شعر | با صدای شاعر

شعر | با صدای شاعر

Download on the App Store

شعر | با صدای شاعر episodes

  • شهیار قنبری | حرف

    ▨ نام شعر (ترانه): حرف

    ▨ شاعر: شهیار قنبری

    ▨ با صدای: شهیار قنبری

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــ

    اگه سبزم، اگه جنگل

    اگه ماهی، اگه دريا

    اگه اسمم همه‌جا هست

    روی لب‌ها، تو كتابا


    اگه رودم؛ رودِ «گنگ»ام

    مث بودا*، اگه پاک

    اگه نوری به صليبم

    اگه گنجی زير خاک


    واسه تو قدِ يه برگم

    پيشِ تو؛ راضی به مرگم


    اگه پاكم مث معبد

    اگه عاشق مث هندو

    مث بندر واسه قايق

    واسه قايق، مث پارو


    اگه عكس «چل‌ستون»ام

    اگه شهری بی‌حصار

    واسه آرش تيرِ آخر

    واسه جاده يه سوار


    واسه تو قدِ يه برگم

    پيشِ تو؛ راضی به مرگم


    اگه قيمتی‌ترين سنگِ زمينم

    توی تابستونِ دستایِ تو برفم

    اگه حرفای قشنگِ هر كتابم

    برای اسم تو چند تا دونه حرفم


    اگه سيلم، پيش تو قد يه قطره

    اگه كوهم، پيش تو قد يه سوزن

    اگه تن‌پوشِ بلند هر درختم

    پيش تو اندازه‌ی دگمه‌ی پيرهن


    واسه تو قدِ يه برگم

    پيشِ تو؛ راضی به مرگم


    اگه تلخی مث نفرين

    اگه تندی مث رگبار

    اگه زخمی، زخم كهنه

    بغضِ يک در، رو به ديوار


    اگه جامِ شوكرانی

    تو عزيزی، مث آب

    اگه ترسی، اگه وحشت

    مثِ مردن توی خواب


    واسه تو قد يه برگم

    پيشِ تو؛ راضی به مرگم

    ▨

    شهیار قنبری

    لندن ۱۹۷۴ (۱۳۵۳)

    از کتاب «دریا در من» چاپ نگاه

    صفحه ۱۶۶

    ــــــــــــــــ

    * در اجرا واژه‌ی «بودا»، «مریم» شده‌است.

    پی‌نوشت: آهنگ و تنظیم این ترانه را واروژان انجام داده و خانم گوگوش اجرا کرده است.

    5 min
  • محمدعلی بهمنی | گفتم بدوم تا تو همه فاصله‌ها را

    ▨ نام شعر: پر نقش‌تر از فرشِ دلم بافته‌ای نیست

    ▨ شاعر: محمدعلی بهمنی

    ▨ با صدای: محمدعلی بهمنی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــ

    گفتم: بِدَوَم تا تو همه فاصله ها را

    تا زودتر از واقعه گویم گله ها را


    چون آینه پیشِ تو نشستم که ببینی

    در من اثرِ سخت‌ترین زلزله‌ها را


    پُر نقش‌تر از فرشِ دلم بافته‌ای نیست

    از بس که گره زد به گره حوصله‌ها را


    ما تلخیِ «نه» گفتن‌مان را که چشیدیم

    وقت است بنوشیم از این پس «بله»ها را


    بگذار ببینیم بر این جغدْ نشسته

    یک بارِ دگر پر زدنِ چلچله‌ها را


    یک بار هم ای عشقِ من از عقل میاندیش

    بگذار که دل حل بکند مسئله‌ها را

    ▨

    محمدعلی بهمنی

    از دفتر شعر «گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود».

    2 min
  • محمد صالح‌علا | آی لیلی (با صدای شاعر)

    ▨ نام شعر: آی لیلی

    ▨ شاعر: محمدصالح‌علا

    ▨ با صدای: شاعر

    ♬ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    با تو نمی‌دوم اگر

    به تو نمی‌رسم اگر


    اگر اگر اگر اگر

    جوانی ام رفته سفر


    مصری است در مسیر راه

    که می‌کشاندم به چاه


    کج شده آسمان من

    دستم نمیرسد به ماه


    آی لیلی لیلی لیلی


    جوون بودم و شیدا

    یک روز به خاطر تو

    زدم تو گوش دنیا

    آی لیلی لیلی لیلی


    و برگشتم...

