
Sign up to save your podcasts
Or


Based on Podcast App listening data
کتاب منشا شادکامی
(The origins of happiness)
قسمت دوم
به روایت : دکتر آذرخش مکری
مشاهده در یوتوب : https://youtu.be/sQ8m30Dy9V4
-------
منشا شادکامی. مقوله شادکامی، رضایت از زندگی و خوشبختی از دیرباز متفکران زیادی از جمله فلاسفه، سیاستمداران، روانشناسان، جامعه شناسان و اقتصاددانان را بخود مشغول کرده است. اما بعد از قرنها مباحثه و تفکر از حدود نیم قرن پیش بصورت جدی مسئله پژوهش ها و مطالعات تجربی قرار گرفته است. ظاهراً یک راه برای پی بردن به راز خوشبختی، پرسیدن و سنجش آن در میان اقشار مختلف مردم است. چه کسانی با چه ویژگی هایی از زندگی راضی تر هستند و در جوامع مختلف، مولفه هایی که با احساس شادکامی مرتبط هستند کدامند؟ بر این اساس علم نیک زیستی شکل گرفته و در دهه های اخیر یافته های جالبی بدست آورده است. کتاب منشا شادکامی تالیف اندرو کلارک و همکارانش که دوسال پیش توسط انتشارات دانشگاه پرینستون به چاپ رسیده است یکی از کتابهای علمی در این زمینه است. کتاب بر یافته های چندین مطالعه جامع آینده نگر که اکثراً در کشورهای ثروتمند صنعتی صورت گرفته اند بنا شده است. در طی این مطالعات در زمانها و گروههای مختلف رضایتمندی از زندگی سوال شده و با توجه به ماهیت آینده نگر و حجم نمونه بالا، عوامل مرتبط با حس شادکامی استخراج شده اند. یافته ها جالب و گاهی دور از انتظار و گاهی هم متناقض هستند. بعنوان مثال داشتن کنترل خوب هیجانی در دوران کودکی و نوجوانی از عوامل عمده مرتبط با احساس خوشبختی در میانسالی است و نقش آن از تحصیلات، شغل و در آمد پررنگ تر است. مسئله تنطیم هیجانی خود ارتباط زیادی با چگونگی رابطه والدین بخصوص مادر با کودک دارد. افرادی که مادران پرخاشگر و ناسازگار داشته اند حتی در بزرگسالی با وجود پیشرفت تحصیلی و شغلی احساس رضایتمندی کمتری نبست به همسالان خود داشتند. یافته جالب دیگر اینکه درآمد افراد در شادکامی مهم است اما مهمتر از آن درآمد دیگران و همسالان است. بیشتر بودن درآمد در مقایسه با سایران مهمتر از قدرمطلق آن است و گاهی کم شدن درآمد دیگران باعث شادکامی خیلی بیشتر انسانها می شود! کتاب مستند به آمار بوده و بصورت مستقیم و فهرست گونه به یافته ها اشاره می کند. مملو از جدول و نمودار است. به همین دلیل خواندن آن بسیار راحت است اما کمتر به بحث های نظری، فلسفی و فرضیه سازی پرداخته است و ممکن است برای برخی خواننده ها اقناع کننده نباشد. بنظر من بیشتر پژوهشهای مورد استناد جز بهترین های خود هستند اما متاسفانه اکثریت آنها به کشورهای مرفه غربی اشاره دارند
کتاب منشا شادکامی
(The origins of happiness)
قسمت اول
به روایت : دکتر آذرخش مکری
مشاهده در یوتوب : https://youtu.be/ng498aGxgOU
-------
