
Sign up to save your podcasts
Or


پیش عطاری یکی گِلخوار رفت
*
تا خرد ابلوج قند خاص زفت
|
پس بر عطار طرار دودل
*
موضع سنگ ترازو بود گل
|
گفت گل سنگ ترازوی منست
*
گر ترا میل شکر بخریدنست
|
گفت هستم در مهمی قندجو
*
سنگ میزان هر چه خواهی باش گو
|
گفت با خود پیش آنک گلخورست
*
سنگ چه بود گل نکوتر از زرست
|
همچو آن دلاله که گفت ای پسر
*
نو عروسی یافتم بس خوبفر
|
سخت زیبا لیک هم یک چیز هست
*
که آن ستیره دختر حلواگرست
|
گفت بهتر این چنین خود گر بود
*
دختر او چرب و شیرینتر بود
|
گر نداری سنگ و سنگت از گلست
*
این به و به گل مرا میوهٔ دلست
***
این برنامهای است از رادیو بامداد
تمامی قسمتهای این مجموعه را میتوانید در وبسایت رادیو بامداد بشنوید
www.RadioBamdad.com
سپ سنگین گاو سنگین ز ابتلا
*
میشود مسجود از مکر خدا
|
پیش کافر نیست بت را ثانیی
*
نیست بت را فر و نه روحانیی
|
چست آن جاذب نهان اندر نهان
*
در جهان تابیده از دیگر جهان
|
عقل محجوبست و جان هم زین کمین
*
من نمیبینم تو میتوانی ببین
|
چونک خوارمشه ز سیران باز گشت
*
با خواص ملک خود همراز گشت
|
پس به سرهنگان بفرمود آن زمان
*
تا بیارند اسپ را زان خاندان
|
همچو آتش در رسیدند آن گروه
*
همچو پشمی گشت امیر همچو کوه
|
جانش از درد و غبین تا لب رسید
*
جز عمادالملک زنهاری ندید
***
این برنامهای است از رادیو بامداد
تمامی قسمتهای این مجموعه را میتوانید در وبسایت رادیو بامداد بشنوید
www.RadioBamdad.com
ود امیری را یکی اسپی گزین
*
در گلهٔ سلطان نبودش یک قرین
|
او سواره گشت در موکب به گاه
*
ناگهان دید اسپ را خوارزمشاه
|
چشم شه را فر و رنگ او ربود
*
تا به رجعت چشم شه با اسپ بود
|
بر هر آن عضوش که افکندی نظر
*
هر یکش خوشتر نمودی زان دگر
|
غیر چستی و گشی و روحنت
*
حق برو افکنده بد نادر صفت
|
پس تجسس کرد عقل پادشاه
*
کین چه باشد که زند بر عقل راه
|
چشم من پرست و سیرست و غنی
*
از دو صد خورشید دارد روشنی
|
ای رخ شاهان بر من بیذقی
*
نیم اسپم در رباید بی حقی
|
جادوی کردست جادو آفرین
*
جذبه باشد آن نه خاصیات این
|
فاتحه خواند و بسی لا حول کرد
*
فاتحهش در سینه میافزود درد
***
این برنامهای است از رادیو بامداد
تمامی قسمتهای این مجموعه را میتوانید در وبسایت رادیو بامداد بشنوید
www.RadioBamdad.com
From the publisher's feed