    3 min
  • منوچهر آتشی | وعده‌ی دیدار زیر پنجره

    ▨ نام شعر: وعده‌ی دیدار زیر پنجره

    ▨ شاعر: منوچهر آتشی (سرنا)

    ▨ با صدای: منوچهر آتشی

    ♬ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    بدرود یار

    وعده‌ی دیدار زیر پنجره

    ▨

    از سمت ِ کوچه‌باغ می‌آیم

    با موی ِ خیس

    زیر شرشر ِ باران

    امشب -چوپار- زیر پنجره

    ▨

    بی رمزی و کلامی می‌آیم

    می‌ایستم چو سایه سروی کج

    شاید نبینی‌ام

    شاید ببینی‌ام - پس باران و تیرگی -

    با پشت قوز کرده

    و چشم‌های عاشق ِ تب‌دار زیر پنجره

    ▨

    شاید نبینمت

    شاید ببینمت

    از پشت شیشه‌های مه‌آلود

    ـ ای ماه ِ در حصار ـ

    در گیسوی شلالِ نگون‌سار، زیر پنجره

    ▨

    بی حرفی و سلامی

    - رمز حضور این است -

    (جز من نمی‌تواند باشد)

    وقتی به گوش خود شنیدی

    آواز عاشقانه‌ی تلخی را

    - آویخته به شرشر ِ باران -

    با ناله‌های زخمی گیتار، زیر پنجره

    ▨

    بدرود یار

    وعده‌ی دیدار

    زیر پنجره

    3 min
  • رضا براهنی | هیچ‌کس جز تو نخواهد دید

    ▨ نام شعر: هیچکس جز تو نخواهد دید

    ▨ شاعر:رضا براهنی

    ▨ با صدای: شاعر

    ♬ میکس: شهروز

    ♬ از موسیقی رویالتی فری استفاده شده

    ــــــــــــــــــــــــ

    هیچ‌کس جز تو نخواهد دید

    که چگونه در میان صخره‌های سرخ قلبم

    یک درخت عشق می‌روید

    و فراز شاخه‌های رنگدار این درخت عشق

    هیچ‌کس جز تو نخواهد دید

    که چگونه نور می‌ریزد


    هیچ‌کس جز تو نخواهد دید

    که چگونه در نگاه تشنه‌ام خورشید می‌روید

    هیچکس جز تو نخواهد دید.



    دکتر رضا براهنی

    از کتاب شعر آهوانِ باغ

    منتخب اشعار رضا براهنی ۱۳۴۱

    3 min
  • هوشنگ ابتهاج | خبر کوتاه بود؛ اعدامشان کردند

    ▨ نام شعر: برای روزنبرگ‌ها (خبر کوتاه بود؛ اعدامشان کردند)

    ▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج

    ▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج و محمدرضا شجریان

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــ

    خبر کوتاه بود؛

    -«اعدامشان کردند.»

