
Sign up to save your podcasts
Or


گستهم، پهلوان نامدار ایرانی، در داستان دوازده رخ شاهنامه فردوسی، یکی از نقشهای کلیدی را ایفا میکند. او در نبردهای تن به تن و حماسی این داستان، شجاعت، دلاوری و مهارت خود را به نمایش میگذارد.
داستان دوازده رخ یکی از مهمترین بخشهای شاهنامه است که در آن، نبردهای حماسی میان ایرانیان و تورانیان به تصویر کشیده شده است. این داستان، نمادی از مبارزه خیر و شر، حق و باطل است و نشان میدهد که چگونه ایرانیان با شجاعت و دلاوری در برابر دشمنان خود ایستادگی میکنند.
نکات قابل توجه:
شاهنامه خوانی درانجمن ایرانشهر ۵۸ دوازده رخ قسمت نهم با سیروس ملکی.
در این بخش از شاهنامه، سپاه ایران و توران برای نبردی سرنوشتساز آماده میشوند. سپهدار ترکان ده سوار از لشکر خود انتخاب میکند که همهی آنها جنگجویانی شجاع و نامآور هستند. بهطور همزمان، از سوی ایران نیز ده جوان پهلوان انتخاب میشوند تا به میدان نبرد بروند. این جنگجویان از میان سپاه به سوی آوردگاه حرکت میکنند، در حالی که هیچکس قادر به دیدن آنان از میان سپاه نیست. دو سردار ایران و توران، هر یک بهتنهایی وارد نبرد میشوند و هر کدام از پهلوانان ایرانی با یکی از پهلوانان تورانی روبرو میشوند.
گودرز با خود اندیشید حتما پیران از افراسیاب کمک می طلبد بهتر است من هم از خسرو کمک بخواهم پس نامه ای برای شاه نوشت و او را از ماجرا آگاه نمود و خواست که خسرو به کمکش بیاید و او را از حال رستم و لهراسپ و اشکش باخبر سازد سپس نامه را به هجیر داد تا به شاه برساند. هجیر نیز بدون درنگ و آرام و خواب شب و روز در راه بود تا به شاه رسید و نامه را به او داد. پس از خواندن نامه شاه شاد شد و دهان هجیر را پر از یاقوت رخشان کرد و دینار و دیبا و بدره زر آنقدر بر سرش ریخت که او ناپدید شد و جامه ای زرنگار به همراه تاج گوهر نگار به او داد و آن شب را جشن گرفتند . سحرگاه خسرو به راز و نیاز با خدا پرداخت و از افراسیاب نالید و از یزدان مدد جست سپس خسرو نویسنده را خواست تا پاسخ نامه گودرز را بدهد . در ابتدا به ستایش حق پرداخت و سپس درباره پیران گفت : که من از ابتدا میدانستم که پیران با ما راه نمی آید ولی به خاطر کردار خوب او نخواستم از ابتدا با او بجنگیم . سپس از شجاعت و جنگاوری بیژن تعریف و تمجید نمود و بعد گفت که پیران به ما حمله نمی کند و منتظر کمک از افراسیاب است . از طرفی او به این خاطر در لب رود لشکر کشیده است که اگر از جایش بجنبد دشمن از هر طرف به سوی او می آید و جنگاورانی چون لهراسپ و اشکش و رستم نابودش می کنند . در ضمن بدان که رستم هند و کشمیر را تسخیر کرده است و اشکش به خوارزم رفته و شیده را شکست داده و به گرگانج رونهاده است . لهراسپ هم به الانان و غز رسید و آنجا را آماده کرده است اگر افراسیاب از جیحون بگذرد گردنکشان ما راه را بر او می گیرند . حال به توس خواهم گفت که دهستان و گرگان را بگیرد و من در پی توس با پیل جنگی به یاری سپاه می آیم .تو نیز از جنگ پیران روی متاب که او هومان را از دست داده و دیگر کسی را ندارد اگر خواست با نامداران بجنگد بپذیر و اگر خود پیران قصد جنگ با تو را کرد رو متاب که تو بر او پیروز می شوی در پایان شاه نامه را مهر کرد و هجیر را با نامه روانه نمود. بعد از رفتن هجیر شاه با خویش اندیشید که اگر افراسیاب حمله کند و سپاه را نابود سازد چه ؟ بهتر است من هم فورا بروم . همان لحظه نوذران را صدا کرد و فرمود که لشکر را آماده کند و به سوی خوارزم نزد اشکش و سپس به نزد توس رفت و از آنجا با صدهزارتن از سران برگزیده به نزد گودرز رونهاد . هجیر هم نامه شاه را به گودرز داد و گودرز از نامه شاه شادمان شد و آن را برای سپاهیانش هم خواند و همه بر شهریار و خرد او آفرین گفتند . از آنسو به پیران خبررسید که سپاه ایران خیلی به خودش رسیده و هراسناک شد پس نامه ای برای گودرز نوشت و در ابتدا شکر و سپاس خدا را به جا آورد و گفت : اگر تو که گودرز هستی راه کینه توزی پیش گرفته ای پس به کامت رسیدی و خویشان من را به خاک و خون انداختی . آیا از خدا نمی ترسی و نمی بینی چند سوار از ایران و توران تباه شدند دیگر بس است به خاطر یک مرده نباید سر برید .