منشا شادکامی. مقوله شادکامی، رضایت از زندگی و خوشبختی از دیرباز متفکران زیادی از جمله فلاسفه، سیاستمداران، روانشناسان، جامعه شناسان و اقتصاددانان را بخود مشغول کرده است. اما بعد از قرنها مباحثه و تفکر از حدود نیم قرن پیش بصورت جدی مسئله پژوهش ها و مطالعات تجربی قرار گرفته است. ظاهراً یک راه برای پی بردن به راز خوشبختی، پرسیدن و سنجش آن در میان اقشار مختلف مردم است. چه کسانی با چه ویژگی هایی از زندگی راضی تر هستند و در جوامع مختلف، مولفه هایی که با احساس شادکامی مرتبط هستند کدامند؟ بر این اساس علم نیک زیستی شکل گرفته و در دهه های اخیر یافته های جالبی بدست آورده است. کتاب منشا شادکامی تالیف اندرو کلارک و همکارانش که دوسال پیش توسط انتشارات دانشگاه پرینستون به چاپ رسیده است یکی از کتابهای علمی در این زمینه است. کتاب بر یافته های چندین مطالعه جامع آینده نگر که اکثراً در کشورهای ثروتمند صنعتی صورت گرفته اند بنا شده است. در طی این مطالعات در زمانها و گروههای مختلف رضایتمندی از زندگی سوال شده و با توجه به ماهیت آینده نگر و حجم نمونه بالا، عوامل مرتبط با حس شادکامی استخراج شده اند. یافته ها جالب و گاهی دور از انتظار و گاهی هم متناقض هستند. بعنوان مثال داشتن کنترل خوب هیجانی در دوران کودکی و نوجوانی از عوامل عمده مرتبط با احساس خوشبختی در میانسالی است و نقش آن از تحصیلات، شغل و در آمد پررنگ تر است. مسئله تنطیم هیجانی خود ارتباط زیادی با چگونگی رابطه والدین بخصوص مادر با کودک دارد. افرادی که مادران پرخاشگر و ناسازگار داشته اند حتی در بزرگسالی با وجود پیشرفت تحصیلی و شغلی احساس رضایتمندی کمتری نبست به همسالان خود داشتند. یافته جالب دیگر اینکه درآمد افراد در شادکامی مهم است اما مهمتر از آن درآمد دیگران و همسالان است. بیشتر بودن درآمد در مقایسه با سایران مهمتر از قدرمطلق آن است و گاهی کم شدن درآمد دیگران باعث شادکامی خیلی بیشتر انسانها می شود! کتاب مستند به آمار بوده و بصورت مستقیم و فهرست گونه به یافته ها اشاره می کند. مملو از جدول و نمودار است. به همین دلیل خواندن آن بسیار راحت است اما کمتر به بحث های نظری، فلسفی و فرضیه سازی پرداخته است و ممکن است برای برخی خواننده ها اقناع کننده نباشد. بنظر من بیشتر پژوهشهای مورد استناد جز بهترین های خود هستند اما متاسفانه اکثریت آنها به کشورهای مرفه غربی اشاره دارند
کتاب آخرین آغوش ماما
(Mama's Last Hug)
نویسنده : فرانس دو وال
قسمت چهارم
به روایت : دکتر آذرخش مکری
مشاهده در یوتوب : https://youtu.be/pECu1IiGoDI
-------
"آخرین آغوش ماما" جدیدترین اثر فرانس دو وال نویسنده و زیست شناس مشهور هلندی است. اسم این کتاب به واقعه و کلیپ بسیار احساسی و کوتاهی باز می گردد که در اینترنت بسیار مُسری و فراگیر گردید. ماما شامپانزه سالمند پنجاه و نه سال به حال احتضار در بستر از حرکت و خوردن و آشامیدن امتناع می کند. یان وَن هووف دانشمند هشتاد ساله ایی که چهل سال سابقه پژوهش درباره ماما دارد به بالین او می آید. ماما به محض شناختن وی عکس العملی نشان می دهد که ماندگار می شود. از بستر برخاسته او را در آغوش می گیرد. قدری دست هم را نگه می دارند. بر روی گردن ون هووف چند ضربه نوازش گونه سریع و پشت سر هم می زند انگار که در حال وداع با اوست و سرانجام در بستر خود آرام می گیرد. حتماً این کلیپ احساسی را در یوتیوب ببینید. آیا ماما متوجه مرگ خود است؟ آیا حیوانها دلتنگ می شوند؟ آیا مفهوم جدایی را درک می کنند؟ مفهوم قدر دانی و رفاقت دیرینه چطور؟ اینها سوالاتی هستند که دو وال سعی در پاسخ به آنها دارد. این کتاب به بررسی هیجان و عواطف در حیوانات می پردازد. دو وال معتقد است که برخلاف رفتارگرایان، صحبت از هیجان در حیوانات علمی و مجاز است و آنها حالات شبیه انسان را تا حدی تجربه می کنند. او منتقد نفی هیجان در حیوانات به بهانه آنتروپومورفیسم است. او همچنین باور دارد که مقولات عالی تری مانند شرم، ندامت، حس عدالت، آشتی بعد از نزاع، قدر دانی و همدلی در پستانداران و حتی پرندگان وجود دارد. او حتی به پژوهش هایی اشاره دارد که حیوانات می توانند تکانه های لذتبخش خود را برای منافع دراز مدت به تاخیر بیندازند. بعبارت دیگر رگه هایی از اختیار و اراده آزاد در آنها دیده می شود. کتاب پر است از گزارشات جالب و خواندنی بخصوص از رفتار شامپانزه ها و بونوبوها و پژوهش های تامل برانگیز درباره هیجان در حیوانات. استاد بزرگوار دکتر محمدرضا زرین دست همواره به روانپزشکان و روانشناسان بالینی و علاقمندان به علوم اعصاب توصیه می کنند که برای درک بهتر رفتار و شناخت در انسان باید به مطالعه حالات مشابه در حیوانات نیز پرداخت. این کتاب به صورتی خواندنی و جذاب این موارد را به بحث گذاشته است.
کتاب آخرین آغوش ماما
(Mama's Last Hug)
نویسنده : فرانس دو وال
قسمت سوم
به روایت : دکتر آذرخش مکری
مشاهده در یوتوب : https://youtu.be/N9xNO7pkwnU
-------
"آخرین آغوش ماما" جدیدترین اثر فرانس دو وال نویسنده و زیست شناس مشهور هلندی است. اسم این کتاب به واقعه و کلیپ بسیار احساسی و کوتاهی باز می گردد که در اینترنت بسیار مُسری و فراگیر گردید. ماما شامپانزه سالمند پنجاه و نه سال به حال احتضار در بستر از حرکت و خوردن و آشامیدن امتناع می کند. یان وَن هووف دانشمند هشتاد ساله ایی که چهل سال سابقه پژوهش درباره ماما دارد به بالین او می آید. ماما به محض شناختن وی عکس العملی نشان می دهد که ماندگار می شود. از بستر برخاسته او را در آغوش می گیرد. قدری دست هم را نگه می دارند. بر روی گردن ون هووف چند ضربه نوازش گونه سریع و پشت سر هم می زند انگار که در حال وداع با اوست و سرانجام در بستر خود آرام می گیرد. حتماً این کلیپ احساسی را در یوتیوب ببینید. آیا ماما متوجه مرگ خود است؟ آیا حیوانها دلتنگ می شوند؟ آیا مفهوم جدایی را درک می کنند؟ مفهوم قدر دانی و رفاقت دیرینه چطور؟ اینها سوالاتی هستند که دو وال سعی در پاسخ به آنها دارد. این کتاب به بررسی هیجان و عواطف در حیوانات می پردازد. دو وال معتقد است که برخلاف رفتارگرایان، صحبت از هیجان در حیوانات علمی و مجاز است و آنها حالات شبیه انسان را تا حدی تجربه می کنند. او منتقد نفی هیجان در حیوانات به بهانه آنتروپومورفیسم است. او همچنین باور دارد که مقولات عالی تری مانند شرم، ندامت، حس عدالت، آشتی بعد از نزاع، قدر دانی و همدلی در پستانداران و حتی پرندگان وجود دارد. او حتی به پژوهش هایی اشاره دارد که حیوانات می توانند تکانه های لذتبخش خود را برای منافع دراز مدت به تاخیر بیندازند. بعبارت دیگر رگه هایی از اختیار و اراده آزاد در آنها دیده می شود. کتاب پر است از گزارشات جالب و خواندنی بخصوص از رفتار شامپانزه ها و بونوبوها و پژوهش های تامل برانگیز درباره هیجان در حیوانات. استاد بزرگوار دکتر محمدرضا زرین دست همواره به روانپزشکان و روانشناسان بالینی و علاقمندان به علوم اعصاب توصیه می کنند که برای درک بهتر رفتار و شناخت در انسان باید به مطالعه حالات مشابه در حیوانات نیز پرداخت. این کتاب به صورتی خواندنی و جذاب این موارد را به بحث گذاشته است.
کتاب آخرین آغوش ماما
(Mama's Last Hug)
نویسنده : فرانس دو وال
قسمت دوم
به روایت : دکتر آذرخش مکری
مشاهده در یوتوب : https://youtu.be/ziLnMH3pIzA
-------
"آخرین آغوش ماما" جدیدترین اثر فرانس دو وال نویسنده و زیست شناس مشهور هلندی است. اسم این کتاب به واقعه و کلیپ بسیار احساسی و کوتاهی باز می گردد که در اینترنت بسیار مُسری و فراگیر گردید. ماما شامپانزه سالمند پنجاه و نه سال به حال احتضار در بستر از حرکت و خوردن و آشامیدن امتناع می کند. یان وَن هووف دانشمند هشتاد ساله ایی که چهل سال سابقه پژوهش درباره ماما دارد به بالین او می آید. ماما به محض شناختن وی عکس العملی نشان می دهد که ماندگار می شود. از بستر برخاسته او را در آغوش می گیرد. قدری دست هم را نگه می دارند. بر روی گردن ون هووف چند ضربه نوازش گونه سریع و پشت سر هم می زند انگار که در حال وداع با اوست و سرانجام در بستر خود آرام می گیرد. حتماً این کلیپ احساسی را در یوتیوب ببینید. آیا ماما متوجه مرگ خود است؟ آیا حیوانها دلتنگ می شوند؟ آیا مفهوم جدایی را درک می کنند؟ مفهوم قدر دانی و رفاقت دیرینه چطور؟ اینها سوالاتی هستند که دو وال سعی در پاسخ به آنها دارد. این کتاب به بررسی هیجان و عواطف در حیوانات می پردازد. دو وال معتقد است که برخلاف رفتارگرایان، صحبت از هیجان در حیوانات علمی و مجاز است و آنها حالات شبیه انسان را تا حدی تجربه می کنند. او منتقد نفی هیجان در حیوانات به بهانه آنتروپومورفیسم است. او همچنین باور دارد که مقولات عالی تری مانند شرم، ندامت، حس عدالت، آشتی بعد از نزاع، قدر دانی و همدلی در پستانداران و حتی پرندگان وجود دارد. او حتی به پژوهش هایی اشاره دارد که حیوانات می توانند تکانه های لذتبخش خود را برای منافع دراز مدت به تاخیر بیندازند. بعبارت دیگر رگه هایی از اختیار و اراده آزاد در آنها دیده می شود. کتاب پر است از گزارشات جالب و خواندنی بخصوص از رفتار شامپانزه ها و بونوبوها و پژوهش های تامل برانگیز درباره هیجان در حیوانات. استاد بزرگوار دکتر محمدرضا زرین دست همواره به روانپزشکان و روانشناسان بالینی و علاقمندان به علوم اعصاب توصیه می کنند که برای درک بهتر رفتار و شناخت در انسان باید به مطالعه حالات مشابه در حیوانات نیز پرداخت. این کتاب به صورتی خواندنی و جذاب این موارد را به بحث گذاشته است.
