تاریخ تازه‌ها

تاریخ تازه‌ها

By ار.اف.ای / RFI
Download on the App Store

تاریخ تازه‌ها episodes

  • طرح پیشنهادی اسرائیل برای آتش‌بس در غزه و مقایسۀ آن با طرح پیشنهادیِ دو ماه پیش حماس

    دوشنبه ۲۹ آوریل برابر با دهم اردیبهشت ماه آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجۀ ایالات متحد آمریکا، و همتای فرانسوی او، استفان سِژورنه، وارد ریاض، پایتخت عربستان سعودی شدند تا دربارۀ آتش‌بس در غزه و ورود کمک‌های بشردوستانه به غزه با مقام‌های سعودی و دیگر هم‌پیمانان خود در منطقه گفت و گو کنند.

     

    به گزارش خبرگزاری رویترز، وزیر امور خارجۀ آمریکا پس از دیدار با مقام‌های ارشد عربستان سعودی در نشستی با وزیران امور خارجۀ پنج کشور عربیِ مصر، قطر، عربستان سعودی، امارات متحد عربی و اردن دربارۀ ادارۀ نوارغزه پس از پایان جنگ گفت و گو خواهد کرد. گفت و گوها تا روز چهارشنبه ادامه خواهد داشت. این سفر هفتمین سفر خاورمیانه‌ای وزیر امور خارجۀ امریکا پس از آغاز جنگ و نخستین سفر او به منطقه پس از درگیری نظامیِ رو در رو میان اسرائیل و جمهوری اسلامی است.

    ادارۀ نوار غزه پس از پایان جنگ مسأله‌ای است که دولت اسرائیل از همان آغاز جنگ مطرح کرد. حل این مسأله خود یکی از شرط‌های بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، برای آتش‌بس است. در پنجم ماه فوریه هنگامی که آنتونی بلینکن به امید دستیابی به توافق آتش‌بس برای پنجمین بار به منطقه سفر کرد، نتانیاهو پس از دیداری کوتاه با او گفت: ما در راه پیروزی کامل گام برمی‌داریم؛ و سپس افزود : این عملیات ماه‌ها طول خواهد کشید و نه سال‌ها. راه حل دیگری وجود ندارد! او همچنین گفت: اسرائیل تنها قدرتی است که می تواند امنیت بلندمدت را تضمین کند.

    نتانیاهو با هرگونه توافقی که به حماس امکان و اجازۀ کنترل کامل یا جزئیِ نوار غزه را بدهد، مخالف است. آمریکایی‌ها نیز بر همین عقیده‌اند. با این حال، هردو کشور به مذاکره با حماس به ویژه با میانجیگری مصر و قطر ادامه می‌دهند.

    در پنجمین سفر بلینکن به منطقه برای دستیابی به توافق آتش‌بس، حماس توافقی سه مرحله‌ای برای آتش‌بس موقت پیشنهاد کرد که هر مرحلۀ آن ۴۵ روز طول می‌کشید. این گروه در طرح پیشنهادی خود خواهان پایان بی‌درنگ جنگ نبود. در مرحلۀ اول، گروگان‌های اسرائیلی شامل افراد سالخورده، بیماران، زنان و کودکان زیر ۱۹ سال به شرطی که عضو ارتش اسرائیل نباشند، آزاد می‌شدند. درعوض، اسرائیل نیز می‌بایست همۀ زندانیان زن، نوجوان، بیمار و سالخوردۀ فلسطینی همراه با ۵۰۰ زندانی برگزیدۀ حماس از جمله زندانیان محکوم به حبس ابد و جنایت‌های سنگین را آزاد کند.

    در این مرحله از طرح پیشنهادی حماس، نیروهای اسرائیلی باید به بیرون از مناطق پرجمعیت نوار غزه منتقل می‌شدند و عملیات نظامی و تجسسی هوایی را به حال تعلیق درمی‌آورند. در عین حال، به سازمان ملل و آژانس‌های مربوط به آن اجازه می‌دادند تا کمک‌های بشردوستانه به غزه برسانند و اردوگاه‌هایی برای آوارگان ایجاد کنند.

    در مرحلۀ دوم طرح پیشنهادی حماس، گروگان‌های مرد باقی مانده آزاد می‌شدند و نیروهای اسرائیلی به بیرون از مرزهای نوار غزه عقب‌نشینی می‌کردند.

    در مرحلۀ سوم نیز قرار بود اجساد و به جا مانده‌های کشته شدگانِ دو طرف مبادله شوند، همۀ گذرگاه‌ها برای از سر گرفتن بازرگانی در نوار غزه گشوده شود و مردم بتوانند آزادانه جا به جا شوند.

    گویا آمریکایی‌ها طرح پیشنهادی حماس را طرحی مثبت می‌دانستند. اما در هفتم فوریه بنیامین نتانیاهو آن را پنداربافی حماس خواند و آشکارا گفت که هرگز زیر بار چنین طرحی نمی‌رود.

    هدف اعلام شدۀ نخست وزیر اسرائیل ادامۀ جنگ تا نابودی کامل حماس است. برای رسیدن به این هدف راهی جز حملۀ زمینی نیروهای اسرائیلی به رَفَح باقی نمانده است. با آغاز چنین عملیاتی بی‌شک جان گروگان‌های اسرائیلی به خطر خواهد افتاد. به همین سبب، خانواده‌های گروگان‌ها و پشتیبانان آن‌ها در اسرائیل و دیگر کشورهای جهان با چنین عملیاتی مخالف‌اند و با برگزاری تظاهرات پی در پی دولت اسرائیل را از این کار بازمی‌دارند.

    از سوی دیگر، با توجه به حضور بیش از یک میلیون و چهارصد هزار آوارۀ فلسطینی در رَفَح، برپایۀ پیش‌بینی بسیاری از کارشناسان، حملۀ زمینی ارتش اسرائیل برای ساکنان رَفَح فاجعه بار خواهد بود. شبه نظامیان حماس در این شهر سنگر گرفته‌اند.

    در حال حاضر، مذاکرات برای رسیدن به توافق آتش‌بس میان حماس و اسرائیل در دو پایتخت عربی ریاض و قاهره انجام می‌گیرد. حملۀ زمینی اسرائیل به رَفَح به سرانجام این مذاکرات بستگی دارد. طرح توافق را این بار اسرائیل به حماس پیشنهاد کرده است. به گفتۀ وزیر امور خارجۀ آمریکا، حماس اکنون پیشنهادی در دست دارد که بسیار سخاوتمندانه است و باید هرچه زودتر تصمیم بگیرد.

    هنوز جزئیات این طرح پیشنهادی فاش نشده است. چه تعداد از گروگان‌های اسرائیلی آزاد خواهند شد؟ چه تعداد زندانی فلسطینی آزاد خواهند شد؟ آتش‌بس چه مدت ادامه خواهد یافت؟ آیا به آوارگان فلسطینی‌ اجازۀ بازگشت به شمال نوار غزه داده خواهد شد؟ آیا اسرائیل از حملۀ زمینی به رَفَح چشم‌پوشی خواهد کرد؟

    به نوشتۀ روزنامه عبری زبان «یِدیعوُت آحاروُنوُت»، ارتش اسرائیل مقدمات عملیات رَفَح را آماده کرده است. پس از پایان مذاکرات در روز چهارشنبه اول ماه می، دولت نتانیاهو ظرف ۴۸ تا ۷۲ ساعت آینده دربارۀ این عملیات تصمیم خواهد گرفت. از دوحال خارج نیست. یا حماس تن به پیشنهاد اسرائیل خواهد داد و مبادلۀ گروگان‌ها انجام خواهد گرفت و یا علیات نظامی آغاز خواهد شد.

    به نوشتۀ روزنامه‌های عبری زبان، حماس خواهان شفافیت بیشتر و تضمین آتش‌بس دائمی و عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی از غزه شده است. از سوی دیگر، وزیر امور دارایی اسرائیل که از جناح راست افراطی است، گفته است که اگر معاملۀ پیشنهادی برای مبادلۀ گروگان‌ها عملی شود و عملیات نظامی برنامه‌ریزی شده به رفح انجام نگیرد، دولت ائتلافی نتانیاهو را ترک خواهد کرد.

    10 min
  • روابط دوگانۀ دولت ترکیه با حماس و اسرائیل: واقع‌گرایی سیاسی یا دو دوزه بازی؟

    شنبۀ گذشته ۲۰ آوریل اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس، در رأس هیئتی وارد ترکیه شد و با رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور آن کشور، دیدار کرد. خالد مشعل، یکی دیگر از رهبران اصلی حماس، نیز این هیئت را همراهی می‌کرد. اردوغان به مدت دو ساعت و نیم در دفتر ریاست جمهوری پشت درهای بسته با این هیئت فلسطینی گفت و گو کرد. این دیدار در حالی برگزار شد که قطر، یکی از میانجی‌های اصلی میان اسرائیل و حماس اعلام کرد که مذاکرات آتش‌بس در غزه به بن‌بست رسیده است.

    به گفتۀ کارشناسان، رئیس جمهور ترکیه می‌کوشد جای قطر و مصر را در مذاکرات میان اسرائیل و حماس بگیرد. دیدار هیئت فلسطینی با اردوغان هم‌زمان بود با حضور سامح شکری، وزیر امور خارجۀ مصر، در ترکیه که او نیز دیدارهایی جداگانه با هاکان فیدان، وزیر امور خارجۀ ترکیه، و خود اردوغان داشت. اردوغان می‌کوشد با استفاده از روابطی که با اسرائیلی‌ها و رهبران فلسطینی دارد، به یک توافق نهایی برای پایان دادن به جنگ غزه دست یابد.

    رئیس جمهوری ترکیه می‌خواست دیدارش با رهبران فلسطینی به ویژه اسماعیل هنیه در رسانه‌های بین‌المللی بازتاب پیدا کند تا هم به افکار عمومی ترکیه و هم به کشورهای غربی نشان دهد که در اوضاع و احوال کنونی، تنها میانجیگری دولت او می‌تواند در رسیدن به آتش‌بس کارساز باشد. البته بیانیۀ مطبوعاتی دفتر ریاست جمهوری دربارۀ محتوای گفت و گوهای او با هیئت فلسطینی و پیشنهادهای دولت او چیز زیادی نمی‌گوید.

