شعر | با صدای شاعر

شعر | با صدای شاعر

Download on the App Store

شعر | با صدای شاعر episodes

  • گروس عبدالملکیان | بر سیم‌های برق

    ▨ نام شعر: بر سیم‌های برق

    ▨ شاعر: گروس عبدالملکیان

    ▨ با صدای: گروس عبدالملکیان

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــ

    و امروز

    آن‌قدر شفافیم

    که قاتلان درون‌مان پیداست


    و دریای شهرمان

    چنان خسته‌ست

    که عنکبوت

    و بر موج‌هایش تار می‌بندد

    کاش

    کسی این مارها را

    عصا کند

    و کاش آن‌که استخوان‌هایم را می‌جَويد

    شعرهایم را از بر نبود.


    ▨


    زنبورها را مجبور کرده‌ایم

    از گل‌هاى سمّی

    عسل بیاورند.

    و گنجشکی که سال‌ها

    بر سیم برق نشسته

    از شاخه‌ی درخت می‌ترسد.


    با من بگو

    چگونه بخندم

    وقتی که دور لب‌هایم را مین‌گذاری کرده‌اند


    ما

    کاشفان کوچه‌های بن‌بستیم

    حرف‌های خسته‌ای داریم


    این بار

    پیامبری بفرست

    که تنها گوش کند

    ▨ 

    گروس عبدالملکیان

    از دفتر سطرها در تاریکی جا عوض می‌کنند

    3 min
  • شهیار قنبری | هجرت

    ▨ نام شعر (ترانه): هجرت

    ▨ شاعر: شهیار قنبری

    ▨ با صدای: شهیار قنبری

    ♬ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    (ما)با سقوط دستای تو

    در تنم چیزی فرو ریخت

    هجرتت اوج ِ صدامو

    از فراز ِ شاخه آویخت


    ای زلالِ سبزِ جاری

    جای خوب ِ غسل ِ تعمید

    بی تو باید مُرد و پژمرد

    زیر ِ خاک ِ باغچه پوسید


    فصلی که من با تو ما شد

    فصل ِ سبز ِ خواهش ِ برگ

    فصلی ما بی تو من شد

    فصل ِ خاکستریِ مرگ


    تو بگو جز تو کدوم رود

    ناجی ِ لب‌تشنگی بود؟

    جز تو آغوش ِ کدوم باغ

    سایه‌گاه ِ خستگی بود


    بی تو باید، بی تو باید

    تا نفس دارم ببارم

    من برای گریه کردن

    شونه هاتو کم میآرم

     

    چشم تو با هق‌هق من

    با شکستن آشنا نیست

    این شکستن بی‌صدا بود

    هر صدایی که صدا نیست


    ای رفیق ِ ناخوشی‌ها

    این خوشی باید بمیره

    جز تو همراهی ندارم

    تا شب از من پس بگیره


    با تو بدرود ای مسافر

    هجرت تو بی خطر باد

    پُر تپش باشه دلی که

    خون به رگ‌های تنم داد


    فصلی که من باتو ما شد

    فصل سبز خواهش برگ

    فصلی که ما بی تو من شد

    فصل خاکستری مرگ

    4 min
  • شفیعی کدکنی | زندگی‌نامه‌‌ی شقایق

    ▨ نام شعر: زندگی‌نامه‌ی شقایق - شماره ۱

    ▨ شاعر: محمدرضا شفیعی کدکنی

    ▨ با صدای: محمدرضا شفیعی کدکنی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    زندگی‌نامه‌ی شقایق

    چیست؟

    رایت خون به دوش وقت سحر

    نغمه‌ای عاشقانه بر لبِ باد

    زندگی را سپرده در رهِ عشق

    به کفِ باد و

    هرچه بادا باد

    ▨ 

    محمدرضا شفیعی کدکنی

    متخلص به میم سرشک

    از مجموعه شعر از بودن و سرودن

    2 min
  • احمدرضا احمدی | در طراوت و نابودی حادثه

    ▨ نام شعر: در طراوت و نابودی حادثه

    ▨ شاعر: احمدرضا احمدی

    ▨ با صدای: احمدرضا احمدی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــ 

    با اطمینان می‌فهمیدم چرا رنج، بوسه می‌شد


    گفتگوی جهاتِ شمال و جنوب کافی نبود تا عشق را دشنام دهم

    شب همان‌قدر پهناور بود، که درخت از شدت سرما، از من لباس بخواهد

    که من چشمان را کامل کنم

    که خواب را، خفته در یک سطرِ باران، ببینم.

