عطاری‌ست

    دردت چیست؟

    شمبلیله، رازیانه، شاهی و گشنیز

    اهل آویشن، نبیذِ سرخِ شورانگیز

    سینه‌ام دکان عطاری‌ست

    دردت چیست؟

    تو اگر جسمت بهاران است 

    اما جانِ تو پاییز

    راه را گم کرده‌ای

    عازم مسجد سلیمانی ولیکن می‌رسی تبریز

    عاشقی تو

    عاشقی تو


    سینه‌ام دکان عطاری است

    دردت چیست؟

    من برای عاشقِ بی‌کس

    من برای عاشقِ بی‌چیز

    راه رفتن، گریه کردن زیر باران می‌کنم تجویز

    نازبوها، بوی نعناع، بوی یاس

    ...پیرهن چاکی، درآمیدن لباس

    سینه‌ام دکان عطاری‌ست

    دردت چیست؟

    ▨

    محمد صالح‌علا

    3 min
  • هوشنگ ابتهاج | نگاهت می‌كنم خاموش و خاموشی زبان دارد

    ▨ شعر: نگاه (نگاهت می‌کنم خاموش و خاموشی زبان دارد)

    ▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج

    ▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    نگاهت می‌کنم خاموش و خاموشی زبان دارد

    زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد


    چه خواهش‌ها در این خاموشیِ گویاست، نشنیدی؟

    تو هم چیزی بگو چشم و دلت گوش و زبان دارد


    بیا تا آنچه از دل می‌رسد بر دیده بنشانیم

    زبان‌بازی به حرف و صوت معنی را زیان دارد


    چو هم‌پرواز خورشیدی مکن از سوختن پروا

    که جفت جان ما در باغِ آتش آشیان دارد


    اَلا ای آتشین‌پیکر! بر آی از خاک و خاکستر

    خوشا آن مرغ بالاپر که بال کهکشان دارد


    زمان‌فرسود دیدم هرچه از عهد ازل دیدم

    زهی این عشق عاشق‌کش که عهد بی‌زمان دارد


    ببین داس بلا ای دل، مشو زین داستان غافل

    که دست غارت باغ است و قصد ارغوان دارد


    درون‌ها شرحه‌شرحه است از دم و داغ جدایی‌ها

    بیا از بانگ نی بشنو که شرحی خون فشان دارد


    دهان سایه می‌بندند و باز از عشوه‌ی عشقت

    خروش جان او آوازه در گوش جهان دارد

    ▨

    هوشنگ ابتهاج (متخلص به هـ. ا. سایه)

    3 min
  • رضا براهنی | آنچه نوشته‌ام

    ▨ شعر: آنچه نوشته‌ام

    ▨ شاعر: رضا براهنی

    ▨ با صدای: شاعر

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــــــ

    تقدیم‌نامه‌ی شاعر: به الکا

    و یک خاطر دیگر خاص آن فریشته است، دیو در او در نیاید

    شمس تبریزی 

    ـــــــــــــــــــــ

    نام تمامی پرنده‌هایی را که در خواب دیده‌ام

    برای تو در اینجا نوشته‌ام

    نام تمامی آن‌هایی را که دوست داشته‌ام

    نام تمامی آن شعرهای خوبی را که خوانده‌ام

    و دست‌هایی را که فشرده‌ام

    نام تمامی گل‌ها را در یک گلدان آبی

    برای تو در این‌جا نوشته‌ام

    وقتی که می‌گذری از این‌جا یک لحظه زیر پاهایت را نگاه کن

    من نام پاهایت را برای تو در این‌جا نوشته‌ام

    و بازوهایت را – وقتی که عشق را و پروانه را پل می‌شوند، و کفترها را در خویش می‌فشرند