    در بیانیۀ مطبوعاتی ریاست جمهوری به مذاکرات برای آزادی گروگان‌های اسرائیلی در برابر آزادی زندانیان فلسطینی در اسرائیل اشاره‌ای نشده است. با این حال بسیاری از کارشناسان، دیپلماسی ترکیه را در این باره کارسازتر و تواناتر از دیگر میانجیان می‌دانند.

    اردوغان، چنان که بارها اعلام کرده است، حماس را گروه «تروریستی» نمی‌داند. به عقیدۀ بعضی از کارشناسان ترکیه، همین رویکرد است که به دولت ترکیه اجازه می‌دهد میان اسرائیل و حماس میانجیگری کند. دولت ترکیه از همان فردای حملۀ ۷ اکتبرِ حماس به جنوب اسرائیل، کوشش‌های دیپلماتیکش را برای بازگرداندن آرامش آغاز کرد.

    اردوغان در ۸ اکتبر اعلام کرد که دولتش برای کاهش تنش‌ها همۀ توان خود را به کار خواهد برد و در ۹ اکتبر در میانۀ جلسۀ هیئت دولت با محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، تلفنی گفت و گو کرد. در همان روز با اسحاق هرتزوگ، رئیس جمهور اسرائیل نیز تلفنی صحبت کرد و به او گفت که اسرائیل در واکنش به حملۀ حماس نباید مردم غزه را نیز هدف عملیات نظامی قرار دهد وگرنه خشونت در منطقه افزایش خواهد یافت. او سپس با نخست‌وزیر لبنان، امیر قطر و رئیس‌جمهور مصر نیز تلفنی گفت ‌و گو کرد.

    مقام‌های اسلام‌گرای ترک هرگز روابط نزدیکشان را با رهبران حماس پنهان نکرده‌اند. آنان با حماس خویشاوندی ایدئولوژیکی دارند. در سال‌هایی که روابط ترکیه با اسرائیل تیره بود آنان با رهبران حماس دیدار می‌کردند. در آن سال‌ها احمد داوود اوغلو در مقام نخست‌وزیر ترکیه بارها با خالد مشعل و اسماعیل هنیه دیدار کرد. حماس الهام یافته از جنبش فراملی «اخوان المسلمین» است. منبع اصلی الهام حزب «عدالت و توسعه»، حزب حاکم ترکیه، نیز جنبش «اخوان المسلمین» است. این خویشاوندی ایدئولوژیکی دو جریان را به هم نزدیک می‌کند. در سال ۲۰۱۲ خالد مشعل، یکی از رهبران اصلی حماس، به اردوغان گفت که او تنها رهبر ترکیه نیست، بلکه رهبر جهان اسلام است.

    اما جدا از این خویشاوندی ایدئولوژیکی، اردوغان معتقد است که بدون یافتن راه‌حل نهایی و عادلانه برای مسألۀ فلسطین، منطقه روی صلح و آرامش به خود نخواهد دید. از نظر او ریشۀ اصلی مشکلات منطقه مسأله فلسطین است. با این حال، او روابط خود را با اسرائیل نیز همواره حفظ کرده است.

    از دهۀ ۲۰۰۰ میلادی با روی کار آمدن اردوغان و حزب اسلام‌گرایِ «عدالت و توسعه» در ترکیه، کشاکش در روابط این کشور با اسرائیل آغاز شد. از آن زمان تاکنون ترکیه و اسرائیل بحران‌های گوناگونی را در روابط دوجانبه‌شان از سر گذرانده‌اند. در ۳۱ ماه مه ۲۰۱۰ با حملۀ ارتش اسرائیل به «کاروان آزادی» که از بندر آنتالیای ترکیه به سوی نوار غزه به راه افتاده بود و حامل کمک‌های پزشکی، دارویی و غذایی بود، روابط دو کشور تیره شد.

    آن حمله  ۹ کشته و ۲۸ زخمی در میان کنشگران و ۱۰ زخمی در میان نظامیان اسرائیل به جا گذاشت. ترکیه از «دیوان بین‌المللی دادگستری» درخواست رسیدگی به موضوع کرد. در جنگ ۲۰۱۴ ارتش اسرائیل با نیروهای جهادیِ غزه به رهبری حماس نیز روابط ترکیه با اسرائیل دچار بحران شد.

    در سال ۲۰۱۶ دو کشور گام‌هایی در جهت بهبود روابطشان برداشتند. اما در سال ۲۰۱۸ روابط آن دو بار دیگر تیره شد. با این حال، دو کشور هرگز تا قطع روابط دوجانبه پیش نرفتند.

    در اوت ۲۰۲۲ که دو کشور از بهبود روابطشان خبر دادند، اردوغان گفت: «گام‌های ما در جهت بهبود روابط‌ با اسرائیل در پشتیبانی ما از آرمان فلسطین تردید ایجاد نمی‌کند. این گام‌ها به حل مسألۀ فلسطین و بهبود وضع مردم فلسطین یاری می‌رساند».

    اردوغان در جنگ کنونی ارتش اسرائیل با نیروهای حماس تا آنجا پیش رفت که تروریست‌های ۷ اکتبر حماس را «مجاهد» خواند و خواهان محاکمۀ سیاستمداران و فرماندهان نظامی اسرائیل در دیوان کیفری بین‌المللی شد. اما نه دولت اسرائیل و نه پشتیبانان آن دولت در کشورهای دیگر جهان اعتنایی به این سخن او نکردند و آن را به حساب جنگ زرگری اردوغان با اسرائیل گذاشتند.

    به رغم انتقادهای تند اردوغان به دولت اسرائیل، دولت ترکیه حاضر نیست روابط اقتصادی و تجاری‌اش را با اسرائیل قطع کند. برپایۀ تحقیقات متین جهان، روزنامه نگار ترک، از آغاز جنگ کنونی اسرائیل با حماس محموله‌های تجاری بسیاری از ترکیه به مقصد اسرائیل به راه افتاده است.

    بیشتر ترک‌هایی که روابط گستردۀ تجاری با اسرائیل دارند، از نزدیکان اردوغان و حزب «عدالت و توسعه» هستند. احمد بوراک اردوغان، پسر ارشد رجب طیب اردوغان، صاحب شرکت دریایی «مانتا دنیزجیلیک»، و اِرکان ییلدیریم، پسر نخست وزیر پیشین ترکیه، در صدر فهرست آن بازرگانان و سرمایه داران قرار دارند.

    بسیاری از کارشناسان معتقدند که این دوگانگی آشکار در سیاست خارجی و منطقه‌ای اردوغان سبب می‌شود که ترکیه جایگاه ویژه‌ای در منطقه داشته باشد. حال باید دید این دوگانگی چه معجزه‌ای در پایان دادن به جنگ کنونی غزه خواهد کرد.

    11 min
  • روابط دوگانۀ دولت ترکیه با حماس و اسرائیل: واقع‌گرایی سیاسی یا دو دوزه بازی؟

    شنبۀ گذشته ۲۰ آوریل اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس، در رأس هیئتی وارد ترکیه شد و با رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور آن کشور، دیدار کرد. خالد مشعل، یکی دیگر از رهبران اصلی حماس، نیز این هیئت را همراهی می‌کرد. اردوغان به مدت دو ساعت و نیم در دفتر ریاست جمهوری پشت درهای بسته با این هیئت فلسطینی گفت و گو کرد. این دیدار در حالی برگزار شد که قطر، یکی از میانجی‌های اصلی میان اسرائیل و حماس اعلام کرد که مذاکرات آتش‌بس در غزه به بن‌بست رسیده است.

    به گفتۀ کارشناسان، رئیس جمهور ترکیه می‌کوشد جای قطر و مصر را در مذاکرات میان اسرائیل و حماس بگیرد. دیدار هیئت فلسطینی با اردوغان هم‌زمان بود با حضور سامح شکری، وزیر امور خارجۀ مصر، در ترکیه که او نیز دیدارهایی جداگانه با هاکان فیدان، وزیر امور خارجۀ ترکیه، و خود اردوغان داشت. اردوغان می‌کوشد با استفاده از روابطی که با اسرائیلی‌ها و رهبران فلسطینی دارد، به یک توافق نهایی برای پایان دادن به جنگ غزه دست یابد.

    رئیس جمهوری ترکیه می‌خواست دیدارش با رهبران فلسطینی به ویژه اسماعیل هنیه در رسانه‌های بین‌المللی بازتاب پیدا کند تا هم به افکار عمومی ترکیه و هم به کشورهای غربی نشان دهد که در اوضاع و احوال کنونی، تنها میانجیگری دولت او می‌تواند در رسیدن به آتش‌بس کارساز باشد. البته بیانیۀ مطبوعاتی دفتر ریاست جمهوری دربارۀ محتوای گفت و گوهای او با هیئت فلسطینی و پیشنهادهای دولت او چیز زیادی نمی‌گوید.

    در بیانیۀ مطبوعاتی ریاست جمهوری به مذاکرات برای آزادی گروگان‌های اسرائیلی در برابر آزادی زندانیان فلسطینی در اسرائیل اشاره‌ای نشده است. با این حال بسیاری از کارشناسان، دیپلماسی ترکیه را در این باره کارسازتر و تواناتر از دیگر میانجیان می‌دانند.

    اردوغان، چنان که بارها اعلام کرده است، حماس را گروه «تروریستی» نمی‌داند. به عقیدۀ بعضی از کارشناسان ترکیه، همین رویکرد است که به دولت ترکیه اجازه می‌دهد میان اسرائیل و حماس میانجیگری کند. دولت ترکیه از همان فردای حملۀ ۷ اکتبرِ حماس به جنوب اسرائیل، کوشش‌های دیپلماتیکش را برای بازگرداندن آرامش آغاز کرد.

    اردوغان در ۸ اکتبر اعلام کرد که دولتش برای کاهش تنش‌ها همۀ توان خود را به کار خواهد برد و در ۹ اکتبر در میانۀ جلسۀ هیئت دولت با محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، تلفنی گفت و گو کرد. در همان روز با اسحاق هرتزوگ، رئیس جمهور اسرائیل نیز تلفنی صحبت کرد و به او گفت که اسرائیل در واکنش به حملۀ حماس نباید مردم غزه را نیز هدف عملیات نظامی قرار دهد وگرنه خشونت در منطقه افزایش خواهد یافت. او سپس با نخست‌وزیر لبنان، امیر قطر و رئیس‌جمهور مصر نیز تلفنی گفت ‌و گو کرد.