    کدام خطر جنگ بود که من هر روز سردتر، در یک لبخند تکرار می‌شدم؟

    من، وفادار به سرنوشت میلیون‌ها انسان نبودم

    که نه من آن‌ها را در خواب دیده بودم

    و نه آن‌ها مرا در بیداری.


    در دل می‌گفتم:

    لباس نو که پوشیدم، قفل را که با عطر گشودم

    میان قلب‌ها فرق نخواهم نهاد

    رسوایی را کفن خواهم کرد

    و لبخند را آن‌قدر ادامه خواهم داد

    تا قلبم سرنوشت همهٔ قلب‌ها باشد.


    طبل من کجا بود؟

    صدای فرتوتِ من بوسه می‌خواست

    بوسه می‌خواست تا شفا را، از بیماری‌های کاملِ بهار بیاورد

    و من، حتی در خطرناک‌ترین دروغ‌ها، خویش را باور می‌کردم

    حس من متون غم‌انگیزِ خطرناکی بود که از من، تنها، حرفه می‌خواست

    من از میان جمعیت، خودم را بدست می‌آورم

    خودم را انتخاب می‌کردم

    تا شفا یابم.


    می‌خواستم مؤدبانه گریبانِ یک عطر، یک پروانه، یک کلید

    و یک گاوآهن را بگیرم

    تا این وظایفِ هولناکِ صبح و شب را

    به آن‌ها

    تلقین کنم

    و در باران مرخص شوم.


    اما عقیده‌ام گمنام بود

    آخرین حرفم از تقدیر بیم داشت

    و عمرم

    -بی‌اغراق-

    کفافِ مرا نمی‌داد.

    در را آهسته بستم

    خود را در درگاه کاشتم


    توقعات باکرهٔ من شباهتی به سال‌ها و روزها نداشت.


    اکنون قدرت و حکمرانیِ من

    فقر لبخندی در طراوت و نابودی حادثه است.

    ▨

    احمدرضا احمدی

    از دفتر شعر «وقت خوب مصائب»

    5 min
  • یدالله رویایی | دلتنگی‌ها ۱۶

    ▨ شعر: دلتنگی‌ها ۱۶

    ▨ شاعر: یدالله رویایی

    ▨ با صدای: یدالله رویایی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    در گفتگوی ما

    فنجان تو كوهستانی‌ست

    وقتی كه به بوسه‌های تو نما می‌بخشد


    وقتی كه بوسه‌های ما نما می‌گیرند

    چشمان تو روح هندسی‌شان را

    در كوهستان پنهان می‌سازند


    چشمان تو روح هندسی دارند

    وقتی كه فنجان تو كوهستانی‌ست

    و بوسه كه از كنار دست چپ تو

    می‌افتد

    می‌افتد در دهان راست من


    در گفتگوی ما

    -آن دم كه نگاه صخره در نگاه پَر-

    می‌ماند

    او ضلع مربع پریدن را

    می‌داند

    ▨

    شعر شماره ۱۶ از مجموعه دلتنگی‌ها

    شامل شعرهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶

    چاپ اول: ۱۳۴۶

    ــــــــــــــــــــ

    تذکر اول: در نسخه‌های چاپ بعد از انقلاب، کلمه‌ی «بوسه» در تمام طول شعر، به کلمه‌ی «واژه» سانسور شده است. طبیعتا این نسخه چون خوانش خود شاعر است، نسخه‌ی بدون سانسور است.


    تذکر دوم: شماره شعرها ممکن است در چاپ های مختلف، متفاوت باشد. شماره‌گذاری ما بر طبق چاپ اول کتاب است. اما در کتاب ِ «مجموعه آثار یدالله رویایی» انتشارات نگاه، چاپ اول، به دلیل سانسور، این شعر شماره ۱۵ است

    3 min
  • ملک‌الشعرا بهار | دماوندیه ۲ | صدای ارژنگ آقاجری

    ▨ نام شعر: ای دیو سپید پای در بند (قصیده‌ی دماوندیه ۲)

    ▨ شاعر: ملک الشعرا بهار

    ▨ با صدای: ارژنگ آقاجری https://soundcloud.com/arjanga

    ▨ عکس پوستر: مجید قهرودی https://x.com/Majidxfuture/status/1956692847094022464/photo/1