کتاب آخرین آغوش ماما
(Mama's Last Hug)
نویسنده : فرانس دو وال
قسمت اول
به روایت : دکتر آذرخش مکری
مشاهده در یوتوب : https://youtu.be/UcfY_2hxeAA
-------
"آخرین آغوش ماما" جدیدترین اثر فرانس دو وال نویسنده و زیست شناس مشهور هلندی است. اسم این کتاب به واقعه و کلیپ بسیار احساسی و کوتاهی باز می گردد که در اینترنت بسیار مُسری و فراگیر گردید. ماما شامپانزه سالمند پنجاه و نه سال به حال احتضار در بستر از حرکت و خوردن و آشامیدن امتناع می کند. یان وَن هووف دانشمند هشتاد ساله ایی که چهل سال سابقه پژوهش درباره ماما دارد به بالین او می آید. ماما به محض شناختن وی عکس العملی نشان می دهد که ماندگار می شود. از بستر برخاسته او را در آغوش می گیرد. قدری دست هم را نگه می دارند. بر روی گردن ون هووف چند ضربه نوازش گونه سریع و پشت سر هم می زند انگار که در حال وداع با اوست و سرانجام در بستر خود آرام می گیرد. حتماً این کلیپ احساسی را در یوتیوب ببینید. آیا ماما متوجه مرگ خود است؟ آیا حیوانها دلتنگ می شوند؟ آیا مفهوم جدایی را درک می کنند؟ مفهوم قدر دانی و رفاقت دیرینه چطور؟ اینها سوالاتی هستند که دو وال سعی در پاسخ به آنها دارد. این کتاب به بررسی هیجان و عواطف در حیوانات می پردازد. دو وال معتقد است که برخلاف رفتارگرایان، صحبت از هیجان در حیوانات علمی و مجاز است و آنها حالات شبیه انسان را تا حدی تجربه می کنند. او منتقد نفی هیجان در حیوانات به بهانه آنتروپومورفیسم است. او همچنین باور دارد که مقولات عالی تری مانند شرم، ندامت، حس عدالت، آشتی بعد از نزاع، قدر دانی و همدلی در پستانداران و حتی پرندگان وجود دارد. او حتی به پژوهش هایی اشاره دارد که حیوانات می توانند تکانه های لذتبخش خود را برای منافع دراز مدت به تاخیر بیندازند. بعبارت دیگر رگه هایی از اختیار و اراده آزاد در آنها دیده می شود. کتاب پر است از گزارشات جالب و خواندنی بخصوص از رفتار شامپانزه ها و بونوبوها و پژوهش های تامل برانگیز درباره هیجان در حیوانات. استاد بزرگوار دکتر محمدرضا زرین دست همواره به روانپزشکان و روانشناسان بالینی و علاقمندان به علوم اعصاب توصیه می کنند که برای درک بهتر رفتار و شناخت در انسان باید به مطالعه حالات مشابه در حیوانات نیز پرداخت. این کتاب به صورتی خواندنی و جذاب این موارد را به بحث گذاشته است.
کتاب پارادکس خوبی
(The Goodness Paradox)
نویسنده : ریچارد رنگهام
قسمت چهارم
به روایت : دکتر آذرخش مکری
مشاهده در یوتوب : https://youtu.be/ajmENaBi_JA
---------