    مقام‌های اسلام‌گرای ترک هرگز روابط نزدیکشان را با رهبران حماس پنهان نکرده‌اند. آنان با حماس خویشاوندی ایدئولوژیکی دارند. در سال‌هایی که روابط ترکیه با اسرائیل تیره بود آنان با رهبران حماس دیدار می‌کردند. در آن سال‌ها احمد داوود اوغلو در مقام نخست‌وزیر ترکیه بارها با خالد مشعل و اسماعیل هنیه دیدار کرد. حماس الهام یافته از جنبش فراملی «اخوان المسلمین» است. منبع اصلی الهام حزب «عدالت و توسعه»، حزب حاکم ترکیه، نیز جنبش «اخوان المسلمین» است. این خویشاوندی ایدئولوژیکی دو جریان را به هم نزدیک می‌کند. در سال ۲۰۱۲ خالد مشعل، یکی از رهبران اصلی حماس، به اردوغان گفت که او تنها رهبر ترکیه نیست، بلکه رهبر جهان اسلام است.

    اما جدا از این خویشاوندی ایدئولوژیکی، اردوغان معتقد است که بدون یافتن راه‌حل نهایی و عادلانه برای مسألۀ فلسطین، منطقه روی صلح و آرامش به خود نخواهد دید. از نظر او ریشۀ اصلی مشکلات منطقه مسأله فلسطین است. با این حال، او روابط خود را با اسرائیل نیز همواره حفظ کرده است.

    از دهۀ ۲۰۰۰ میلادی با روی کار آمدن اردوغان و حزب اسلام‌گرایِ «عدالت و توسعه» در ترکیه، کشاکش در روابط این کشور با اسرائیل آغاز شد. از آن زمان تاکنون ترکیه و اسرائیل بحران‌های گوناگونی را در روابط دوجانبه‌شان از سر گذرانده‌اند. در ۳۱ ماه مه ۲۰۱۰ با حملۀ ارتش اسرائیل به «کاروان آزادی» که از بندر آنتالیای ترکیه به سوی نوار غزه به راه افتاده بود و حامل کمک‌های پزشکی، دارویی و غذایی بود، روابط دو کشور تیره شد.

    آن حمله  ۹ کشته و ۲۸ زخمی در میان کنشگران و ۱۰ زخمی در میان نظامیان اسرائیل به جا گذاشت. ترکیه از «دیوان بین‌المللی دادگستری» درخواست رسیدگی به موضوع کرد. در جنگ ۲۰۱۴ ارتش اسرائیل با نیروهای جهادیِ غزه به رهبری حماس نیز روابط ترکیه با اسرائیل دچار بحران شد.

    در سال ۲۰۱۶ دو کشور گام‌هایی در جهت بهبود روابطشان برداشتند. اما در سال ۲۰۱۸ روابط آن دو بار دیگر تیره شد. با این حال، دو کشور هرگز تا قطع روابط دوجانبه پیش نرفتند.

    در اوت ۲۰۲۲ که دو کشور از بهبود روابطشان خبر دادند، اردوغان گفت: «گام‌های ما در جهت بهبود روابط‌ با اسرائیل در پشتیبانی ما از آرمان فلسطین تردید ایجاد نمی‌کند. این گام‌ها به حل مسألۀ فلسطین و بهبود وضع مردم فلسطین یاری می‌رساند».

    اردوغان در جنگ کنونی ارتش اسرائیل با نیروهای حماس تا آنجا پیش رفت که تروریست‌های ۷ اکتبر حماس را «مجاهد» خواند و خواهان محاکمۀ سیاستمداران و فرماندهان نظامی اسرائیل در دیوان کیفری بین‌المللی شد. اما نه دولت اسرائیل و نه پشتیبانان آن دولت در کشورهای دیگر جهان اعتنایی به این سخن او نکردند و آن را به حساب جنگ زرگری اردوغان با اسرائیل گذاشتند.

    به رغم انتقادهای تند اردوغان به دولت اسرائیل، دولت ترکیه حاضر نیست روابط اقتصادی و تجاری‌اش را با اسرائیل قطع کند. برپایۀ تحقیقات متین جهان، روزنامه نگار ترک، از آغاز جنگ کنونی اسرائیل با حماس محموله‌های تجاری بسیاری از ترکیه به مقصد اسرائیل به راه افتاده است.

    بیشتر ترک‌هایی که روابط گستردۀ تجاری با اسرائیل دارند، از نزدیکان اردوغان و حزب «عدالت و توسعه» هستند. احمد بوراک اردوغان، پسر ارشد رجب طیب اردوغان، صاحب شرکت دریایی «مانتا دنیزجیلیک»، و اِرکان ییلدیریم، پسر نخست وزیر پیشین ترکیه، در صدر فهرست آن بازرگانان و سرمایه داران قرار دارند.

    بسیاری از کارشناسان معتقدند که این دوگانگی آشکار در سیاست خارجی و منطقه‌ای اردوغان سبب می‌شود که ترکیه جایگاه ویژه‌ای در منطقه داشته باشد. حال باید دید این دوگانگی چه معجزه‌ای در پایان دادن به جنگ کنونی غزه خواهد کرد.

    11 min
  • افکار عمومی ایرانیان در واکنش به حملۀ ۱۳ آوریل جمهوری اسلامی به اسرائیل

    داوری‌ها و نظرپردازی‌ها دربارۀ حملۀ بی‌سابقۀ موشکی و پهپادیِ جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل هم‌چنان ادامه دارد. کارشناسان و ناظران بین‌المللی هنوز ابعاد و جنبه‌های گوناگون این حمله را تجزیه  و تحلیل می‌کنند و دربارۀ پیامدهای آن نظر می‌دهند. این حمله، چنان که انتظار می‌رفت، واکنش بیشتر کشورهای جهان از جمله کشورهای منطقه را برانگیخت. نه تنها هیچ کشور معتبری در جهان مُهر تأیید بر آن نزد بلکه بسیاری از کشورها آن را رسماً محکوم کردند.

    به عقیدۀ بسیاری از ناظران و تحلیل‌گران بین‌المللی، حملۀ جنگنده‌های اسرائیلی به ساختمان کنسولگریِ جمهوری اسلامی ایران در دَمِشق در اول آوریل نمی‌توانست بی‌پاسخ بماند؛ از سوی دیگر، کم و بیش همۀ ناظران و تحلیل‌گران بر این عقیده‌اند که پاسخ جمهوری اسلامی پس از دو هفته تأخیر، حساب شده و سنجیده بود. چنان که سرلشکر محمد باقری، رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی،  بلافاصله پس از حمله اعلام کرد: ما پاسخ لازم را دادیم و عملیات از نظر ما خاتمه یافته است.

    اکنون باید دید دولت نتانیاهو چه واکنشی به این پاسخ حساب شده و سنجیده خواهد داد. همۀ کشورهای پشتیبان اسرائیل به ویژه آمریکا از دولت آن کشور خواسته‌اند خویشتنداری پیشه کند. اما دولت اسرائیل گفته است که این حمله را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت. بنابراین، به رغم پیش‌بینی‌هایی که بعضی از ناظران و تحلیل‌گران می‌کنند، آیندۀ این درگیری ناروشن است.

    اما حملۀ موشکی و پهپادیِ جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل حقیقتی را نیز دربارۀ افکار عمومی ایرانیان چه در داخل و چه در خارج آشکار کرد که شناخت آن برای آینده و به طور کلی سرنوشت ایران بسیار سودمند و حتی ضروری است. این حمله نشان داد که ایرانیان دربارۀ اکنون و آیندۀ کشورشان دیدگاه‌های متضاد و حتی متخاصم دارند. این تضاد و تخاصم از چهل و پنج سال پیش به وجود آمده و روز به روز عمیق‌تر شده است.

    گروه‌هایی از ایرانیان در داخل و خارج از افق‌های فکری و سیاسی گوناگون و با انگیزه‌های ناهمگون از حملۀ موشکی و پهپادیِ جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل اظهار شادمانی کردند. این‌ها کیستند؟ شکی نیست که بیشتر آنان هواداران جمهوری اسلامی‌اند. جمهوری اسلامی دشمن آشتی‌ناپذیر اسرائیل است. این دشمنی به یکی از عناصر سازندۀ هویت این نظام تبدیل شده است. بنابراین، شادمانی هوادران جمهوری اسلامی از حملۀ ایران به اسرائیل فهمیدنی است.

    در جمهوری اسلامی دشمنی با اسرائیل را تنها جریان‌های تندرو و کسانی مانند خامنه‌ای و احمدی‌نژاد نمایندگی نمی‌کنند. این دشمنی را در میان بعضی از اصلاح‌طلبان و میانه روهای رژیم نیز می‌توان دید. در چند دهۀ اخیر، تبلیغات ضد اسرائیلی آنان گروه‌هایی از ایرانیان ساده دل را نیز به دشمنی با اسرائیل و یهودیان برانگیخته است. چنان که بعضی از ناسیونالیست‌های دوآتشه نیز اسرائیل و یهودیان را دشمن ایران می‌دانند. با نگاهی به شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها، می‌بینیم که این گروه‌ها نیز از حملۀ اخیر جمهوری اسلامی به اسرائیل شادمان بودند و آن را مایۀ سربلندی ایرانیان می‌دانستند.

    این ناسیونالیست‌ها ظاهراً سکولار و خواهان نظامی غیردینی‌اند. اما شور ناسیونالیستی‌ در آنان چنان است که از جاه ‌طلبی‌های جمهوری اسلامی در منطقه پشتیبانی می‌کنند. کافی است مطالعۀ مختصری در این باره در شبکه‌های اجتماعی و بعضی سایت‌ها و رسانه‌های ایرانیان در خارج بکنیم تا به همدلی آنان با سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی پی ببریم. برای مثال، آنان از نیروهای «محور مقاومت» در منطقه پشتیبانی می‌کنند.

    در نقطۀ مقابل این بخش از جامعۀ ایرانی، ایرانیان دیگری نیز به ویژه در خارج از کشور نه تنها از حملۀ اسرائیل به کنسول‌‌گری ایران در سوریه خوشحال‌ شدند بلکه از هر گونه شکست و سرافکندگی جمهوری اسلامی استقبال می‌کنند. در میان این گروه از ایرانیان بسیارند کسانی که حتی امید به اسرائیل و آمریکا بسته‌اند تا از شر جمهوری اسلامی خلاص شوند.