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــ

    ای دیوِ سپیدِ پای در بند

    ای گنبدِ گیتی ای دماوند


    از سیم به سر، یکی کله‌خود

    ز آهن به میان یکی کمربند


    تا چشم بشر نبیندت روی

    بنهفته به ابر چهرِ دلبند


    تا وارهی از دمِ ستوران

    وین مردم نحس دیومانند


    با شیرِ سپهر بسته پیمان

    با اخترِ سعد کرده پیوند


    چون گشت زمین ز جور گردون

    سرد و سیه و خموش و آوند


    بنواخت ز خشم بر فلک مشت

    آن مشت تویی تو، ای دماوند


    تو مشتِ درشتِ روزگاری

    از گردش قرن‌ها پس‌افکند


    ای مشتِ زمین بر آسمان شو

    بر ری بنواز ضربتی چند


    نی نی تو نه مشت روزگاری

    ای کوه، نیَم ز گفته خرسند


    تو قلبِ فسرده‌ی زمینی

    از درد ورم نموده یک‌ چند


    تا درد و ورم فرو نشیند

    کافور بر آن ضماد کردند


    شو منفجر ای دلِ زمانه

    وان آتش خود نهفته مپسند


    خامش منشین سخن همی گوی

    افسرده مباش خوش همی‌خند


    پنهان مکن آتش درون را

    زین سوخته‌جان شنو یکی پند


    گر آتش دل نهفته داری

    سوزد جانَت، به جانْت سوگند


    بر ژرف دهانت سخت بندی

    بر بسته سپهرِ نیو پُر فَند


    من بندِ دهانت برگشایم

    ور بگشایند بندم از بند


    از آتش دل برون فرستم

    برقی که بسوزد آن دهان بند


    من این کنم و بود که آید

    نزدیک تو این عمل خوشایند


    آزاد شوی و بر خروشی

    ماننده‌ی دیو جسته از بند


    هرّای تو افکَنَد زلازل

    از نیشابور تا نهاوند


    وز برق تنوره‌ات بتابد

    ز البرز اشعه تا به الوند


    ای مادرِ سرسپید بشنو

    این پندِ سیاه‌بخت فرزند


    برکش ز سر این سپید معجر

    بنشین به یکی کبود اورند


    بگرای چو اژدهای گرزه

    ‌بخروش چو شرزه شیر ارغند


    ترکیبی ساز بی‌مماثل

    معجونی ساز بی‌همانند


    از نار و سعیر و گاز و گوگرد

    از دود و حمیم و بخره و گند


    از آتش آه خلق مظلوم

    و از شعله‌ی کیفر خداوند


    ابری بفرست بر سر ری

    بارانش زهول و بیم و آفند


    بشکن در دوزخ و برون ریز

    بادافرهِ کفرِ کافری چند


    زانگونه که بر مدینه‌ی عاد

    صرصر شرر عدم پراکند


    چونان که بشارسان «‌پُمپی‌»‌

    ولکان‌ اجلِ معلق افکند


    بفکن ز پی این اساس تزویر

    بگسل ز هم این نژاد و پیوند


    برکن ز بن این بنا که باید

    از ریشه بنای ظلم برکند


    زین بی‌خردانِ سفله بستان

    دادِ دلِ مردم خردمند

    ▨ 

    ملک‌الشعرا بهار

    ۱۳۰۱ تهران 

    ـــــــــ

    توضیح شاعر: این شعر در سال ۱۳۰۱ شمسی گفته شد. در این سال به تحریک بیگانگان هرج‌ومرج قلمی و اجتماعی و هتاکی و آزار وطن‌خواهان و سستی کار دولت مرکزی بروز کرده بود - این قصیده در زیر آن معانی در تهران گفته شده و پایتخت هدف شاعر قرار گرفته است