    خروش دخترک برخاست

    لبش لرزید

    دو چشم خسته‌اش از اشک پُر شد

    گریه را سر داد

    و من با کوششی پُر درد، اشکم را نهان کردم


    -چرا اعدامشان کردند؟

    می‌پرسد ز من با چشم اشک‌آلود

    {چرا اعدامشان کردند؟}


    -عزیزم، دخترم

    آنجا، شگفت‌انگیز دنیایی‌ست {است}

    دروغ و دشمنی فرمانروایی می‌کند آنجا

    طلا: این کیمیای خونِ انسان‌ها

    خدایی می‌کند آنجا

    شگفت‌انگیز دنیایی که همچون قرن‌های دور

    هنوز از ننگ آزار سیاهان دامن‌آلوده‌ست

    در آنجا حق و انسان حرف‌هایی {حرف‌های} پوچ و بیهوده‌ست

    در آنجا دشمنی {رهزنی}، آدم‌کُشی، خون‌‌ریزی آزادست

    و دست‌ و پای آزادی‌ست در زنجیر


    عزیزم، دخترم

    آنان

    برای دشمنی با من

    برای دشمنی با تو

    برای دشمنی با راستی اعدامشان کردند

    و هنگامی که یاران

    با سرود زندگی بر لب

    به سوی مرگ می‌رفتند

    امیدی آشنا می‌زد چو گُل در چشمشان لبخند

    به شوق زندگی آواز می‌خواندند

    و تا پایان به‌ راه روشن خود باوفا ماندند


    عزیزم

    پاک کُن از چهره اشکت را، ز جا برخیز

    تو در من زنده‌ای، من در تو: ما هرگز نمی‌میریم

    من و تو با هزارانِ دگر

    این راه را دنبال می‌گیریم

    از آنِ ماست پیروزی

    از آنِ ماست فردا، با همه شادی و بهروزی


    عزیزم

    کار دنیا رو به آبادی‌ست

    و هر لاله که از خون شهیدان می‌دمد امروز

    نوید روز آزادی‌ست

    ▨

    هوشنگ ابتهاج (متخلص به هـ. ا. سایه)

    از دفتر شعر «یادگار خون سرو»

    7 min
  • در وطن خویش غریب | با صدای شاعران

    ▨ نام قطعه: در وطن خویش غریب

    ▨ شاعران: هوشنگ ابتهاج، مهدی اخوان ثالث، شهریار، رضا براهنی

    ▨ با صدای: شاعران

    ♬ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    این کولاژ با تمرکز به مفهوم «حس غربت در وطن خود» ساخته شده و هر شعر با صدای شاعر آن اجرا شده است..

    ــــــــــــــــــــــــ

    هوشنگ ابتهاج▨

    چه غریبانه تو با یاد وطن می‌نالی

    من چه گویم که غریب است دلم در وطنم


    مهدی اخوان ثالث▨

    قاصدک!

    ...

    دست بردار از این در وطن خویش غریب

    قاصد تجربه های همه تلخ

    با دلم می گوید

    که فریبی تو فریب

    که دروغی تو دروغ


    ▨ شهریار

    هم در وطنم بار غريبي به سر و دوش

    کوهيست که خواهد بشکاند کمرم را

    من مرغ خوش آواز و همه عمر به پرواز

    چون شد که شکستند چنين بال و پرم را؟


    ▨رضا براهنی

    در روز و روزگاری

    که مردم قلمرو وحشت

    همچون کبوتران مهاجر بودند

    و خانه‌ی خودم

    تبعیدگاه قلب خودم بود

    من خویش را

    بر روی صفحه‌ها متلاشی کردم:

    گاهی، چو خرده نانی

    بر سفره‌های خالی کفترها

    بسیار بار، اما

    چون شیشه‌ای شکسته

    پراکنده

    بر روی ریگ‌های بیابان‌ها

    از من شکسته‌تر کسی آیا

    هست؟

    4 min
  • رضا براهنی | ایرانه خانم زیبا

    ▨ نام شعر: ایرانه خانم ِ زیبا

    ▨ شاعر: رضا براهنی

    ▨ با صدای: شاعر

    ♬ میکس: شهروز


    ساند کلاد من

    ــــــــــــــــــــــــ

    دق که ندانی که چیست گرفتم دق که ندانی تو خانم زیبا

    حال تمامَم از آن تو بادا گر چه ندارم خانه در این جا خانه در آن جا

    سَر که ندارم که طشت بیاری که سر دَهَمَت سر

    با توام ایرانه خانم زیبا!

    شانه کنی یا نکنی آن همه مو را فرق سرت باز منم باز کنی یا نکنی باز

    آینه بنگر به پشت سر آینه بنگر به زیرزمین با تو منم خانم زیبا

    چهره اگر صد هزار سال بماند آن پشت با تو که من پشت پرده‌ام آنجا

    کاکل از آن سوی قاره‌ها بپرانی یا نپرانی با تو خدایی برهنه‌ام آنجا

    بی‌تو گدایم ببین گدای کوچه‌ی دنیا

    با توام ایرانه خانم زیبا!

    با تو از آن جا که سینه به پهلو شود مماس‏ می‌زنم این حرفها

    با تو از آن جا که خیسی شبنم به روی ز‌ِهار آرزو بنشاند

    با تو از آن جا که گوش‏ و دگمه‌ی پستان به ماه نشینند

    با تو از آن جا که می‌شوم موازی تو فاصله یک بوسه بعد فاصله‌ها هیچ

    چشم یکی داری حالا بکن دو چشمی‌اش‏ متوازی آهان متوازی آها

    خواب نبینم تو را که خواب ندارم نخفته خواب نبیند

    با توام ایرانه خانم زیبا!

