Ganj e Hozour Programs

Ganj e Hozour Programs

By Parviz ShahbaziTechnology
Download on the App Store

Ganj e Hozour Programs episodes

  • Ganj e Hozour Program #87
    برنامه شماره ۸۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، شماره ۱۹۰۵
    اگر تو عاشقی غم را رها کن
    عروسی بین و ماتم را رها کن
    تو دریا باش و کشتی را برانداز
    تو عالم باش و عالم را رها کن
    چو آدم توبه کن وارو به جنت
    چه و زندان آدم را رها کن
    برآ بر چرخ چون عیسی مریم
    خر عیسی مریم را رها کن
    وگر در عشق یوسف کف بریدی
    همو را گیر و مرهم را رها کن
    وگر بیدار کردت زلف درهم
    خیال و خواب درهم را رها کن
    نفخت فیه من روحی رسیده‌ست
    غم بیش و غم کم را رها کن
    مسلم کن دل از هستی مسلم
    امید نامسلم را رها کن
    بگیر ای شیرزاده خوی شیران
    سگان نامعلم را رها کن
    حریصان را جگرخون بین و گرگین
    گر و ناسور محکم را رها کن
    بر آن آرد تو را حرص چو آزر
    که ابراهیم ادهم را رها کن
    خمش زان نوع کوته کن سخن را
    که الله گو اعلم را رها کن
    چو طالع گشت شمس الدین تبریز
    جهان تنگ مظلم را رها کن
    0 min
  • Ganj e Hozour Program #86
    برنامه شماره ۸۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، شماره ۲۰۲۹
    ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن
    وی آهوی معانی آمد گه چریدن
    ای عاشق جریده بر عاشقان گزیده
    بگذر ز آفریده بنگر در آفریدن
    آمد تو را فتوحی روحی چگونه روحی
    کو چون خیال داند در دیده‌ها دویدن
    این دم حکم بیاید تعلیم نو نماید
    بی‌گوش سر شنیدن بی‌دیده ماه دیدن
    داند سبل ببردن هم مرده زنده کردن
    هم تخت و بخت دادن هم بنده پروریدن
    آن یوسف معانی و آن گنج رایگانی
    خود را اگر فروشد دانی عجب خریدن
    کو مشتری واقف در دو دم مخالف
    در پرده ساز کردن در پرده‌ها دویدن
    ای عاشق موفق وی صادق مصدق
    می‌بایدت چو گردون بر قطب خود تنیدن
    در بیخودی تو خود را می‌جوی تا بیابی
    زیرا فراق صعب است خاصه ز حق بریدن
    لب را ز شیر شیطان می‌کوش تا بشویی
    چون شسته شد توانی پستان دل مکیدن
    ای عشق آن جهانی ما را همی‌کشانی
    احسنت ای کشنده شاباش ای کشیدن
    هم آفتاب داند از شرق رو نمودن
    ار نی به مرکز او نتوان به تک رسیدن
    خامش که شرح دل را گر راه گفت بودی
    در کوه درفتادی چون بحر برطپیدن
    تبریز شمس دین را هم ناگهان ببینی
    وآنگه از او بیابی صبح ابد دمیدن 
    0 min
  • Ganj e Hozour Program #451
    برنامه شماره ۴۵۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، ترجیعات شماره ۲۲هله خیزید که تا خویش ز خود دور کنیم
    نفسی در نظر خود نمکان شور کنیم
    هله خیزید که تا مست و خوشی دست زنیم
    وین خیال غم و غم را همه در گور کنیم
    وهم رنجور همی دارد ره جویان را
    ما خود او را به یکی عربده رنجور کنیم
    غوره انگور شد اکنون همه انگور خوریم
    وانچ ماند همه را بادهٔ انگور کنیم
    وحی زنبور عسل کرد جهان را شیرین
    سورهٔ فتح رسیدست به ما، سور کنیم
    ره نمایان که به فن راه‌زنان فرح‌اند
    راه ایشان بزنیم و همه را عور کنیم
    جان سرمازدگان را تف خورشید دهیم
    کار سلطان جهان‌بخش به دستور کنیم
    کشت این شاهد ما را به فریب و به دغل
    صد چو او را پس ازین خسته و مهجور کنیم