    این گروه از ایرانیان دشمن آشتی‌ناپذیر جمهوری اسلامی و هم‌پیمانان آن در منطقه از جمله حزب‌الله و گروه‌های فلسطینی‌اند. آنان آشکار و پنهان از سیاست‌های دولت نتانیاهو پشتیبانی می‌کنند و در انتظار بازگشت ترامپ به قدرت‌اند تا بلکه این بار به عمر جمهوری اسلامی پایان دهد.

    در میان این دو دیدگاه افراطی، متضاد و متخاصم، دیدگاه میانه روانه‌ای نیز وجود دارد که گروه‌هایی از ایرانیان آن را نمایندگی‌ می‌کنند و در حملۀ اخیر جمهوری اسلامی به اسرائیل در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به نحو شایسته‌ای بیان شد. خطوط کلی این دیدگاه را می‌توان چنین خلاصه کرد:

    ۱.         کم و بیش همۀ سیاست‌های داخلی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی به شکست انجامیده، بنابراین، ادامۀ حیات این رژیم به سود ایران و ایرانی نیست. اما برای برچیدن آن نمی‌توان به قدرت‌های خارجی امید بست. آن قدرت‌ها جز به منافع ملی خود نمی‌اندیشند.

    ۲.         دولت آیندۀ ایران نیز در درجۀ نخست باید به منافع ملی ایرانیان بیندیشد و سیاست‌های داخلی و منطقه‌ای‌اش را بر این پایه استوار کند.

    ۳.         ایران چاره‌ای جز این ندارد که دولت اسرائیل را مانند دیگر کشورهای منطقه به رسمیت بشناسد. در آن صورت، می‌تواند از «راه حل دو دولت» پشتیبانی کند و دست از حمایت سازمان‌های فلسطینی حماس و جهاد اسلامی بردارد. این دو گروه بدون حمایت مالی و تسلیحاتی ایران و حزب‌الله لبنان نمی‌توانستند حملۀ ۷ اکتبر را سازماندهی کنند.

    ۴.         ایران باید از جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای چه از نوع دینی و چه از نوع ناسیونالیستی دست بردارد و با همسایگان دور و نزدیک خود در آشتی و آرامش زندگی کند.

    9 min
  • افکار عمومی ایرانیان در واکنش به حملۀ ۱۳ آوریل جمهوری اسلامی به اسرائیل

    داوری‌ها و نظرپردازی‌ها دربارۀ حملۀ بی‌سابقۀ موشکی و پهپادیِ جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل هم‌چنان ادامه دارد. کارشناسان و ناظران بین‌المللی هنوز ابعاد و جنبه‌های گوناگون این حمله را تجزیه  و تحلیل می‌کنند و دربارۀ پیامدهای آن نظر می‌دهند. این حمله، چنان که انتظار می‌رفت، واکنش بیشتر کشورهای جهان از جمله کشورهای منطقه را برانگیخت. نه تنها هیچ کشور معتبری در جهان مُهر تأیید بر آن نزد بلکه بسیاری از کشورها آن را رسماً محکوم کردند.

    به عقیدۀ بسیاری از ناظران و تحلیل‌گران بین‌المللی، حملۀ جنگنده‌های اسرائیلی به ساختمان کنسولگریِ جمهوری اسلامی ایران در دَمِشق در اول آوریل نمی‌توانست بی‌پاسخ بماند؛ از سوی دیگر، کم و بیش همۀ ناظران و تحلیل‌گران بر این عقیده‌اند که پاسخ جمهوری اسلامی پس از دو هفته تأخیر، حساب شده و سنجیده بود. چنان که سرلشکر محمد باقری، رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی،  بلافاصله پس از حمله اعلام کرد: ما پاسخ لازم را دادیم و عملیات از نظر ما خاتمه یافته است.

    اکنون باید دید دولت نتانیاهو چه واکنشی به این پاسخ حساب شده و سنجیده خواهد داد. همۀ کشورهای پشتیبان اسرائیل به ویژه آمریکا از دولت آن کشور خواسته‌اند خویشتنداری پیشه کند. اما دولت اسرائیل گفته است که این حمله را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت. بنابراین، به رغم پیش‌بینی‌هایی که بعضی از ناظران و تحلیل‌گران می‌کنند، آیندۀ این درگیری ناروشن است.

    اما حملۀ موشکی و پهپادیِ جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل حقیقتی را نیز دربارۀ افکار عمومی ایرانیان چه در داخل و چه در خارج آشکار کرد که شناخت آن برای آینده و به طور کلی سرنوشت ایران بسیار سودمند و حتی ضروری است. این حمله نشان داد که ایرانیان دربارۀ اکنون و آیندۀ کشورشان دیدگاه‌های متضاد و حتی متخاصم دارند. این تضاد و تخاصم از چهل و پنج سال پیش به وجود آمده و روز به روز عمیق‌تر شده است.

    گروه‌هایی از ایرانیان در داخل و خارج از افق‌های فکری و سیاسی گوناگون و با انگیزه‌های ناهمگون از حملۀ موشکی و پهپادیِ جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل اظهار شادمانی کردند. این‌ها کیستند؟ شکی نیست که بیشتر آنان هواداران جمهوری اسلامی‌اند. جمهوری اسلامی دشمن آشتی‌ناپذیر اسرائیل است. این دشمنی به یکی از عناصر سازندۀ هویت این نظام تبدیل شده است. بنابراین، شادمانی هوادران جمهوری اسلامی از حملۀ ایران به اسرائیل فهمیدنی است.

    در جمهوری اسلامی دشمنی با اسرائیل را تنها جریان‌های تندرو و کسانی مانند خامنه‌ای و احمدی‌نژاد نمایندگی نمی‌کنند. این دشمنی را در میان بعضی از اصلاح‌طلبان و میانه روهای رژیم نیز می‌توان دید. در چند دهۀ اخیر، تبلیغات ضد اسرائیلی آنان گروه‌هایی از ایرانیان ساده دل را نیز به دشمنی با اسرائیل و یهودیان برانگیخته است. چنان که بعضی از ناسیونالیست‌های دوآتشه نیز اسرائیل و یهودیان را دشمن ایران می‌دانند. با نگاهی به شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها، می‌بینیم که این گروه‌ها نیز از حملۀ اخیر جمهوری اسلامی به اسرائیل شادمان بودند و آن را مایۀ سربلندی ایرانیان می‌دانستند.

    این ناسیونالیست‌ها ظاهراً سکولار و خواهان نظامی غیردینی‌اند. اما شور ناسیونالیستی‌ در آنان چنان است که از جاه ‌طلبی‌های جمهوری اسلامی در منطقه پشتیبانی می‌کنند. کافی است مطالعۀ مختصری در این باره در شبکه‌های اجتماعی و بعضی سایت‌ها و رسانه‌های ایرانیان در خارج بکنیم تا به همدلی آنان با سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی پی ببریم. برای مثال، آنان از نیروهای «محور مقاومت» در منطقه پشتیبانی می‌کنند.

    در نقطۀ مقابل این بخش از جامعۀ ایرانی، ایرانیان دیگری نیز به ویژه در خارج از کشور نه تنها از حملۀ اسرائیل به کنسول‌‌گری ایران در سوریه خوشحال‌ شدند بلکه از هر گونه شکست و سرافکندگی جمهوری اسلامی استقبال می‌کنند. در میان این گروه از ایرانیان بسیارند کسانی که حتی امید به اسرائیل و آمریکا بسته‌اند تا از شر جمهوری اسلامی خلاص شوند.

    این گروه از ایرانیان دشمن آشتی‌ناپذیر جمهوری اسلامی و هم‌پیمانان آن در منطقه از جمله حزب‌الله و گروه‌های فلسطینی‌اند. آنان آشکار و پنهان از سیاست‌های دولت نتانیاهو پشتیبانی می‌کنند و در انتظار بازگشت ترامپ به قدرت‌اند تا بلکه این بار به عمر جمهوری اسلامی پایان دهد.

    در میان این دو دیدگاه افراطی، متضاد و متخاصم، دیدگاه میانه روانه‌ای نیز وجود دارد که گروه‌هایی از ایرانیان آن را نمایندگی‌ می‌کنند و در حملۀ اخیر جمهوری اسلامی به اسرائیل در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به نحو شایسته‌ای بیان شد. خطوط کلی این دیدگاه را می‌توان چنین خلاصه کرد:

    ۱.         کم و بیش همۀ سیاست‌های داخلی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی به شکست انجامیده، بنابراین، ادامۀ حیات این رژیم به سود ایران و ایرانی نیست. اما برای برچیدن آن نمی‌توان به قدرت‌های خارجی امید بست. آن قدرت‌ها جز به منافع ملی خود نمی‌اندیشند.

    ۲.         دولت آیندۀ ایران نیز در درجۀ نخست باید به منافع ملی ایرانیان بیندیشد و سیاست‌های داخلی و منطقه‌ای‌اش را بر این پایه استوار کند.

    ۳.         ایران چاره‌ای جز این ندارد که دولت اسرائیل را مانند دیگر کشورهای منطقه به رسمیت بشناسد. در آن صورت، می‌تواند از «راه حل دو دولت» پشتیبانی کند و دست از حمایت سازمان‌های فلسطینی حماس و جهاد اسلامی بردارد. این دو گروه بدون حمایت مالی و تسلیحاتی ایران و حزب‌الله لبنان نمی‌توانستند حملۀ ۷ اکتبر را سازماندهی کنند.

    ۴.         ایران باید از جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای چه از نوع دینی و چه از نوع ناسیونالیستی دست بردارد و با همسایگان دور و نزدیک خود در آشتی و آرامش زندگی کند.

    9 min
  • بی پاسخ گذاشتن حملۀ اسرائیل به کنسول‌گری ایران در سوریه: معمایی ناگشودنی

    حملۀ جنگنده‌های اسرائیلی به ساختمان کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در دَمِشق در اول آوریل برابر با سیزدهم فروردین ماه نه تنها برای رژیم ایران بلکه برای بسیاری از ناظران بین‌المللی غافل‌گیر کننده بود. به عقیدۀ بعضی از کارشناسان هدف اسرائیل از آن حمله که به کشته شدن هفت عضو سپاه از جمله دو مقام بلندپایۀ این نیرو انجامید، دعوت ایران به جنگ رو در رو با آن کشور بود. جمهوری اسلامی تاکنون نه به طور مستقیم بلکه به میانجی نیروهای نیابتی‌اش با اسرائیل جنگیده است.