    شانه کنی جعدها به سینه‌ی من هیچ نگویم نگویمَمَ گُمَمَم!

    فکر نباشد که فکر کنم فکری هیچم که خوب بگویم نگویمَمَ گُمَمَم

    خاک نگویم به گاوها و پرستوها ابر نگویم

    ابر نگویم به شب‌پره‌ها جغدها و شانه به سرها

    فکری هیچم شعر نگویم به چشم باز ماه نگویم که ذوزنقه ماه نگویم

    هیچ نگویم نگویمَم گُمَمَم

    زانو اگر زن نباشد اگر زن

    پهلو اگر زعفران نباشد اگر زن هیچ نگویم

    وای که از شکل شکلدار چه بیزارم شانه‌ی آشفتنم کجاست خانم زیبا؟

    با توام ایرانه خانم زیبا!


    غم که قلندر نشد همیشه‌ی زخمی

    رو که به دریا نشد

    صبح که خونین نشد آن همه سر آن همه سینه خود نه چنانم طشت بیارید

    سر که به جنگل زند برگ به اجساد

    رو که به دریا نشد

    حال که فرخنده باد خنجر تبعید و داغگاه گلویم جای گُمَمگاه خون که سرایم

    کشته که بودم تو را چرا دوباره کشتی‌ام آخر، فلان فلان شده خانم خانم زیبا

    با توام ایرانه خانم زیبا!

    گوش‏ چه کوچک شود که آب بخوابد سپیده باز بداند مثل دو شب چشم خانم زیبا

    هیچ نگویم که خوب بداند

    فکری هیچم که سوت زنم جا

    شانه‌ی آشفتنم که شنیدی

    روحِ برآشفتنم که گوشه‌های سقف تو لیسیدنم که شیشه شکست

    واژه به بالا فکندنم به یاد نداری؟ زیرِزمین روی سرم گذاشتنم

    چشم تو را دیدن از پس‏ شانه پشت به دریا و فرش‏ متنهای چه شادی

    پس‏ بتوان! آه! باز هم بتوان! خویش‏ را بتوانان!

    زیرِزمین روی من همه بو مویه‌ی بوسم حرفِ ندانَم

    پس‏ بتوانان مرا که هیچ می‌چَمَدم سوی فکری هیچم

    باغ دگر شد مرغ سخر خواند خانم زیبا

    با توام ایرانه خانم زیبا!

    عادت این پشت سر نِگهیدن، خانم زیبا!

    هیچ نمی‌افتد از سرم

    عادت این پرده را کنار زدن از پنجره

    دیدن آنها آنها آنها خنجرشان گورزاد خدایی چگونه هیچ نمی‌افتد از سرم

    عادت این جیغهای تیزِ به پایان نیامده که سر بدهم سر

    من مگر این مرگهای جوان را مُردَم؟

    من مگر این خونِ ریخته‌ام؟ جنگل درندگان محاصره در خواب چشم غزالی

    من مگر این؟

    عادت این گونه گفتن این حرفها به شیوه‌ی این شیوه‌های نگفتن

    باز چگونه؟ که هیچ به هرگز که خاک به خورشید و من به زن و زن او آن جا

    با توام ایرانه خانم زیبا!

    خواستنی‌تر شدم درون خویش‏ تا که بیایی که عشق بیاید

    محو شدم چون کف دریا که خفته سر دَهَم آواز

    مثل نهنگی به رنگ غایبِ مخفی

    ماه شناور به کفه‌های سُرینش‏ بی که بداند

    ماهی از آن رو به شکل چشم تو باشد

    گفتن این مردن زیبا در اوج در آن زیر زیر‌ِ جهان

    راز که سبابه‌ای است بر آن لهله حلقه گوشت که حلقه

    من که نخواهم نوشت که مُردَم خویشتنیدی مرا که خوب بنوشم زیر زمین را

    من که نخواهم نوشت خانم زیبا!

    با توام ایرانه خانم زیبا!