    تاکنون شحنهٔ بد او دزدی او بنماییم
    میر بودست، ورا چاکر و مأمور کنیم
    همه از چنگ ستمهاش همی زاریدند
    استخوانهای ورا بربط و طنبور کنیم
    کیمیا آمد و غمها همه شادیها شد
    ما چو سایه پس ازین خدمت آن نور کنیم
    بی‌نوایان سپه را همه سلطان سازیم
    همه دیوان سپه را ملک و حور کنیم
    نار را هر نفسی خلعت نوری بخشیم
    کوهها را ز تجلی همه چون طور کنیممولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۸۳۳پرس پرسان کین به چند و آن به چند
    از پی تعبیر وقت و ریش‌خند
    از ملولی کاله می‌خواهد ز تو
    نیست آن کس مشتری و کاله‌جو
    کاله را صد بار دید و باز داد
    جامه کی پیمود او پیمود بادمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۲۰۷فکر آن باشد که بگشاید رهی
    راه آن باشد که پیش آید شهی
    شاه آن باشد که از خود شه بود
    نه بمخزنها و لشکر شه شودمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۹۳۸مهربانی شد شکار شیرمرد
    در جهان دارو نجوید غیر درد
    هر کجا دردی دوا آنجا رود
    هر کجا پستیست آب آنجا دود
    آب رحمت بایدت رو پست شو
    وانگهان خور خمر رحمت مست شو
    رحمت اندر رحمت آمد تا به سر
    بر یکی رحمت فرو مای ای پسرمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۹۴۹غُل بخل از دست و گردن دور کن
    بخت نو در یاب در چرخ کهن
    ور نمی‌تانی به کعبهٔ لطف پر
    عرضه کن بیچارگی بر چاره‌گر
    زاری و گریه قوی سرمایه‌ایست
    رحمت کلی قوی‌تر دایه‌ایست
    دایه و مادر بهانه‌جو بود
    تا که کی آن طفل او گریان شود
    طفل حاجات شما را آفرید
    تا بنالید و شود شیرش پدید
    گفت ادعُوا الله بی زاری مباش
    تا بجوشد شیرهای مهرهاش
    هوی هوی باد و شیرافشان ابر
    در غم ما اند یک ساعت تو صبر
    فی السَّماء رزقُکم بشنیده‌ای
    اندرین پستی چه بر چفسیده‌ای
    ترس و نومیدیت دان آواز غول
    می‌کشد گوش تو تا قعر سفول
    هر ندایی که ترا بالا کشید
    آن ندا می‌دان که از بالا رسید 
    هر ندایی که ترا حرص آورد
    بانگ گرگی دان که او مردم درد
    3 hr 40 min
  • Ganj e Hozour Program #85
    برنامه شماره ۸۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، شماره ۱۵۳۷چرا شاید چو ما شه زادگانیمکه جز صورت ز یک دیگر ندانیمچو مرغ خانه تا کی دانه چینیمچه شد دریا چو ما مرغابیانیمبرو ای مرغ خانه تو چه دانیکه ما مرغان در آن دریا چه سانیممزن بر عاشقان عشق تشنیعتو را چه کاین چنینیم و چنانیمچنینیم و چنان و هر چه هستیماسیر دام عشق بی‌امانیمچرا از جهل بر ما می دوانینه گردون را چنین ما می دوانیمعجب نبود اگر ما را بخایندکه آتش دیده و پخته چو نانیموگر چون گرگ ما را می درانندچه چاره چون به حکم آن شبانیمچو چرخ اندر زبان‌ها اوفتادیمچو چرخ بی‌گناه و بی‌زبانیمحریف کهرباییم ار چو کاهیمنه در زندان چو کاه کاهدانیمنتاند باد کاه ما ربودنکه ما زان کهربا اندر امانیمتو را باد و دم شهوت ربایدنه ما که کهربای عقل و جانیمخمش کن کاه و کوه و کهربا چیستکه آنچ از فهم بیرون است آنیم 
    0 min
  • Ganj e Hozour Program #064