    7 min
  • سیاوش کسرایی | رقص ایرانی

    ▨ نام شعر: رقصِ ایرانی

    ▨ شاعر: سیاوش کسرایی

    ▨ با صدای: سیاوش کسرایی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــ 

    در پوستر، سیاوش کسرایی را می‌بینید به همراه دخترش بی‌بی

    ______

    چو گل‌های سپید صبحگاهی

    در آغوش سیاهی

    شکوفا شو

    به پا برخیز و پیراهن رها کن

    گره از گیسوانِ خفته واکن

    فریبا شو

    گریزا شو

    چو عطرِ نغمه کز چنگم تراود

    بتاب آرام و در ابرِ هوا شو

    به انگشتان سَرِ گیسو نگه دار

    نگه در چشم من بگذار و بردار

    فروکش کن

    نیایش کن

    بلورِ بازوان بَربند و واکن

    دوپا بر هم بزن، پایی رها کن

    بپر، پرواز کن، دیوانگی کن

    ز جمع آشنا بیگانگی کن

    چو دودِ شمعِ شب از شعله برخیز

    گریزِ گیسوان بر بادها ریز

    بپرداز

    بپرهیز

    چو رقصِ سایه‌ها در روشنی شو

    چو پایِ روشنی در سایه‌ها رو

    گهی زنگی بر انگشتی بیاویز

    نوا و نغمه‌ای با هم بیامیز

    دلارام

    میارام

    گهی بردار چنگی

    به هر دروازه رو کن

    سر هر رهگذاری جستجو کن

    به هر راهی، نگاهی

    به هر سنگی، درنگی

    برقص و شهر را پُر های‌وهو کن

    به بَر دامن بگیر و یک سبد کن

    ستاره دانه‌چین کن

    نیک و بد کن

    نظر بر آسمان سوی خدا کن

    دعا کن

    ندیدی گر خدا را؛ بیا آهنگِ ما کن

    من‌ات می‌پویم از پای فتاده

    من‌ات می‌پایم اندر جامِ باده

    تو برخیز

    تو بگریز

    برقص آشفته بر تارِ ربابم

    شدی چون مست و بی‌تاب

    چو گل‌هایی که می‌لغزند بر آب

    پریشان شو بر امواجِ شرابم

    ▨

    سیاوش کسرایی

    سوم اردیبهشت ۱۳۳۲

    از دفتر شعر آوا

    ـــــــــــــــــــــــ 

    پی‌نوشت: متن فوق از روی صدای شاعر پیاده شده و با نسخهٔ چاپ شدهٔ شعر، کم و بیشی‌هایی دارد.

    4 min
  • مشفق کاشانی | غمِ دل

    ▨ نام شعر: غم ِ دل

    ▨ شاعر: مشفق کاشانی

    ▨ با صدای: مشفق کاشانی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    گره خورده چون نی، نوا در گلویم‌

    که با جان بنالم که با دل بمویم


    نیستانی از ناله در سینه دارم‌

    جدا از نیستان، نواخوان ِ اویم


    غباری نشسته به هر رهگذارم‌

    غریبی پر افشانده بر خاک ِ کویم


    حبابی تهی‌مانده از خود، بر آبم‌

    غریقی به گرداب ِ حیرت فرویم


    نه دستی که از آستینی بر آرم‌

    نه پایی که بر آستانی بپویم


    نه آهی که بر آسمانی بر آرم‌

    نه اشکی که زَنگار از دل بشویم


    در این وَرطه از خویشتن ناگزیرم‌

    بر این لُجّه، افتاده از های و هویم


    گذشت از سرم آب؛ این سرگذشتم‌

    شده نقش بر آب این آرزویم


    اگر دامنش روزی آید به دستم‌

    غم ِ دل بگویم، غم ِدل بگویم

    ▨

    عباس کی‌منش مشهور به مشفق کاشانی 

    متخلص به مشفق

    3 min
  • هوشنگ چالنگی | وقت باریدن

    ▨ نام شعر: وقت باریدن

    ▨ شاعر: هوشنگ چالنگی

    ▨ با صدای: هوشنگ چالنگی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ـــــــــــــــــ

    وقت باریدن باران ای دوست

    هرکسی تنهاست

    توی تنهایی

    پسری را باران شاعر کرد

    دختری را گریاند.

    پشت این پنجره من می‌شنوم

    ریزش باران

    تنهایی را می‌خوانَد

    ریزش باران

    تنهایی را می‌گوید

    وقت باریدن باران بود

    که کسی را از از مرز باد با خود آورد

    وقت باریدن باران بود

    که جوانی لاغر ظاهر شد در کوچه

    و زنی نادم شد

    وقت باریدن باران بود.