    این عدسیها دریا باران زیر زمین سه

    این عدسیها دریا را می‌بینند

    این عدسیها باران را می‌بینند

    این عدسیها زیر زمین را می‌بینند

    زیرزمینِ سه را چگونه را ببینند؟

    دور دور دورنگر مثل باد مثل پرنده وَ زَن

    من که نخواهم نوشت که می‌میرم

    من که نخواهم نوشت باز در آن زیر زمینم

    من که نخواهم نوشت خستگی آورده این فضای باز تلألؤ

    چهره‌ی مخدوش‏ و خونِ نگاهت

    خنده‌ی قیقاج و خُردی لبها و بعد رَنده‌ی لیمو و ناخن انگشت‌های به آن نیکی

    بچه شدن مثل بال پرنده

    گریه‌ی آن زیر زیر زمینِ سه پس‏ چکنم گفتنت از زیر

    هوش‏ درخشان لحظه لحظه‌-جدایی

    من چکنم بی‌تو من چکنم گفتن و آن خانم زیبا

    گفتن این را که هرچه تو گویی کنم

    راه ندادن به زیرزمین شکل‌های جدایی را

    خواستن از ته

    او به تو من با شما و ما همه با هم رو به تو تا تَه

    راه به دریاچه زدن ترعه‌ی سفلای زیرزمین را زدن بوسه زدن سه

    چشم گشوده در آبهای زیر زمین تو پشت به خورشید و ماه خفتن

    دیدن آن رنده‌ی لیمو و ناخن انگشت‌های نیک

    روح به دندان گرفته از جگر دوست داشتن فرو رفتن

    بعد در‌ِ نیمهِ باز را دیدن و، رفتن

    خفتن و مردن درون چشم‌هایی که در بُراده‌‌ی خونین مژگان می‌گریند آی وطن!

    خنجری از عشق روی نی‌نی تنها نگاه که با من ماند زن! های وطن!

    پس‏ چکنم گفتن لبهای خوب گزیده خون لثه لای ستاره زیرزمین! زن!

    گفتن آن کلمه‌ی خونین عشق که تنها ما،‌ – پس‏ چکنم من؟ – توان گفتن یا شنیدنش‏ را داشته، داریم

    او به تو من با شما و ما همه با هم رو به تو تا ته

    هجّی لالای شبنم و اعماق درزهای جلادار

    روح سپردن به خلوت بی‌فکری

    من چکنم بی تو من چکنم وَ‌زنِ این چکنم بی تو من چکنم را من چکنم خانم زیبا؟

    با توام ایرانه خانم زیبا!

    روز که افیونی توام شب که تو افیونی منی جا نگدازی مرا که می‌دوم از خود

    موموی لب گوش‏ زیر زمین باز هم

    شب که توییدم تو را و روز منیدنی مرا و خوب توییدم آنها را حال من از این بهار‌ِ یک

    پس‏ بتوان! باز هم بتوانان! زیر زمینجانِ اوشُدگی در بهار‌ِ یک

    جمعه‌ی ما لای هفته‌ی رانها روش‏ بگویم روشَم و روشَم خانم زیبا

    خاطره‌ای از تو هیچ نیاید خویش‏ بیایی عور بیایی فکری هیچم کنی هم تو کنارم

    با توام اِی . . .

    دق که ندانی که چیست گرفتم دق که ندانی تو خانم زیبا!

    با توام ایرانه خانم زیبا!

    جا نگدازی مرا که می‌دوم از خود زیرزمین! آی وطن! زن!