    برای تو در این‌جا نوشته‌ام 

    یک دایره در باغ کاشته‌ام که شب آن را خورشید پر می‌کند، و روز، ماه

    و یک ستاره‌ی آزاد گشته از تمامی منظومه‌ها

    می‌روید از خمیره‌ی آن

    آن را هم برای تو در این‌جا نوشته‌ام

    مرا ببخش من سال‌هاست دور مانده‌ام از تو

    اما همیشه، هر چه در همه‌جا، در شب، یا روز، دیده‌ام

    و هر که را بوسیده‌ام برای تو در این جا نوشته‌‌ام

    تنها برای تو در این جا نوشته‌ام

    در دوردستی و، با دلبستگی؛

    حجم پرنده‌ی درشتی، در آشیانه مانده، از خستگی؛

    روح تمامی نگرانی، در چشم‌های منتظر، متمرکز؛

    من رازهای اقوام دربدر را

    برای تو در این‌جا نوشته‌ام

    افسوس رفته‌اند جوان‌هایی که دوش به دوشم از جاده‌های خاکی بالا می‌آمدند

    من نام یک‌یک آن‌ها را می‌دانم

    و داغ می‌شوم

    وقتی که نام یک‌یک آن‌ها را می‌خوانم

    آن‌ها همه فرزند خواب‌های جهان بودند

    تعبیرهای من از خواب‌هایشان

    وِردِ زبان مردم دنیاست

    تعبیرها را هم برای تو در این جا نوشته‌ام

    در باغ‌ها

    بعضی درخت‌های میانسال سال‌هاست که می‌گریند

    زیرا که آشیان چلچله‌هاشان را

    توفان ربوده است

    من گفته‌ام که شمع‌های جوان را

    دور درخت‌ها روشن کنند

    نام درخت‌های میانسال را

    نام تمام چلچه‌ها را

    برای تو در این جا نوشته‌ام 

    و مردگان دو گونه بودند

    تا من کنار می‌زنم این پرده را

    از روی مرگ

    تو چشم خویش را ورزیده کن که ببینی 

    یک دسته از این مردگان

    انگار هیچگاه نمی‌مردند

    بلکه، با قبرهای فسفری از راه قبرستان‌ها بر می‌گشتند

    و شهرها را روشن می‌کردند

    نور چراغ‌های آینده‌های زمین بودند؛

    و دسته‌ی دیگر

    مظلوم بودند

    انگار هرگر نبوده بودند؛

    از بدو زندگانی، انگار مرده بودند

    یک جاروی بزرگ زیرزمینی

    می‌روفت خاکه اره‌ی تن‌های آن‌ها را

    و در چاه‌های بی‌ته می‌ریخت

    این رُفت و ریخت ذات طبیعت بود

    من نام‌های هر دو گونه مرده را

    برای تو دراین جا نوشته‌ام 

    من دوست داشتم که صورت زیبایی را

    بر روی سینه‌ام بگذارم

    وَ بمیرم

    اما چنین نشد

    وَ نخواهد شد

    هستی خسیس‌تر از اینهاست

    بنگر به مرگ و زندگی «حافظ»

    «حافظ» چگونه زیستنش نسبی است

    ما هیچ‌گاه نمی فهمیم «حافظ» چگونه مُرد

    انگار مشت بسته‌ی مرگش را همچون فریضه‌ی مکتومی با خویش برده است

    حالا

    از راه‌ها که می‌گذری

    بنگر به چاه‌های عمیقی که من از آن‌ها پایین خزیده‌ام

    این چاه‌ها دهان دایره‌ای دارند

    از آسمان که بنگری انگار هر دهانه دفی کهنه است که انگشت‌های دف‌زن آن را سوراخ کرده است

    اما

    پشت جداره‌ی این چاه‌ها هم

    دف می‌زنند

    دف‌های کُردی

    اینگونه من

    از این جهان به رؤیت خورشید رفته‌ام

    –از توی یک دف کهنه

    وقتی که اطراف من دف می‌زدند–

    دنیا برای من معنی ندارد

    من دوست داشتم که صورت زیبایی را بر روی سینه‌ام بگذارم

    وَ بمیرم

    اما نشد

    هستی خسیس‌تر از این‌هاست

    دردی که آدم حسی

    احساس می‌کند

    بی‌انتهاست

    من این چکیده‌های اول و آخر را هم

    برای تو در این‌جا نوشته‌ام 

    گرچه روحم تبلور ویرانی است

    اما، ذهنم غریب‌ترین چیز است

    هر روز گفتنِ این چیزها برای من از روز پیش دشوارتر شده است

    من حافظ تمامی ایام نیستم

    اما

    حتی اگر بمیرم

    چیزی نمی‌رود از یادم

    عمری گذشته است و نخواهد آمد

    عمر همه نه عمر منِ تنها

    من خاطرات عالم و آدم را

    در باغ

    در دایره کاشته‌ام

    {در دایره

    در باغ کاشته‌ام}

    آن دایره

    در باغ

    محصول حِسِّ زندگانی من بود

    هر میوه‌ای که می‌افتد از شاخه‌ی درخت می‌افتد در دایره

    تکرار می‌شود در دایره

    تکرار و فاصله، تکرار و دایره، تکرار دایره‌ها در میان فاصله‌ها

    محصول حِسِّ زندگانی من بود

    من این نگاه دایره‌ای را هم

    برای تو در این جا نوشته‌ام

    حالا

    نزدیک‌تر بیا و، کلید در باغ را

    از من بگیر

    نشانی آن باغ را

    روی کلید

    برای تو در این‌جا نوشته‌ام

    من سال‌هاست دور مانده‌‌ام از تو

    و می‌روم که بخوابم

    من پرده را کنار زدم

    حالا تو با خیال راحت

    پروانه‌وار

    در باغ گردش کن

    من بال‌های پروانه‌ها را هم

    با رنگ‌های تازه

    برای تو در این‌جا نوشته‌ام

    ▨

    تحریر اوّل دهم دی ۱۳۶۹ – تهران

    تحریر نهایی نهم آذر ۱۳۷۱ – تهران 

    رضا براهنی

    از کتاب «خطاب به پروانه‌ها»، نشر مرکز، صفحه ۳۱

    ــــــــــــــــ

    پی‌نوشت: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است.

    شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.

    12 min
  • حمید مصدق | باز کن پنجره را

    ▨ نام قطعه: باز کن پنجره را

    ▨ شاعر: حمید مصدق

    ▨ با صدای: شاعر

    ♬ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    گرچه شب تاریک است

    دل قوی دار

    سحر نزدیک است

    دل من در دل شب

    خواب پروانه شدن می‌بیند

    مهر در صبح‌دمان داس به دست

    خرمن خواب مرا می‌چیند

    ...

    باز کن پنجره را

    تو اگر باز کنی پنجره را

    من نشان خواهم داد به تو زیبایی را

    بگذر از زیور و آراستگی

    ...

    من تو را خواهم برد

    به عروسی عروسک‌های کودک خواهر خویش

    که در آن مجلس جشن

    صحبتی نیست ز دارایی داماد و عروس

    صحبت از سادگی و کودکی است

    چهره‌ای نیست عبوس

    کودک خواهر من

    در شب جشن عروسی عروسک‌هایش می‌رقصد

    کودک خواهر من

    امپراطوری پر وسعت خود را هر روز شوکتی می‌بخشد

    کودک خواهر من

    نام تو را می‌داند

    نام تو را می‌خواند



    *فقط بخش هایی از شعر (به انتخاب من) میکس شده*

    3 min
  • حسین پناهی | کودکی‌ها

    ▨ نام شعر: کودکی‌ها (به خانه می‌رفت)

    ▨ شاعر: حسین پناهی

    ▨ با صدای: شاعر

    ♬ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    به خانه می‌رفت

    با کیف

    و با کلاهی که بر هوا بود

    ▨

    چیزی دزدیدی؟- 

    مادرش پرسید

    ▨

    دعوا کردی باز؟- 

    پدرش گفت

    ▨

    و برادرش کیفش را زیر و رو می‌کرد

    به دنبال آن چیز

    که در دل پنهان کرده بود

    ▨

    تنها مادربزرگش دید

    گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه‌اش

    و خندیده بود

    3 min
  • مهدی اخوان ثالث | لحظه‌ی دیدار نزدیک است

    ▨ نام شعر: لحظه‌ی دیدار نزدیک است (نسخه اول)

    ▨ شاعر: مهدی اخوان ثالث

    ▨ با صدای: مهدی اخوان ثالث

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــ

    لحظه‌ی دیدار نزدیک است

    باز من دیوانه‌ام، مستم

    باز می‌لرزد، دلم، دستم

    بازگویی در جهان دیگری هستم

    های! نخراشی به غفلت

    گونه‌ام را، تیغ

    های! نپریشی صفای

    زلفکم را، دست

    آبرویم را نریزی، دل

    ای نخورده مست

    لحظه‌ی دیدار نزدیک است

    ▨

    مهدی اخوان ثالث (متخلص به م. امید)

    از دفتر شعر «زمستان»

    منتشر شده به سال ۱۳۳۵


    2 min

About شعر | با صدای شاعر

From the publisher's feed

شعرهای معاصر ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید

More shows like شعر | با صدای شاعر

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,896 Listeners

Radio Deev/پادکست رادیو دیو by RadioDeev

Radio Deev/پادکست رادیو دیو

2,065 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,067 Listeners

طنزپردازی | tanzpardazi by tanzpardazi | طنزپردازی

طنزپردازی | tanzpardazi

1,161 Listeners

Owrsi Podcast | پادکست اورسی by Owrsi

Owrsi Podcast | پادکست اورسی

178 Listeners

Radio Tragedy رادیو تراژدی by Radio Tragedy Team

Radio Tragedy رادیو تراژدی

433 Listeners

کتاب صوتی ناصر زراعتی  - Ketab soti by Ketab soti

کتاب صوتی ناصر زراعتی - Ketab soti

135 Listeners

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران by Mohammad Amin Chitgaran

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران

143 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,992 Listeners

MovarekhPodcast احمدهاشمی by احمد هاشمی

MovarekhPodcast احمدهاشمی

49 Listeners

پادکست راوکده by Ravkadeh Podcast

پادکست راوکده

408 Listeners

Wrapup | رپاپ by amir soodbakhsh

Wrapup | رپاپ

516 Listeners

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian) by Jabe podcast

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian)

139 Listeners

اکنون -  صفحه رسمی by Aknoontalks

اکنون - صفحه رسمی

194 Listeners

قاب تاریخ by Mohamad Nazemi

قاب تاریخ

65 Listeners