کتاب پیشنهادی این هفته "تناقض خوبی" است. پارادوکس یا تناقض خوبی آخرین اثر ریچارد رنگهام روانشناس و انسان شناس دانشگاه هاروارد است. کتابی است روان، آموزنده و به عقیده من بسیار چالشی. رنگهام بعد از مرور دیگاهها درباره پدیده اهلی شدن در حیوانات، به این نتیجه می رسد که انسان معاصر نیز فرایند اهلی شدن به همراه تغییرات زیستی مربوطه را طی کرده است: خشونت هیجانی و واکنشی در میان بشر کاهش یافته است. چهره صاف و بدون پوزه شده است و دندانها نیز کوچک شده اند. از حجم عضلات طی سیصد هزار سال اخیر کاسته شده و تحمل جمع و غریبه ها افزایش یافته است. با وجود وقوع انبوه خشونت های خانوادگی و اجتماعی، به اعتقاد رنگهام، انسان معاصر خیلی رام تر و اهلی تر از حیوانات از جمله بونوبوهاست. این کاهش خشونت با کاهش حساسیت و اندازه آمیگدال و برخی مدارهای عصبی همراه بوده است. اما چه کسی انسان ها را اهلی کرده است؟ به باور رنگهام، اهلی سازی و حذف افراد خشن توسط اجماع خود انسانها صورت پذیرفته است. هوموساپینس از طریق بوجود آمدن حس عدالت، الگوی ارتباط بین فردی موثر، اشاعه مفهوم اشتهار و مدیریت اعتبار فردی و دستیابی به هدفمندی مشترک توانسته است که "خشونت کنشی ائتلافی" برقرار سازد و از طریق آن آرام ترها و ملایم تر ها با خشونت!! وحشی ترها را اخراج و حذف کرده اند. وجه تسمیه تناقض خوبی هم به این مفهوم بر می گردد. فرضی که باید با احتیاط و تامل به آن نگریست ولی نمی توان بی تفاوت از آن گذشت. هوموساپینس معاصر بیش از آنکه باهوش تر از اجداد خود و نئاندرتالها باشد، اهلی تر از آنهاست. رنگهام تاکید زیادی بر تمایز خشونت به دو نوع هیجانی، ناگهانی و واکنشی و نوع حساب شده، هدفمند و کنشی دارد. اولی در اهلی ها کاهش یافته ولی دومی ادامه دارد. به اعتقاد او اهلی شدن با رام شدن متفاوت است و با تغییرات زیستی، ژنتیکی و آناتومیک توام است. حیوانات اهلی تفاوتهای جالبی با هم رده های وحشی خود دارند که تصادفی نیست و ناشی از تغییرات سیستم عصبی و تکامل جنینی است. کتابی است جذاب که خواندن آنرا با نگاه انتقادی به علاقمندان توصیه می کنم
کتاب پارادکس خوبی
(The Goodness Paradox)
نویسنده : ریچارد رنگهام
قسمت سوم
به روایت : دکتر آذرخش مکری
مشاهده در یوتوب : https://youtu.be/1wTIvGwZDIQ
---------
کتاب پیشنهادی این هفته "تناقض خوبی" است. پارادوکس یا تناقض خوبی آخرین اثر ریچارد رنگهام روانشناس و انسان شناس دانشگاه هاروارد است. کتابی است روان، آموزنده و به عقیده من بسیار چالشی. رنگهام بعد از مرور دیگاهها درباره پدیده اهلی شدن در حیوانات، به این نتیجه می رسد که انسان معاصر نیز فرایند اهلی شدن به همراه تغییرات زیستی مربوطه را طی کرده است: خشونت هیجانی و واکنشی در میان بشر کاهش یافته است. چهره صاف و بدون پوزه شده است و دندانها نیز کوچک شده اند. از حجم عضلات طی سیصد هزار سال اخیر کاسته شده و تحمل جمع و غریبه ها افزایش یافته است. با وجود وقوع انبوه خشونت های خانوادگی و اجتماعی، به اعتقاد رنگهام، انسان معاصر خیلی رام تر و اهلی تر از حیوانات از جمله بونوبوهاست. این کاهش خشونت با کاهش حساسیت و اندازه آمیگدال و برخی مدارهای عصبی همراه بوده است. اما چه کسی انسان ها را اهلی کرده است؟ به باور رنگهام، اهلی سازی و حذف افراد خشن توسط اجماع خود انسانها صورت پذیرفته است. هوموساپینس از طریق بوجود آمدن حس عدالت، الگوی ارتباط بین فردی موثر، اشاعه مفهوم اشتهار و مدیریت اعتبار فردی و دستیابی به هدفمندی مشترک توانسته است که "خشونت کنشی ائتلافی" برقرار سازد و از طریق آن آرام ترها و ملایم تر ها با خشونت!! وحشی ترها را اخراج و حذف کرده اند. وجه تسمیه تناقض خوبی هم به این مفهوم بر می گردد. فرضی که باید با احتیاط و تامل به آن نگریست ولی نمی توان بی تفاوت از آن گذشت. هوموساپینس معاصر بیش از آنکه باهوش تر از اجداد خود و نئاندرتالها باشد، اهلی تر از آنهاست. رنگهام تاکید زیادی بر تمایز خشونت به دو نوع هیجانی، ناگهانی و واکنشی و نوع حساب شده، هدفمند و کنشی دارد. اولی در اهلی ها کاهش یافته ولی دومی ادامه دارد. به اعتقاد او اهلی شدن با رام شدن متفاوت است و با تغییرات زیستی، ژنتیکی و آناتومیک توام است. حیوانات اهلی تفاوتهای جالبی با هم رده های وحشی خود دارند که تصادفی نیست و ناشی از تغییرات سیستم عصبی و تکامل جنینی است. کتابی است جذاب که خواندن آنرا با نگاه انتقادی به علاقمندان توصیه می کنم
کتاب پارادکس خوبی
(The Goodness Paradox)
نویسنده : ریچارد رنگهام
قسمت دوم
به روایت : دکتر آذرخش مکری
مشاهده در یوتوب : https://youtu.be/2S3AysNNnV8
---------
کتاب پیشنهادی این هفته "تناقض خوبی" است. پارادوکس یا تناقض خوبی آخرین اثر ریچارد رنگهام روانشناس و انسان شناس دانشگاه هاروارد است. کتابی است روان، آموزنده و به عقیده من بسیار چالشی. رنگهام بعد از مرور دیگاهها درباره پدیده اهلی شدن در حیوانات، به این نتیجه می رسد که انسان معاصر نیز فرایند اهلی شدن به همراه تغییرات زیستی مربوطه را طی کرده است: خشونت هیجانی و واکنشی در میان بشر کاهش یافته است. چهره صاف و بدون پوزه شده است و دندانها نیز کوچک شده اند. از حجم عضلات طی سیصد هزار سال اخیر کاسته شده و تحمل جمع و غریبه ها افزایش یافته است. با وجود وقوع انبوه خشونت های خانوادگی و اجتماعی، به اعتقاد رنگهام، انسان معاصر خیلی رام تر و اهلی تر از حیوانات از جمله بونوبوهاست. این کاهش خشونت با کاهش حساسیت و اندازه آمیگدال و برخی مدارهای عصبی همراه بوده است. اما چه کسی انسان ها را اهلی کرده است؟ به باور رنگهام، اهلی سازی و حذف افراد خشن توسط اجماع خود انسانها صورت پذیرفته است. هوموساپینس از طریق بوجود آمدن حس عدالت، الگوی ارتباط بین فردی موثر، اشاعه مفهوم اشتهار و مدیریت اعتبار فردی و دستیابی به هدفمندی مشترک توانسته است که "خشونت کنشی ائتلافی" برقرار سازد و از طریق آن آرام ترها و ملایم تر ها با خشونت!! وحشی ترها را اخراج و حذف کرده اند. وجه تسمیه تناقض خوبی هم به این مفهوم بر می گردد. فرضی که باید با احتیاط و تامل به آن نگریست ولی نمی توان بی تفاوت از آن گذشت. هوموساپینس معاصر بیش از آنکه باهوش تر از اجداد خود و نئاندرتالها باشد، اهلی تر از آنهاست. رنگهام تاکید زیادی بر تمایز خشونت به دو نوع هیجانی، ناگهانی و واکنشی و نوع حساب شده، هدفمند و کنشی دارد. اولی در اهلی ها کاهش یافته ولی دومی ادامه دارد. به اعتقاد او اهلی شدن با رام شدن متفاوت است و با تغییرات زیستی، ژنتیکی و آناتومیک توام است. حیوانات اهلی تفاوتهای جالبی با هم رده های وحشی خود دارند که تصادفی نیست و ناشی از تغییرات سیستم عصبی و تکامل جنینی است. کتابی است جذاب که خواندن آنرا با نگاه انتقادی به علاقمندان توصیه می کنم