     تورنتو –  جولای۱۹۹۷

    16 min
  • مهدی اخوان ثالث | شادی نماند

    ▨ نام شعر: شادی نماند

    ▨ شاعر: مهدی اخوان ثالث

    ▨ با صدای: شاعر

    ♬ موسیقی: بداهه‌نوازی سه‌تار توسط سهراب پورناظری

    ♬ پالایش و تنظیم: شهروز

    ــــــــــــــــــــــــ

    شادی نماند و شور نماند و هوس نماند

    سهل است این سخن، که مجال ِ نفس نماند


    فریاد از او کنند که فریادرس رسد

    فریاد را چه سود، چو فریادرس نماند؟


    کو، کو، کجاست، قمری مست سرود خوان؟

    جز مشتی استخوان و پر، اندر قفس نماند


    امید در به در شد و از کاروان شوق

    جز ناله‌ای ضعیف ز مسکین جَرَس نماند


    طوفانی از غبار بماند و سوار رفت

    بس برگ و ساز ِ بیهده ماند و فَرَس نماند


    سودند سر به خاک ِ مذّلت کسان چو باد

    در برج‌های قلعه‌ی تدبیر، کس نماند


    کارون و زنده‌رود پر از خون دل شدند

    اترک شکست عهد و، وفای ارس نماند


    تنها نه خصم رهزن ما شد، که دوست هم

    چندان که پیش رفتش از او باز پس نماند


    رفتند و رفت هر چه دروغ و فریب بود

    تا مرگ، این حقیقت بی رحم، بس نماند


    تابنده باد مشعل مِی! کاندرین ظُلام

    موسی بشد؛ به وادی ایمن قَبَس نماند


    برخیز «امید» و چاره‌ی غم‌ها ز باده خواه

    ور نیست، پس چه چاره کنی؟ چاره پس نماند

    8 min
  • یدالله رویایی | پاییز سبز

    ▨ شعر: پاییز سبز

    ▨ شاعر: یدالله رویایی

    ▨ با صدای: یدالله رویایی

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز

    _______________________

     زمین فصاحت برگ چنار را

    به باد خسته‌ی پاییز می‌سپرد

    هوا ترنم سودایی شکفتن را

    ز نبض بی‌تپش خاک می‌گرفت


    غروب حرف خودش را

    به گوش جنگل خاموش گفته بود

    و شیروانی لال،

    میان دوده‌ی افشان شب شبح می‌شد.


    میان در هم ِ هذیان من دو شعله‌ی سبز

    نشست.

    به روی شیشه‌ تار

    ملال پرده شکست

    و از حقیقت اشیا بوی شک برخاست

    و با حقیقت اشیا بوی او پیوست


    تمام پنجره‌‌ی من،

    خیال او شده بود.

    تمام پوست‌ام از عطر آشتی بیمار،

    تمام ذهن من از نور و نسترن سرشار.


    من از رطوبت سبز نگاه او دیدم

    که در نهایت چشمش کبوتر دل من،

    قلم‌رویی ز برهنه‌ترین هواها داشت

    و اشتیاق تب‌آلود بام‌های بلند،

    در آفتاب ز پرواز دور او می‌سوخت


    ز روی پنجره من،

    خیال او پر زد

    و شب ادامه گرفت

    و من ادامه گرفتم.

    ▨

    شعر «پاییز سبز» از مجموعه شعر از دوستت دارم‌

    شامل شعرهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۷

    چاپ اول: ۱۳۴۷

    4 min

About شعر | با صدای شاعر

From the publisher's feed

شعرهای معاصر ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید

More shows like شعر | با صدای شاعر

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,896 Listeners

Radio Deev/پادکست رادیو دیو by RadioDeev

Radio Deev/پادکست رادیو دیو

2,065 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,067 Listeners

طنزپردازی | tanzpardazi by tanzpardazi | طنزپردازی

طنزپردازی | tanzpardazi

1,161 Listeners

Owrsi Podcast | پادکست اورسی by Owrsi

Owrsi Podcast | پادکست اورسی

178 Listeners

Radio Tragedy رادیو تراژدی by Radio Tragedy Team

Radio Tragedy رادیو تراژدی

433 Listeners

کتاب صوتی ناصر زراعتی  - Ketab soti by Ketab soti

کتاب صوتی ناصر زراعتی - Ketab soti

135 Listeners

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران by Mohammad Amin Chitgaran

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران

143 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,992 Listeners

MovarekhPodcast احمدهاشمی by احمد هاشمی

MovarekhPodcast احمدهاشمی

49 Listeners

پادکست راوکده by Ravkadeh Podcast

پادکست راوکده

408 Listeners

Wrapup | رپاپ by amir soodbakhsh

Wrapup | رپاپ

516 Listeners

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian) by Jabe podcast

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian)

139 Listeners

اکنون -  صفحه رسمی by Aknoontalks

اکنون - صفحه رسمی

194 Listeners

قاب تاریخ by Mohamad Nazemi

قاب تاریخ

65 Listeners