    ▨ 

    هوشنگ چالنگی

    2 min
  • دکتر مهدی حمیدی شیرازی | نامه‌ای به دخترم

    ▨ نام شعر: نامه ای به دخترم

    ▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی

    ▨ با صدای: مهدی حمیدی شیرازی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــ

    از تهران به نیویورک

    ــــــــــــــــــ

    نازنین، ای سپیدیِ روزم

    واپسین شادیِ شب‌افروزم


    ای ز یک لحظه اشتباهِ پدر

    چون پدر، غرق در گناهِ پدر


    بی‌گنه‌تفته ز آتشِ هستی

    داده کفارّهٔ دمی مستی


    از که نالم، که دشمنِ تو منم

    اهرمن کیست؟ من خود اهرمنم


    ما همه کشتگانِ یک نفسیم

    در قفس‌ماندگانِ یک هوسیم


    از بنِ خاک تا برِ افلاک

    خاک بر فرق هرکه آمد، خاک


    خرّما کشورا که آن عدم است

    نه در آن شام، نه سپیده‌دم است


    چند در بندِ این ریا بودن

    که نبودن به است یا بودن؟


    گفت دانا که «بود» رنج‌کشی‌ست

    کاهشِ رنج، لذّت است و خوشی است


    هر که را در بلایِ بود شکی‌ست

    خوب‌وبدناشناخته محکی‌ست


    گر کسی بنگرد به باریکی 

    هست کمبودِ نور، تاریکی


    نور و ظلمت چو تار و پود نیَند

    ناخوشی و خوشی، دو بود نیَند


    ناخوشی‌ها همه ز هستی‌هاست

    دردِ هستی خمارِ مستی‌هاست


    گر مرا پایِ این خمار نبود

    دستِ تو در دهانِ مار نبود


    ور گناهی مرا به عالم نیست

    گر همین یک گنه بوَد کم نیست


    چه گناهی بتر ز کاشتن است؟

    زرد کردن ز تشنه‌داشتن است؟


    گر نه دانسته‌ای و نه دانی

    اینْت گفتارهای یزدانی


    خلقِ حوا و آدمِ شیدا

    رمزِ پنهان و قصهٔ پیدا


    معنیِ آن نکویِ زشت‌شده

    چون شده خلق، از بهشت شده


    معنیِ گول‌خورده و تفته

    چون به خود آمده ز خود رفته


    از بلندی خزیده زی پستی

    یعنی؛ از نیستی سوی هستی


    گندمی داده دردِ کاستنش

    یعنی؛ آتش کشیده خواستنش


    من تو را میلِ کاستن دادم

    هستی و دردِ خواستن دادم


    از حریم نهانی‌ات کندم

    در ضمیرِ جهانَت افکندم


    عینِ شیطان شدم به راه‌بری

    راندمت از بهشتِ بی‌خبری

    ▨

    دکتر مهدی حمیدی شیرازی

    بیست‌ودوم اسفند ۱۳۴۴ - تهران

    ــــــــــ

    پی‌نوشت: این شعر بسیار طولانی‌تر است و شاعر تنها ابیاتی از آن را به انتخاب خود دکلمه کرده است.

    7 min

About شعر | با صدای شاعر

From the publisher's feed

شعرهای معاصر ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید

More shows like شعر | با صدای شاعر

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,893 Listeners

Radio Deev/پادکست رادیو دیو by RadioDeev

Radio Deev/پادکست رادیو دیو

2,065 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,065 Listeners

طنزپردازی | tanzpardazi by tanzpardazi | طنزپردازی

طنزپردازی | tanzpardazi

1,161 Listeners

Owrsi Podcast | پادکست اورسی by Owrsi

Owrsi Podcast | پادکست اورسی

178 Listeners

Radio Tragedy رادیو تراژدی by Radio Tragedy Team

Radio Tragedy رادیو تراژدی

433 Listeners

کتاب صوتی ناصر زراعتی  - Ketab soti by Ketab soti

کتاب صوتی ناصر زراعتی - Ketab soti

135 Listeners

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران by Mohammad Amin Chitgaran

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران

143 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,992 Listeners

MovarekhPodcast احمدهاشمی by احمد هاشمی

MovarekhPodcast احمدهاشمی

48 Listeners

پادکست راوکده by Ravkadeh Podcast

پادکست راوکده

406 Listeners

Wrapup | رپاپ by amir soodbakhsh

Wrapup | رپاپ

516 Listeners

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian) by Jabe podcast

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian)

139 Listeners

اکنون -  صفحه رسمی by Aknoontalks

اکنون - صفحه رسمی

194 Listeners

قاب تاریخ by Mohamad Nazemi

قاب تاریخ

65 Listeners