    پرسش این است که جمهوری اسلامی چه پاسخی به این حملۀ اسرائیل به خاک ایران خواهد داد؟ از یک هفته پیش همۀ ناظران داخلی و خارجی این پرسش را از خود می‌کنند. زیرا در عُرف بین‌الملل، کنسول‌گری یا سفارت‌خانۀ یک کشور خاک آن کشور به شمار می‌رود. با نگاهی به تاریخ دشمنی جمهوری اسلامی با اسرائیل می‌بینیم که ایران همیشه کوشیده است از درگیری مستقیم با اسرائیل بپرهیزد. از همین رو، کارشناسان حدس می‌زنند این بار نیز ایران به رغم خط و نشان‌هایی که می‌کشد، وارد درگیری مستقیم با اسرائیل نخواهد شد.

    نزدیک به ۶ ماه پیش در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۳ یعنی دو هفته پس از حملۀ حماس به جنوب اسرائیل، وبگاه تابناک مقاله‌ای به قلم عماد آبشناس، با این عنوان چاپ کرد: چرا ایران وارد جنگ با اسرائیل نمی‌شود؟ وبگاه تابناک وابسته به سپاه پاسداران و نویسندۀ مقاله، پژوهشگر مطالعات خاورمیانۀ دانشگاه تهران و مشاور مطبوعاتی سیاستمداران ارشد ایران است. در نتیجه، مقاله بازتاب دیدگاه‌های رهبران جمهوری اسلامی است.

    از نظر نویسندۀ مقاله، ایران به چند دلیل از جنگ مستقیم با اسرائیل خودداری می‌کند. نخست اینکه با اسرائیل مرز مشترک ندارد تا با آن کشور وارد جنگ شود و اگر چنین مرزی وجود می‌داشت، اسرائیل نیز می‌توانست به ایران حمله کند. دوم اینکه اگر پای ایران به جنگ با اسرائیل باز شود، ایالات متحد و کشورهای غربی به حمایت از اسرائیل برخواهند خاست و با ایران وارد جنگ خواهند شد.

    سومین دلیل نویسنده این است که هرچند ایران اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد اما چون اسرائیل عضو سازمان ملل است، در نتیجه، وارد شدن ایران به جنگ با اسرائیل به نوعی تخلف از منشور سازمان ملل خواهد بود. دلیل چهارم اینکه ایران با مردم یهود یا فلسطینی‌ها مشکلی ندارد و اگر بخواهد حمله‌ای به خاک اسرائیل بکند احتمالاً تعداد زیادی از مردم یهودی و فلسطینی کشته خواهند شد. هدف ایران نابودی یهودی‌ها نیست بلکه ایجاد شرایط امن برای زندگی مسالمت آمیز یهودی‌ها و فلسطینی‌ها در شرایط مساوی و عادلانه و حفظ حقوق انسانی آنان در این منطقه است.

    نویسندۀ مقاله در پایان می‌افزاید: اما اگر اسرائیل به ایران حمله کند، آنوقت شرایط فرق می کند و ایران رسما حق آن را پیدا می کند تا واکنشی بسیار شدیدتر نشان دهد. بررسی روندِ صنعت تسلیحاتی ایران نشان می دهد که ایران خود را برای چنین شرایطی آماده کرده است.

    نویسنده سپس به توضیح برتری استراتژیکی ایران می‌پردازد و می‌نویسد: شرایط جغرافیایی ایران به گونه‌ای است که اسرائیلی‌ها یا آمریکایی‌ها برای انجام هرگونه عملیاتی برضد ایران نیاز به آن دارند که هواپیماهای خود را به پرواز درآورند تا بتوانند از زاویه‌های مناسب به تأسیسات ایران حمله کنند. در حالی که شرایط جغرافیایی اسرائیل و یا اماکن استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه به گونه‌ای است که ایران خیلی راحت می تواند آن‌ها را با خاک یکسان کند.

    به این ترتیب، باید منتظر پاسخ جمهوری اسلامی به حملۀ اسرائیل به کنسول‌گری ایران باشیم. کم و بیش همۀ مسئولان از ضرورت پاسخ‌گویی سخن می‌گویند. گروهی معتقد به پاسخ شدید و فوری‌اند، اما گروهی دیگر «صبر استراتژیک» را توصیه می‌کنند و بر این عقیده‌اند که پاسخ باید هوشمندانه، با تدبیر و دقیق باشد.

    جواد منصوری، نخستین فرمانده سپاه پاسداران، در گفت و گو با خبر آنلاین در ۲۰ فروردین (۸ آوریل) می‌گوید: پاسخ جمهوری اسلامی ممکن است اشکال گوناگون داشته باشد. مهم این است که ضربه‌ای به اسرائیل بزنیم. لزومی ندارد که این ضربه با عملیات آن کشور مانند ترور برابری کند. برای مثال، ممکن است شبکۀ برق اسرائیل را مختل کنیم.

    به عقیدۀ او، یکی از دلایلی که جمهوری اسلامی اقدام مستقیم و متقابل برضد اسرائیل نمی‌کند، این است که ما نمی‌خواهیم با یک اقدام در دام دشمن بیفتیم و این نکتۀ بسیار ظریفی است. اسرائیل به یقین می‌خواهد جنگ را در منطقه گسترش دهد و منطقه را در یک ناامنی گسترده درگیر کند و مشکلاتی برای ایران به وجود بیاورد.

    در اینجا جا دارد به استدلال حَکَم امهَز، کارشناس لبنانی و از نزدیکان حزب‌الله، نیز اشاره‌ای بکنیم. او در گفت و گویی با خبرگزاری مهر در ۱۹ فروردین (۷ آوریل) می‌گوید: ایران به دلیل پایبندی‌اش به قوانین بین‌المللی بعید است که مانند اسرائیل به سفارت یا کنسول‌گری آن کشور در کشور دیگری حمله کند. اما پاسخ ایران حتمی است و به یقین انجام خواهد شد. به هر حال، اسرائیل کنسول‌گری ایران را هدف قرار داده و بدین‌سان، حاکمیت ایران را نقض کرده است. زیرا سفارت و کنسول‌گری ایران به معنی سرزمین ایران است. بنابراین، ایران نمی‌تواند بپذیرد که اسرائیل معادله جدیدی را در این چارچوب تحمیل کند.

    به گفتۀ این کارشناس، پاسخ ایران حتمی است. این پاسخ دارای پیامی به اسرائیل و آمریکا خواهد بود. ایران می‌داند که اسرائیل جز با کمک آمریکا نمی‌توانست چنین کاری انجام دهد، بنابراین پاسخ ایران سخت و دردناک و بازدارنده خواهد بود، اما منطقه را به سوی جنگ نخواهد برد. ایران معادله را با توجه به شرایط فعلی محقق خواهد کرد و همانطور که اسرائیل به منافع ایران تعرض کرده، ایران نیز به درستی و شایستگی پاسخ خواهد داد.

    حال ببینیم امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجۀ ایران، در این باره چه می‌گوید؟ او روز دوشنبه ۲۰ فروردین (۸ آوریل) در یک نشست خبری مشترک با فیصل مِقداد، وزیر امور خارجۀ سوریه، در دَمِشق گفت: اسرائیل با موافقت آمریکا این حمله را انجام داده است. با این حال، افزود: آمریکایی‌ها با ارسال پیامی به ایران گفته‌اند هیچ هماهنگی‌ میان آن‌ها و اسرائیل در حمله به کنسول‌گری ایران در دَمِشق وجود نداشته است.

    امیر عبداللهیان سپس گفت: پاسخ به اسرائیل در میدان روشن خواهد شد. با این حال، روز دوشنبه ۲۰ فروردین (۸ آوریل) رسانۀ عرب زبان «جادۀ ایران» در خبری اعلام کرد که ایران به آمریکا پیام داده است به شرطی از پاسخ نظامی به اسرائیل صرف‌نظر می‌کند که آتش‌بس در غزه برقرار شود.

    باری، با توجه به همۀ این گفته‌ها و خبرهاست که بی پاسخ گذاشتن حملۀ اسرائیل به کنسول‌گری ایران در سوریه به یک معما تبدیل شده است.

    10 min
  • صندوق‌های رأی ترکیه، عرصۀ نبرد اسلام سیاسی و لائیسیته

    روز یکشنبه ۳۱ مارس رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور اسلام‌گرای ترکیه، و حزب حاکم او، «عدالت و توسعه» یا «آکپارتی»، در انتخابات محلی آن کشور شکست سنگینی خوردند. در استانبول، بزرگ‌ترین شهر ترکیه، اکرم امام‌اوغلو، نامزد حزب لائیک «جمهوری‌ خلق» بار دیگر در مقام شهردار انتخاب شد؛ او نامزد حزب عدالت و توسعه را در این شهرِ ۱۶ میلیونی با اختلاف بیش از ۱۱ درصد یعنی در حدود یک میلیون رأی شکست داد.

    نامزد حزب جمهوری‌ خلق در آنکارا، پایتخت ترکیه، نیز بر رقیب خود پیروز شد. این حزب هم‌چنین با نتایج چشمگیر کنترل شهرداری‌های چندین شهر بزرگ و مهم ترکیه مانند بورسا، چهارمین شهر بزرگ ترکیه، و بالیکسیر، شهری در شمال غربی آن کشور، را به دست گرفت. کنترل شهرداری‌های ازمیر، آدانا و شهر ساحلی آنتالیا نیز در دست این حزب باقی ماند. در دو دهۀ گذشته نخستین بار است که حزب «عدالت و توسعه» در بسیاری از شهرها و مناطق ترکیه انتخابات را اینچنین به رقیب اصلی خود می‌بازد.

    حزب جمهوری‌ خلق ادامۀ تاریخی حزبی است که مصطفی کمال آتاتورک در سال ۱۹۲۳ زیر عنوانِ «فرقۀ خلق» بنیان گذاشت. این حزب از ۱۹۲۳ تا ۱۹۴۵ جز در دو دورۀ کوتاه تنها حزب ترکیه بود. در ۱۷ اکتبر ۱۹۲۴ حزبی به نام «فرقۀ جمهوریتِ ترقی‌‌پرور» ظهور کرد، اما در ۳ ژوئن ۱۹۲۵ دولت آن را به بهانۀ شورشِ«شیخ سعید پیران» که قصد براندازیِ جمهوریِ ترکیه را داشت، ممنوع کرد. از آن پس بود که «فرقۀ خلقِ» آتاتورک «فرقۀ جمهوریتِ خلق» نام گرفت و اکنون با نام «حزب جمهوری‌ خلق» استوارترین دژِ لائیسیته در ترکیه است.