اینقدر تخم کینه مکار . پس از مرگ بر کسی که نام زشت از او بماند نفرین می کنند .اگر بار ددیگر دو سپاه با هم بجنگند دیگر کسی از دو سپاه باقی نمی ماند و معلوم نیست که آخر کار پیروز میدان کیست . اگر می خواهی صبرکن تا نامه ای به افراسیاب بنویسم و بخواهم که زمینها را ببخشد و دست از کینه بکشیم و نیمروز را به رستم و الانان و غز را به لهراسپ سپاریم و از مرز تا کوه قاف را بدون گزافه به خسرو می سپاریم و سپاهیان خود را باز می خوانیم و تو هم نزد خسرو نامه بنویس و صحبتهای مرا به او بگو و هرچه مال و خواسته خواست بگو تا برایش بفرستم . دیگر زمان تور و سلم گذشته . گمان مبر این سخنان را از روی ترس گفتم فقط به خاطر جلوگیری از خونریزی است وگرنه اگر قصد جنگ داری از گردان ایران برگزین و من هم از توران برمی گزینم تا با هم بجنگیم و بیهوده بیگناهان را به کشتن ندهیم . اگر شما بر ما پیروز شدید سپاه ما را نیازارید و بگذارید به توران بازگردد و اگر ما بر شما پیروز شدیم به سپاه شما کاری نداریم و می گذاریم به ایران برگردند . اما اگر میخواهی که همه سپاهیان با هم بجنگند باز هم حرفی نیست اما جزای کارت را از این خونریزی در آن جهان خواهی دید . پس نامه را بست و به پسرش رویین داد تا نزد گودرز ببرد .وقتی رویین به نزد گودرز رسید گودرز او را در بر گرفت و احوال پدرش را پرسید سپس دبیر آمد و نامه را خواند . گودرز به رویین گفت : مهمان ما باش تا پاسخ نامه را بدهم . سراپرده ای برای او ساختند و همه چیز برایش مهیا نمودند .گودرز به فکر فرو رفت تا چه پاسخی را برای پیران آماده کند . یک هفته طول کشید تا نامه را نوشت.ابتدا سپاس حق را به جا آورد و بعد گفت : سخنان تو را خواندم اما متعجب شدم زیرا دلت با زبانت همراه نیست تو سخنان زیبایی نوشته ای اما با رفتارت نمی خواند .
بیژن در نبردی تن به تن با هومان، برادر پیران ویسه، فرمانده بزرگ تورانیان، روبرو میشود. این نبرد یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین نبردها در شاهنامه است که در آن بیژن پس از مبارزهای سخت، موفق میشود هومان را شکست داده و او را به قتل برساند.
یوستن بیژن به گودرز در زیبّد و قتل هومان، یکی از رویدادهای مهم و سرنوشتساز شاهنامه است که ابعاد مختلفی از جمله تاریخی، حماسی و نمادین دارد. این روایت، به عنوان نمونهای از داستانهای پهلوانی و حماسی، به مخاطب انگیزه و امید میدهد و ارزشهای والایی همچون شجاعت، وطندوستی و عدالتخواهی را ترویج میکند.
این داستان روایت جنگ دوازده پهلوان ایرانی با دوازده پهلوان تورانی است که از جمله داستانهای جذاب و پر از هیجان ادبیات کهن ایران به شمار میآید.
جنگ دوازدهرخ
جنگ دوازدهرخ: حماسهای از شاهنامه فردوسی
جنگ دوازدهرخ یکی از مهمترین و حماسیترین رویدادهای شاهنامه فردوسی است که به تقابل تاریخی میان ایران و توران میپردازد. این جنگ، ادامهی کشمکشهای دیرین این دو سرزمین است و نشاندهندهی اوجگیری مجدد جنگهای ایران و توران پس از وقایع سیاوش میباشد.
اهمیت جنگ دوازدهرخ:
مراحل اصلی جنگ:
پیامدهای جنگ:
جنگ دوازدهرخ در ادبیات فارسی:
فردوسی در شاهنامه به زیبایی و با جزئیات فراوان به توصیف این جنگ پرداخته است. او با زبانی شیوا و حماسی، شجاعت و رشادت پهلوانان را به تصویر کشیده و خواننده را به دنیای پر هیجان نبردها میبرد. این داستان حماسی، سالهاست که الهامبخش شاعران و نویسندگان ایرانی بوده است و همچنان به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ ایران شناخته میشود.
From the publisher's feed

477 Listeners

10,065 Listeners

7,891 Listeners

2,495 Listeners

1,661 Listeners

1,156 Listeners

271 Listeners

129 Listeners

136 Listeners

2,991 Listeners

6 Listeners

47 Listeners

407 Listeners

193 Listeners

241 Listeners