    برنامه شماره ۶۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، شماره ۷۶۷صنما جفا رها کن کرم این روا نداردبنگر به سوی دردی که ز کس دوا نداردز فلک فتاد طشتم به محیط غرقه گشتمبه درون بحر جز تو دلم آشنا نداردز صبا همی‌رسیدم خبری که می‌پزیدمز غمت کنون دل من خبر از صبا نداردبه رخان چون زر من به بر چو سیم خامتبه زر او ربوده شد که چو تو دلربا نداردهله ساقیا سبکتر ز درون ببند آن درتو بگو به هر کی آید که سر شما نداردهمه عمر این چنین دم نبدست شاد و خرمبه حق وفای یاری که دلش وفا نداردبه از این چه شادمانی که تو جانی و جهانیچه غمست عاشقان را که جهان بقا نداردبرویم مست امشب به وثاق آن شکرلبچه ز جامه کن گریزد چو کسی قبا نداردبه چه روز وصل دلبر همه خاک می‌شود زراگر آن جمال و منظر فر کیمیا نداردبه چه چشم‌های کودن شود از نگار روشناگر آن غبار کویش سر توتیا نداردهله من خموش کردم برسان دعا و خدمتچه کند کسی که در کف بجز از دعا ندارد
    0 min
  • Ganj e Hozour Program #450
    برنامه شماره ۴۵۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، شماره ۳۱۱۹نشانت کی جوید؟ که تو بی‌نشانی
    مکانت کی یابد؟ که تو بی‌مکانی
    چه صورت کنیمت؟ که صورت نبندی
    که کفست صورت به بحر معانی
    از آن سوی پرده چه شهری شگرفست
    که عالم از آن جاست یک ارمغانی
    به نو نو هلالی، به نو نو خیالی
    رسد، تا نماند حقیقت نهانی
    گدارو مباش و مزن هر دری را
    که هر چیز را که بجویی، تو آنی
    دلا خیمه خود بر این آسمان زن
    مگو که نتانم بلی می‌توانی
    مددهای جانت همه ز آسمانست
    از آن سو رسیدی همان سوی رانی
    گمان‌های ناخوش برد بر تو دل‌ها
    نداند که تو حاضر هر گمانی
    به چه عذر آید چه روپوش دارد
    که تو نانوشته غرض را بخوانی
    خنک آن زمانی که ساقی تو باشی
    بریزی تو بر ما قدح‌های جانی
    ز سر گیرد این دل عروج منازل
    ز سر گیرد این تن مزاج جوانی
    خنک آن زمانی که هر پاره ما
    به رقص اندرآید که ربی سقانی
    گرانی نماند در آن جا و غیری
    که گیرد سر مست از می گرانی
    به گفت اندرآیند اجزای خامش
    چنان که تو ناطق در آن خیره مانی
    چه‌ها می‌کند مادر نفس کلی
    که تا بی‌لسانی بیابد لسانی
    ایا نفس کلی، به هر دم کیاست
    کیت می‌فرستد، به رسم نهانی؟
    مگو عقل کلّی که آن عقل کل را
    به هر دم کسی می‌کند مستعانی
    که آن عقل کلّی شود جهل کلّی
    گر آبی نیابد ز بحر معانیمولوی، دیوان شمس، شماره ۴۲۴نوبت کهنه فروشان درگذشت
    نوفروشانیم و این بازار ماستمولوی، دیوان شمس، شماره ۶۰۹در خانه غم بودن از همت دون باشد
    و اندر دل دون همت اسرار تو چون باشد
    بر هر چه همی‌لرزی می‌دان که همان ارزی
    زین روی دل عاشق از عرش فزون باشد
    آن را که شفا دانی درد تو از آن باشد
    وان را که وفا خوانی آن مکر و فسون باشد******************ای نامه ی اسرار الهی که تویی
    وی آینه ی جمال شاهی که تویی 
    بیرون زتو نیست آنچه در عالم هست
    از خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی
    3 hr 52 min

More shows like Ganj e Hozour Programs

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,892 Listeners

طنزپردازی | tanzpardazi by tanzpardazi | طنزپردازی

طنزپردازی | tanzpardazi

1,159 Listeners

جافکری | Jafekri by Amirali Gh

جافکری | Jafekri

123 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,993 Listeners

MovarekhPodcast احمدهاشمی by احمد هاشمی

MovarekhPodcast احمدهاشمی

45 Listeners

زندگی مایندفول با مدیتیشن | مراقبه‌ی فارسی by مریم کاوه

زندگی مایندفول با مدیتیشن | مراقبه‌ی فارسی

346 Listeners

این نقطه by Hosein Aura

این نقطه

2,117 Listeners