    در اوت سال ۱۹۳۰ نیز هنگامی که آتاتورک از بی‌اعتنایی مردم به انتخابات نگران شده بود، اجازه داد حزب دیگری به نام «حزب جمهوری‌خواه لیبرال» تشکیل شود. آن حزب در انتخابات پارلمانی در ۵ اکتبر ۱۹۳۰ به پیروزی‌هایی دست یافت. بسیاری از مردم در شهرهای کوچک و روستاها که از اصلاحات آتاتورک به هراس افتاده بودند به آن حزب پیوستند اما حزب زیر تأثیر افکار و گرایش‌هایِ دینیِ آنان خیلی زود به حزبی مذهبی و ضد لائیک تبدیل شد.

    با پیروزیِ چشمگیر آن حزب در انتخابات شهرداری‌ها آتاتورک به حیات آن حزب پایان داد. «فرقۀ جمهوریتِ خلق» یا همان «حزب جمهوری‌ خلق» آن حزب را به هم‌گامی با اقلیت‌هایِ قومی- مذهبی، همکاری با بیگانگان و هم‌نشینی با مدافعانِ بازگشت به امپراتوریِ عثمانی متهم کرد، چنان که حزب در ۱۷ دسامبر ۱۹۳۰ منحل شد.

    تا سال ۱۹۴۵ حزب جمهوری‌ خلق یکه‌تاز میدان قدرت در ترکیه بود. نظام پارلمانی کثرت‌گرا که از سال ۱۹۴۶ جایگزین نظام تک‌حزبی استوار بر کمالیسم شد، فرصتی برای پا گرفتن احزاب اسلام‌گرا فراهم آورد و راه را برای ورود اسلام‌ سیاسی به عرصۀ سیاست ترکیه هموار کرد. البته کمالیست‌ها با تصویب قوانینی کوشیدند راه را بر قدرت گرفتن احزاب اسلام‌گرا ببندند، اما آن‌ها از راه‌های گوناگون و با عوض کردن نام‌هاشان توانستند به حیات خود ادامه دهند، چنان که ارتش نیز با کودتاهای پی در پیِ نظامی‌ از عهدۀ سد کردن راه آن‌ها برنیامد.

    سرانجام، حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه (آکپارتی) در سال ۲۰۰۲ با تکیه بر امور اقتصادی و پیروزی در این عرصه به قدرت رسید و تاکنون توانسته است زمام امور ترکیه را در دست داشته باشد. اما امروز اوضاع ترکیه از نظر اقتصادی بسیار بد است و این بی‌شک یکی از علت‌های شکست اردوغان و حزب اوست. تورم در آن کشور بالای ۶۰ درصد است. برپایۀ آمارهای معتبر، کسری بودجۀ دولت در سه ماه اول سال ۲۰۲۳ نزدیک به ۱۴ میلیارد دلار بود. کاهش ارزش لیر ادامه دارد. در ده ماه گذشته دلار از ۲۰ لیر ترکیه به ۳۲ لیر رسیده و میلیون‌ها شهروند ترکیه از فقر و تورم به ستوه آمده‌اند.

    زمین لرزۀ ۹ فوریۀ ۲۰۲۳ نیز ضربۀ شدیدی به اعتبار اردوغان زد. بیشتر شرکت‌های ساختمانی و عملیات ساختمانی عمومی و خدمات رسانی جزو شبکۀ مشتریان حزب «عدالت و توسعه» و خود اردوغان بودند. در آن زمین لرزه معلوم شد که شرکت‌های ساختمانی بدون در نظر گرفتن ضوابط و هنجارهای ایمنی ساختمان‌ سازی کرده‌اند. تأخیر در امداد رسانی نیز بسیار به اعتبار اردوغان لطمه زد. به همین سبب، در انتخابات اخیر بعضی شهرهای زلزله زده مانند «آدیامان» نیز از حزب «عدالت و توسعه» روی گرداندند.

    در کارزارهای انتخابات اخیر، اردوغان ده‌ها وزیر کابینه‌اش را در استانبول و آنکارا روانۀ خیابان‌ها کرد تا با مردم دیدار کنند و از آنان بخواهند به مخالفان اردوغان رأی ندهند. اما همۀ این کوشش‌ها بی‌نتیجه ماند و حزب عدالت و توسعه متحمل سنگین‌ترین شکست تاریخ ۲۳ سالۀ خود شد.

    بسیاری از کارشناسان معتقدند که این شکست برای حزب اردوغان و اسلام‌گرایان در قدرت شکستی جبران ناپذیر است. به گفتۀ آنان، پیروزی چشمگیر حزب لائیک «جمهوری‌ خلق» در این انتخابات نویدبخش دگرگونی اساسی در ساختار سیاست در ترکیه است. در دوهۀ گذشته مردم ترکیه حاکمیت اسلام سیاسی را در همۀ زمینه‌ها آزمودند و به نظر می‌رسد تصمیم گرفته‌اند زمام امور کشورشان را از اسلام‌گرایان پس بگیرند و آن را به دست نیروهای لائیک بسپارند.

    بعضی از کارشناسان معتقدند نیروهای لائیک ترکیه و در رأس آن‌ها «حزب جمهوری‌ خلق» به شرطی می‌توانند قدرت را در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۸ از اسلام‌گرایان پس بگیرند که از سنگرهایی که در این انتخابات به دست آورده‌اند، با کاردانی، پاکی و صداقت پاسداری کنند. بی‌گمان، پیروزی لائیسیته در ترکیه نویدبخش دگرگونی در ساختار سیاسی ایران و دیگر کشورهای منطقه نیز خواهد بود.

    10 min
  • بی‌اعتنایی روسیه و ایران به هشدارهای آمریکا دربارۀ احتمال عملیات داعش خراسان

    شامگاه روز جمعه سوم فروردین برابر با  ۲۲ مارس، اندکی پس از حملۀ تروریستی به  تالار کنسرت «کروُکوس» در حومۀ شهر مسکو، «داعش خراسان» در بیانیه‌ای در کانال تلگرامی خود مسئولیت آن حمله را به عهده گرفت و از طریق آژانس خبری و تبلیغاتی‌اش به نام «اعماق» مدعی شد که جنگجویانش سالم به پایگاه خود بازگشته‌اند. اما مقام‌های رسمی دولت روسیه از جمله ولادیمیر پوتین این ادعا را نپذیرفته‌اند و مدعی‌اند دولت اوکراین در آن حمله دست داشته است.

     

    به گفتۀ سرویس‌های امنیتی روسیه، چهار متهم اصلیِ حمله به تالار کنسرت «کروُکوس» هنگام فرار در نزدیکی مرز اوکراین دستگیر شدند. این چهار تن روز یکشنبه ۲۴ مارس با سر و روی زخمی در دادگاه حاضر شدند و پس از تفهیم اتهام به جرم خود اعتراف کردند. آنان شهروندان کشور تاجیکستان اند و با روادید موقت یا تمدید نشده در روسیه بودند.  

    گفته می‌شد دولت تاجیکستان در آغاز اعلام کرد که آن چهار تن تبعۀ تاجیکستان نیستند، اما روز دوشنبه خبرگزاری‌های روسیه خبر دادند امامعلی رحمان، رئیس جمهور تاجیکستان، از پدر و مادرهای تاجیک خواسته است به آموزش کودکان خود توجه بیشتری بکنند. افزون بر این چهار متهم اصلی، هفت تن دیگر نیز در ربط با این پرونده دستگیر شده‌اند.

    کم و بیش همۀ کارشناسان تروریسم و منابع غربی آن حمله را کار داعش خراسان می‌دانند. از سوی دیگر، شبکه خبری «سی ان ان» آمریکا جمعه شب به نقل از سخنگوی «شورای امنیت ملی آمریکا» اعلام کرد که دولت آمریکا در اوایل ماه مارس از احتمال حمله تروریستی به تجمعات بزرگ، از جمله کنسرت‌ها در مسکو آگاه شده بود و نه تنها به شهروندان آمریکایی در روسیه هشدار داده بود، بلکه به پیروی از سیاست دیرینۀ خود در زمینۀ تروریسم، اطلاعات لازم را در این باره با مقام‌های روسیه در میان گذاشته بود.

    حملۀ تروریستی روز جمعه به تالار کنسرتِ کروُکوس مرگبارترین حملۀ تروریستی به پایتخت روسیه در دهه‌های گذشته بود و کمتر از یک هفته پس از پیروزی پوتین در انتخابات انجام گرفت. البته این حمله نخستین عملیات تروریستی داعش خراسان در روسیه نبود. این کشور سال‌هاست به یکی از هدف‌های اصلی تروریسم داعش تبدیل شده است.

    داعش خراسان در سال‌های اخیر چندین حملۀ تروریستی در خاک روسیه انجام داده است، از جمله بمب گذاری در متروی سن پترزبورگ در ۳ آوریل ۲۰۱۷.  در ۷ مارس ۲۰۲۴ سرویس‌های اطلاعاتی روسیه گزارش دادند که یک حملۀ داعش را به کنیسه‌ای در منطقه کالوگا در جنوب غربی مسکو خنثی کرده‌ و جنگجویان داعش را کشته‌اند.

    به نوشته روزنامه انگلیسی گاردین، این گروه تروریستی سال‌هاست نگاه دشمنانۀ خود را به سوی روسیه گردانده است. از زمانی که نیروهای آمریکایی پس از بیست سال حضور نظامی در سال ۲۰۲۱ افغانستان را ترک کردند، «داعش خراسان» روسیه را به یکی از دشمنان اصلی خود تبدیل کرد. نخستین دشمن اصلی این گروه، جمهوری اسلامی ایران در مقام دولت شیعه مذهب در جهان اسلام است. بسیاری از کارشناسان، یکی از عناصر سازندۀ هویت داعش را دشمنی آشتی‌ناپذیر با مذهب شیعه می‌دانند. زیرا در ایدئولوژی داعش شیعیان مرتد فطری‌اند.