کتاب پارادکس خوبی
(The Goodness Paradox)
قسمت اول
به روایت : دکتر آذرخش مکری
مشاهده در یوتوب : https://youtu.be/jlbI3MosXI0
---------
کتاب پیشنهادی این هفته "تناقض خوبی" است. پارادوکس یا تناقض خوبی آخرین اثر ریچارد رنگهام روانشناس و انسان شناس دانشگاه هاروارد است. کتابی است روان، آموزنده و به عقیده من بسیار چالشی. رنگهام بعد از مرور دیگاهها درباره پدیده اهلی شدن در حیوانات، به این نتیجه می رسد که انسان معاصر نیز فرایند اهلی شدن به همراه تغییرات زیستی مربوطه را طی کرده است: خشونت هیجانی و واکنشی در میان بشر کاهش یافته است. چهره صاف و بدون پوزه شده است و دندانها نیز کوچک شده اند. از حجم عضلات طی سیصد هزار سال اخیر کاسته شده و تحمل جمع و غریبه ها افزایش یافته است. با وجود وقوع انبوه خشونت های خانوادگی و اجتماعی، به اعتقاد رنگهام، انسان معاصر خیلی رام تر و اهلی تر از حیوانات از جمله بونوبوهاست. این کاهش خشونت با کاهش حساسیت و اندازه آمیگدال و برخی مدارهای عصبی همراه بوده است. اما چه کسی انسان ها را اهلی کرده است؟ به باور رنگهام، اهلی سازی و حذف افراد خشن توسط اجماع خود انسانها صورت پذیرفته است. هوموساپینس از طریق بوجود آمدن حس عدالت، الگوی ارتباط بین فردی موثر، اشاعه مفهوم اشتهار و مدیریت اعتبار فردی و دستیابی به هدفمندی مشترک توانسته است که "خشونت کنشی ائتلافی" برقرار سازد و از طریق آن آرام ترها و ملایم تر ها با خشونت!! وحشی ترها را اخراج و حذف کرده اند. وجه تسمیه تناقض خوبی هم به این مفهوم بر می گردد. فرضی که باید با احتیاط و تامل به آن نگریست ولی نمی توان بی تفاوت از آن گذشت. هوموساپینس معاصر بیش از آنکه باهوش تر از اجداد خود و نئاندرتالها باشد، اهلی تر از آنهاست. رنگهام تاکید زیادی بر تمایز خشونت به دو نوع هیجانی، ناگهانی و واکنشی و نوع حساب شده، هدفمند و کنشی دارد. اولی در اهلی ها کاهش یافته ولی دومی ادامه دارد. به اعتقاد او اهلی شدن با رام شدن متفاوت است و با تغییرات زیستی، ژنتیکی و آناتومیک توام است. حیوانات اهلی تفاوتهای جالبی با هم رده های وحشی خود دارند که تصادفی نیست و ناشی از تغییرات سیستم عصبی و تکامل جنینی است. کتابی است جذاب که خواندن آنرا با نگاه انتقادی به علاقمندان توصیه می کنم
From the publisher's feed

7,899 Listeners

2,059 Listeners

1,065 Listeners

2,500 Listeners

5,853 Listeners

1,161 Listeners

144 Listeners

2,997 Listeners

538 Listeners

49 Listeners

407 Listeners

518 Listeners

261 Listeners

195 Listeners

73 Listeners