    از نظر داعش، روسیه جدا از حمایتش از بشار اسد و کشتار مخالفان او در جنگ داخلی سوریه، به سبب روابط دوستانه‌اش با جمهوری اسلامی نیز باید مجازات شود. از سوی دیگر، آن کشور هنوز بر بخشی از خراسان بزرگ حاکم است. خراسان بزرگ سرزمینی تاریخی است و در گذشته، شرق و شمالِ شرقیِ ایران، جَنوب و جَنوب شرقیِ ترکستان، جَنوب شرقی ازبکستان، سراسر افغانستان، تاجیکیستان و بخش‌هایی از پاکستان را شامل می‌شد.

    اما درطرحِ آرمانیِ داعش، ولایتِ خراسان، سرزمین‌های قفقاز، چچن، داغستان، ایالت سین جیانگ چین، شمال هند، کَشمیر، بنگلادش، افغانستان، پاکستان، ایران، مالزی، اندونزی، میانمار و حتی فیلیپین را نیز دربرمی‌گیرد. از چند سالِ پیش کارشناسانی پیش‌بینی می‌کردند که داعش اگر در عراق و سوریه شکست بخورد و بساطش را در خاورِ میانه برچیند، بر فعالیت‌هایش در افغانستان خواهد افزود. رهبران و فرماندهان شاخۀ خراسانِ داعش از بومیان افغانستان و پاکستان اند و افرادی از سازمان القاعده، حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و سازمانِ «تحریکِ طالبان پاکستان» در آن حضور دارند.

    جالب این که هم دولت ایران و هم دولت روسیه می‌کوشند عملیات تروریستی این گروه را در خاک خود انکار کنند و به رغم پذیرش رسمی مسئولیت عملیات از طرف داعش، دیگران را متهم می‌کنند. مقام‌های امنیتی آمریکا جمهوری اسلامی را نیز همین چندی پیش از احتمال عملیات تروریستی داعش خراسان در خاک ایران آگاه کرده بودند. اما رهبران جمهوری اسلامی نیز مانند رهبران روسیه اعتنایی به هشدار آمریکایی‌ها نکردند.

    برای مثال، روز پنجشنبه ۴ ژانویه ۲۰۲۴ برابر با ۱۴ دی‌ماه یک روز پس از انفجارهای مرگبار کرمان در چهارمین سالگرد کشته شدن قاسم سلیمانی، گروه داعش با انتشار اطلاعیه‌ای مسئولیت آن انفجارها را به عهده گرفت. فردای آن روز خبرگزاری رویترز برپایۀ اطلاعات دقیق و انکارناپذیر، «شاخۀ خراسان داعش» را مسئول آن دو انفجار اعلام کرد. در حالی که رسانه‌های ایران اسرائیل و آمریکا را مسئول آن انفجارها معرفی ‌می‌کردند.

    در نهم ژوئن ۲۰۱۴ هنگامی که شبه نظامیان داعش شهر موصِل را تسخیر کردند و رهبر آنان، ابوبکر البغدادی، در ۲۹ ژوئن آن سال در مسجد جامعِ موصل اعلام خلافت کرد، قرار شد «خلافتِ اسلامی» پس از چیرگی بر عراق و سوریه قلمروش را در دو جهت گسترش دهد. یکی در جهت شمال افریقا و تسخیر همۀ سرزمین‌هایی که در گذشته جزو خلافت اسلامی بودند از جمله اسپانیا، و دیگری در جهت شرق و «تشکیل خراسان بزرگ» که زیر عنوان «ولایت خراسان» از آن یاد می‌کنند.

    داعش در عراق و سوریه شکست خورد اما ایدئولوژی آن به حیات خود ادامه می‌دهد. دولت ایران و دولت روسیه نمی‌خواهند اعتراف کنند که سرویس‌های امنیتی‌شان توانایی خنثی کردن طرح‌های تروریستیِ داعش خراسان را در خاک آن کشورها ندارند. منبع الهام تروریست‌های داعش خراسان ایدئولوژی برانگیزنده‌ و ساختمندی است که به نظر می‌رسد در میان گروه‌هایی از مسلمانان سنی‌مذهب آسیای میانه به ویژه جوانان جاذبه دارد.

    بعضی از کارشناسان معتقدند که آمریکایی‌ها به سبب حضور درازمدت‌شان در افغانستان هنوز امکاناتی در آن سرزمین دارند که اجازه می‌دهد سرویس‌های امنیتی‌شان از طرح‌های تروریستیِ داعش خراسان آگاه شوند. اگر چنین چیزی حقیقت داشته باشد، بی‌گمان پذیرفتن آن برای دولت‌های روسیه و ایران نه تنها دشوار بلکه مایۀ سرافکندگی است.

    11 min
  • آزادی، برابری، برادری: سه اصل اساسی جمهوری فرانسه و دشمنان آن

    آزادی، برابری، برادری، سه اصل اساسی و به هم پیوستۀ شعار رسمی جمهوری فرانسه‌اند. این شعار در مادۀ ۲ قانون اساسی ۴ اکتبر ۱۹۵۸ آن کشور معروف به قانون اساسی جمهوری پنجم آمده است. از مارس ۱۹۸۷ کشور هائیتی نیز این شعار را در مادۀ ۴ قانون اساسی خود گنجانده است.

     

    میان سه جزء این شعار پیوندی ناگسستنی وجود دارد. ژان ژاک روسو، فیلسوف نامدار قرن هیجدهم، برابری را گوهر آزادی می‌‌دانست و معتقد بود که این مفهوم نیز مانند آزادی باید الزام قانونی داشته باشد. می‌گفت: «هیچ شهروندی آن قدر توانگر نیست که بتواند شهروند دیگری را بخرد و هیچ شهروندی آن قدر تهیدست نیست که خود را بفروشد». از نظر روسو، الزام آور بودن «برابری» از نظر قانون، سبب می‌شود که این مفهوم از حالت مجرد بیرون آید و به مفهومی مشخص تبدیل شود و بدین‌سان، جنبۀ اجتماعی پیدا ‌کند.

    بنابراین، در جمهوری فرانسه آزادیِ همگان در گروِ برابری قانونی همۀ شهروندان است. با توجه به این اصل، هرگونه تبعیض نژادی در جمهوری فرانسه نه تنها زشت و ناپسند بلکه جرم شمرده می‌‌شود. از نظر بسیاری از مورخان غربی، تبعیض نژادی یا نژادپرستی با شرح و تفسیر به ظاهر علمی یکی از جریان‌های فکری نکوهیده وشرم‌آور تاریخ غرب است. در این باره، پژوهش‌های علمی بسیار انجام گرفته است.

    مورخان، نخستین نظریه‌پرداز نژادپرستیِ مدرن را کُنت آرتور دوُ گوُبینو، نویسنده و خاورشناس قرن نوزدهم فرانسه، می‌دانند. دیدگاه‌های او دربارۀ نابرابری نژادها در آلمان قرنِ نوزدهم طرفداران بسیار پیدا کرد و به یکی از سرچشمه‌های ایدئولوژیکی جنبش نازیسم تبدیل شد. اما گوبینو در خود فرانسه متفکری کم و بیش حاشیه‌ای باقی ماند. با این حال، تاریخ فرانسه با نژادپرستی بیگانه نیست و بعضی از احزاب و سازمان‌های راست افراطی در این کشور از قرن نوزدهم تاکنون همواره به آن دست یازیده‌اند.

    این احزاب و سازمان‌ها به شیوه‌های گوناگون کوشیده‌اند نژادپرستی را در این کشور رواج دهند و گروه‌های هرچه بیشتری از مردم را با خود همراه کنند. در چند دهۀ گذشته افزایش شمار مهاجران از جمله مهاجران افریقایی و مسلمان به ویژه گسترش اسلام‌گرایی در این کشور به جریان‌ها‌ی راست افراطی و گرایش‌های نژادپرستانه میدان داده است. با این حال، گروه‌های بزرگی از مردم فرانسه از نژادپرستی بیزاری می‌جویند.

    از اوایل ماه مارس ۲۰۲۴ چندین گروه راست افراطی در بعضی از رسانه‌های فرانسوی به ویژه در گردهم‌آیی‌ها و شبکه‌های اجتماعی کارزار نژادپرستانۀ گسترده‌ای را برضد یکی از خوانندگان پرطرفدار فرانسوی به راه انداخته‌اند چنان که سازمان‌های ضدنژادپرستی ناگزیر شده‌اند رسماَ شکایت کنند و از دستگاه قضایی کشور بخواهند به این کارزار ضدانسانی رسیدگی کند و کنشگران سرشناس آن را به پای میز محاکمه بکشاند.

    ماجرا از آنجا آغاز شد که در ۲۹ فوریه شایعه‌ای در هفته‌نامۀ اکسپرس به چاپ رسید که بنابرآن، گویا امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، «آیا ناکامورا»، خوانندۀ فرانسوی افریقایی تبار، را به کاخ الیزه دعوت کرده و از او خواسته است ترانۀ معروفی از «ادیت پیاف»، خوانندۀ بزرگ قرن بیستم فرانسه، را در مراسم افتتاح بازی‌های المپیک در ۲۶ ژوئیۀ امسال در پاریس اجرا کند. البته این شایعه را نه کاخ الیزه تأیید کرده و نه آیا ناکامورا.

    این خوانندۀ سیاه پوست فرانسوی زادۀ باماکوُ، پایتخت کشور مالی، است. او ۲۸ سال دارد و اکنون پرطرفدارترین خوانندۀ فرانسوی زبان در جهان است و گفته می‌شود هرماه بیش از بیست میلیون نفر از طریق «اسپاتیفای» آهنگ‌های او را گوش می‌کنند.

    کارزاری که جریان‌های راست افراطی برضد او به راه انداخته‌اند چنان گسترده است که بسیاری از روزنامه‌نگاران، نویسندگان، هنرمندان، دانشگاهیان و کنشگران سیاسی وظیفۀ خود دانسته‌اند آن را محکوم کنند. نمونه‌ای از ناپسندی و افراطی‌گری این کارزار را دو هفته پیش تنی چند از اعضای گروهکی به نام «بومیان» یا «فرانسوی زادگان» به نمایش گذاشتند. آنان بَنِری را با این مضمون در ساحل رود سن در پاریس آویختند: هیچ راهی نیست «آیا»! اینجا پاریس است نه بازار باماکوُ! این بَنِردر شبکه‌های اجتماعی در سطح بسیار گسترده‌ای پخش شد.

    عبارت «هیچ راهی نیست» اشاره به یکی از آهنگ‌های موفقیت آمیز خوانندۀ فرانسوی افریقایی تبار دارد. جالب این است که بعضی از گردانندگان اصلی این کارزار، خود خارجی تبار و مهاجرزاده‌اند. برای مثال اریک زِمور که حزب «بازگرفتن» را به راه انداخته یهودی الجزایری است یا ژان مسیحا از قبطی‌های مصر و زادۀ قاهره است. این دو از مخالفان سرسخت حضور مهاجران افریقاتی تبار و مغربی ‌تبار در فرانسه‌اند و در رسانه‌ها به ویژه رسانه‌های راست افراطی پیوسته حضور دارند.

    کارزار گسترده‌ای که جریان‌های راست افراطی با استناد به یک شایعه برضد خوانندۀ سیاه پوست فرانسوی به راه انداخته‌اند، نشانۀ چندین بحران ساختاری در جامعۀ فرانسه است. از سویی نشان‌دهندۀ بحران هویتی است و از سوی دیگر، نشانۀ هراسی است که حضور مهاجران و مهاجرزادگان در میان گروه‌هایی از مردم این کشور به وجود آورده است. پرسش این است که چرا بعضی از خارجی‌تباران سردمدار این بیگانه‌هراسی و حتی نژادپرستی شده‌اند؟ آیا نمونه‌های دیگری از این دست را در تاریخ می‌توان سراغ کرد؟

    9 min
  • بایدن، ترامپ، نتانیاهو و ایران

    شنبۀ گذشته نهم مارس جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا، در مصاحبه‌ای تلویزیونی گفت: گمان می‌کنم بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، با سیاستی که در جنگ با حماس در پیش گرفته، بیش از آنکه یاریگر اسرائیل باشد به آن آسیب می‌رساند.

    البته او پشتیبانی‌اش را از حق اسرائیل برای تعقیب و مجازات حماس پس از حملۀ ۷ اکتبر اعلام کرد، اما از نتانیاهو خواست که در فکر بی‌گناهانی باشد که جانشان را در این جنگ از دست می‌دهند.

    رئیس جمهور آمریکا از ماه‌ها پیش هشدار داده بود که اسرائیل به دلیل افزایش تلفات غیرنظامیان در غزه در معرض خطر از دست دادن حمایت بین‌المللی قرار دارد. او در مصاحبۀ تلویزیونی روز شنبه گفت که شمار بالای کشته شدگانِ فلسطینی برخلاف آن چیزی است که اسرائیل خود را نمایندۀ آن می‌داند و افزود که این اشتباه بزرگی است.

    رئیس جمهور امریکا هم‌چنین گفت که برای او تهاجم احتمالی اسرائیل به شهر رَفَح که در آن بیش از 1.3 میلیون فلسطینی پناه گرفته‌اند، «خط قرمز» است، اما این را نیز افزود که او هرگز به اسرائیل پشت نخواهد کرد. برای او دفاع از اسرائیل امری حیاتی است. بنابراین، هیچ خط قرمزی سبب نمی‌شود که او از دادن سلاح‌هایی مانند سامانۀ «گنبد آهنین» که نگهدارغیرنظامیان اسرائیلی در برابر حملات موشکی است، خودداری کند.

    بعضی از کارشناسان انتقادهای تند بایدن را به سیاست جنگی نتانیاهو در غزه حسابگری انتخاباتی در اوضاع و احوال کنونی آمریکا می‌دانند. اما مقام‌های اسرائیلی در کارزارهای انتخاباتی پیشین ریاست جمهوری نیز همواره نگران سیاست خارجی جو بایدن بودند و گمان می‌کردند که با پیروزیِ او در انتخابات ممکن است سیاست خارجی آمریکا در خاور میانه تغییر کند.

    البته تنها گفتار‌های انتخاباتی بایدن نبود که در میان رهبران اسرائیل نگرانی برمی‌انگیخت. جو بایدن در زمان ریاست جمهوریِ اوباما معاون رئیس جمهور بود و در این مقام هم در سیاست‌گذاری‌های دولت اوباما سهم داشت و هم یکی از کارگزاران سیاست‌هایِ آن دولت بود. آمریکا در زمان ریاست جمهوری اوباما برای نخستین بار قطعنامۀ شورای امنیت را در محکوم کردنِ شهرک‌سازی‌های اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی وتو نکرد.

    بایدن در عین حال مخالف انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به اورشلیم بود. هرچند گفته بود که در صورت انتخاب شدن در نظر ندارد سفارت آمریکا را دوباره به تل آویو بازگرداند. او هم‌چنین مخالف سرسخت الحاق سرزمین‌های فلسطینی به خاک اسرائیل است و قول داده بود در دیپلماسی آینده‌اش فلسطینیان جایگاه پیشین خود را بازیابند.

    بایدن در ماه‌های نخست زمامداری‌اش اعلام کرد که کمک‌های مالی آمریکا به «آژانس پناهندگان فلسطینی سازمان ملل» را از سر خواهد گرفت و قول داد چکی به مبلغ ۱۵۰ میلیون دلار برای فلسطینیان بفرستد که قرار بود ۷۵ میلیون دلار آن صرف طرح‌های توسعۀ نوار غزه و کرانۀ باختری رود اردن شود.

    سفیر اسرائیل در واشنگتن ناخوشنودی دولتش را بی‌درنگ به آگاهی سازمان ملل رساند و وزارت امور خارجۀ اسرائیل ناگزیر شد با صدور بیانیه‌ای محتوای ضد یهودی کتاب‌های درسی فلسطینی‌ها را که آژانس در اختیار کودکان فلسطینی قرار می‌دهد، یادآوری کند.

    اما دوستی و همبستگی ترامپ با اسرائیل به ویژه نتانیاهو بی‌قید و شرط است. اسرائیلی‌ها او را ضامن امنیت کشورشان می‌دانند. به گفتۀ کارشناسان، محبوبیت بی‌سابقۀ نتانیاهو در حزب جمهوری‌خواه آمریکا نتیجۀ حمایت بی‌دریغ ترامپ از او و سیاست‌های اوست. خروج ترامپ از توافق هسته‌ای وین، انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به اورشلیم، کشتن قاسم سلیمانی و کوشش در جهت عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی، چند نمونه از خدمات ترامپ به نتانیاهو است.

    به گفتۀ ژاک بِندِلاک، کارشناس اسرائیلی، روابط شخصی اوباما با نتانیاهو تیره بود، اما در زمان ریاست جمهوری او کمک‌های نظامی آمریکا به اسرائیل افزایش پیدا کرد. با این حال، در زمان ترامپ بود که این کمک‌ها با حمایت بی‌سابقۀ سیاسی همراه شد و در بودجۀ دفاعی اسرائیل بازتاب یافت. در نوامبر ۲۰۱۹ مایک پمپئو، وزیر امور خارجۀ ترامپ، اعلام کرد که آمریکا شهرک‌سازی‌های اسرائیل را غیرقانونی نمی‌داند. نتانیاهو به نشانۀ قدرانی از ترامپ شهرکی در بلندی‌های جولان به نام «دونالد ترامپ» افتتاح کرد.

    هم‌اکنون، سیاست جنگی نتانیاهو و آنچه در غزه می‌گذرد واکنشی در حزب جمهوری‌خواه برنمی‌انگیزد. از ۷ اکتبر به این سو، حمایت از اسرائیل در میان جمهوری‌خواهان به معنای حمایت از سیاست‌های نتانیاهوست. به گفتۀ ژاک بِندِلاک، جامعۀ یهودیان آمریکا در زمان ریاست جمهوری ترامپ، او را همچون پادشاه خود می‌پرستیدند و در شبکه‌های اجتماعی جایگاهی شبه‌الاهی به او می‌دادند. حدس می زنند که بیشتر یهودیان آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری امسال به ترامپ رأی خواهند داد.

    به گفتۀ بسیاری از کارشناسان، ایرانیان ساکن آمریکا نیز که در سه-چهار دهۀ اخیر به اقلیتی ثروتمند و قدرتمند تبدیل شده‌اند می‌توانند نقش کم و بیش مهمی در انتخابات ملی و محلی ایالات متحد بازی کنند. بیشتر آنان مخالف سرسخت جمهوری اسلامی‌اند. از نظر بسیاری از آنان، ترامپ با توجه به تجربۀ دوران زمامداری‌اش، در صورت انتخاب شدن می‌تواند به عمر جمهوری اسلامی پایان دهد و آرامش را به منطقه بازگرداند. گویا حزب جمهوری‌خواه به پشتیبانی مالی و سیاسی آمریکایی‌های ایرانی‌‌تبار امید بسته است. 

    اما کارشناسی مانند دوُمینیک دوُ ویل پَن، نخست وزیر و وزیر امور خارجۀ پیشین فرانسه، به قدرت رسیدن آدمی مانند ترامپ را زیانبار می‌داند. به عقیدۀ او، ریاست جمهوری ترامپ برای دموکراسی به طور کلی به ویژه در مقابله با خودکامگی و یکه تازی در جهان امیدبخش نیست. زیرا نه تنها به نظام دموکراتیک آمریکا آسیب خواهد رساند، بلکه راه را برای یکه تازیِ نظام‌های خودکامه مانند جمهوری اسلامی هموار خواهد کرد.

    10 min

About تاریخ تازه‌ها

From the publisher's feed

رویدادهای روز که خمیرمایۀ «اخبارِ» رسانه ها را تشکیل می دهند، فراوان ریشه در گذشته دارند و گاه بیش از آنکه حاصل گریز ناگهانی احوال روز باشند، نتیجۀ دیگرگون شدن هر چند کُند، اما ژرف و پایدار روزگاری…

More shows like تاریخ تازه‌ها

رادیو فردا by رادیوفردا

رادیو فردا

95 Listeners

پرگار by BBC Persian Radio

پرگار

473 Listeners

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,900 Listeners

صفحه ۲ by BBC Persian Radio

صفحه ۲

58 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,064 Listeners

همسایگان پلاک ١٢ ممیز ١ ـ  آموزش زبان فرانسه by ار.اف.ای / RFI

همسایگان پلاک ١٢ ممیز ١ ـ آموزش زبان فرانسه

6 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,994 Listeners

دانش و فنآوری by ار.اف.ای / RFI

دانش و فنآوری

3 Listeners

چشم‌انداز روز by ار.اف.ای / RFI

چشم‌انداز روز

2 Listeners

AbdiMedia | عبدی مدیا by Abdollah Abdi

AbdiMedia | عبدی مدیا

13 Listeners

ناظران by ار.اف.ای / RFI

ناظران

0 Listeners